عشق یعنی انتظار و انتظار                           در فراق تک سواری بی قرار

آن كه از كردار خود خشنود باشد، شرمندگي نخواهد كشيد

چشم براهت هستیم,یاحجت بن الحسن عسکری "ع "(عجل لولیک الفرج)

[تصویر:  s8ra8n60q40rcvujfrd.jpg]

پیشاپیش روزولایتمداری امام زمان(عج)خجسته ومبارکباد

آیت‌الله علوی گرگانی افزود: افرادی هستند که به خداوند نسبت دروغ می‌دهند، پیامبر خدا را تکذیب می‌کنند و خداوند نیز جایگاه آنان را در دوزخ قرار داده است.

وي با ذکر این مطلب که دسته دوم راست گویان هستند، تصریح کرد: خداوند پیامبر اکرم (ص) را رهبر راستگویان عالم و امیرالمومنین (ع) را در جایگاه بزرگترین بندگان خود قرار داده و بعد از آن کسانی را که پیامبر(ص) و امام علی(ع) را تصدیق کرده‌اند در اعداد برترین بندگان خود قرار داده است؛ جایگاه این افراد در قرآن در دنیا و آخرت تعریف شده است و از نعمات الهی در دنیا و آخرت بهره‌مند خواهند شد.

آيت‌الله علوي گرگاني در ادامه با ذکر این مطلب که خداوند تصدیق کنندگان نبوت و امامت را در دنیا و آخرت رستگار می‌کند،  تصریح کرد: در صحرای کربلا دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند؛ گروه راستگویان و دروغ گویان؛ عمر بن سعد بعد از نماز جماعت که خود امام آن بود، با فریاد الله اکبر به خیمه‌های امام حسین (ع) حمله کرد و به یارانش گفت: "نام من را به عنوان اولین حمله کننده به این خیمه ها در تاریخ ثبت کنید!"؛ به قول علامه بحرالعلوم، عمر بن سعد با فریاد الله اکبر که آمیخته با دروغ بود،  الله اکبر واقعی را به شهادت رساند.

آیت الله علوی گرگانی با بیان این که یاران امام حسین (ع) راستگوترین افراد تاریخ بودند که در حمایت از امامشان که ولی خدا بود تا آخرین قطره خون ایستادگی کردند، ادامه داد: امروز امام زمان (ع)  نیز از ما شیعیان چنین توقعی دارند؛ سعی کنید در جایی که به فعالیت مشغول هستید در خط امامت و ولایت قرار بگیرید و با تبعیت از ولایت فقیه، در نهایت رضایت امام زمان (ع) را جلب کنید.

وي گفت: همه عالم در محضر امام معصوم (ع) قرار دارد؛ رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام و علما نیز در خدمت امام زمان (ع) هستند و همه آحاد مردم باید در این مسیر حرکت کنند تا به جامعه مطلوب امام زمان (ع) برسیم.

اين مرجع تقليد با اشاره به این که اگر همه تلاش کنیم که باور به امامت را در وجود خود تعمیق ببخشیم به طور قطع از بسیاری از مفاسد در کشور جلوگیری خواهد شد، خاطر نشان کرد: اعتقاد راستین به امام زمان (ع) نه تنها جلوی مفاسد را می‌گیرد، بلکه باعث تعالی روح و جان جامعه خواهد شد.

ادامه نوشته

درك نیازهای شخصی

این 5 مورد به شما کمک می کنند تا این کار را راحت تر انجام دهید:

1- تشریح ارزش های اصولی فردی
2- درک نیازهای عاطفی و احساسی
3- تشخیص الگوهای مهرورزی
4- شناخت توانایی های بالقوه رابطه
5- چک آپ کلی سه ماهه در زمان نامزدی


1- تشریح ارزش های اصولی فردی

زمانی به ارزش های اصولی خود پی می برید که درک کاملی از نیازهای فردی خود داشته باشید.

دکتر جان وایت، رواندرمانگر و استاد دانشگاه تمپل معتقد است: "اینها همان خصوصیاتی هستند که در شخصیت شما شکل گرفته و امکان تغییرشان پایین میباشد. شما از کودکی با یک چنین مشخصاتی بزرگ شده اید و هر اتفاقی هم که در زندگیتان رخ دهد و هر چیزی هم که عوض شود، این خصوصیات به قوت خود باقی خواهند ماند."

ادامه نوشته

انسان خوب، كار نيك را فقط به خاطر نيكي انجام مي دهد نه براي مزد و پاداش

 

نيكي همه چيز را مغلوب مي كند و خودش هرگز مغلوب نمي شود

"بخداهیچ وقت عطرنزدم،هروقت میخواستم معطربشم ازته دل میگفتم:"یاحسین"

ام البنین

مادر آمده بود عمره. یک روز که از مسجدالنبی(ص)، خسته به هتل بازگشت، دلش گرفت. چشمان معصوم اصغر، محسن، جواد و رضا را مدام مقابل چشمانش می‌دید و بغض می‌کرد. سال‌ها از شهادت آنان می‌گذشت، ولی آن شب مادر بدجور هوایی شده بود. کمی اشک ریخت و خوابش برد.

ناگهان دید  که در باز شد و بچه‌ها یکی، یکی وارد اتاق شدند. هر چهار نفر، شانه به شانه ایستادند، مادر سلام کرد و گفت: خوش اومدین  مادر به فداتون

 کجا بودین؟ رضا لبخندی زد و گفت: سلام مامان جون! اومدیم تبریک بگیم.

مادر گفت : تبریک چرا؟

 بچه‌ها گفتند: شما یادت رفته، ولی ما یادمون مونده که فردا روز مادره، هر چهار نفر قرار گذاشتیم بیاییم، دستت رو ببوسیم و روزت رو تبریک بگیم. بچه‌ها دست مادر را بوسیدند و مادر روی ماهشان را.

همان لحظه از خواب پرید، رو کرد به مسجدالنبی و گفت: قربان میهمان نوازی‌ات یا رسول‌الله..

یادش بخیر

نقل ازیک دخترشهید:

من وبابام بهم یه قولی  داده بودیم..

من برای اینکه بابام به آرزوش برسه دعاکنم....

بابایی هم برام یه عروسک قشنگ درست کنه......

من دعاکردم....

پیکربابام ووقتی اوردن همراه ساکش یه عروسک  دست سازهم بود..........

یادهمه شهداصلوات

یادش بخیر

هوالشهید

به سوی جبهه می رفت ونگاهش سوی مادربود
وداعی کرد طولانی که گویی بار آخر بود

و او می رفت آهسته به سوی خاکریز عشق
وجبهه از حضور او پر از احساس باور بود

دو چشمش خیس از اشک و دلش لبریز از احساس
میان جمع بود اما دل او جای دیگر بود

عجب حال عجیبی داشت آن شب در دل سنگر
و او آماده پرواز مثل یک کبوتر بود

زمان حمله نزدیک و همه آماده رفتن
نوای کاروان آن شب پر از الله اکبر بود

چفیه روی دوش او به سر سربند یا حیدر
و او در کارزار جنگ چو سربازی دلاور بود

زمین دریایی از خون شد،زمرگ لاله های سرخ
و او مانند یک ماهی به شط خون شناور بود

که ناگه ترکشی خورد و تبسم کرد و پرپر شد
از او در ذهن من باقی، همان لبخند آخر بود.



 

برای زودتروراحت تررسیدن به کعبه عشاق وملکوت کربلا راه رسیدن شهدایندوبس.

چگونه با هر نوع شخصیت موثرترین ارتباط را برقرار کنیم؟

هر انسانی در دنیا بر اساس زندگی اش، تجربیاتش و ... شخصیتش به یکی از این مدل ها نزدیکتر است. هدف اصلی، شناخت درست تیپ شخصیتی افراد است و اینکه چگونه با هر فردی ارتباطی موثر برقرار کنیم.
همه ما آدم ها بنا به نیازهایی که داریم هر روز با افرادی در محل کار، تحصیل، خیابان، مترو، اتوبوس، مغازه و ... در ارتباط هستیم. گاهی در اولین برخورد یا اولین نگاه احساس بدی به ما دست می دهد و همین باعث می شود ادامه ارتباط باعث بحث و جدل شود و به هر دلیلی به مقصودمان نرسیم.
ممکن است شما در روابط خانوادگی دچار مشکل شده باشید. در صورتی که نیازمند ادامه ارتباط هستید، از طرفی گرفتار حرف و حدیث هایی شده اید که هیچ وقت تمامی ندارد و در هر بار ارتباط باعث گرفتاری های بیشتر شما می شود.

ادامه نوشته

هر چه كمتر آرزو داشته باشيد، محروميت هاي شما كمتر خواهد بود

عکس

عکس

http://www.8pic.ir/images/3od1lro7qqsfq9gw6n47.jpg

پیامدهای خجالتی ‌بودن درافراد

معمولا افراد كمرو و خجالتی در روابط اجتماعی و ارتباط برقرار‌كردن با دوستان و اقوام بویژه افراد غریبه، دچار  اضطراب می‌شوند و همین اضطراب روی شكل ظاهری آنها تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، به هنگام صحبت‌كردن چهره آنها سرخ می‌شود، عرق می‌كنند، ضربان قلبشان تند می‌زند، به نظر دستپاچه و نگران هستند، حس خوبی نسبت به اطرافیان ندارند و همیشه نگرانند كه دیگران راجع به آنها چگونه فكر می‌كنند بنابراین از ارتباط بر​قرار‌كردن با اقوام، دوستان و... كناره‌گیری می‌كنند.

بیشتر افراد خجالتی به علت این همه اضطراب و نگرانی كه دارند، توانایی‌های خودشان را دست‌كم می‌گیرند و این امر باعث می‌شود تا بیشتر فرصت‌های كاری و موقعیت‌های خوب اجتماعی را از دست بدهند.به هر حال این حس در روابط شخصی و خانوادگی، در محیط كار و نیز در تمام ابعاد مختلف زندگی حتی وقتی كه به كمك دوستان ، همكاران و... احتیاج دارند، تولید مشكل می‌كند.


ادامه نوشته

پیامدهای خجالتی ‌بودن درافراد

معمولا افراد كمرو و خجالتی در روابط اجتماعی و ارتباط برقرار‌كردن با دوستان و اقوام بویژه افراد غریبه، دچار  اضطراب می‌شوند و همین اضطراب روی شكل ظاهری آنها تاثیر می‌گذارد. به عنوان مثال، به هنگام صحبت‌كردن چهره آنها سرخ می‌شود، عرق می‌كنند، ضربان قلبشان تند می‌زند، به نظر دستپاچه و نگران هستند، حس خوبی نسبت به اطرافیان ندارند و همیشه نگرانند كه دیگران راجع به آنها چگونه فكر می‌كنند بنابراین از ارتباط بر​قرار‌كردن با اقوام، دوستان و... كناره‌گیری می‌كنند.

بیشتر افراد خجالتی به علت این همه اضطراب و نگرانی كه دارند، توانایی‌های خودشان را دست‌كم می‌گیرند و این امر باعث می‌شود تا بیشتر فرصت‌های كاری و موقعیت‌های خوب اجتماعی را از دست بدهند.به هر حال این حس در روابط شخصی و خانوادگی، در محیط كار و نیز در تمام ابعاد مختلف زندگی حتی وقتی كه به كمك دوستان ، همكاران و... احتیاج دارند، تولید مشكل می‌كند.


ادامه نوشته

فرشته کوچک

درِ مطب دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت در را شکستی! بیا تو. در باز شد و دختر کوچولوی نه ساله ای که خیلی پریشان بود به طرف دکتر دوید و گفت : آقای دکتر! مادرم! مادرم! و در حالی که نفس نفس میزد ادامه داد : التماس میکنم با من بیایید، مادرم خیلی مریض است. دکتر گفت :...

باید مادرت را اینجا بیاوری، من برای ویزیت به خانه کسی نمیروم. دختر گفت : ولی دکتر، من نمیتوانم، اگر شما نیایید او میمیرد! و اشک از چشمانش سرازیر شد.
دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت همراه او برود. دختر، دکتر را به طرف خانه راهنمایی کرد، جایی که مادر بیمارش در رختخواب افتاده بود. دکتر شروع کرد به معاینه و توانست با آمپول و قرص، تب او را پایین بیاورد و نجاتش دهد. او تمام شب را بر بالین زن ماند، تا صبح که علایم بهبودی در او دیده شد. زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده بود تشکرکرد. دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتماً میمردی! مادر با تعجب گفت : ولی دکتر، دختر من سه سال است که از دنیا رفته! و به عکس بالای تختش اشاره کرد. پاهای دکتر از دیدن عکس روی دیوار سست شد. این همان دختر بود! یک فرشته کوچک و زیبا

خدمت به خلق وظيفه نيست، بلكه لذت است زيرا سلامتي و شادماني را زياد مي كند

دستـخط و ارتـباط با شخصیـت انـسان

کسانى که دستخطى نامرتب دارند

احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت زیادى به استقلال خود مى دهند و ممکن است گاهى خیلى احساساتى رفتار کنند.

کسانى که دستخط مرتب و خوانایى دارند

مى توان این طور برداشت کرد که آن ها خودشان را بسیار کنترل مى کنند و دوست ندارند به راحتى شخصیت خود را لو بدهند. حتى گاهى اوقات برایشان مشکل است که احساساتشان را بروز دهند و آن را سرکوب مى کنند.

کسانى که خیلى کمرنگ مى نویسند

احتمال اینکه فردى حساس و دلسوز باشند بسیار زیاد است و موقعیت دیگران را حتى بیشتر از خودشان درک مى کنند و این امکان نیز وجود دارد که قادر به اثبات حرف خودشان نباشند و خیلى راحت ضربه مى خورند و وقتى دیگران از آن ها انتقاد مى کنند خیلى سریع از موضع خودشان عقب نشینى مى کنند.

ادامه نوشته

بدون شرح

بدون شرح

خود ارضایی چه گناهی دارد و در چه طبقه ای از گناهان قرار دارد؟

در این زمینه گفتنی است «استمنا» یا «خود ارضایی» یکى از راه‏هاى انحرافى در ارضاى میل جنسى است که نسل جوان را در معرض آسیب‏هاى جدى قرار می دهد.
این کار عادت بسیار زشت و زیان آوری است که می تواند استعداد و توانایی های فراوان یک جوان را به نابودی بکشاند و حال و آینده او را تباه کند.
استمنا و یا به عبارتی خود ارضایی، از نظر شرعی واخلاقی، حرام و گناه محسوب می شود. این عادت ناپسندی به لحاظ اخلاقی، بعد معنوی انسان را به سختی می آزارد، روح او را تاریک می نماید، آزادی معنوی انسان را سلب می کند و در مسیر خود سازی و کمال، آدمی را با چالش جدی مواجه می کند. مطابق تحقیقات انجام شده توسط روانشناسان، خود ارضایی نوعی اعتیاد و بیماری زشتی است که آثار و ضررهای فراوانی بر جسم و روان آدمی باقی می گذارد.
کسانی که گرفتار این عمل شنیع شده اند، آن را گریزگاهی فرعی و عاجل برای خارج شدن از فشار جنسی و پاسخی برای لذت طلبی خود تصور می کنند، در صورتی که اگرتوجه نمایند، بدین وسیله گرفتار آثار و تبعات زیان آوری می شوند که گاها قابل جبران نیست.
ادامه نوشته

قسمتی ازبیانات مقام معظم رهبری در 19 دی ماه

رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به ضرورت طرح صحيح اهداف، حرفهاي ناب ملت ايران در جهان و تدبير براي پيشبرد اين اهداف افزودند: اگر ملت عزيز و جوانان خوش روحيه و پر توان ايران، مسير خود را با پايداري ادامه دهند بدون شك و براساس سنت صادق الهي در زمان مناسب، همه آمال، آرزوها و شعارهاي «ملي، اسلامي و جهاني» آنان تحقق پيدا مي كند، مسير تاريخ عوض مي شود و زمينه براي ظهور حضرت وليعصر (عج) فراهم خواهد شد.

حضرت آيت الله خامنه اي همدستي دولتهاي استكباري را براي تحريم ايران و به ستوه درآوردن ملت يادآور شدند و افزودند: مستكبران برخلاف گذشته به صراحت اذعان مي كنند كه هدف تحريم ها، خسته كردن ملت، تحريك مردم به مقابله با جمهوري اسلامي، افزايش فشار بر مسئولان ايران و در نتيجه تغيير محاسبات مسئولان است.
ايشان افزودند: اما گرايش مردم اين سرزمين بزرگ، به مباني اسلام و انقلاب و عزت ملي ايرانيان روز به روز بيشتر مي شود و اين، درست نقطه مقابل خواست دشمنان است.


ايشان در تحليل عوامل تأثيرگذار در تقابل دولتهاي مستكبر با ملت ايران، هوشياري و زيركي ملت را كاملاً ضروري دانستند و خاطرنشان كردند: بايد با «تقواي جمعي و مراقبت و هوشياري همگاني»، متوجه طرحهاي دشمن باشيم و اجازه ندهيم هيچ مسئله اي، حواسمان را از دشمن پرت كند.
رهبر انقلاب، توصيه ها و تأكيدات مكررشان به مسئولان، مطبوعات و پايگاههاي اينترنتي را براي پرهيز از سرگرم كردن مردم به مسائل فرعي و نادرست، يادآوري كردند و افزودند: همه اين توصيه ها، بخاطر اين است كه بايد حواسمان به دشمن جمع باشد تا بفهميم كه دنبال چه طرح و هدفي است.
حضرت آيت الله خامنه اي در چارچوب منطق ارائه شده يعني هوشياري ملي براي درك اهداف و طرحهاي دشمن افزودند: بررسي رفتار و گفتار مستكبران، نشان مي دهد كه ذهن دشمن بر انتخابات مهمي كه 5 ماه ديگر يعني در خرداد 92، برگزار مي شود،‌متمركز شده است.


ايشان در تشريح اهداف، تكنيكها و روشهاي بيگانگان در قبال انتخابات يازدهم رياست جمهوري افزودند: آنها در درجه اول اگر بتوانند مانع برگزاري انتخابات مي شوند اما مي دانند كه نمي توانند بنابراين از اين مسئله مأيوسند.

فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد. فرعون پرسید کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد. شیطان گفت خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد.بعد خطاب به 
 فرعون گفت من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنیپس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی. شیطان پاسخ داد زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود میآید.


باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

آثار نماز در آیات الهی

۱٫ یاد کردن خدا از بنده‎ خود :
خداوند در سوره طه می فرماید:«اقم الصلوه لذکری»[۵] نماز ذکر و یاد خداست. این آیه وقتی در کنار این آیه شریفه «فاذکرونی اذکُرکم …..»[۶] تفسیر شود این نتیجه را افاده می کند که وقتی عبد بیاد حق باشد حق هم به یاد او خواهد بود.[۷]
 مفسرین در ذیل آیه شریفه «فاذکرونی اذکرکم» در بیان اینکه « مراد از یاد آوری بندگان چیست؟ بیانات متنوعی را ذکر کردند که از جمله آن موارد عبارت است از:
الف: مرا در «دنیا» یاد کنید تا شما را در «جهان دیگر» یاد کنم.
ب: مرا به «دعا» یاد کنید تا شما را به اجابت یاد کنم ( این استجابت می تواند هم در دنیا و هم در بزرخ و هم در قیامت نصیب بنده شود )
ج: مرا به هنگام وفور نعمت یاد کنید تا شما را در سختی ها یاد کنم ( این سختی هم اعم است)[۸]
۲٫ نائل شدن به مقام شفاعت کبری:
خداوند در سوره‎ی اسری خطاب به وجود نازنین رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»
ترجمه: و بعضی از شب را بیدار باش و تهجد کن که این نماز شب، تنها بر تو واجب است، باشد که خدایت به مقامی محمود (شفاعت) مبعوث گرداند. پس ثمره و نتیجه این برنامه‎ی الهی، رسیدن به مقام محمود است و روایات فریقین در ذیل آیه، مقام محمود را به عنوان مقام شفاعت کبری تفسیر کرده است که رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در روز قیامت در آن مقام قرار می گیرد.[۹]
۳٫ دریافت اجر الهی و باز یافتن به آرامش اجر الهیکامل:
در سوره بقره حق تعالی می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»[۱۰]
در پرتو ایمان و عمل صالح و برپاداشتن نماز و ..... مستحق دو جایزه می شوند:
۱٫ دریافت پاداش (لهم اجرهم ….)
۲٫ بهره مندی از آرامش کامل (لا خوف …..) که هیچ اضطراب و غمی به همراه آن وجود ندارد.
اما آثار نماز در برزخ:
۴٫ دفع وحشت های قبر:
رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید: «ان الصّلاه تأتی الی المَیّتِ فی قبره بصوره شخص انور اللّونِ یونسُهُ فی قبره و یدفَعُ عنه اهول البرزخ»
نماز به صورت انسانی سفید چهره، وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشت های برزخ را از او برطرف می کند.[۱۱]
۵٫ مونس انسان در قبر:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«الصلاهُ انس فی قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر»
نماز مونس (نمازگزار) در قبر و فراش نیکو در زیر او ،‌ و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.[۱۲]
۶٫ دیدار ملائکه از انسان در قبر:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«کسی که به قصد شرکت در نماز جماعت، و به سوی مسجد گام بر می دارد، خداوند متعال در مقابل هر گامی که بر می دارد، هفتاد هزار حسنه به او پاداش می دهد و به همین میزان نیز درجات وی بالا خواهد رفت، و اگر در چنین حالتی بمیرد،‌ خداوند متعال هفتاد هزار فرشته را مأمور می نماید تا در قبر به دیدار او رفته، وی را بشارت دهند و در تنهایی قبر انیس او باشند و تا روز قیامت برای او طلب آمرزش کنند.»[۱۳]
۷٫ نجات از وحشت قبر:
امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«من اتمَّ رکوعَهُ لم یَدخُلْهُ وحْشَهُ القبْرِ»
«کسی که رکوعش تمام و کامل باشد هرگز دچار وحشت قبر نمی شود.»[۱۴]
اما آثار نماز در قیامت:
۸٫ مقبولیت دیگر اعمال در سایه نماز:
مولاعلی ـ علیه السّلام ـ در نهج البلاغه می فرماید:
«کلُّ شی من عملک تبع لصلاتک»[۱۵] هر عملی پیرو نماز است از این رو عروج دیگر اعمال در سایه سار نماز میسر می شود«إن قبلت قبلت ما سواها و إن ردَّت ردت ما سواها»[۱۶] اگر نماز مورد قبول واقع شود دیگر اعمال هم قبول می شود و اگر رد شود دیگر اعمال هم رد خواهد شد.
۹٫ نماز توشه‎ آخرت:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«الصلاه زادُ للمؤمن من الدنیا الی الاخره»[۱۷]
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت است.
۱۰٫ عامل ورود به بهشت:
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«همانا پروردگار شما مهربان است، عمل کم را تقدیر می کند، هر آینه انسان دو رکعت نماز برای خدا بحا آورد، خداوند به سبب آن نماز او را وارد بهشت می کند.»[۱۸]
۱۱٫ معاف از عذاب و ورود بی حساب به بهشت:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:« قال الله ـ عزّوجل ـ اِنّ لعبدی علیّ عهداً اِن اقام الصلوه لوقتها اَن لا اُعَذِّبَهُ و اَن اُدخلهُ الجَنّه بغیر حساب»[۱۹]
…… من تعهدی نسبت به بنده ام دارم که اگر نماز خود را در وقتش به پا دارد، او را عذاب نکنم و بدون حساب او را به بهشت ببرم.
و از آن وجود نورانی در کلامی دیگر آمده که فرمود:
«کسی که چهل روز نمازهای خود را با جماعت به جا آورد، به طوری که یک تکبیره الاحرام از او فوت نشود، برای او آزادی از آتش جهنم و آزادی از نفاق نوشته می شود.»[۲۰]
۱۲٫ زینت آخرت:
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:«انّ الله ـ عزّوجل ـ قال: الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ انّ الثمان رکعات التی یُصلّیها العبد اللیل زینهُ الآخره»[۲۱]
خداوند متعال ثروت و فرزندان را زینت دنیا دانسته، ولی هشت رکعت نمازی که آدمی در آخر شب می خواند زینت آخرت است.
۱۳٫ به سوی آتش رفتن نمازگزار ریا کار:
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: چون روز قیامت فرا می رسد، بنده ای را می آورند که اهل نماز بوده و خود نیز چنین ادعا می کند؛ به وی می گویند، تو بدان جهت نماز گزاردی که تو را ستایش کنند، پس به ملائکه دستور می دهند او را به سوی آتش ببرید.[۲۲]
۱۴٫ عدم ملاقات با رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ در کنار حوض کوثر:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«لیس منّی من استخفَّ صلاته لا یردُ علیَّ الحوض لا و الله»[۲۳] کسی که نماز را سبک شمارد از من نیست، به خدا سوگند که بر حوض مرا ملاقات نخواهد کرد.
۱۵٫ سقوط در آتش:
مولا علی ـ علیه السّلام ـ در نهج البلاغه در بیان جواب دوزخیان که پرسیده شد چه چیزی شما را بدوزخ کشانده می گویند ما از نماز گزاران نبودیم:«ما سللکم فی سقر قالوا لم نَکُ من المصلین»[۲۴]
۱۶٫ محشور شدن با قارون و فرعون و هامان:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«لا تضیعوا صلاتکم، فانّ من ضیّع صلاتهُ حَشَرَهُ الله قارون و فرعون و هامان ـ لعنهم الله و اخزاهم ـ و کان حقّاً علی الله ان یُدخِلَهُ النار مع المنافقین، فالویلُ لمن لم یحافظ صلاتهُ»[۲۵]
نمازتان را ضایع نکنید، بدرستی که هر کس نماز خویش را ضایع کند، خداوند عزوجل او را با قارون و فرعون و هامان محشور می کند، خداوند به آنان لعنت کند و آنها را رسوا سازد، و بر خدا لازم است آنها را با منافق ها به آتش داخل کند، پس وای بر کسی که مواظب نمازش نباشد.
۱۷٫ محرومیت از شفاعت:
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«هر کس عمداً نمازش را ترک کند،‌ بر درب جهنم نامش در زمره دوزخیان نوشته می شود.»[۲۶]
آثار فراوان دیگری هم در روایات درباره‎ نماز و یا کوتاهی کردن در باب نماز اشاره شده که به طور گذرا ذکر می کنیم:
ـ گلستان شدن قبر همانند باغی از باغ های بهشت در سایه خواندن نماز شب.
ـ ملاقات با پروردگار در پی محافظت بر نمازهای پنجگانه.
ـ دور ماندن از امان خدا و رسول او هنگام ترک عمدی صلات.
ـ حرام شدن جسد او بر آتش وقتی که گام بسوی نماز جمعه بر می دارد.
ـ شهادت قطعه ای از زمین که او بر آن سجده کرده و پیشانی بر خاک نهاده است.
ـ نماز جواز عبور از صراط.
اینها گوشه ای از آثار نماز و مواظبت بر آن و دقت در انجام کامل و تام این عبادت الهی است که این همه ثمرات را بدنبال خود دارد.
———————————————————–
پی نوشت :
[۱] . وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۷٫
[۲] . اعتقادات، علامه مجلسی، ص ۲۹، به نقل از سر الصلوه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ ، ص ۷٫
[۳] . عنکبوت، ۴۵٫
[۴] . بقره، ۴۵٫
[۵] . طه، ۱۴٫
[۶] . بقره، ۱۵۲٫
[۷] . تفسیر نور، ج ۷، ص ۳۳۰٫
[۸] . تفسیر کبیر فخر رازی، ج ۴، ص ۱۴۴، به نقل از تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۵۱۵ (با تصرف و اضافات).
[۹] . المیزان، ج ۱۳، ص ۲۴۲، ذیل آیه، نمونه، ج ۱۲، ذیل آیه.
[۱۰] . بقره، ۲۵۵٫
[۱۱] . لئالی الاخبار، ج۴، ص ۱٫
[۱۲] . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۳۲٫
[۱۳] . وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۳۷۲٫
[۱۴] . بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۴۴٫
[۱۵] . نهج البلاغه، نامه ۲۷، به نقل از کتاب رازهای نماز، آیه الله جوادی آملی، ص ۱۸٫
[۱۶] . کافی، ج ۳، ص ۲۶۸، به نقل از کتاب«رازهای نماز» آیه الله جوادی آملی،‌ ص ۱۰٫
[۱۷] . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۳۲، (فرازی از حدیث نقل شده است الصلاه .... ناء ….).
[۱۸] . مستدرک سفینه البحار، ج ۳، ص ۱۴۷٫
[۱۹] . کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۹۰۳۶٫
[۲۰] . محجه البیضاء، ج ۱، ‌ص ۲۴۴، قریب به همین مضمون در کتاب فتح العزیز، ج ۴،‌ص ۲۸۸٫
[۲۱] . بحارالانوار، ج۸۴، ص ۱۵۲، ثواب الاعمال، ص ۴۱٫
[۲۲] . بحارالانوار، ج ۶۹، ص ۳۰۱٫
[۲۳] . وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۴، چاپ آل البیت.
[۲۴] . نهج البلاغه، خطبه ۱۹۹، ترجمه دشتی.
[۲۵] . بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۲۰۲٫
[۲۶] . کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۹۰۹۰٫

صفات افرادی که برای دوستی خوب نیستند

1. حماقت
امام علی (ع) می فرماید:
فرزندم، مبادا با احمق دوستی کنی، زیرا او می خواهد به  تو نفع رساند اما زیان می رساندت.

امام صادق (ع) می فرماید:
هر که از دوستی با احمق نپرهیزد نزدیک است که به اخلاق او متخلق شود.

2. بخل
امام علی (ع) می فرماید:
مبادا با بخیل دوستی کنی که او از روا کردن سخت ترین نیازهایت خودداری می کند.

3. گناهکاری
رسول خدا (ص) می فرماید:
هر که به خدا و روز قیامت ایمان آورده است با کافر، برادری و با گناهکار، معاشرت نمی کند و هر که با کافر پیوند برادری برقرار سازد و یا با گناهکار معاشرت کند، کافر و گناهکار می شود.

4. دروغ
امام صادق (ع) می فرماید:
امیر مومنان (ع) بر فراز منبر برآمد و گفت:

بر مسلمان سزاست که از پیوند برادری با سه گروه بپرهیزد:

گستاخ، احمق و دروغگو. اما گستاخ عمل تو را برایت می آراید و دوست
 می دارد که تو هم مانند او شوی و تو را بر کار دین و معادت یاری نمی رساند، نزدیک شدن او به تو از روی جفا و سنگدلی است و ورود و خروج او بر تو ننگ است.

احمق برای تو خیرخواهی نمی کند و هر چند بکوشد امید ندارد که بدی را از تو باز دارد و چه بسا سود تو را بخواهد اما زیانت رساند. مرگ او بهتر از زنده بودن او و سکوتش بهتر از سخن گفتن و دوراش بهتر از نزدیکی اوست.

اما دروغگو که زندگی با او بر تو سزاوار نیست.خوب و بد سخن تو را آشکار نمی کند و سخنان دیگران را برای تو باز می گوید، هرگاه سخنی بشنود آن را به سخنان دیگر می آمیزد تا آن را راست جلوه دهد، اما راست نمی گوید. دشمنی میان مردم را دامن می زند و در دل آنان کینه ها را بارور می کند. پیس از بترسید و مراقب خود باشید .

 
برگرفته از کتاب راز خوشبختی فرزندان
مولف: محمد الکاتب
مترجم: محمد صادق پارسا

ده نوع رابطه که سرانجامی نخواهد داشت

1 – رابطه ای که در آن بیش از آنچه نامزدتان به شما  عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.
 

2 – رابطه ای که در آن کمتر از آنچه نامزدتان به شما عشق می ورزد، شما به او عشق می ورزید.
 

3 – رابطه ای که در آن عاشق توانایی های بالقوه نامزد خود هستید.
 

4 – رابطه ای که در آن مأموریت نجات نامزدتان را به عهده دارید.
 

5 – رابطه ای که در آن به نامزد خود به عنوان یک الگو و آموزگار چشم دوخته اید.
 

6 – رابطه ای که در آن به دلایل بیرونی شیفته نامزد خود شده اید.
 

7 – رابطه ای که در آن شما و نامزدتان از تفاهم جزئی برخوردار هستید.
 

8 – رابطه ای که در آن نامزدتان را از روی سرکشی و عصیان انتخاب کرده اید.
 

9 – رابطه ای در آن نامزدتان را به عنوان عکس العملی در برابر نامزد قبلی تان انتخاب کرده اید.


10 – رابطه که در آن نامزدتان در دسترس شما نیست.

نکته مهم

اگر پس از آنکه این مطلب را خواندید، گمان می کنید در یکی از این ده نوع رابطه هستید، سعی کنید کمک بگیرید، با خانواده و یا دوستان نزدیک خود صحبت کنید، نزد مشاور یا روان شناس بروید تا به شما کمک کند بفهمید که آیا عاقلانه است به رابطه تان ادامه دهید یا باید به رابطه تان خاتمه دهید.

 

خطر در کمین دختران

چندی پیش دختر جوانی با مراجعه به کلانتری 148 انقلاب تهران ماجرای عجیبی را پیش روی پلیس قرار داد که تازگی داشت. دختر 21 ساله در تحقیقات گفت: «می‌خواستم به دانشگاه بروم که سوار اتوبوس شدم. زن جوانی که در صندلی کناری‌ام نشسته بود خیلی باکلاس و شیک به نظر می‌رسید، دیدم که به صورتم خیره شده است تا اینکه لبخندی زد و سرصحبت را باز کرد. وقتی شنیدم که با یک پزشک پوست آشناست و دستمال مرطوبی سراغ دارد که باعث از بین رفتن لک و جوش صورتم می‌شود خوشحال شدم. می‌گفت دستمال‌ها بی‌خطر هستند و هر شب باید آن را روی صورتم بگذارم تا پوستم ترمیم شود. «فریماه» همان لحظه یک سری دستمال مرطوب به من داد و خواست شماره موبایلش را داشته باشم و اگر دستمال‌ها تاثیر خوبی روی صورتم گذاشتند با وی تماس بگیرم تا سفارش بدهد از اروپا برایم بیاورند. همان شب دستمال مرطوب را روی صورتم گذاشتم. حس خوبی به من دست داد. از آن به بعد هر شب این کار را می‌کردم. یک هفته نشده بود که با فریماه تماس گرفتم و بسته جدیدی از دستمال‌ها را سفارش دادم. همدیگر را دیدیم و او با گرفتن 20 هزار تومان دستمال‌ها را به من فروخت».

دختر دانشجو افزود: «هر شب مرتب دستمال‌ها را استفاده می‌کردم و اگر آنها را به صورتم نمی‌گذاشتم نمی‌توانستم بخوابم و نیمه‌های شب از خواب می‌پریدم. اصلا تصور نمی‌کردم که معتاد دستمال‌ها شده‌ام. رفته رفته وقتی از دستمال‌ها استفاده نمی‌کردم خمار و خواب‌آلود می‌شدم. خواهرم که از نزدیک شرایط من را دنبال می‌کرد ترسیده بود، طوری حرف می‌زد که انگار مطمئن است من مواد مصرف می‌کنم اما نمی‌پذیرفتم. هر بار با فریماه تماس می‌گرفتم قیمت دستمال‌ها را چندین برابر بالا می‌برد. سومین بار بود که 100 هزار تومان خواست، ناچار بودم بپردازم. هر هفته وقتی با فریماه تماس می‌گرفتم چون می‌دانست وابستگی شدیدی به دستمال‌ها دارم قیمت را بالاتر می‌برد. خواهرم که بیشتر متوجه رفتارها و بی‌تابی‌های من شده بود خانواده را در جریان قرار داد. اصرار داشتند آزمایش بدهم. من تصور نمی‌کردم چنین جواب عجیبی بشنوم، به خاطر همین پذیرفتم و آزمایش دادم. نتیجه باورنکردنی بود.در خون من یک نوع ماده مخدر به نام «ال‌سی‌من» وجود داشت که از راه پوست و دستمال‌های مرطوب من را معتاد کرده بود. وقتی با فریماه تماس گرفتم و شنید می‌دانم چه بلایی بر سر من آورده است تماس را قطع کرد و از آن به بعد گوشی‌اش خاموش است. من از این زن که می‌تواند دخترهای دیگر را نیز فریب دهد، شکایت دارم». ماموران با شنیدن ادعاهای دختر دانشجو به بررسی‌های تخصصی دست زدند و پی بردند «ال‌سی‌من» یک نوع ماده مخدر سوییسی بوده و از طریق اروپا وارد ایران شده است.ماموران دریافتند که فریماه با اطلاع از اینکه دستمال‌ها اعتیاد‌آور هستند، سوار اتوبوس‌ یا مترو به جذب مشتری از میان دختران جوان پرداخته و با استفاده از عدم آگاهی آنان به خطری که در پیش دارند ابتدا با قیمت‌های پایین دستمال‌های «ال‌سی‌من» را در اختیارشان گذاشته سپس با اعتیاد طعمه‌هایش پول زیادی به جیب می‌زند.تحقیقات در این باره که آیا باند سازمان‌یافته‌ای به چنین اقدام خاموشی دست می‌زند.

ازدواج نامشروع دختر پسر ایرانی از چت یاهو

 سال آخر دبیرستان از طریق چت روم با پسر جوانی آشنا شدم و پس از دو هفته همدیگر را در یک پارک دیدیم. سامان با حرف‌های عاشقانه مرا شیفته و دلباخته خودش کرد و از آن روز به بعد با موتورسیکلت دنبالم می‌آمد و با هم به این طرف وآن طرف می‌رفتیم؛ تا اینکه دیپلم گرفتم و او با خانواده‌اش به خواستگاری‌ام آمد. اما از همان لحظه اول پدر و مادرش گفتند پسرشان آمادگی تشکیل خانواده ندارد و والدین من نیز مخالفت شدید خود را با این ازدواج اعلام کردند، ولی ما هر دو غرق در رویاها شده بودیم و تصمیم گرفتیم برای رسیدن به هم هر کاری که از دستمان بر می‌آید انجام دهیم و اگر لازم باشد چند سال صبر کنیم. با اینکه قسم خورده بودیم دوستی ما پاک و صادقانه بماند ولی خیلی زود این رابطه مخفیانه رنگ و بوی دیگری گرفت! حدود چند ماه گذشت و در این مدت من دو خواستگار خیلی خوب را رد کردم، تا اینکه متوجه شدم چه بلایی به سرم آمده است و باردار شده‌ام. وقتی موضوع را به سامان اطلاع دادم خودش را کنار کشید. با اعلام شکایت خانواده‌ام، او و پدر و مادرش از ترس آبروی‌شان خیلی زود دست به کار شدند و ما با هم ازدواج کردیم. زن جوان ادامه داد: بعد از عقد به اصرار جلال و مادرش بچه‌ام را سقط کردم تا کسی از ارتباط گذشته ما مطلع نشود! من و سامان زندگی نکبت بار خود را در خانه پدرشوهرم آغاز کردیم و خانواده او که چشم دیدنم را نداشتند کلفتی خانه شان را بر عهده‌ام گذاشتند. شوهرم نیز در طول ۶‌سال زندگی مشترکمان مرا زیر ذره‌بین گذاشته و با تهمت‌های ناروا، بدبینی و شک و تردید اعصابم را به هم ریخته بود؛ من در برابر این همه تحقیر و توهین راهی جز سکوت و تحمل نداشتم. سامان با وجود اینکه هنوز ۲۰ روز از زمان زایمان من می‌گذشت دست و پایم را می‌بست و با آتش فندک به جانم می‌افتاد؛ تا اینکه نیمه‌های یک شب به کمک دختر سه ساله‌ام طناب را پاره کردم و از خانه بیرون زدم. آمده‌ام تا از این مرد بی‌رحم شکایت کنم و بگویم که چوب اشتباهات خودم را می‌خورم و غرور، لج بازی و سوء‌استفاده از اعتماد والدینم در استفاده از اینترنت، این بلاها را به سرم آورده است

۱۰ درس مهم زندگی که آدم‌ ها خیلی دیر یاد می ‌گیرند

 

قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید، «چطور اینقدر زود دیر شد؟» پس برای فکر کردن به زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید. برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن، خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید. زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

اینها ۱۰ چیزی هستند که قبل از اینکه خیلی دیر شود باید یاد بگیرید:
 


این لحظه، زندگی شماست!


زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید نیست. زندگی شما بین الان و نفس بعدی است. زمان حال - همین حالا و همین جا - تنها چیزی است که زندگی به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید، بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها چیزی است که می‌توانید از کسی انتظار داشته باشید، ازجمله خودتان.
 


زندگی طولانی نیست!


این زندگی شماست و باید برای آن بجنگید. برای آنچه درست است بجنگید. برای اعتقاداتتان بجنگید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای کسانی که دوستشان دارید بجنگید و هیچوقت فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع کنید. فردا دیر است.

 


فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان سودآور خواهد بود!


وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف می‌رسد--چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان و تعهد دارد--باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که بقیه نمی توانند؟»

 


هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!


اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست مهربانی برای شماست که  کمکتان می‌کند باری از روی دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.
 


شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!


اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند. پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که  می‌توانید از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

 


خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تایید کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید. قبل از اینکه  بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید احساس ارزش کنید و  در چشم خودتان، خودتان را قبول داشته باشید تا بتوانید با اعتماد‌به‌نفس به چشمان اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.
 


عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!


در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را درمورد آنها به شما خواهد گفت.
 


مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد، فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید، حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که می‌دانند چیزی ندارند.
 


پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!


می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید.     ضربه خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن، نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد.



گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!


چیزی که باید یاد بگیری این است که  یک اتفاق بد و بسیار ناراحت‌کننده که الان در زندگیت وجود دارد، یک روز بخشی از گذشته بزرگتر تو خواهد شد و دیگر اینقدر مهم به نظر نخواهد رسید.

برادران مهربان

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت:‌

درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان
گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود.

بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگرمساوی است. تا آن که در یک شب تاریک دو برادر
در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین
گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند.

شخصیت شناسی جالب با نوع ابرو شما

در اینجا به چند شکل از ابروها و رابطه آنها با شخصیت افراد اشاره می شود:

ابروهای نرم و کم پشت نشانه ناپختگی و بی تجربگی است.

ابروهای پرپشت نشانه تحرک زیاد و پرانرژی بودن است.


ابروهای بلند نشانه ثبات شخصیت و تلاش و کوشش فراوان است.


ابروهای کوتاه نشانه عدم استواری و خیالاتی بودن است.

ابروهای پیوسته نشانه حساس بودن است.


ابروهای دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبی و ناپختگی است.


ابروهای نزدیک به چشم ها نشانه اراده قوی و تمرکز ذهن است.


ابروهای صاف نشانه شخصیت محکم و لجباز است.


ابروهای کمانی نشانه نیرو و نشاط و گرمی است.


ابروهایی که انتهای آنها به سمت بالاست نشانه جرات و نشاط و شادمانی است.


ابروهایی که انتهای آن افتاده است نشانه پیچیدگی شخصیت و اضطراب است.

سخنی ازحجت الاسلام رحیمی امام جمعه ابهر

از ویژگی های فکری  و عملی یاران سید الشهدا (ع) بصیرت و بینش بود . در فرهنگ دینی و متون معارف ، از کسانی با عنوان ((اهل بصائر)) یاد می شود که صاحبان روشن بینی و بیداردلی و شناخت عمیق نسبت به حق و باطل ، امام و حجت الهی راه و برنامه ، دوست و دشمن ، مومن و منافق باشند . صاحبان بصیرت چشم درونشان بیناست  با اگاهی و هوشیاری و انتخاب گام بر می دارد و با تقوای الهی و تفکر و عبرت و عدم دلبستگی دنیا صاحب بصیرت می شوند

28 جمله زیبا از دکتر حسابی

 

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.
 


زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.
 


عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.
 


کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.
 


احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.
 


انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.
 


تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.
 


یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.
ادامه نوشته

تصاویر دیدنی اماکن متبرکه پیامبران

پیامبر اعظم (ص):انما بعثتُ معلما:من برای معلمی مبعوث شدم.

 

مسجد النبی(ص)

 

ادامه نوشته

جرعه نگاه

ای صمیمی!!
 
ای صمیمی! . . . ای دوست
گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی
دیدنت . . . حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه ی دیدار تو ام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
و دل من . . . به نگاهی از دور
طفلکی می سازد
ای قدیمی! . . . ای خوب
تو مرا یادکنی . . . یا نکنی
من به یادت هستم
من صمیمانه به یادت هستم
آرزویم همه سرسبزی توست
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پرگل باد


خدا جریان دارد

در این حوالی
من با اندیشه ای پاک
قدم می زنم.

در این دوری ها
من با اندیشه ای پاک
نشسته ام.

در این نزدیکی
خدا جریان دارد
در تمامی نفسهای من.

نکاتی که در همسرداری معجزه می کند

اگر در زندگی زناشویی این ۴۰ گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود.
 

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

۲- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

۳- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

۴- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

۵- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

۶- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

۷- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

ادامه نوشته

چگونه به همسرمان نشان دهیم که دوستش داریم ؟

در زندگی متاهلی ، گاهی کار زیاد ، فرزندان و یا حتی فعالیتهای روزمره باعث می شوند که شما زمان بسیار کمی برای نشان دادن عشق خود نسبت به همسرتان داشته باشید

هرگز در جمع ، اشکالات و اشتباهات او را به او گوشزد نکنید ، او را تمسخر و یا طرد نکنید. اگر او مرتکب اشتباهی می شود حتما" بطور خصوصی به او بگویید .
در زندگی متاهلی ، گاهی کار زیاد ، فرزندان و یا حتی فعالیتهای روزمره باعث می شوند که شما زمان بسیار کمی برای نشان دادن عشق خود نسبت به همسرتان داشته باشید . اما لازم نیست کار زیادی انجام دهید و وقت زیادی صرف کنید ، چند روش ساده وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید.

1 - همسرتان را در الویت قرار بدهید

اگر با همسرتان طوری رفتار کنید که بفهمد برای شما در الویت است کاملا" می فهمد که چقدر دوستش دارید . برای مثال ، وقتی همسرتان بعد از یک روز کاری به خانه بر می گردد ، آشپزی را متوقف کنید ، اجازه بدهید بچه ها با وسایل خودشان بازی کنند ، کامپیوتر را خاموش کنید و حتی تلویزیون را هم خاموش کنید و فقط به همسرتان و خواسته های او توجه کنید ، با او سلام و احوالپرسی کنید ، او را در آغوش بگیرید ، ببوسید و درباره روزی که پشت سر گذاشته از او سئوال کنید . این توجه خاص حتی اگر چند دقیقه هم باشد کافی است .

2 - همسرتان را هرگز با دیگران مقایسه نکنید

مردها اصلا" دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند.

3 - همیشه به او احترام بگذارید

هرگز در جمع ، اشکالات و اشتباهات او را به او گوشزد نکنید ، او را تمسخر و یا طرد نکنید. اگر او مرتکب اشتباهی می شود حتما" بطور خصوصی به او بگویید . این کار شما باعث می شود او کاملا" حس کند که شما در هر جمعی پشتیبان او هستید و از او حمایت می کنید. علاوه براین ، هرگز اجازه ندهید که خانواده و دوستان شما به او بی احترامی کنند.

4 - وقتی با دیگران صحبت می کنید از همسرتان تعریف کنید و سعی کنید همسرتان بشنود که شما در حال تعریف کردن از او هستید

اگر همسرتان کار بسیار خوبی انجام داده و یا کار خاصی برای شما انجام داده است آن را برای دیگران هم تعریف کنید. وقتی همسرتان این ها را می شنود احساس می کند که خیلی مهم است و کارهایش برای شما ارزش دارد.

5 - برای او یک یادداشت عاشقانه بنویسید و روی میزش و یا روی کیفش بگذارید تا صبح که از خواب بیدار می شود آن را ببیند

این یادداشت محبت آمیز باعث می شود قبل ازاینکه او روزش را آغاز کند به یاد بیاورد که شما عاشقانه او را دوست دارید. مهم نیست که درآن روز چه اتفاقاتی برای او می افتد و چه مشکلاتی در محل کارش برایش پیش می آید ، این یادداشت باعث می شود که او در تمام طول روز به یاد داشته باشد که شما دوستش دارید.

پیــروزیـم

برای اینکه خدا , لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشه , باید اخلاص داشته باشیم.و برای اینکه ما اخلاص داشته باشیم یک سرمایه می خواهد که از همه چیزمون بگذریم. و برای اینکه از همه چیزمون بگذریم . باید شبانه روز دلمون و وجودمون و همه چیزمون با خدا باشه. اینقدر پاک باشیم که خدا کلاً ازمون راضی باشه. قدم برمی داریم برای رضای خدا. قلم برمی داریم برای کاری برای رضای خدا. حرف می زنیم برای رضای خدا. شعار می دهیم برای رضای خدا. می جنگیم برای رضای خدا. همه چیز , همه چیز , همه چیز خاص خدا باشه. که اگر شد پیروزی نزدیک است. چه بکشیم چه کشته بشیم اگر اینچنین باشیم. پیــروزیـم.و هیچ ناراحتی نداریم وشکست معنا نداره برای ما. چه بکشیم چه کشته بشیم . پیــروزیـم. اگر اینچنین باشیم....

شهيد همت

متن سنگ گور تنی چند از بزرگان ایران زمین

***

متن سنگ قبر پروین اعتصامی
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من م
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه

که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم


متن سنگ قبر کوروش بزرگ
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

متن سنگ قبر فریدون مشیری
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

متن سنگ قبر بابک بیات
سکوت سرشار از ناگفته هاست

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد


متن سنگ قبر حافظ
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود


متن سنگ قبر شاپور
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست......


متن سنگ قبر سهراب سپهری
به سراغ من اگر می آیید
نرم وآهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من


متن سنگ قبر منوچهر نوذری
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

جوانی می خواست زن بگیرد

جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش  کرد تا برای او دختری پیدا کند. پیرزن به جستجو  پرداخت، دختری را پیدا کرد و  به جوان معرفی کرد وگفت این دختر از هر جهت  سعادت شما را در زندگی فراهم  خواهد کرد.

جوان گفت: شنیده ام قد او کوتاه است

پیرزن گفت:اتفاقا این صفت بسیار خوبی است، زیرا لباس های خانم ارزان تر تمام می شود

جوان گفت: شنیده ام زبانش هم لکنت دارد

پیرزن گفت: این هم دیگر نعمتی است زیرا می   دانید که عیب بزرگ زن ها پر حرفی است اما این دختر چون لکنت زبان دارد پر   حرفی نمی کند و سرت را به درد نمی آورد

جوان گفت: خانم همسایه گفته است که چشمش هم معیوب است

پیرزن گفت: درست است ، این هم یکی از خوشبختی هاست که کسی مزاحم آسایش شما نمی شود و به او طمع نمی برد

جوان گفت: شنیده ام پایش هم می لنگد و این عیب بزرگی است

پیرزن گفت: شما تجربه ندارید، نمی دانید   که این صفت ، باعث می شود که خانمتان کمتر از خانه بیرون برود و علاوه بر   سالم ماندن، هر روز هم از خیابان گردی ، خرج برایت نمی تراشد

جوان گفت: این همه به کنار، ولی شنیده ام که عقل درستی هم ندارد

پیرزن گفت: ای وای، شما مرد ها چقدر بهانه گیر هستید، پس یعنی می خواستی عروس به این نازنینی، این یک عیب کوچک را هم نداشته باشد.

احمد شاملو

داستان شهید گمنامی که در کربلا مدفون است

 از روزی که شنیده بود یکی از فرماندهان سپاه برای زیارت به کربلا آمده، در پوست خود نمی‌گنجید، می‌خواست خاطره ای که سال‌ها بر دل و روح او نقش بسته بود، به صاحبانش بسپارد. با این فکر خود را به کربلا رسانده و درخواست ملاقات با آن فرمانده را کرد.

لحظات در انتظار اجازه ملاقات به سختی می گذشت. او که یکی از نیروهای نظامی ارتش عراق در سال‌های جنگ ایران و عراق بوده، ابتدا نتوانست اجازه ملاقات بیابد. سرانجام وقتی به حضور فرمانده رسید؛ از او پرسید: “مرا می شناسی؟ ”

فرمانده پاسخ داد: “بله شما ابوریاض از نظامیان سابق رژیم عراق و اکنون نیز جزء مردان سیاسی این کشور هستید. به همین خاطر ملاقات با شما برای من سخت بود. ”

ابوریاض گفت: “اما من حرف سیاسی با شما ندارم ولی سالهاست که خاطره‌ای را در سینه دارم و انتظار چنین روزی را می کشیدم تا با گفتن آن دین خویش را ادا نمایم. “و او این‌گونه خاطره اش را آغاز کرد: ...

ادامه نوشته

متاهل هستم،شوهرم می خواهد برقصم ، اما بلد نیستم !؟

شوهرم می خواهد برقصم ، اما بلد نیستم، آیا می توانم از سی دی یاد بگیرم؟!
پرسش و پاسخی به نقل از سایت نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

پرسش : متاهل هستم همسرم دوست دارد كه برقصم اما چون بلد نيستم اصرار دارد كه از سي دي هاي تصويري استفاده كنم چون سي دي به صورت زنده نيست نگاه كردن به آن براي من و همسرم چه حكمي دارد؟ بدون صدا كه امكان ندارد .گوش كردن به صداي موسيقي و ترانه هاي آن گناه است؟گناه كبيره؟

اگر نتوانستم خواسته شوهرم را بخاطر مانع مذهب برآورده كنم ،چه راه حلي پيشنهاد مي كنيد كه من آن را جايگزين كنم؟
من خودم تا حدود 99 درصد نوارهاي موسيقي كه همسرم در دوران مجردي به آن علاقه داشته است را از او جدا كردم و فكر مي كنم خواسته بيجايي شوهرم از من ندارد.
چه بسا اينكه چون جوان است شايد دوباره به آن موسيقي هاو نوارهاي غير مجاز و تحريك كننده برگردد.


پاسخ : از نظر آيت الله فاضل لنکراني، رقص به طور کلي منشأ فساد است و بايد ترک شود و حضور در جلسه رقص و يا تماشاي آن از طريق سي دي و مانند آن نيز جايز نيست و بايد توجه کنيد که اطاعت کردن زن از شوهر در مواردي لازم است که معصيت و نافرماني خدا نباشد بنابراين اگر شوهر زن خود را به کار حرامي امر کند اطاعت از او جايز نيست. اهتمام شما به رعايت احکام شرعي و حدود الهي تحسين برانگيز و در خور ستايش و تقدير است.

ادامه نوشته

فکه

فکه، منطقه ای است بیابانی در شمال غربی خوزستان و جنوب شرقی استان ایلام.

منطقه فکه، از جنوب به چزابه و شهر بستان، از شرق به میشداخ و رقابیه، از شمال غرب به عین خوش و شهر موسیان، از شمال شرق به چنانه، برغازه و سپس به شهر شوش و از غرب به استان العماره عراق منتهی می گردد.طول و عرض جغرافیایی منطقه عمومی فکه از ۳۱ درجه و ۵۴ دقیقه شمالی تا ۳۲ درجه و ۱۵ دقیقه شمالی و ۴۷ درجه و ۲۵ دقیقه شرقی تا ۴۷ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی امتداد دارد. ارتفاع آن از ۰ تا ۱۴۰ متر از جنوب به شمال، گسترده است.

فکه به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می شود.بخش جنوبی آن جزو استان خوزستان و شهرستان دشت آزادگان محسوب می شود، بخش شمالی آن جزو استان ایلام و از توابع شهرستان دهلران می باشد.منطقه فکه؛ رملی و سرزمین شن های روان است، در بخش جنوبی آن رمل و شن های روان بیشتر است، به گونه ای که حرکت کردن بر روی آن بسیار سخت و طاقت فرساست.خاک فکه شمالی سخت تر است و در بخش هایی از آن خاک های رس و خاک های قابل کشت وجود دارد.بارندگی در فکه بسیار کم است، به گونه ای که اکثر مناطق آن خشک و بی آب و علف است، در منطقه فکه جنوبی، تعداد روستاها به تعداد انگشتان دستان هم نمی رسد و تنها عده ای از عشایر در آن زندگی می کنند.در منطقه فکه شمالی به علت وجود رودخانه دویرج و باران های فصلی؛ روستاهای معدودی وجود دارد و منطقه قابل تحملتری می باشد.


فکه یکی از محورهای اصلی حمله ارتش بعثی عراق به محور شمال خوزستان بود. لشکر ۱ مکانیزه عراق از این محور به سمت شوش وارد عمل شد. لیکن مقاومت تیپ ۳۷ زرهی شیراز و گروهی از دلاوران سپاه پاسداران موجب شد عراقی ها به سختی و با تاخیر از فکه عبور کنند.
ارتش‌ عراق با عبور از‌ محور فکه‌ توانست‌ خودرا تا کنار رودخانه‌ی‌ کرخه‌ نزدیک‌ جاده‌ی‌ اهواز ـ اندیمشک‌ برساند. پس از عملیات فتح المبین ـ که به آزاد سازی بخش اعظم منطقه غرب شوش ودزفول انجامید ـ منطقه فکه همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. در ۱۷/۱۱/۶۱ عملیات والفجر مقدماتی در جنوب فکه انجام شد و رزمندگان اسلام توانستند با شکستن خطوط پی در پی ارتش عراق به عمق مواضع آن نفوذ کنند، اما بر اثر مقاومت شدید دشمن، رزمندگان به مواضع قبلی بازگشتند. در ۱۰/۲/۶۵ دشمن به فکه حمله کرد وبیش از ۷ کیلومتر پیشروی نمود. عملیات والفجر مقدماتی، خاطرات تلخی را در پی داشت. تعداد زیادی از نیروهای خودی به علت لو رفتن عملیات و تجهیزات فراوان دشمن و میادین مین بسیار در منطقه شهید و مجروح شدند، عده ای عقب نشینی کردند اما عده زیادی در این سرزمین جاماندند، برخی بر اثر تشنگی در بیابان سوزان فکه شهید شدند و عده ای به طرزی فجیع توسط دژخیمان بعثی شهید شدند حتی برخی از مجروحین را زنده به گور کردند.این زمین علاوه بر آن که مشهد تعداد قابل توجهی از رزمندگان اسلام است، شاهد شهادت دو فرمانده بزرگ جنگ “
حسن باقری و مجید بقایی” بود. فکه تا آخر جنگ در دست دشمن باقی ماند و برخی پیکرها همچنان در میادین مین باقی ماند.

نامه ي زيباي گابريل گارسيا ماركزکه به سرطان لنفاوی مبتلاست


«اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرجه به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم. به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمی‌راندنم، اما یقینا هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم. هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها می‌دادم. کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم. راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند. اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم. به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند. به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند. به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است. چه چیز‌ها که از شما‌ها [خوانندگانم] یاد نگرفته‌ام...


یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قلهٔ کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است. یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند. یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند. چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام... .


 احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا. اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم. اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد.


کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.


هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری. خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت.
 

مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

 
ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی. جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که ما را آن به و مگذار به که و مه.


الهی! عبدالله عمر بکاست، اما عذر نخواست.


الهی! عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر.


به نام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است. ای جوانمرد درین راه مرد باش و در مردی فرد باش و با دل پردرد باش.

 

الهی! خواندی تأخیر کردم. فرمودی تقصیر کردم.

الهی! عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم.


الهی! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشه و مور محتاجم.

الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آرد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آرد.

الهی! اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.

الهی! گناه در جنب کرم تو زبون است، زیرا که کرم تو قدیم و گناه اکنون است.

الهی! اگر عبدالله را بخواهی سوخت، دوزخی دیگر باید آلایش او را و اگر بخواهی نواخت، بهشتی دیگر باید آسایش او را

الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.


الهی! همه از تو ترسند و عبدالله از خود زیرا که از تو همه نیک آید و از عبدالله بد.

الهی! گفتی کریمم امید برآن تمام است. چون کرم تو در میان است نا امیدی حرام است.

الهی! اگر امانت را نه امینم، آن روز که امانت می نهادی می دانستی که چنینم.
الهی! همچو بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. فریاد از معرفت رسمی و عبارت عاریتی و عبادت عادتی و حکمت تجربتی و حقیقت حکایتی.


الهی! اقرار کردم به مفلسی و هیچکسی. ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی. چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی.

الهی! اگر با تو نمی گویم افکار می شوم. چون با تو می گویم سبکبار می شوم.

الهی! ترسانم از بدی خود بیامرز مرا به خوبی خود.

به ياد داشته باشيم

هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را دوباره بازگرداند :

1. سنگ ........ پس از رها کردن!

2. سخن ............ . پس از گفتن!

3. موقعيت ... پس از پايان يافتن!

4. و زمان ........ پس از گذشتن!

زود قضـــاوت نكنيــم

"  زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد! در صورتي که خودش آن موقع که فکر مي‌کرد آن مرد دارد از بيسکوئيت‌هايش مي‌خورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرت‌خواهي نبود. "