تـو فقط خـوش بدرخـش!

 

روزی آهنگری جوان وارد دهکده شیوانا شد. او در کار خود بسیار ماهر بود

و می‌توانست وسایل مختلف را با کیفیت خوب و قیمت مناسب بسازد و

به مردم عرضه کند. در ابتدا فروش خوبی هم داشت اما به تدریج میل و

رغبت مردم به خرید از او کاهش یافت و چند هفته که گذشت دیگر هیچ‌کس

سراغ او نرفت. دلیل این عدم استقبال مردم از او، بدگویی آهنگر جوان از آهنگر

 پیر قبلی دهکده بود که با وجود سن زیاد به کسی کاری نداشت و اصلا هم از

 ورود آهنگر جوان به دهکده گله‌مند نبود. اما برعکس او آهنگر جوان حتی یک

لحظه از بدگویی و تهمت و افترا علیه آهنگر پیر دریغ نمی‌کرد. سرانجام مدتی

 که از بیکاری آهنگر جوان گذشت او نزد شیوانا آمد و به او گفت: 

ادامه نوشته

برکات فرستادن صلوات


صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.

در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.

برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»

امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»

از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».

ثواب افطاری دادن به روزه دار

در یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانه ماه رمضان پیامبر خدا خطبه مهمی خواندند و در آن خطبه که به شعبانیه معروف است مباحث و مسائل مهمی را مطرح فرمودند.

رسول گرامی اسلام در خطبه غراء شعبانیه درباره یکی از سنت‌های زیبا در ماه رمضان سخن گفته و بر عمل به آن حتی به اندازه یک خرما یا جرعه شربت آبی سفارش جدی می‌کنند.

این سنت حسنه و زیبا که در ماه رمضان نمود و نماد دارد، سنت “افطاری دادن” است که متاسفانه گاهی به سبب تجمل گرایی و ریخت و پاش‌های بیهوده این سنت نیکو و پسندیده مورد غفلت واقع می‌شود.

رسول خدا(ص) در خطبه شعبانیه درباره زنده نگه داشتن افطاری دادن چنین می‌فرمایند: “بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کننده‌گان را عذاب نکند.

ای مردم! هر کسی از شما روزه‌دار مؤمنی را افطار دهد، چنان است که گویا بنده‌ای را آزاد کرده، و خداوند از لغزش‌های گذشته‌اش می‌گذرد.

یکی عرض کرد! ای رسول خدا، همه ما قدرت افطاری دادن و سیرکردن شکم افراد را نداریم.

پیامبر خدا فرمود: با پاره‌ی خرما و مقداری آب، آتش را از خود دور کنید.

ای مردم! اگر کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود.

و آن کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان می‌گیرد”.

مزد، برابر زحمت است

۴ ذکر با خواص شگفت انگیز+۵ شبی که دعا رد نمی‌ شود

امام صادق علیه السّلام می فرماید: «در شگفتم برای کسی که از چهارچیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزّوجلّ به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچ گونه بدی به آنان نرسید.

و در شگفتم برای کسی که اندوهیگن است، چگونه به ذکر لا اله الاّ اَنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنین را نجات می بخشیم.

و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر أُفَوِّضُ اَمری إلَی اللهِ إنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.

و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر «ما شاءَ الله لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ» پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمت بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند کمتر از خود می دانی، پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد …».

منبع: داستان هایی از یاد خدا، ص۴۵-۴۶.

ادامه نوشته

شخصیت شناسی انسان در قرآن

در تعریف «شخصیت» این گونه بیان شده است: خصوصیاتی که در روح هر کس شکل می‌گیرد و او را از دیگران جدا می‌کند و وسیله تشخیص او از دیگران می‌شود.

قرآن کریم این حقیقت را چنین ترسیم می‌فرماید: « ای مردم ما شما را از نر و ماده‌ای خلق نمودیم و شما را به صورت شعبه‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، برای اینکه یکدیگر را بشناسید (امّا این را بدانید که) همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. به درستی که خداوند دانا و آگاه است. »
قرآن کریم اگر چه با عنوان خاص در رابطه با «شخصیت» انسان سخن نگفته است، امّا از مجموع آیات که در مورد انسان نازل شده است به خوبی می‌توان «روان‌شناسی شخصیت» انسان را مورد بررسی قرار داد.

«شخصیت» از ماده «شخص» به معنای مابه الامتیاز و مابه الاختیار است و چیزی است که یک شیئی را از اشیاء دیگر جدا می‌کند.

به عبارت دیگر ویژگی هایی که در روح آدمی وحدت پیدا کرده و شکل گرفته و در رفتار فرد ظاهر می‌گردد را شخصیت می گویند.[۱]

مناسب‌ترین واژه‌ای که قرآن کریم برای شخصیت (منش و خوی) به کار می‌برد، واژه «شاکلة»است.

آنجا که می‌فرماید:«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاً »[۲]

بگو: هر کس بر حال و هوا و ساختار نفسانى خود عمل مى‏کند (زیرا منشأ اعمال اقتضاى مزاج، یا ملکات است)، اما پروردگار شما به حال کسى که (روى شاکله صالحه) رهیافته‏تر است داناتر مى‏باشد.

نکات مهمی که در آیه یاد شده وجود دارد عبارت است از:

۱٫ اعمال انسان معلول صفات و خصوصیات ثابت روانی است و به عبارت دیگر، رفتار آدمی حکایت از شخصیت درونی او می‌کند. (از کوزه همان تراود که در اوست)

۲٫ تلاش دیگران (هر چند در شناخت مسائل روان تخصص داشته باشند) برای شناخت شخصیت افراد کافی نیست، زیرا شخصیت انسان در زیر صدها حجاب رفتار تصنّعی و تکلّف‌آمیز پنهان بوده و پی بردن به کنه شخصیت افراد کار آسانی نیست و لذا فرمود: «فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاً»[۳]

در تعریف «شخصیت» گفته شد خصوصیاتی که در روح هر کس شکل می‌گیرد و او را از دیگران جدا می‌کند و وسیله تشخیص او از دیگران می‌شود.

ادامه نوشته

‌آدم بدبين، سلاحش نفرت است

حکایت

اسب و الاغی با هم سفر می کردند.الاغ به اسب گفت : اگر دلت می خواهد من زنده بمانم، کمی از بار من را بردار. اما اسب به او اعتنایی نکرد. الاغ که نمی توانست سنگینی آن همه بار را تحمل کند، به زمین افتاد و جان داد.
آن گاه صاحب اسب تمام بارها ، به اضافه‌ی پوست الاغ را پشت اسب گذاشت. اسب همچنان که زیر بار کمر خم کرده بود، ناله می کرد و با خود می گفت : افسوس! چه حماقتی کردم.من حاضر نشدم اندکی از بار الاغ را به دوش بکشم. حالا نه تنها مجبورم باری را که بردوش او بود، بلکه پوست او را هم به دوش بکشم.

شنیده ام که در اندونزی درختی به نام یوپاس وجود دارد.این درخت سم ترشح می کند و چنان انبوه و پر است که هر گیاهی را که در پای آن رشد کند ، نابود می کند. این درخت پناه می دهد،‌سایه دارد و نابود می کند.
متاسفانه باید بگویم که من کسانی را می شناسم که مانند این درخت هستند.فکر کنم شما هم کسانی از این نوع را می شناسید. این آدم ها خودپسندند. آن ها همه چیز را برای خود می خواهند که مرکز توجه واقع شوند. هیچ علاقه ایی به کمک به دیگران ندارند ، ولی از همه به نفع خود بهره می جویند. آنها مانند درخت «یوپاس» خاصیتی برای اطرافیان ندارند و باعث شکوفایی ، رشد و باروری دیگران نمی‌شوند.
از طرف دیگر یادم می آید وقتی کوچک بودم سعی می کردم روی ریل راه آهن راه بروم. چند قدم بیشتر نمی توانستم راه بروم و تعادل خود را از دست می دادم. اما اگر با دوستم روی ریل قرار می‌گرفتیم می توانستیم دست یکدیگر را بگیریم و تعادل خود را حفظ کنیم. در این صورت می توانستیم تا آن سر دنیا برویم.
من و تو حق انتخاب داریم.می توانیم مثل درخت یوپاس باشیم.«سم خودخواهی» ترشح کنیم. فقط به خود و خواسته هایمان بیندیشیم. در خودخواهی جا خوش کنیم یا این که همزمان با رشد زندگی به دیگران یاری دهیم.
می توانی زندگی را در خدمت دیگران باشی، یا با خودپسندی گمراه کننده آن را هدر دهی. یا باید از مردم سوء استفاده کنی یا با آنها دوست شوی. هر دو باهم ممکن نیست.
نتیجه گیری
کمی به دور و بر خودت نگاه کن به دیگران نه، به دور و بر خودت و رفتارت. امروز تا همین الان چقدر خودخواه بودی، در رانندگی ، در صف مترو و اتوبوس، در محل کار، در خانه !!!؟؟؟ عادت کرده ایم تا به راحتی فقط به آنچه برای خود می خواهیم فکر کنیم و به خاطر آن هر کاری انجام دهیم.
بسیاری را می بینم که هر روز تلاش می کنند هر چه بیشتر از روز قبل بر دارایی ها، پست و مقام خود بیافزایند حتی به قیمت آسیب رسیدن به همسایه شان و حتی خواهر و برادر خویش!!!!!!
از همین امروز آغاز کن. در کنار صبحانه ایی که برای توانمندی جسمت می خوری، یک جمله برای توانمندی روح و جانت نیوش جان کن :
من با بخشش و دوستی، نسبت به همنوع خود سم خودخواهی را از خود دور خواهم کرد.

معیارهای مشترک در ازدواج

هسته مرکزی هر جامعه ای، خانواده است و خانواده بدون زوجی متشکل از زن و مرد معنا ندارد. زن و مردی که با یکدیگر پیوند ازدواج می بندند، عهد می کنند تا ضمن تشکیل خانواده ای سعادتمند، به یکدیگر کمک کنند تا به کمال مطلوب نزدیک تر شوند. به این ترتیب سلامت خانواده در درجه اول اهمیت قرار دارد و آن چه آن را ضمانت می کند، انتخاب صحیح همسر است.

ملاک های انتخاب همسر یکی از اصلی ترین مباحث در مشاوره قبل از ازدواج است و هر جوانی پس از رسیدن به شناخت از خود، باید بتواند درباره انتخاب همسرش تصمیم گیری کند. برای داشتن ازدواج موفق فقط عزم و اراده برای ازدواج کافی نیست. شما باید به بلوغ اقتصادی، فکری، عاطفی، اجتماعی و جسمی رسیده باشید و مهم تر از آن خودتان و طرف مقابلتان را بشناسید و با توافق والدین پا در مسیر زندگی مشترک بگذارید.


معیارهای مشترک در ازدواج

در ازدواج یک سری معیارهای کلی وجود دارد که باید در هر دو نفر مشترک باشد. در زمینه ویژگی های زیستی باید به ظاهر فرد مقابل و مورد پسند بودن آن، مبتلا نبودن فرد به بیماری های سخت، شرایط جسمی و روحی و تفاوت سنی مناسب توجه کنید. در مرحله بعد، وسع مالی، اصالت خانوادگی، فرهنگ و گرایش ها و علایق مختلف زندگی بررسی کنید. تفاوت در این زمینه ها طبیعی است اما نباید اختلافات آنقدر فاحش باشد که بتوان گفت شما و طرف مقابل تان تناسب ندارید یا یکی از دیگری سر است.


خصوصیات مرد ایده آل

اصولا مرد ایده آل بیشتر خانم ها مردی است که در درجه اول باغیرت باشد و نسبت به خانواده اش و حریم آن حرمت قایل شود. مرد ایده آل از هرگونه انحراف اخلاقی به دور است و سلامت اخلاقی دارد. او نسبت به والدین خود خوش رفتار و پناهگاهی برای زن و فرزندان خود است. پاکی چشم و عقل و فکر، توانایی تامین مالی خانواده، داشتن ایمان محکم، شهرت اجتماعی و توان دفاع از حریم خانواده هم از شاخص های مرد ایده آل است. مرد پاکیزه، پارسا، سخاوتمند و دست و دلباز می تواند تکیه گاه خوبی برای خانواده و همسر خود باشد. طبیعی است می توان به این فهرست، صفات دیگری را افزود؛ اما بسیاری از خانم ها به هنگام انتخاب همسر بر این ویژگی ها تاکید می کنند.

در مقابل بد نیست به بدترین صفاتی که یک مرد می تواند داشته باشد و بیشتر خانم ها از آن بیزارند، اشاره کنیم که عبارت است از نجیب نبودن و لاف زنی. همه خانم ها از مرد دروغگو و لاف زن متنفرند. بیکاری، بی ارادگی و دمدمی مزاجی جزو بدترین صفات یک مرد است. هم چنین خانم ها از مرد خسیس، گوشه گیر و منزوی، رنجور، بدبین، شکاک و وسواسی خوششان نمی آید. مردی که همواره خود را به مریضی بزند و همسر و فرزندان را در مشکلات تنها بگذارد ایده آل هیچ زنی نیست. زورگویی و سلطه جویی نیز جزو صفات ناپسند برخی آقایان است که خانم ها از آن بیزارند. بسیاری از خانم ها هم از وابستگی همسرشان به خانواده، برادر، مادر، دوست یا یک آشنا در زندگی مشترک رنج می کشند و از این که همسرشان اعتمادبه نفس کافی ندارد، دلخور هستند. به این ترتیب بدیهی است که خانم ها همسر وابسته و بدون اعتماد به نفس را نمی پسندند.


خصوصیات زن ایده آل

آقایان در وهله اول دوست دارند همسری باایمان، پاکدامن، باحیا و نجیب داشته باشند. همسر ایده آل بیشتر آقایان زنی است که جمال و زیبایی مورد نظر آن ها را داشته و کم مهریه باشد. معمولا مردان زنی را دوست دارند که بچه دار شود و مهربان خو باشد. به طوری که همه دوستش داشته باشند. در مقابل همسر فروتن و متواضع باشد و در مقابل او آراسته و زیبا باشد. همسر ایده آل مردان کسی است که موقر باشد و از همسرش حرف شنوی داشته باشد. کارها را آسان بگیرد و طبع ملایم و نرم داشته باشد. حافظ احترام و حیثیت شوهر باشد و عیب های شوهرش را در زمان غیبت او بپوشاند.

در این زمینه اولویت ها فرق می کند و ممکن است فردی چند خصوصیت را در اولویت خود قرار دهد و البته مهم همین است که با شناخت از طرف مقابل، زوج ها سعی کنند مشترکات خود را بیابند و براساس آن مشترکات تصمیم گیری کنند. آقایان نیز برخی ویژگی ها را در خانم ها نمی پسندند که مهم ترین آن ها را ذکر می کنیم. خانمی که متکی به زیبایی ظاهری اش باشد محبوب هیچ مردی نیست. وابستگی و فخرفروشی به ثروت خانوادگی و فردی هم مردان را آزار می دهد. هم چنان که مدیریت و زورگویی در خانواده هم از سوی زنان قابل تحمل نیست. جاه طلبی، لجبازی، نافرمانی، سرکشی و طغیانگری هم از دیگر صفاتی است که مردان از آن فراری هستند.

بدیهی است که صفات منفی چه در مرد و چه در زن مذموم است و هر دو جنس باید از آن عاری باشند اما ما در این جا تلاش کردیم خصوصیات زن و مرد ایده آل را از دریچه نگاه جنس مخالف ارزیابی کنیم. به گفته دکتر اقلیما جوانان پس از پیداکردن اشتراکات کافی، باید خانواده یکدیگر را مورد بررسی قرار دهند تا برای پیوند ازدواج بین دو خانواده مشکلی پیش نیاید. در بسیاری از مواقع دختر و پسر با یکدیگر به تفاهم می رسند اما خانواده ها و اختلاف تفکر، طبقه اجتماعی و فرهنگی مانع ازدواج آن ها می شود. بنابراین توجه به جایگاه خانواده اهمیت اساسی دارد. درنهایت اگر بتوان ملاک مشترک زن و مرد ایده آل را ذکر کرد، باید گفت هر زن و مردی در جست وجوی همسر ایده آل خود، به دنبال هم زبان است، کسی که همدل و شریک زندگی او باشد و بتواند او را درک کند.

روزه از چه زمانی بر مسلمانان واجب شد؟

سوال: واژه رمضان از لحاظ لغوی و اصطلاحی به چه معنا است؟ روزه از چه زمانی بر مسلمانان واجب شد؟

پاسخ: لغت شناسان در تعریف واژة “رمضان” نوشته اند: رمضان از مادة “رمض” می باشد که به معنای شدت تابش آفتاب بر خاک است. علت تسمیه آن است که عرب‌ها ماه را با زمانی که در آن واقع شود نامگذاری کرده اند. رمضان در زمان شدت گرما بود، از آن جهت رمضان نامیده شد و جمع آن را رمضانات گفته اند. گفته شده است: رمضان از نام های خداوند است.
رمضان از ماده “رمض” به معنای سوختگی است، و چون ماه صیام گناهان را می‌سوزاند، ‌بدین اسم مسمّی شد.
رمضان نهمین ماه هجری قمری، و یگانه ماهی است که نامش در قرآن آمده است. در این ماه مسلمانان با آداب خاص روزه می دارند.
این که ماه رمضان برای روزه انتخاب شده، به خاطر آن است که این ماه بر سایر ماه ها برتری دارد. در این ماه قرآن نازل شده و در روایات آمده است که همه کتاب‌های بزرگ آسمانی “تورات”، “انجیل” ، “زبور”، “صحف” و قرآن در این ماه نازل شده اند.
امام صادق(ع) فرمود: “تورات در ششم ماه رمضان و انجیل در دوازدهم و زبور در هیجدهم و قرآن مجید در شب قدر نازل گردید”.
قرآن پژوهان و مورخان باور دارند که روزه در سال دوم هجری بر مسلمانان واجب شد.
البته روزه در امت های پیشین بوده است. در قرآن آمده است: “یا أیّها الّذین آمنوا کُتِب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون؛ ای کسانی که ایمان آورده اید و روزه بر شما مقرّر شد، چنان که بر کسانی که قبل از شما بودند، نوشته شده بود، تا پرهیزکار شوید”.
از این آیه هم وجوب روزه بر مسلمانان استفاده می شود و هم پیشینه آن در ادیان دیگر. جملة “کما کتب علی الذین من قبلکم” حکایت از آن دارد که روزه در ادیان دیگر وجود داشته، گرچه مدت و کیفیت آن در ادیان متفاوت بوده است. یکی از نویسندگان در این خصوص می نویسد: از تورات و انجیل فعلی بر می آید که روزه میان یهود و نصاری بوده و اقوام و ملل دیگر هنگام مواجه شدن با غم و اندوه روزه می گرفته اند، چنان که در “قاموس کتاب مقدس” آمده است: روزه در تمام اوقات در میان هر طایفه بوده است. نیز از تورات بر می آید که موسی(ع) چهل روز روزه داشته است. همچنین به هنگام توبه و طلب خوشنودی خداوند، یهود روزه می‌گرفتند. حضرت مسیح(ع) چنان که از انجیل استفاده می شود، چهل روز روزه داشته است.


[۱] قاموس قرآن، ج ۳-۴، ص ۱۲۲؛ مجمع البحرین، ج ۱ – ۲؛ مفردات راغب، ص ۲۰۳؛ معارف و معاریف، ج ۵، ص ۶۶۹٫
لغت نامه دهخدا،‌ج ۷، ص ۱۰۷۸۰٫
بقره (۲) آیة ۱۸۵٫
غلام حسین مصاحب، دایره المعارف فارسی،‌ج۱، ص ۱۰۹۹؛ بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن، ج ۱، ص ۱۱۱۸۰٫
تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۶۳۳- ۶۳۴٫
وسائل الشیعه، ج ۷، ابواب احکام شهر رمضان، ح ۱۶٫
البدایه و النهایه، ج ۳-۴، ص ۲۵۴؛‌ تاریخ طبری، ج ۲،‌ص ۱۲۹؛ العامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۱۱۵؛ ابراهیم آیتی، تاریخ پیامبر اسلام(ص)، ص ۲۹۸٫
بقره‌ (۲) آیة ۱۸۳؛ ترجمه المیزان، ج ۲،‌ ص ۵ به بعد.
تفسیر نمونه، ‌ج ۱، ص ۶۳۳ -‌ ۶۳۴؛ ترجمه المیزان، ج ۲، ص ۶، با تلخیص.

وصیت نامه جالب آلبرت انیشتین

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند …

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.


 

عشق، ترس را از بين مي برد

تا به حال به اين موضوع فكر كرده ايد كه هر حرف از حروف الفبا نيز مي توانند براي ما پيامي داشته باشند؟ جالبه !!!!!! با هم مرور مي كنيم .......
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها

ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم

پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات

ت: تدبير براي ديدن افق فرداها

ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها

ج: جسارت براي ادامه زيستن

چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه

ح: حق شناسي براي تزكيه نفس

خ: خودداري براي تمرين استقامت

د: دور انديشي براي تحول تاريخ

ادامه نوشته

توبه در دو جا قبول نمی شود!

توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد؛ و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد، البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را می پذیرد. توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمی شود: یکی در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد، و در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود می گیرد صورت توبه دارد ولی حقیقت توبه ندارد.

در سوره مبارکه مؤمن آیه 84 و 85 درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند می فرماید:

«فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِینَ «84» فَلَمْ یَكُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ «85»؛


 

ادامه نوشته

كسي موفق مي شود كه خسته نمي شود

واقعاً چطور میشه بفهمید با فردی مناسب ازدواج کرده‌اید؟

عشق ماندگار تجربه‌ای منفعل و خودبه‌خودی نیست. همینطوری برایتان اتفاق نمی‌افتد. عشق ماندگار "پیداکردنی" نیست. باید آن را به مروز زمان بسازید. این عشق نیازمند صرف زمان، تلاش و انرژی است. و مهمتر اینکه، نیازمند خِرد است. باید بدانید که برای ماندگار کردن عشقتان چه باید بکنید.
هر رابطه‌ای یک چرخه دارد. در ابتدا، شما عاشق همسرتان می‌شوید. مدام منتظر تماس‌ها و نوازش‌هایش هستید و خصوصیات و شخصیت همسرتان برایتان جذابیت زیادی پیدا می‌کند.

اینکه عاشق همسرتان شوید کار سختی نیست. درواقع، تجربه‌ای بی‌اختیار است که هیچ چیز آن دست خودتان نیست.

درمورد آدمهای عاشق گاهی می‌گویند در دام عشق افتاده است. به تصویری که این جمله به ذهنتان می‌آورد فکر کنید. نشان می‌دهد که هیچ چیز دست خودتان نبوده است و ناغافل و بدون کنترل و اراده خودتان در آن اسیر شده‌اید!

عاشق شدن آسان است. عاشق شدن تجربه‌ای منفعل و خودبه‌خودی است.


ادامه نوشته

آیااین که می‌گویند حضرت علی (ع) نام سه فرزند خود را عمر، ابوبکر و عثمان گذاشتند درست است؟

طرح شبهه:
شیعیان ادعا مى‌کنند که خلیفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضى الله عنها) حمله کرده‌اند؛ در حالى که همه مى‌دانیم علی رضى الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام‌هاى خلفا ـ همان‌هایى که ادعا مى‌شود قاتل فاطمه بوده‌اند ـ نام گذارى کرده است. این نشان مى‌دهد که خلفا از این تهمت‌ها برى هستند. آیا کسى نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مى‌گذارد؟

نقد و بررسی:

پاسخ اجمالی:

نام گذاری به نام ابوبکر:
اولاً: اگر قرار بود که امیر مؤمنان علیه السلام نام فرزندش را ابوبکر بگذارد، از نام اصلى او (عبد الکعبه، عتیق، عبد الله و… با اختلافى که وجود دارد) انتخاب مى‌کرد نه از کنیه او؛

ثانیا: ابوبکر کنیه فرزند علی علیه السلام بوده و انتخاب کنیه براى افراد در انحصار پدر فرزند نمى‌باشد؛ بلکه خود شخص با توجه به وقایعى که در زندگی‌اش اتفاق مى‌افتاد کنیه‌اش را انتخاب مى‌کرد.

ثالثاً: بنا بر قولى، نام این فرزند را امیر مؤمنان علیه السلام، عبد اللّه گذارد که در کربلا سنّش ۲۵ سال بوده است.

ابو الفرج اصفهانى مى نویسد:

قتل عبد الله بن علی بن أبی طالب، وهو ابن خمس وعشرین سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علی ۲۵ ساله بود که در کربلا به شهادت رسید.

الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفای۳۵۶)، مقاتل الطالبیین، ج ۱، ص ۲۲٫

بنا براین سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علی علیه السلام بوده که حضرت در آن دوره تندترین انتقاد ها را از خلفاى پیشین داشته است.

نام گذاری به نام عمر:

اولاً: یکى از عادات عمر تغییر نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر این نام را بر او گذازد و به این نام نیز معروف شد.

بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد:

وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى کرد.

البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای۲۷۹هـ)، أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷٫

ذهبى در سیر اعلام النبلاء مى‌نویسد:

ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب کرد.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد دیگرى را نیز در تاریخ تغییر داده است که ما فقط به سه مورد اشاره مى‌کنیم:

۱٫ إبراهیم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

ادامه نوشته

مدادرنگي ها

مدادرنگي ها مشغول بودند،

به جز مداد سفيد، هيچ کس به او کار نمي داد، 

همه مي گفتند تو به هيچ دردي نمي خوري. 

يک شب که مدادرنگي ها،تو سياهي کاغذ گم شده بودند مداد سفيد تا صبح کار کرد، 

ماه کشيد، مهتاب کشيد و آن قدر ستاره کشيد که کوچک و کوچک تر شد. 

صبح توي جعبه مداد رنگي جاي خالي او با هيچ رنگي پر نشد.




بزرگترين وظيفه‌ى منتظران حضرت ولی‌عصر(عج) در کلام رهبر معظم انقلاب

* اين، آينده‌ى قطعى شماست

ملت ايران به فضل پروردگار، با هدايت الهى، با كمكهاى معنوى غيبى و با ادعيه‌ى زاكيه و هدايتهاى معنوى ولى‌الله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامى را بار ديگر در عالم سربلند كند و كاخ با عظمت تمدن اسلامى را برافراشته نمايد. اين، آينده‌ى قطعى شماست. جوانان، خودشان را براى اين حركت عظيم آماده كنند. نيروهاى مؤمن و مخلص، اين را هدف قرار دهند.
ديدار ايثارگران 29/05/1376

* قبل از فرج، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست!

قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحت‌طلبى و عافيت نيست. ...قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‌شوند؛ در كوره‌هاى آزمايش وارد مى‌شوند و سربلند بيرون مى‌آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزديكتر مى‌شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‌ى شعبان، روز عيد بزرگ است.
دیدار با مردم قم 30/11/1370


* حقیقت انتظار

انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطه‌ى مقابل آن چيزى است كه دشمن مى‌خواهد به وجود بياورد.

ما آن وقتى مى‌توانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. اولين قدم براى حاكميت اسلام و براى نزديك شدن ملتهاى مسلمان به عهد ظهور مهدى موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسيله‌ى ملت ايران برداشته شده است؛ و آن، ايجاد حاكميت قرآن است؛
ديدار به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عج) 25/09/1376

ادامه نوشته

راز عمر طولانی حضرت مهدی (عج)

در این مقاله سعی شده ابتدا مثال هایی از طول عمر افراد در تاریخ و ادیان ذکر شود و سپس به دلیل علمی این موضوع پرداخته شود.

۱- طول عمر و تعالیم دینی

کتاب آسمانی قرآن که وحی و سخن حق است و ساحت تعلیم آن از گزاف گویی و اندیشه های باطل و پوچ منزه می باشد، به مسئله دراز عمری اشاره می کند و آن را در امت های پیشین روندی طبیعی می داند و از نهاد انسان که خواهان عمر دراز است، خبر می دهد.

و نوید بخش زندگی جاودان پس از مرگ می باشد که بسته به اعمال انسان در این دنیا، می تواند سراسر عذاب و درد و یا آکنده از نعمت و لذت باشد. قرآن، درازی عمر و یا عمر اندک را وابسته به خواست و اراده خدا می داند و آن را امری بس آسان می شناسد و نمونه های آشکاری از آن را بازگویی می کند.

(( هیچ کسی به دراز عمری نمی رسد و از عمر کسی کم نمی شود، مگر اینکه در کتاب- لوح محفوظ- ثبت می باشد، و این کار بر خدا بسی آسان است )) و در تفسیر مجمع می خوانیم (( عمر طولانی به کسی دادن و کاستن از عمر شخصی برای خدا آسان است و دشوار و محال نیست. ))

• الف) عمر جاودان : افزودن بر طول عمر. قرآن عمر جاودان را برای برخی از موجودات و کسان مطرح می کند که گاه به پیش از آفرینش حضرت آدم مربوط می شود و تا قیامت ادامه می یابد. مانند: حضرت عیسی، حضرت خضر و اصحاب کهف.

• ب) عمر طولانی : نمونه هایی از کسانی که سالیان دراز زیسته اند، در قرآن یاد شده است. مثل: ارمیا( عزیز )، نوح، الیاس و ادریس

۲- طول عمر در تاریخ

در کتاب راز طول عمر حضرت مهدی اثر سید هادی حسینی از کسانی نام برده شده است که بین ۵۰۰ تا ۳۶۰۰ سال عمر کرده¬اند. بنابر آنچه در تاریخ زندگی آدمی آمده است، افراد زیادی طول عمر ۵۰۰ سال و بیشتر داشته اند.

شیخ مفید نیز در کتاب الغیبه از کسانی نام می برد که طول عمر طولانی داشته اند. سلمان فارسی حضرت عیسی را دید و تا پس از پیامبر اعظم (ص) زنده ماند. عمر او به حدود ۷۰۰ سال می رسد. فوژن دوگلاس ۱۲۵ سال، سوفکل ۱۳۰ سال، آشناگر ۱۴۷ سال، توماس بار ۱۵۲ سال، ژوزناف سورنگتن ۱۶۵ سال، شیرعلی مسلم اُف ۱۶۸ سال، سیدعلی ساکن روستای سده ی اصفهان ۱۸۹ سال، نمونه هایی از دراز عمران هستند.

ادامه نوشته

تولدت مبارک