حجاب ناپيدائي

وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ حِجَاباً مَّسْتُوراً

‏( اي پيغمبر ! ) هنگامي كه قرآن ( ناطق به دلائل حق ) را مي‌خواني ، ميان تو و آنان كه به قيامت باور ندارند ( و پيوسته دشمن حق و از حقيقت گريزانند ) حجاب ناپيدائي قرار مي‌دهيم ( تا نور قرآن به دل ايشان پرتو نيندازد و به آنان سودي نرساند ) .‏


سوره إسراء آيه ۴۵

 بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ بَيْنَكَ 

حِـــــــــــــــــجَــــــــــــــــابـــــــــــــــاً مَّــــــــــــسْــــــتُوراً

الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ

4 ذکر کوتاه قرآنی برای رهایی از 4 چیز

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

1ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آل‌عمران/173) پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.»

2ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ‏ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء/87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.»

3ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» (غافر/44) پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»

4ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/39) پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

 

منبع: بحارالانوار، ج90، ص184 و 185، به نقل از کتاب خصال شیخ صدوق

روز قیامت از انسان‌ ها چه سوالی می‌ شود؟

انسان‌ها در مورد معبودی که عبادت کرده‌اند، مورد سوال قرار می‌گیرند. از آنان سوال می‌شود که پیامبران را اجابت کرده‎اند یا خیر. انسان‌ها درباره اعمالی که انجام داده‎اند و از نعمت‎هایی که در دنیا از آنها بهره برده‎اند و از عهد و پیمانها و از گوش، چشم و دلهای‌شان سوال خواهد شد.

به گزارش شفقنا، زهرا اجلال در یادداشتی که در روزنامه آرمان منتشر کرده آورده است: در این بحث از موارد ذکر شده صحبت خواهد شد. ۱- مهم‌‌ترین سوالی که روز قیامت از انسان‌ها بعمل می‌آید راجع به‌ کفر و شرک است.

از آنها درباره معبودهایشان سوال می‌شود. خداوند می‌فرماید: آیه: «وَقِیلَ لَهُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ یَنصُرُونَکُمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ». الشعراء: ۹۲ – ۹۳ (و بدیشان گفته می‌شود: کجا هستند معبودهائی که پیوسته آنها را عبادت می‌کردید؟ ‏(معبودهای) غیر از خدا. آیا آنها (در برابر این شدائد و سختیهایی که اکنون با آن روبه‌رو هستید و هستند) شما را کمک می‌کنند یا خویشتن را یاری می‌دهند؟‏).

ادامه نوشته

دعای آمرزش گناهان

 

نوزدهم:شيخ مفيد در كتاب«مجالس»،از محمّد بن‏ حنفيّه روايت كرده:روزى پدرم حضرت امير مؤمنان عليه السّلام كعبه را طواف مى‏كرد،ناگاه مردى را ديد،كه به پرده‏هاى كعبه‏ چنگ زده،و اين دعا را مى‏خواند،به او فرمود:اين است دعاى تو؟گفت:آرى مگر شنيدى؟حضرت فرمود:آرى‏ شنيدم،فرمود:پس اين دعا را پس از هر نماز بخوان،به خدا سوگند هر مؤمنى اين دعا را پس از هر نماز بخواند،بى‏ترديد حق تعالى گناهان او را مى‏آمرزد،هرچند به اندازه ستارگان آسمان،و قطره‏هاى باران،و ريگ‏هاى زمين،و ذرّه‏هاى‏ خاك باشد،بعد حضرت امير عليه السّلام گفت:من اين دعا را مى‏دانم،و حقتعالى واسع العطايا(داراى بخشش گسترده)و كريم است،آن مرد گفت: يا امير المؤمنين راست گفتى،و بالاتر از هر دانايى داناترى است،و آن مرد حضرت خضر عليه السّلام بود.و كفعمى نيز اين دعا را در كتاب«بلد الأمين»روايت كرده،و دعاى اين است:
يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ يا مَنْ لا يُغَلِّطُهُ السّآئِلُونَ وَيا مَنْ لا يُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ اَذِقْنى بَرْدَ عَفْوِكَ وَمَغْفِرَتِكَ وَحَلاوَةَ رَحْمَتِكَ
اى آن‏كه او را شنيدنى از شنيدن ديگر منصرف نمى‏كند،اى آن‏كه خواهندگان او را به اشتباه نمى‏اندازند،اى آن‏كه اصرار اصراركنندگان او را خسته نمى‏كند،خنكى گذشت،و آمرزشت و شيرينى رحمتت را به من بچشان.
بيستم:ديلمى در كتاب اعلام الدّين از ابن عبّاس روايت كرده:حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود:هركه سه مرتبه اين آيات را پس از نماز مغرب بخواند،آنچه را از ثواب در روز گذشته از او فوت شده دريابد و نمازش پذيرفته شود،و اگر بعد از هر نماز واجب و مستحبّ بخواند به عدد ستارگان آسمان و قطرات باران،و برگ درختان،و ذرّات خاك زمين برايش حسنات‏ نوشته مى‏شود،و چون بميرد،در ازاى هر حسنه ده حسنه،در قبر به او داده مى‏شود.اين است آيات:
فَسُبْحانَ اللَّهِ حينَ تُمْسُونَ وَحينَ تُصْبِحُونَ وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَعَشِيّا وَحينَ تُظْهِرُونَ يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَيُحْيِى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ
منزّه است خدا آنگاه كه شام كنيد،و به صبح درآييد،و ستايش از آن اوست در آسمانها و زمين،و به‏ هنگام شامگاه و زمانى كه به ظهر درآييد،زنده را از مرده بيرون مى‏آورد،و مرده را از زنده خارج مى‏كند،و زمين را پس از مرگ‏ آن زنده مى‏سازد،و اين چنين از قبرها زنده بيرون آورده مى‏شويد،منزّه است پروردگارت،پروردگار عزّت،از آنچه وصف مى‏كنند،و سلام‏ بر رسولان،و ستايش خداى را،پروردگار جهانيان.
 

چرا زنان در هنگام نماز باید با حجاب باشند؟

چرا باید زن به هنگام نماز و ایستادن در مقابل کسی که او را آفریده و از او محرم‌تر وجود ندارد حجاب داشته باشد؟

مشکل کار اینجاست که نوع ما مسلمانان نه به اهمیّت، جایگاه و نقش نماز پی برده‌ایم و نه حجاب. معمولاً هر دو را فقط به صورت یک تکلیف انجام می‌دهیم، تازه اگر عادت نشده باشد. چرا که هم نماز ممکن است عادت شده باشد و هم حجاب. از این رو شاهدیم که گاه تکلیف به نظرمان شاقّ می‌رسد. لذا برخی با کراهت انجام می‌دهند، برخی با اهمال انجام می‌دهند، برخی حتی خودشان نیز برای آن چه انجام می‌دهند ارزشی قائل نیستند تا انتظار داشته باشند خداوند منّان ارزشی قائل شود.

نماز:
اگر چه نماز یومیّه یک تکلیف است، اما لابد حکمت، آثار و تبعات خود را دارد که از سوی حکیم تکلیف شده است و از آنجا که خداوند متعال غنی محض است و نیازی ندارد، معلوم می‌شود که انسان برای رشد، تکامل و قرب الی‌الله به این نماز نیازمند است. لذا فرمود: نماز ستون دین است و فرمود: نماز معراج مؤمن است و فرمود: نماز از فحشا و منکر باز می‌دارد، نماز گفتگو و راز و نیاز بنده با پروردگار خویش است و … .

ادامه نوشته

دعاهایی که سریع اجابت می شوند

استجابت دعا مانند هر پدیده‌ی دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می‌رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.[۱]

به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می‌شود:

۱, دعای توسل:

محمد ابن‌بابویه دعای توسل را از ائمه (علیه السلام) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب‌های چهارشنبه خوانده می‌شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (علیه السلام) و واسطه قرار دادن آن‌ها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می‌کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: ”اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة…”‌؛ خدایا من از تو می‌خواهم و روی می‌آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت… ”یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله”‌؛ ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا.[۲]

اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او ”‌الله”‌‌ و اختتام او ”‌هو”‌‌ است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آن‌ها صورت نمی‌گیرد

۲, دعای فرج:

کفعمی در کتاب بلد الامین دعایی از حضرت علی (علیه السلام) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد می‌نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:

”یا عماد من لا عماد له…”‌؛ ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد… ”و افعل بی ما انت اهله”‌؛ با من چنان کن که تو اهل آنی[۳]. و آن گاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.

۳, دعای اسم اعظم:

سید علیخان شیرازی در کتاب کلم طیب می‌نویسد: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او ”الله”‌ و اختتام او ”هو”‌ است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آن‌ها صورت نمی‌گیرد:

الف. ”الله لا إله إلا هو الحی القیوم … ”‌ تا آخر آیة‌الکرسی.

ب.”الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …”‌.

ادامه نوشته

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

112093321 چرا خداوند شیطان را آفرید؟

ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدت‏هاى طولانى خداوند را عبادت کرده بود، و به واسطه نافرمانى خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مى‏شود. شیطان به هر موجودى گفته مى‏شود که انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسان‏ها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاک بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما در مقابل یک دستور الهى که سجده و تعظیم در مقابل انسان بود ، لغزید (۱) و از درگاه الهى رانده شد.(۲) شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد . شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسان‏ها را بفریبد مگر کسانى را که مۆمن باشند.(۳) و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد .

ادامه نوشته

اسامی و القاب امام مهدى (عج)

 در احادیث رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) القاب متعددى براى امام مهدى (عجل الله فرجه الشریف) ذكر شده است در این میان، مى توان به القابى مانند القائم، المنتظر، المهدى، الحجه، المنصور، الخلف الصالح، صاحب الزمان، بقیه الله، ... اشاره كرد.

در برخى از روایات، ضمن ذكر برخى از القاب، به وجه تسمیه ى آن ها نیز اشاره شده است:

1- از امام جواد(علیه السلام) پرسیده شد كه چرا به امام مهدى (عج) «منتظر» گفته مى شود؟ امام(علیه السلام)فرمود: «لأنّ له غیبه تكثر أیّامها و یطول أمدها، فینتظر خروجه المخلصون و ینكره المرتابون...;[1]
 
چون براى مهدى(علیه السلام) غیبتى است كه روزهاى آن بسیار و مدّت آن، طولانى است. مخلصان، منتظر ظهور او مى مانند و اهل ریب او را انكار مى كنند».

2- ابو سعید خراسانى مى گوید:
به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: «آیا مهدى و قائم یكى هستند؟» فرمود: «آرى». گفتم: «به چه علت او را مهدى مى نامند؟». فرمود: «چون به هر امر مخفى هدایت مى كند. و قائم نامیده مى شود، چون بعد از آن كه از یادها رفت كه او به كار عظیمى قیام مى كند، قیام خواهد كرد».[2]
 
چرا حضرت مهدى را در دعاى ندبه، «ابن طه» مى نامند؟
در دعاى ندبه به آن حضرت «یا ابن طه و المحكمات» خطاب مى كنیم.
 
امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:
«و امّا طه فاسمٌ من اسماء النبى(صلى الله علیه وآله)و معناه: «یا طالب الحق الهادى إلیه»;[3]
 
و امّا طه، پس اسمى است از اسم هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و معنى آن، این است: «اى طالب حق كه راهنماى به آن هستى».
 
مرحوم فیض كاشانى، در تفسیر آیه ى (هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَماتٌ)،[4] نقل مى كند كه امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: «انّ المحكمات أمیرالمؤمنین و الأئمه(علیه السلام));[5] محكمات، امیرمومنان و ائمه(علیه السلام) هستند.». البته، منظور، مصداقى از مصادیق آیات محكمات است. به همین دلیل، در دعاى ندبه، به حضرت مهدى(علیه السلام) «یا ابن طه و المحكمات» خطاب مى شود.
 
در نهایت، باید توجّه داشت كه هر یك از كلماتى كه در دعاى ندبه مطرح شده است، یقیناً، ارتباطى با مقام امام زمان(علیه السلام) داشته و ریشه در عقاید و معارف اسلامى دارد.
 
علت نهى از ذكر اسم خاص امام مهدى (عج) چیست؟
 
روایاتى كه درباره ى امام مهدى (عج) از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نقل شده است، به دو دسته كلّى قابل تقسیم است:

1- دسته نخست، روایاتى هستند كه از طریق اهل سنّت و یا از طریق اصحاب ائمه(علیهم السلام) نقل شده اند.
این روایات، دو گونه است:
 
الف) بعضى از این روایات، با كنایه، به اسم خاص امام مهدى (عج) اشاره كرده اند. مانند روایتى كه جابر بن عبدالله انصارى از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله)نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: (المهدی من ولدی اسمه اسمی و كنیته كنیتی);[6] مهدى، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و كنیه اش، كُنیه ى من است...».
 

ب) برخى دیگر از روایات نیز به صورت صریح، به نام خاص امام مهدى (عج) اشاره كرده اند. مفضل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل مى كند كه فرمود:«الإمام من بعدی ابنی موسى و الخلف المأمون المنتظر م ح م د بن الحسن بن على بن محمّد بن على بن موسى;[7] امام بعد از من، پسرم موسى است و جانشینى كه مورد امید و انتظار است، م ح م د بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى است.».


2- دسته ى دوم، روایاتى هستند كه نه تنها نام خاص امام مهدى (عج) را به صورت صریح ذكر نكرده اند، بل كه از ذكر نام خاص آن حضرت، به شدّت نهى كرده اند:
 

عن موسى به جعفر(علیه السلام) أنّه قال عند ذكر القائم(علیه السلام): «یخفى على الناس ولادته ولایحل لهم تسمیتهُ حتّى یظهره الله عزّوجل فیملَأ به الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت جوراً و ظلماً;[8] ولادت او، از مردم پوشیده خواهد بود و بر آنان جایز نیست كه نام او را ذكر كنند تا این كه خداوند او را ظاهر كند و زمین را پر از قسط و عدل كند، آن گونه كه پر از جور و ظلم شده بود.».
نیز یكى از توقیع هاى امام زمان (عج) آمده است: «هر كس در بین مردم، اسم خاص مرا ذكر كند، بر او لعنت خدا باد.».[9]
 
در برخى از این احادیث، علت این نهى نیز ذكر شده است:

1- نام امام مهدى (عج) ودیعه اى الهى است و پیامبر(صلى الله علیه وآله) اجازه ى ذكر آن را نداده اند.[10]


2- شما را از تصریح به اسم آن حضرت نهى كرده ایم تا اسمش بر دشمنان ما مخفى بماند و آنان او را نشناسند.[11]
علماى شیعه نیز با توجّه به احادیث نهى، از ذكر اسم خاص آن حضرت، پرهیز كرده اند، ولى در مورد زمان و مدّت این نهى، اختلاف دارند و به دو گروه تقسیم مى شوند:
 
بزرگانى چون شیخ صدوق، شیخ مفید، علامه ى مجلسى، و... فتوا به منع ذكر نام امام مهدى (عج) تا زمان ظهور آن حضرت داده اند و از تخصیص این احادیث به دوره ى غیبت صغرا، پرهیز كرده اند. علامه ى مجلسى در بحارالأنوار بعد از ذكر برخى از احادیث نهى، مى نویسد: «این احادیث، تصریح دارد در ردّ سخن كسانى كه نهى از ذكر نام خاص را مختص زمان غیبت صغرا مى دانند.».[12]
 
عدّه اى دیگر از علما، از احادیث نهى، چنین استنباط كرده اند كه علّت این نهى، تقیه و خوف از دشمن بود. پس اگر تقیه یا خوف نباشد، ذكر نام خاصّ امام مهدى (عج) هیچ منعى ندارد. مؤلف كشف الغّمه مى نویسد:
 
عجیب است كه شیخ طبرسى و شیخ مفید مى گویند: «ذكر اسم و كنیه آن حضرت (عج) جایز نیست» و بعد مى گویند: «اسمش، اسم پیامبر(صلى الله علیه وآله) و كینه اش، كنیه ى پیامبر(صلى الله علیه وآله) است» و گمان مى كنند كه اسم و كنیه ى آن حضرت را ذكر نكرده اند! آن چه به نظر مى آید، این است كه منع، به خاطر تقیه و در زمان خوف بر آن حضرت و... بود و الان، چنین نیست...[13]
 
با توجّه به مطالب یاد شده و در جمع بندى آنها مى توان گفت:
 
اوّلا، در همه ى احادیث، تقیه و ترس از دشمن، علّت نهى از ذكر نبوده و حضرت على(علیه السلام)اسم خاص امام مهدى(علیه السلام) را ودیعه اى الهى مى دانند و مى فرمایند: «پیامبر(صلى الله علیه وآله) اجازه ى ذكر آن را نداده اند».
ثانیاً، حمل تمام احادیث منع بر زمان تقیّه و ترس از دشمن، با توجه به تعداد زیاد آن احادیث، و نیز تصریح امام كاظم(علیه السلام) به عدم ذكر نام خاص امام مهدى (عج) تا زمان ظهور، كمى مشكل مى نماید. اگر این احادیث، حرمت ذكر اسم خاص امام مهدى (عج) را تا زمان ظهور ثابت نكنند، حدّاقل، كراهت شدید آن را اثبات مى كنند.
 
مرحوم آیه الله محسن امین، در جمع میان اخبار نهى و تسمیه مى نویسد: «تصریح به اسم خاص، مطلقاً مكروه است، ولى ذكر نام خاص آن حضرت، صراحتاً یا با كنایه، در زمان خوف، حرام است.».[14]
 
بنابراین، شایسته است كه با توجّه به تصریح احادیث نهى، ما نیز از ذكر اسم خاص امام زمان (عج) پرهیز كنیم و از القاب آن حضرت، براى ذكر یاد و نام وى استفاده كنیم.
 
-----------------------------

[1]. بحارالأنوار، ج 51، ص 30.
[2]. همان.
[3]. تفسیر صافى، ج 2، ص 59، المكتبه الإسلامیه، چاپ ششم، 1362.
[4]. آل عمران: 7.
[5]. تفسیر صافى، ج 1، ص 247.
[6]. بحارالأنوار، ج 51، ص 71.
[7]. همان، ج 48، ص 15.
[8]. همان، ج 51، ص 32.
[9]. بحارالأنوار، ج 51، ص 33.
[10]. بحارالأنوار، ج 51، ص 33.
[11]. مستدرك الوسایل، ج 12، ص 285.
[12]. بحارالأنوار، ج 5، ص 32.
[13]. كشف الغمه، ج 3، ص 326.
[14]. المجالس السنیه، ج 5، ص 678.


رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

 

 

تهیه و تنظيم از  منتظر ظهور

امام زمان(عج) در قرآن - قسمت 3

روزگاری كه دیگر موشی كیسه ای را پاره نكند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی كه جزیه ها الغاء گردد و

صلیبها شكسته شود.آری! این معنای آیه شریفه است كه می فرماید: «لیظهره علی الدّین كلّه»
 

و آنگاه تأكید كرد كه این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل

او در جهان، تحقّق خواهد یافت.

ادامه نوشته

امام زمان(عج) در قرآن - قسمت 1


قرآن كتاب پرشكوه خداست.


كتابی است كه نه كتابهای آسمانی پیشین آن را خدشه دار و باطل می سازد و نه واقعیت های آینده.[1]
 

بیانگر هر چیزی است[2] و هیچ تر و خشكی نیست، مگر اینكه در (این) كتاب روشن و روشنگر آمده است. [3] و....
آیا فكر می كنید چنین كتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حكومت جهان گستر و عادلانه او، خبر نمی دهد و در مورد آن ساكت است؟
 

هرگز چنین نیست.... .
 
 

ادامه نوشته

جریانشناسی اهانت به پیامبر

آیا مشکل هالیوود، اسلام و مسلمانان است؟ به نظر می رسد فرار از سبک زندگی دینی و دین مدارانه در غرب عامل اصلی در تخریب چهره پیامبران الهی باشد. این مطلب سعی دارد تخریب سایر پیامبران الهی توسط هالیوود را بررسی کرده و برای اولین بار این مسئله را کدگشایی کند.
(*بهتره به این نکته هم توجه کنیم که برخورد و اعتراض خاصی از مسیحیان و یهودیان بعد اکران این فیلمهای تخریبی بروز نکرد و شاید این مربوط به تحریفهای صورت گرفته در کتب آسمانی شونه و الآن واکنش ما مسلمونا برای خیلی از اروپایی ها و جهان غرب، عجیبه !*)
مساله اهانت به اولياء‌ و پيامبران الهی و مقدسات اديان توحيدي امري تازه و جديد نيست. اهانت، استهزاء و تکذيب سه شيوه رايج در ميان اقوام سابق در مقابله با هدايت پيامبران بوده است. اهانت به پيامبران و دروغ‌گو، ساحر، مجنون، قدرت‌طلب و سفيه و... خواندن آنان از جمله روش‌هاي رايج در ميان امت‌هاي گمراه گذشته و دشمنان پيامبران بوده است.

ادامه نوشته

بایسته های اصولی –اعتدالی در برنامه عمل حجاب و عفاف

  1-اصل حجاب به عنوان حکمی مسلم از احکام الهی در آیات و روایات فراوانی امده لست پس انچه اقلیم – فرهنگ وعرف در ان موثر است چگونگی حجب است نه اصل حجاب .

2-تنوع پوشش در بین زنان مسلمان در سراسر جهان از یک سو و عدم تأکید ایات قران بر نوع خاصی از پوشش،حکایت از تعیین در اصل حجاب وتکثر در چگونگی تأمین ان می کند.

3- رنگ به عنوان یکی از آیات الهی منبع مهمی برای نشان دادن تفاوت ها از یک سو وهمچنین تنوع روحیه تنوع طلبی و نفی یکنواختی کسالت آور از سوی دیگر است

ادامه نوشته

سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س)

و در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت.

خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت.

و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است.

و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند.

نمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادينمايش تصوير در وضيعت عادي

ادامه نوشته

آیات خواهر موسی و داستان خواهر موسی

۱   إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا

 فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى / طه / 40

ادامه نوشته

آیات مادر موسی وداستان مادر موسی

۱/ اذْ أَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّكَ مَا يُوحَى / طه / 1


 2 / انِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِّي وَعَدُوٌّ لَّهُ وَأَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً

 مِّنِّي وَلِتُصْنَعَ عَلَى عَيْنِي  /طه /۳۹

 

۳/    إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا

 فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى / طه / ۴۰


 4 /    وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ

 وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ / قصص / 7


 5 / وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ / قصص / 12


 6 / فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ / قصص / 13


 7 / وَ اَصْبَحَ فُؤادُ اُمِّ مُوسي فارِغاً اِنْ كادَتْ لَتُبْدي بِهِ لَوْلا اَنْ رَبَطْنا عَلي قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ المُؤْمِنينَ / قصص / 10


 8 /    وَ قالَتْ لِاُخْتِهِ قُصّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونْ / قصص / 11

ادامه نوشته

زن قبل از بعثت موسی

 

1   وَإِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ

 عَظِيمٌ / بقره / 49


 2    واذقال موسي لقومه اذكروا نعمه اللّه عليكم اذ انجيكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبّحون ابنائكم و

 يستحيون نسائكم وفي ذلكم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ / ابراهيم / 6


 3    فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي

 ضَلَالٍ / غافر / 25

ايات همسر عزيز مصر و داستان همسر عزيز مصر

1  وَقَالَ الَّذِي اشْتَرَاهُ مِن مِّصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَكْرِمِي مَثْوَاهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَكَذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ

 وَلِنُعَلِّمَهُ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَاللّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ / يوسف / 21

2   وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ قَالَ مَعَاذَ اللّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لاَ

 يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ / يوسف / 23

3   وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ /

يوسف / 24

4    وَاسُتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِيصَهُ مِن دُبُرٍ وَأَلْفَيَا سَيِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءًا إِلاَّ أَن يُسْجَنَ

 أَوْ عَذَابٌ أَلِيمٌ / يوسف / 25

5   قَالَ هِيَ رَاوَدَتْنِي عَن نَّفْسِي وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّنْ أَهْلِهَا إِن كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الكَاذِبِينَ /

 يوسف / 26

6 وَإِنْ كَانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَهُوَ مِن الصَّادِقِينَ / يوسف / 27

7 فَلَمَّا رَأَى قَمِيصَهُ قُدَّ مِن دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِن كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ / يوسف / 28

8 وَقَالَ نِسْوَةٌ فِي الْمَدِينَةِ امْرَأَةُ الْعَزِيزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَن نَّفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِي ضَلاَلٍ مُّبِينٍ / يوسف / 30

9 فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّينًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ

 أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ / يوسف / 31

10 قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسَتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُونًا مِّنَ

 الصَّاغِرِينَ / يوسف / 32

ادامه نوشته

آيات همسر لوط و داستان همسر لوط

1   فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ / اعراف / 83

2  قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ

 مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ / هود / 81

3   إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ / حجر / 60

4    إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ / شعراء / 171

5  أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِّن دُونِ النِّسَاء بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ / نمل / 55

6 اَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِّن قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ يَتَطَهَّرُونَ / نمل / 56

7   فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ / نمل / 57

8   قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطًا قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ / عنكبوت / 32

9   وَلَمَّا أَن جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا

 امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ / عنكبوت / 33

10   إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ / صافات / 135

ادامه نوشته

آیات هاجر همسرابراهيم و داستان هاجر همسر ابراهیم

نام سوره : ابراهيم /
شماره سوره : 14
شماره آيه : 37
متن آيه : رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً

 مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ


ترجمه : پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بى‏آب و علفى، در كنار خانه‏اى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند; تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز; و از ثمرات به آنها روزى ده; شايد آنان شكر تو را بجاى آورند!
نام مترجم : آيت الله مكارم شيرازي /
كليد واژه : ابراهيم / مكه / هاجر / زنان اسوه /

محل انتشار نسخه ترجمه : ايران/ قم
مكي و مدني : مكي
قرائت
تفسير الميزان :علامه طباطبايي
تفسير نمونه : آيت اله ناصر مكارم شيرازي

ادامه نوشته

داستان ساره همسر ابراهیم

ساره، همسر قهرمان توحید
بدون شک بررسی تاریخی ادیان توحیدی و گسترش دعوت انبیاء و پرچمداران توحید به خداپرستی و یگانه‏پرستی نمی‏تواند فارغ از بررسی جایگاه و نقشی باشد که زنان در این زمینه ایفا کرده‏اند. این واقعیت جدای از آنچه که مقتضای طبیعت این دست امور اجتماعی و مردمی است و آن دست از رهبران حرکتهای اجتماعی و اصلاحی که از سوی نزدیکترین افراد خویش، همفکران و همراهان صالحی را داشته باشند در دستیابی به اهداف مورد نظر مشکلات کمتری را خواهند داشت و طبعا زمینه‏های موفقیت آنان بیشتر خواهد بود، برای آن، نمونه‏های تاریخی متعددی را در هر دو سوی قضیه می‏توان شاهد گرفت و قرآن کریم در تبیین تاریخی اجتماعی حرکتهای توحیدی انبیاء پیشین، هم به کسانی چون همسر نوح و همسر لوط اشاره می‏کند که چگونه در مهد توحید نه تنها باری از دوش همسران خود برنداشتند بلکه در صف مشرکان و منادیان شرک و مقابله با دعوت به توحید قرار گرفتند، و هم به بانوانی چون مریم، ساره، هاجر و مادر و همسر موسی(ع) که نقش مهمی را در به ثمر رسیدن رسالت آن انبیاء بزرگ الهی داشتند. این مهم در آن دسته از روایات و متون تاریخی که به شرح دعوت انبیا(ع) می‏پردازد نیز به تفصیل آمده است.
مکه به عنوان پایگاه توحید، و حج به مثابه کانونی از مناسک توحیدی و نمادی از نقش باورهای توحیدی در زندگی و عملکرد زنان و مردان موحد، فرصتی مناسب برای بازشناسی جایگاه و نقش بانوان در دعوت به یکتاپرستی و رشد و فراگیر شدن آن می‏باشد. آنچه در این مختصر می‏آید اشاره‏ای به سرفصلها و فرازهای اصلی نقشی که ساره و هاجر در تثبیت و گسترش ادیان توحیدی داشته‏اند می‏باشد و عمدتا بر اساس آیات و پاره‏ای روایات ارایه خواهد شد. طبیعی است که در بررسی کامل این نقش باید گرایش عمومی زنان به انبیا(ع) و ایمان آوردن به دعوت آنان نیز به عنوان یک محور عمده مورد توجه قرار گیرد. اما چارچوب این نوشته که به مناسبت ایام برگزاری حج ارایه می‏شود پرداختن به جایگاه و حضور این دو بانوی برجسته و شاخصی است که در گسترش توحید و همراهی مستقیم با پیامبران(ع) و به بار نشستن دعوت آنان پیش از ظهور اسلام عزیز و حضور بانوان بزرگوار و والایی چون حضرت خدیجه(س) و حضرت فاطمه(س) در صحنه گسترش توحید و ارزشهای توحیدی، تلاش و فداکاری کرده‏اند.

ادامه نوشته

داستان اسیه همسر فرعون

 

آسیه همسر فرعون

 آسیه که بود؟


جواب: خداى متعال در آیه 11 سوره «تحریم» مى فرماید: «خداوند مثلى براى مؤمنان ذکر کرده: همسر فرعون را، در آن زمان که به پیشگاه خدا عرضه داشت: پروردگار من! خانه اى برایم در جوار قربت در بهشت بنا کن، و مرا از فرعون و کارهایش رهائى بخش، و مرا از این قوم ظالم نجات ده» (وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ).
معروف این است: «آسیه» همسر «فرعون» و دختر «مزاحم» بوده است، گفته اند: هنگامى که معجزه موسى(علیه السلام) را در مقابل ساحران مشاهده کرد، اعماق قلبش به نور ایمان روشن شد، و از همان لحظه، به موسى(علیه السلام)ایمان آورد، او پیوسته ایمان خود را مکتوم مى داشت، ولى ایمان و عشق به خدا چیزى نیست که بتوان آن را همیشه کتمان کرد، هنگامى که فرعون از ایمان او با خبر شد، بارها او را نهى کرد، و اصرار داشت دست از دامن آئین موسى(علیه السلام) بردارد، و خداى او را رها کند، ولى این زن با استقامت، هرگز تسلیم خواسته فرعون نشد.
سرانجام، فرعون دستور داد، دست و پاهایش را با میخ ها بسته، در زیر آفتاب سوزان قرار دهند، و سنگ عظیمى بر سینه او بیفکنند، هنگامى که آخرین لحظه هاى عمر خود را مى گذارند، دعایش این بود: «پروردگارا! براى من خانه اى در بهشت، در جوار خودت بنا کن و مرا از فرعون و اعمالش رهائى بخش و مرا از این قوم ظالم نجات ده»!
خداوند نیز، دعاى این زن مؤمن پاکباز فداکار را اجابت فرمود، و او را در ردیف بهترین زنان جهان، مانند «مریم» قرار داد. چنان که در آیات قرآن در ردیف او قرار گرفته است.
در روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: أَفْضَلُ نِساءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِیْجَةُ بِنْتِ خُوَیْلِد، وَ فاطِمَةُ بِنْتِ مُحَمَّد(صلى الله علیه وآله)، وَ مَرْیَمُ بِنْتِ عِمْران، وَ آسِیَهُ بِنْتِ مُزاحِم، إِمْرَأَةُ فِرْعَوْنَ!: «برترین زنان اهل بهشت (چهار نفرند) خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمّد(صلى الله علیه وآله)، مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم همسر فرعون».
جالب این که: همسر فرعون، با این سخن، کاخ عظیم فرعون را تحقیر مى کند، و آن را در برابر خانه اى در جوار رحمت خدا به هیچ مى شمرد، و به این وسیله، به آنها که او را نصیحت مى کردند که: این همه امکانات چشمگیرى که از طریق «ملکه مصر بودن» در اختیار تو است، با ایمان به مرد شبانى همچون موسى(علیه السلام) از دست نده! پاسخ مى گوید.
و با جمله «وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ» بیزارى خود را، هم از خود فرعون و هم از مظالم و جنایاتش، اعلام مى دارد.
و با جمله «وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمِینَ» ناهم رنگى خود را با محیط آلوده و بیگانگى خویش را از جنایات آنها برملا مى کند، و چقدر حساب شده است این جمله هاى سه گانه اى که این زن با معرفت و ایثارگر، در واپسین لحظه هاى عمرش بیان کرد! جمله هائى که مى تواند براى همه زنان و مردان مؤمن جهان الهام بخش باشد، جمله هائى که بهانه هاى واهى را از دست تمام کسانى که فشار محیط، یا همسر را، مجوزى براى ترک اطاعت خدا و تقوا مى شمرند، مى گیرد.
مسلّماً، زرق و برق و جلال و جبروتى برتر از دستگاه فرعونى وجود نداشت، همان طور که فشار و شکنجه اى فراتر از شکنجه هاى فرعون جنایت کار نبود، ولى، نه آن زرق و برق، و نه این فشار و شکنجه، آن زن مؤمن را به زانو در نیاورد، و همچنان به راه خود در مسیر رضاى خدا ادامه داد، تا جان خویش را در راه معشوق حقیقى فدا کرد.
قابل توجه این که: تقاضا مى کند خداوند خانه اى در بهشت، و در نزد خودش، براى او بنا کند، که در بهشت بودن،
صفحه 178
جنبه جسمانى آن است، و نزد خدا بودن، جنبه روحانى آن، و او هر دو را در یک عبارت کوتاه، جمع کرده است.(1)

 

1. تفسیر نمونه، جلد 24، صفحه 314.