اگر حال دلت خوب باشد؛

 

.. همه چیز بستگی به حال و هوای دلت دارد

اگر حال دلت خوب باشد؛

هوا آنقدرا هم آلوده نیست؛
از پس اجاره خانه هم می شود برآمد؛
و بیماری کودکت کمتر آزارت می دهد و با یک دعا، ته دلت قرص می شود وآرام می گیری؛

اگر حال دلت خوب باشد،

فکر پریشانی طوفان دیشب آزارت نمی دهد و به بارش دل انگیز بعد از آن فکر می کنی،

حال دلت که خوب باشد

آدمها همه شان دوست داشتنی اند و بدون منت می توانی ببخشی ...
حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود که لحظه ای پا از روی پدال برداری و بتوانی فکر کنی به امروزت، که با دیروزت چقدر فرق داشتی؟!

حال دلت که خوب باشد ...

می شوی همبازی بچه ها؛ برای عزیزانت همیشه وقت داری و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است؛
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد ..

الهی که حال دلتون خوب باشه ...

ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﻭﺳﻌﺖ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻭ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﺍﻭ ﺳﺖ …

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﺮﯼ …

ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻭ ﮐﯿﻨﻪ ﻭﻧﻔﺮﺕ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺗﺮﯼ …

ﻫﯿﭻ ﻧﻘﺎﺏ ﻭ ﭘﻮﺷﺸﯽ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﯾﺎﺭﺍﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻧﯿﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ …

ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ !!!..

دل نوشته

شاید باور نکنید

اما آدم هایی پیدا می شوند

که بی هیچ غــمی

یا اضطــرابی

زنــدگی می کنند.

خوب می پوشند

خوب می خورند

خوب می خوابند

از زنـدگی خانـوادگی لذت می برند …

گاهی غمگین می شوند

ولی

خم به ابرو نمی آورند

و غالبا حالشان خــوب است …

و موقع مُردن

آسان می میرند

معمولا در خــواب

لب چشمه …

اینها آدمهایی هستند که

توقع چندانی از زندگی ندارند

و زندگی را تنها یک سفر می دانند

هوش قابل‌ رشد است و کارهای زیادی برای تقویت آن می‌توانید انجام دهید.

هوش قابل‌ رشد است و کارهای زیادی برای تقویت آن می‌توانید انجام دهید.
برای باهوش بودن به سه چیز نیاز دارید:۱. آموزش دیدن برای فرایندهای فکری ۲. داشتن اطلاعات زیاد ۳. تمرکز کردن بر یک مشکل یا ایده
بعنوان مثال، توماس ادیسون به این دلیل می‌توانست روی لامپ برق فکر کند که: ۱. برای اینکه یک متفکر منطقی باشد آموزش دیده بود ۲. درمورد مهندسی برق چیزهای زیادی می‌دانست ۳. روی حل یک مشکل تمرکز کرده بود  

در زیر به اقدامات کوچکی اشاره می‌کنیم که اگر به صورت روزانه انجامشان دهید می‌توانید بسیار باهوش‌تر باشید. ۱. تا ۳۰ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب، ۲ لیوان آب بنوشید. بدن شما بخاطر ساعت‌های متمادی خواب بودن، ۹-۶ ساعت است که آبی دریافت نکرده است. آب برای تصفیه موادزائد و توازن مایعات بدن ضروری است. نوشیدن دو لیوان بزرگ آب در ابتدای صبح، کمبود آب بدنتان را جبران خواهد کرد. تحقیقی که روی کودکان انجام گرفته بود نشان داده اس

ت که نوشیدن آب بعد از برخاستن از خواب، قدرت ذهن آنها را برای انجام تکالیف فکری بالاتر برده است.
۲. در زمان صبحانه خلاصه یک کتاب را بخوانید. کتاب‌ خواندن کاری فوق‌العاده است اما زمان صبحانه به چیزی بسیار کوتاهتر نیاز دارد. به جای خواندن مقالات جدیدی که تاثیر چندانی بر زندگی و هوش شما ندارند، خلاصه کتاب‌های پرفروش جهان را مطالعه کنید.  

۳. در فاصله بین خانه تا محل‌کار به یک کتاب صوتی گوش دهید. حتی اگر از خانه تا محل‌کارتان ۱۰ دقیقه طول بکشد، باز هم می‌توانید چند کتاب صوتی روی حافظه گوشی‌ همراهتان بریزید و در این مسیرهای رفت‌وآمد به آن گوش دهید.  

۴. در حین کار کردن چای سبز بنوشید. برخلاف کافئین که باعث مضطرب شدن بسیاری از افراد می‌شود، چای سبز حاوی ال-تیانین است. این آمینواسید موجب افزایش امواج آلفای مغز می‌شود:

در عمل این یعنی برخلاف قهوه که اضطراب را در افراد تحریک می‌کند، چای سبز مرغوب تمرکزی توام با آرامش البته بدون حس خواب‌آلودگی در فرد ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که ال-تیانین را به صورت مکمل هم برای ریلکسیشن و تقویت سلامت قلبی-عروقی عرضه می‌کنند.  

۵. در طول روز چرت کوتاهی داشته باشید. چرت کوتاه به مغزتان کمک می‌کند سرحال شود. ثابت شده است که یک چرت کوتاه در حین یادگیری سرعت یادگیری را بالا می‌برد. ذهن شما ریتمی دارد که مشخص می‌کند چه زمان خواب‌آلود است و چه زمان به خواب نیاز دارد.

همانطور که می‌بینید بیشتر افراد وسط روز خواب‌آلودتر می‌شوند. این بهترین زمان برای یک چرت کوتاه است تا هوشیاری و کارایی برای باقی روز به شما برگردد.  

۶. در طول روز قند و شکر مصرف نکنید. درواقع اگر بتوانید مصرف آن را به طور کل قطع کنید، بهتر است. اما اگر نمی‌توانید، سعی کنید در زمان‌هایی که به تمرکز نیاز دارید از قندیجات استفاده نکنید. بالا و سپس پایین آوردن‌‌های قند برای عملکرد هوشمندانه مغز خوب نیست. چیزی که خیلی خوب برای آن موثر است اسیدهای چرب می‌باشد. سعی کنید قندیجات را با با چیزی مثل ماهی یا تخم‌مرغ جایگزین کنید.

 

۷. فقط چند بار در روز به وبسایت‌های اجتماعی سر بزنید. مغز به اطلاعاتی که به آن عرضه می‌کنید عادت می‌کند. اگر آن را با اطلاعات سریع و غیرمحرک بمباران کنید، تمرکزتان از بین می‌رود. سعی کنید با ارائه اطلاعات محرک به مغزتان، عملکرد آن را بالا ببرید. اگر واقعاً دوست دارید به شبکه‌های اجتماعی سر بزنید، برای خودتان وقت گذاشته و بیشتر از یک زمان مشخص در آن سپری نکنید.  

۸. به جای تماشای سریال و فیلم، بازی کنید. تماشای تلویزیون فعالیتی منفعل است. مغز شما اطلاعات را دریافت کرده اما آنها را پردازش نمی‌کند. اینکار را با بازی کردن جایگزین کنید. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت مشخص شد که حتی یک بازی ساده مثل سوپرماریو تاثیری قابل‌توجه بر انعطاف‌پذیری مغز دارد. یک تحقیق دیگر این این یافته‌ها را تایید کرده است.  

۹. به جای تماشای تلویزیون، کتاب بخوانید. درست مثل بازی کردن، بهتر است که موقع تماشای تلویزیون کتاب بخوانید زیرا فعالیت بهتری برای مغزتان است. کتاب خواندن باعث می‌شود مغزتان تصاویری ذهنی از چیزی که می‌خوانید بسازد.  

۱۰. کمی برنامه‌ریزی کامپیوتری انجام دهید. برنامه‌ریزی کامپیوتری روشی عالی برای تفکر منطقی است. یادگیری کدنویسی شاید سخت باشد اما وبسایت‌هایی هستند که این کار را به صورت رایگان آموزش می‌دهند. می‌تواند برایتان مثل حل کردن پازل باشد.  

۱۱. موقع آشپزی اخبار و برنامه‌های علمی تماشا کنید. زمان درست کردن شام، وقت خوبی است که از پیشرفت‌های جدید تکنولوژی، آموزش و طراحی و همچنین اخبار روز آگاه شوید و اطلاعات عمومی‌تان را بالا ببرید.  

۱۲. در طول روز چند حرکت ساده ورزشی انجام دهید. جسم و ذهن ارتباطی قوی با هم دارند. تناسب جسمی به عملکرد بهتر مغز کمک می‌کند. البته لازم نیست که هر روز به باشگاه ورزشی بروید تا بتوانید از فواید آن بهره‌مند شوید (که البته اگر بروید بهتر است). انجام چند حرکت ورزشی پایه در خانه یا راه رفتن یا پله‌نوردی هم تاثیری عالی روی شما خواهد داشت. سعی کنید هر جند ساعت یکبار یک حرکت فیزیکی حتی بلند شدن از جایتان و کشیدن بدنتان انجام دهید.


۱۳. با کسی که از شما باهوش‌تر است وقت بگذرانید. عادت‌ها مسری هستند. این یک واقعیت علمی است که مثلاً چاقی از طریق ارتباطات اجتماعی پخش می‌شود. عادت‌ها و الگوهای فکری کسانی که با آنها وقت می‌گذرانید به شما منتقل می‌شود. خودتان را در معرض کسانی قرار دهید که از شما باهوش‌ترند تا بتوانید از آنها فایده ببرید.  

۱۴. با کسانی حرف بزنید که مخالف شما هستند. با کسانیکه با شما مخالفند، بحث دوستانه کنید. اینکار کمکتان می‌کند تا: - نظرتان را اثبات ‌کنید - متقاعد شوید که اشتباه می‌کنید در هر دو حالت، شما برنده هستید. در اولین حالت، شما با بحث منطقی فرد مقابل را متقاعد می‌کنید و در حالت دوم منطق اشتباهی که قبلاً داشتید، اصلاح می‌شود.  

۱۵. برای پیاده‌روی به طبیعت بروید. قدم زدن در طبیعت فواید مختلفی دارد: - بخاطر وجود درخت‌های بیشتر، اکسیژن بیشتری در این مناطق وجود دارد - ذهن انسان در طبیعت آرامش بیشتری دارد - قدم زدن به گردش خون شما کمک می‌کند قدم زدن در پارک در زمان ناهار می تواند کمکتان کند بقیه روزتان را هوشمندانه‌تر سپری کنید.  

۱۶. همیشه یک دفترچه یادداشت همراه داشته باشید. افراد باهوشی مثل لئوناردو داوینچی همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارند. آنها از این دفترچه برای یادداشت کردن ایده‌ها، طرح‌ها و سوالاتی که به ذهنشان می‌رسد استفاده می‌کنند. شما هم یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا هر چیز جالبی که به ذهنتان رسید را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می‌کند کنجکاوی‌ و تفکر منطقی را در خودتان پرورش دهید.  

۱۷. ده دقیقه در آخر روزتان را به برنامه‌ریزی برای روز بعد اختصاص دهید. با برنامه‌ریزی کردن از یک روز قبل، روزتان را با یک برنامه شروع خواهید کرد. اینکار کمکتان می‌کند بسیار کارآمدتر عمل کنید. خیلی‌ها همه روز مشغله دارند اما درواقعیت کارایی چندانی ندارند. یک بخش مهم از باهوش بودن این است که بدانید کار هوشمندانه مهم‌تر و موثرتر از کار زیاد است.

بدون شرح

آموزگار سر کلاس گفت

آموزگار سر کلاس گفت:
 
"کشتی مسافران را بر عرشه داشت؛در حال گردش و سیاحت بودند.قصد تفریح داشتند.
 
امّا، همه چیز همیشه بر وفق مراد آدمی نیست!کشتی با حادثه روبرو شدو نزدیک به غرق شدن
 
و به زیر آب فرو رفتن!روی عرشه زن و شوهری بودند .هراسان به سوی قایق نجات دویدند
 
امّا وقتی رسیدند،فهمیدند که فقط برای یک نفر دیگر جا مانده است!در آن لحظه، مرد همسرش را 
 
پشت سر گذاشت و خودش به درون قایق نجات پرید.و  زن، بر عرشۀ کشتی باقی ماند!
کشتی در حال فرو رفتن بودزن، در حالی که سعی می‌کرد،در میان غرّش امواج دریا،
 
صدای خود را به گوش همسرش برساند،فریاد زد و کلامی بر زبان راند."
 
آموزگار دم فرو بست و دیگر هیچ نگفت.از شاگردان پرسید:
 
به نظر شما زن چه گفت؟؟؟
 
هر کسی چیزی گفتبیشتر دانش‌آموزان حدس زدند که زن گفت:
 
"بیزارم از توچقدر کور بودم و تو را نمی‌شناختم!"آموزگار خشنود نگشت.
 
متوجّه شد یکی از پسرها در تمام این مدّت ساکت بوده و هیچ سخن نمی‌گوید!
 
از او خواست که جواب گوید و اگر مطلبی به ذهنش میرسد بیان کند.پسر اندکی خاموش ماند و سپس گفت:
 
"خانم معلّم!
 
من فکر می کنم که زن فریاد زده :مراقب فرزندمان باش!"
 
آموزگار در شگفت ماند و پرسید:"مگر تو قبلاً این داستان را شنیده بودی؟ "
 
پسر سرش را تکان داد و گفت:
 
"خیر؛ امّا مادر من هم قبل از آن که به خاطر بیماری ترکمان کند؛
 
به پدرم همین را گفت."آموزگار با ندایی حزین گفت:
 
"آری!  ,  پاسخ تو درست است."
 
بعد، ادامه داد:
کشتی به زیر آب فرو رفت.مرد به خانه رسید و دخترشان را به تنهایی بزرگ کرد و پرورش داد.
 
سال‌ها گذشت.مرد به همسرش پیوست!روزی دخترشان،
 
هنگامی که به مرتّب کردن اوراق و آنچه که از پدرش باقی مانده مشغول بود،
 
دفتر خاطرات پدر را یافت!دریافت که قبل از آن که پدر و مادرش به مسافرت دریایی بروند،
 
معلوم شده بود که مادرش به بیماری بی‌درمانی دچار شده بود که با وجود آن زندگیش چندان به درازا نمی‌کشید!
 
پس در آن لحظه ی حسّاس،در حقیقتپدر از تنها فرصت زنده ماندن برای پرورش دخترشان سود جُسته بود!
 
پدر در دفتر خاطراتش نوشته بود:«چقدر مشتاق بودم که با تو در اعماق اقیانوس مقرّ گیرم،
 
امّا به خاطر دخترمان،گذاشتم که تو به تنهایی به ژرفنای آبهای دریا بروی.»"
 
داستان خاتمه یافت.کلاس در خاموشی فرو رفت.
 
آموزگار می‌دانست که دانش‌آموزانش درس اخلاقی این داستان را دریافته بودند؛درس مربوط به خیر و شرّ،
 
خوبی و بدی، در این جهان را.در ورای هر کاری،هر فریادی،هر سخنی،
 
پیچیدگی‎‌بسیاری وجود داردکه درک آنها گاهی مشکل است.
 
 
به همین علّت است که هرگز نباید سطحی بیاندیشیم و دیگران را بدون
آن که ابتدا آنها را درک کرده باشیم،محلّ داوری خود قرار دهیم.
 
کسی که مایل است صورت حساب را پرداخت کند،بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد،
 
بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج می‌نهد.کسانی که در محلّ کار،
 
ابتکار عمل را به دست می‌گیرند،نه بدان علّت است که احمقندبلکه چون مفهوم مسئولیت را نیک می‌دانند!
کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،زبان به پوزش باز می‌کنندو از در اعتذار وارد می‌شوند،
 
نه بدان علّت است که خود را مدیون می‌دانند؛بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود می‌دانند.
 
کسانی که برایتان متنی را می‌فرستند،نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
 
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند!یک روز، همۀ ما از یکدیگر جدا خواهیم شد!
 
دلمان برای گفتگوهای خویش دربارۀ همه چیز و هیچ چیز تنگ خواهد شد!
 
رویا هایمان را به یاد خواهیم آورد.روزها و ماه‌ها و سالها از پی هم خواهد گذشت
 
تا بدانجا که دیگر هیچ تماسی برقرار نخواهد بود.
 
یک روز فرزندان ما نگاهی به  عکس‌های ما خواهند افکند و خواهند پرسید:
 
"اینها چه کسانند؟"و ما با اشکی پنهان،در چشم لبخندی خواهیم زد
 
زیرا سخنی بس مؤثّر قلب ما را متأثّر می‌ کند؛ پس خواهیم گفت:
 
"اینها همان کسانند
 
که من بهترین روزهای زندگی‌ام را باآنها گذرانده‌ام."
 

ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ

ﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽ
ﻣﺎﻧﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ...
ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ ....
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ
ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ....
ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ !