نگهداری صحیح گل حسن یوسف در آپارتمان

نور:این گیاه آفتابدوست است و تابش خورشید باعث تغییر رنگ برگ‌ها و زیبایی گیاه می‌شود.

گرما:دمای بین ۲۵ الی ۳۵ درجه سانتیگراد مناسب است.

آبیاری:با توجه به موقعیت هر ۴ تا ۶ روز آبدهی شود.

رطوبت:رطوبت هوای ۵۰ تا ۷۰ درصد را می‌پسندد.

خاک: مخلوطی از خاک باغچه، خاکبرگ و ماسه، خاک مناسب رشد این گیاه است. خاک قلیایی احتیاج دارد.

هرس:برای این که فرم گیاه، بوته‌ای و زیبا شود، باید سرشاخه‌ها و گل‌ها را هنگام ظهور، پنسمان یا قطع کرد.

کود:کود مورد نیاز حسن یوسف را می‌توان به میزان ۳ گرم در لیتر، هر دو هفته یکبار، از فروردین تا مهرماه، مورد استفاده قرار داد.


نگهداری صحیح از گل حسن یوسف

توطئه، نفاق، خیانت، رهبری

رهبرا

سالهاست برای دیدنت آرزو دارم

آنچه که سالها تجربه کردم ایادی استکبار با استکبار ،همیشه در پس پرده ها ،آشکار ونهان دست به خباثت ها وتوطئه ومکاری ها برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی زده است خباثت هایشان در این سالهای اخیر

ازحاشیه ها بریده و سعی در در انفکاک جمهوریت با اسلامیت پرداخته اند واز همه مهمتر در دست چینی خیانت هایشان ، حلقه ی اتهام را به عاشوراییان ورهبری معطوف داشتند تا شاید مردم را از رهبری جدا وحجمه های بنیان عدم پیشرفت واختلافات کوچک وبزرگ را بر دوش عاشوراییان وبخصوص رهبری اعلام نمایند،

آنان افکاری پلید دارند ودر لابلای پلید بودنشان هیچگاه فکر مثبت ندارند ودر نتیجه ،ازاعتقاد قلبی ما به رهبری وعاشوراییان بی خبرند وآنها نمی دانند عاشورا ومکتب عاشورا وعشق به ولایت در دل وجان ما زنده وبا هیچ صیقل وگلوله ای ،ذره ای جا بجا نخواهد شد.

آنان از ترسشان ، کوروش رو بزرگ ومکتبش را می ستایند ودر ترویج آن عبایی ندارند در حالی که شکوه وشوکت کوروش را به آبا واجداد خود وایادی خود حساب می نمایند.

ولی آنچه که هست ما غیراز ظلم وسرکوب وقتل عام از این مستکبران خائن به وطن عزیزمان ،جمهوری اسلامی ایران ندیدیم.

رهبرا نامت برای همیشه ی تاریخ در پیرو ولایت زنده هست وخواهدبودوما در پای جان در قلمرو ولایتت ، گوش به فرمانت هستیم واز اینکه رهبری چون تو داریم خدایمان را شاکریم وبه این شاکر بودنمان نیز افتخار داریم.

ای رهبرم وای برترین فرداز همه ابعادهای شخصیتی درجهان کنونی ،ترا دوستت دارم ومی ستایمت.

ملاک های اصلی ازدواج که باید آنها را جدی گرفت

ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک "آدم خوب" پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است ولی در ادامه به بررسی ملاکهای اصلی ازدواج که حتما باید مورد توجه قرار بگیرد، می پردازیم:

جذابیت
برای یک ازدواج موفق دو طرف باید در خصوصیاتی ۷۰ ،۸۰ درصد اشتراک داشته باشند و برای مدیریت این ۲۰ تا ۳۰درصد اختلاف نظر یا خصوصیاتی که کاملا مدنظر دیگری نیست که حتی در بهترین انتخاب ها هم وجود دارد (همچنین ناملایمات غیرقابل گریز زندگی پیچیده امروزی)، لازم است زوج ها ضمن داشتن مهارت های ارتباط موثر از روش های مناسب حل مساله هم استفاده کنند اما الزامات برای شروع یک زندگی مشترک چه باید باشد؟ در درجه اول برای دو فردی که می خواهند زیر یک سقف بروند جذابیت مهم است. اینکه از هم خوششان بیاید. گاهی اصلا مشخص نیست دو نفر چطور جذب هم می شوند و از چه چیز هم خوششان می آید! البته جنبه های جنسی حتما در آن دخیل هستند.

برخی اوقات هم جنبه های رفتاری و اخلاقی باعث جذب آدم ها به هم می شود اما این موضوع بیشتر به سلیقه های شخصی افراد بر می گردد. البته ۸۰،۷۰ درصد خصوصیاتی که برای شما مهم است حتما باید وجود داشته باشد تا احساس خوبی داشته باشید از اینکه این فرد در کنار شما راه می رود، صبح که از خواب بیدار می شوید چهره او را می بینید و ...

خصوصیت های شخصیتی
نباید به دیگران برچسب باشخصیت یا بی شخصیت بزنیم. اتفاقی که متاسفانه در جامعه بسیار رایج است؛ مثلا یک نفر بر اساس خصوصیت های شخصیتی اش می تواند بازاریاب خوبی شود یا فردی ممکن است معلم یا هنرپیشه موفقی شود. در واقع رگه های شخصیتی (نه اختلال شخصیتی) کارکرد خودشان را دارند. بسیار مهم است کسی که یک عمر قرار است با او زیر یک سقف زندگی کنید به لحاظ شخصیتی چه خصوصیاتی دارد. حتما باید به خصوصیات شخصیتی طرف مقابلتان فکر کنید. تشخیص اختلالات شخصیتی به عهده متخصصین امر است اما رگه های شخصیتی را با تعاملات روزمره هم می توان تا حدودی شناخت.

هر فردی رگه های شخصیتی متفاوتی دارد؛ مثلا ممکن است فردی بسیار دقیق باشد و از ماه ها قبل برای همه اقداماتش از جمله یک سفر برنامه ریزی کند و در شغل خود هم بسیار منظم و موفق باشد؛ اما همین فرد نمی تواند با خانمی که عاشق اتفاقات و گردش های بدون برنامه و پیش بینی نشده است به تعامل برسد. این دو نمی توانند توقعات هم را برآورده کنند اما هر یک از این دو نفر می تواند با فرد دیگری زندگی سازگار و دلچسبی داشته باشد. پس تناسب خصوصیت های شخصیتی و نه الزاما یکسان بودن رگه های شخصیتی، بسیار مهم است.

ادامه نوشته

پاک سازی آگاهی

۱هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرف‌ترین آرزویتان برای امروز چیست.


۲.انتخاب کنید که امروز می‌خواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دست‌یابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!


۳با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.


۴با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکی‌ست که در آغوش گرفته‌اید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط‌ آور به او بدهید.


۵همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های خود را به قدرتی بزرگ‌تر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویش‌های خود را بنویسید و در کیسه‌ی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.


۶امروز، زندگی‌اتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همه‌ی آنچه را نمی‌توانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.


۷برای هر کار خوبی که به انجام می‌رسانید و هر فکر خوبی که دارید، از خودتان قدردانی کنید. در طول روز آن قدر خوبی‌هایتان را تشخیص دهید که از شدت این قدرشناسی صادقانه، از موفقیت‌هایتان سرخ شوید.


۸واقعاً کفش‌های قدیمی و کهنه‌ی خود را به کسی بدهید یا در زباله‌دانی بیندازید. همه جا را مرتب کنید و هرچه را دیگر نمی‌خواهید و استفاده نمی‌کنید، ببخشید یا دور بیندازید.


۹شما بعنوان یک انسان بالغ و پراحساس، از نظر جسمانی، عاطفی و معنوی مسئول خود هستید. ببینید خودِ نابالغ شما در کدام زمینه‌های زندگی‌تان اختیاردار است. حالا از آن شیوه‌ی رفتار دست بکشید و اجازه دهید خودِ بزرگسال شما اختیار را در دست بگیرد.


۱۰به اشتباه خود اعتراف کنید. فروتنی، کلید واقعی خوشبختی‌ست. هر گونه تکبر یا هر پافشاری و لجاجت برای «برحق» یا «موجه» بودن را که هم اکنون آرامش شما را به هم می‌ریزد، کشف کنید.


۱۱وقتی احساس می‌کنید حوصله‌ی شما سررفته یا گیر افتاده‌اید، خطر کنید. کاری پیش‌بینی نشده و متفاوت با رفتار متعارف خود انجام دهید.


۱۲هرچه سریع‌تر خشم‌ها، رنجش‌ها و کینه‌ها را رها کنید. آنها را نزد خودتان اعتراف کنید و سپس این آزردگی‌ها را به نیروی الهی درون واگذارید.


۱۳با گوش دادن به نیازهای بدن و دادن محبت و توجه و استراحتی که بدنتان شایسته‌ی آن است، به جسم خود احترام بگذارید. هفته‌ای یک روز از کار با تلفن، ایمیل و پیام کوتاه مرخصی بگیرید تا به خودروی مقدستان سوخت برسانید و آن را پر کنید.


۱۴یادتان باشد که شما شایسته‌ی بیشتر از اینها هستید

تو زندگی ات هدف داری؟

🔴چرا اشخاص هدف گذاری نمی کنند؟

⚜زندگی کردن بدون هدف شبیه رانندگی در مه غلیظ است. موتور اتومبیلتان هرقدر قوی و قدرتمند باشد، شما به آرامی رانندگی می کنید، مردد هستید و حتی روی جاده صاف حرکت به جلو اندک دارید. با تصمیم گیری درباره هدفهایتان، که بلافاصله از بین می رود و شما در موقعیتی قرار می گیرید که از توانمندیهای خود استفاده کنید.

❇️ داشتن هدفهای روشن و شفاف به شما امکان می دهد پابر پدال گاز زندگی خود بفشارید و شتابان در راستای تحقق بخشیدن به خواسته هایتان به حرکت درآیید.
‌اگر هدف جوی حالت خود به خود و اتوماتیک داشته باشد، چرا تنها شمار اندکی از مردم هدفهای روشن، مکتوب و قابل اندازه گیری دارند؟ این یکی از بزرگ ترین اسرار زندگی است. به اعتقاد اکثر روانشناسان مردم به چهار دلیل هدف گذاری نمی کنند.

⛔️  فکر می کنند هدف گذاری مهم نیست.

🔆نخست، اغلب اشخاص به اهمیت هدف گذاری واقف نیستند. اگر شما در خانه ای بزرگ شوید که کسی هدفی را دنبال نمی کند و یا با کسانی معاشرت کنید که درباره هدف هرگز بحث نمی شود و یا کسی برای آن بها و ارزشی قائل نیست، شما در شرایطی بزرگ می شوید و به بلوغ می رسید که نمی دانید هدف گذاری بیش از هر عامل دیگری در موفقیت زندگی شما سهم دارد.

⏹به اطراف خود نگاه کنید. چند نفر از افراد خانواده و یا دوستان شما به هدفهایشان معتقدند؟

⏫  راه آن را نمی دانند.

🔵علت دوم نداشتن هدف این است که اشخاص اصولا نمی دانند چگونه باید هدف گذاری کنند. از آن بدتر، خیلی ها فکر می کنند که دارای هدف هستند و حال آنکه آنها در نهایت چند میل و رؤیا دارند. مثلا می خواهند خوشبخت شوند، پول زیادی درآورند و یا زندگی خانوادگی خوبی داشته باشند.
اما اینها ابدا هدف نیستند.

📢اینها صرفا خیال و رؤیا هستند که همه آنها را دارند. اما هدف با آرزو و میل تفاوت دارد. هدف روشن، مکتوب و خاص است. می توان آن را به سادگی و سهولت به کسی توضیح داد. می توانید آن را اندازه بگیرید و می توانید بفهمید که آیا به این هدف رسیده یا نرسیده اید.

♦️کاملا امکان پذیر است که از یک دانشگاه برجسته مدرک تحصیلی بگیرید و با این حال حتی یک ساعت کسی درباره هدف برایتان حرف نزده باشد. انگار کسانی که محتوای درس مدارس و دانشگاهها را می نویسند به کلی از اهمیت هدف گذاری بی اطلاعند و نمی دانند برای دسترسی به موفقیتهای آتی تا چه اندازه به آن احتیاج است. و البته اگر قرار باشد قبل از رسیدن به بلوغ هیچ اطلاعی از نقش مهم هدف گذاری نداشته باشید، نمی دانید درهر کاری که می کنید این هدف گذاری چه سهم عمده ای ایفا می کند.

🌀  ترس از شکست خوردن دارند.

🌐علت سومی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از شکست است. شکست انسان را رنج می دهد. هم به لحاظ احساسی و هم مالی دردناک است. همه گهگاه شکست را تجربه کرده اند. هربار که شکست می خوریم با خودعهد می کنیم که دقیق تر باشیم و از شکست های آتی اجتناب کنیم. با این حال، اغلب مردم دچار اشتباه می شوند، هدفی در زندگی برای خود درنظر نمی گیرند و درنتیجه موفقیتی نصیب آنها نمی شود.

⏬  ترس از رد شدن دارند.

↘️چهارمین دلیلی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از رد شدن است. اشخاص می ترسند اگر هدفی را تعیین کنند و موفق نشوند، دیگران از آنها انتقاد می کنند و به باد تمسخر می گیرند. به همین دلیل است که باید به هنگام هدف گذاری آن را محرمانه تلقی کنید.

⚫️ با هیچ کسی درباره آن حرف نزنید. بگذارید دیگران موفقیتهای شما را ببینند، اما پیشاپیش به آنها حرفی نزنید. آنچه را که آنها از آن اطلاع ندارند، نمی تواند به شما آسیبی برساند.

تسلیت

سالروز شهادت امام سجاد (ع) برشعیان تسلیت باد

هرگاه ؛  دلت با دینت نباشد ،

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...

صدور احکام جدید معلمان از مهر 94

 

وزیر آموزش و پرورش ضمن اعلام خبر صدور احکام جدید معلمان از مهر 94 گفت: در اولین فرصت احکام متعهدین به خدمت دانشجویان دانشگاه فرهنگیان صادر خواهد شد.

به گزارش ایسنا، علی اصغر فانی در حاشیه سی و دومین اجلاس روسای و مدیران آموزش و پرورش سراسر کشور با بیان اینکه در این اجلاس نسبت به ابلاغ سیاست های آموزش و پرورش اقدام می کنیم گفت: در واقع یک تعامل میان ستاد وزارت خانه و مدیران مناطق آموزش و پرورش ایجاد می‌شود .

وی افزود: سه محور اصلی در این اجلاس مد نظر است که سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ‌برنامه ششم توسعه ، پروژه مهر و بازگشایی مدارس در سال تحصیلی جدید و رتبه بندی معلمان از این جمله اند.

وزیر آموزش و پرورش در ادامه در پاسخ به پرسشی درباره احکام متعهدین به خدمت دانشجویان دانشگاه فرهنگیان گفت: نوبخت معاون رئیس جمهور دستوراتی در این زمینه صادر کرده و در حال هماهنگی لازم برای اجرایی کردن این دستور هستیم و در اولین فرصت احکام صادر می‌شود.

هوش قابل‌ رشد است و کارهای زیادی برای تقویت آن می‌توانید انجام دهید.

هوش قابل‌ رشد است و کارهای زیادی برای تقویت آن می‌توانید انجام دهید.
برای باهوش بودن به سه چیز نیاز دارید:۱. آموزش دیدن برای فرایندهای فکری ۲. داشتن اطلاعات زیاد ۳. تمرکز کردن بر یک مشکل یا ایده
بعنوان مثال، توماس ادیسون به این دلیل می‌توانست روی لامپ برق فکر کند که: ۱. برای اینکه یک متفکر منطقی باشد آموزش دیده بود ۲. درمورد مهندسی برق چیزهای زیادی می‌دانست ۳. روی حل یک مشکل تمرکز کرده بود  

در زیر به اقدامات کوچکی اشاره می‌کنیم که اگر به صورت روزانه انجامشان دهید می‌توانید بسیار باهوش‌تر باشید. ۱. تا ۳۰ دقیقه بعد از بیدار شدن از خواب، ۲ لیوان آب بنوشید. بدن شما بخاطر ساعت‌های متمادی خواب بودن، ۹-۶ ساعت است که آبی دریافت نکرده است. آب برای تصفیه موادزائد و توازن مایعات بدن ضروری است. نوشیدن دو لیوان بزرگ آب در ابتدای صبح، کمبود آب بدنتان را جبران خواهد کرد. تحقیقی که روی کودکان انجام گرفته بود نشان داده اس

ت که نوشیدن آب بعد از برخاستن از خواب، قدرت ذهن آنها را برای انجام تکالیف فکری بالاتر برده است.
۲. در زمان صبحانه خلاصه یک کتاب را بخوانید. کتاب‌ خواندن کاری فوق‌العاده است اما زمان صبحانه به چیزی بسیار کوتاهتر نیاز دارد. به جای خواندن مقالات جدیدی که تاثیر چندانی بر زندگی و هوش شما ندارند، خلاصه کتاب‌های پرفروش جهان را مطالعه کنید.  

۳. در فاصله بین خانه تا محل‌کار به یک کتاب صوتی گوش دهید. حتی اگر از خانه تا محل‌کارتان ۱۰ دقیقه طول بکشد، باز هم می‌توانید چند کتاب صوتی روی حافظه گوشی‌ همراهتان بریزید و در این مسیرهای رفت‌وآمد به آن گوش دهید.  

۴. در حین کار کردن چای سبز بنوشید. برخلاف کافئین که باعث مضطرب شدن بسیاری از افراد می‌شود، چای سبز حاوی ال-تیانین است. این آمینواسید موجب افزایش امواج آلفای مغز می‌شود:

در عمل این یعنی برخلاف قهوه که اضطراب را در افراد تحریک می‌کند، چای سبز مرغوب تمرکزی توام با آرامش البته بدون حس خواب‌آلودگی در فرد ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که ال-تیانین را به صورت مکمل هم برای ریلکسیشن و تقویت سلامت قلبی-عروقی عرضه می‌کنند.  

۵. در طول روز چرت کوتاهی داشته باشید. چرت کوتاه به مغزتان کمک می‌کند سرحال شود. ثابت شده است که یک چرت کوتاه در حین یادگیری سرعت یادگیری را بالا می‌برد. ذهن شما ریتمی دارد که مشخص می‌کند چه زمان خواب‌آلود است و چه زمان به خواب نیاز دارد.

همانطور که می‌بینید بیشتر افراد وسط روز خواب‌آلودتر می‌شوند. این بهترین زمان برای یک چرت کوتاه است تا هوشیاری و کارایی برای باقی روز به شما برگردد.  

۶. در طول روز قند و شکر مصرف نکنید. درواقع اگر بتوانید مصرف آن را به طور کل قطع کنید، بهتر است. اما اگر نمی‌توانید، سعی کنید در زمان‌هایی که به تمرکز نیاز دارید از قندیجات استفاده نکنید. بالا و سپس پایین آوردن‌‌های قند برای عملکرد هوشمندانه مغز خوب نیست. چیزی که خیلی خوب برای آن موثر است اسیدهای چرب می‌باشد. سعی کنید قندیجات را با با چیزی مثل ماهی یا تخم‌مرغ جایگزین کنید.

 

۷. فقط چند بار در روز به وبسایت‌های اجتماعی سر بزنید. مغز به اطلاعاتی که به آن عرضه می‌کنید عادت می‌کند. اگر آن را با اطلاعات سریع و غیرمحرک بمباران کنید، تمرکزتان از بین می‌رود. سعی کنید با ارائه اطلاعات محرک به مغزتان، عملکرد آن را بالا ببرید. اگر واقعاً دوست دارید به شبکه‌های اجتماعی سر بزنید، برای خودتان وقت گذاشته و بیشتر از یک زمان مشخص در آن سپری نکنید.  

۸. به جای تماشای سریال و فیلم، بازی کنید. تماشای تلویزیون فعالیتی منفعل است. مغز شما اطلاعات را دریافت کرده اما آنها را پردازش نمی‌کند. اینکار را با بازی کردن جایگزین کنید. در یک تحقیق که در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت مشخص شد که حتی یک بازی ساده مثل سوپرماریو تاثیری قابل‌توجه بر انعطاف‌پذیری مغز دارد. یک تحقیق دیگر این این یافته‌ها را تایید کرده است.  

۹. به جای تماشای تلویزیون، کتاب بخوانید. درست مثل بازی کردن، بهتر است که موقع تماشای تلویزیون کتاب بخوانید زیرا فعالیت بهتری برای مغزتان است. کتاب خواندن باعث می‌شود مغزتان تصاویری ذهنی از چیزی که می‌خوانید بسازد.  

۱۰. کمی برنامه‌ریزی کامپیوتری انجام دهید. برنامه‌ریزی کامپیوتری روشی عالی برای تفکر منطقی است. یادگیری کدنویسی شاید سخت باشد اما وبسایت‌هایی هستند که این کار را به صورت رایگان آموزش می‌دهند. می‌تواند برایتان مثل حل کردن پازل باشد.  

۱۱. موقع آشپزی اخبار و برنامه‌های علمی تماشا کنید. زمان درست کردن شام، وقت خوبی است که از پیشرفت‌های جدید تکنولوژی، آموزش و طراحی و همچنین اخبار روز آگاه شوید و اطلاعات عمومی‌تان را بالا ببرید.  

۱۲. در طول روز چند حرکت ساده ورزشی انجام دهید. جسم و ذهن ارتباطی قوی با هم دارند. تناسب جسمی به عملکرد بهتر مغز کمک می‌کند. البته لازم نیست که هر روز به باشگاه ورزشی بروید تا بتوانید از فواید آن بهره‌مند شوید (که البته اگر بروید بهتر است). انجام چند حرکت ورزشی پایه در خانه یا راه رفتن یا پله‌نوردی هم تاثیری عالی روی شما خواهد داشت. سعی کنید هر جند ساعت یکبار یک حرکت فیزیکی حتی بلند شدن از جایتان و کشیدن بدنتان انجام دهید.


۱۳. با کسی که از شما باهوش‌تر است وقت بگذرانید. عادت‌ها مسری هستند. این یک واقعیت علمی است که مثلاً چاقی از طریق ارتباطات اجتماعی پخش می‌شود. عادت‌ها و الگوهای فکری کسانی که با آنها وقت می‌گذرانید به شما منتقل می‌شود. خودتان را در معرض کسانی قرار دهید که از شما باهوش‌ترند تا بتوانید از آنها فایده ببرید.  

۱۴. با کسانی حرف بزنید که مخالف شما هستند. با کسانیکه با شما مخالفند، بحث دوستانه کنید. اینکار کمکتان می‌کند تا: - نظرتان را اثبات ‌کنید - متقاعد شوید که اشتباه می‌کنید در هر دو حالت، شما برنده هستید. در اولین حالت، شما با بحث منطقی فرد مقابل را متقاعد می‌کنید و در حالت دوم منطق اشتباهی که قبلاً داشتید، اصلاح می‌شود.  

۱۵. برای پیاده‌روی به طبیعت بروید. قدم زدن در طبیعت فواید مختلفی دارد: - بخاطر وجود درخت‌های بیشتر، اکسیژن بیشتری در این مناطق وجود دارد - ذهن انسان در طبیعت آرامش بیشتری دارد - قدم زدن به گردش خون شما کمک می‌کند قدم زدن در پارک در زمان ناهار می تواند کمکتان کند بقیه روزتان را هوشمندانه‌تر سپری کنید.  

۱۶. همیشه یک دفترچه یادداشت همراه داشته باشید. افراد باهوشی مثل لئوناردو داوینچی همیشه یک دفترچه یادداشت همراه خود دارند. آنها از این دفترچه برای یادداشت کردن ایده‌ها، طرح‌ها و سوالاتی که به ذهنشان می‌رسد استفاده می‌کنند. شما هم یک دفترچه همراه خود داشته باشید تا هر چیز جالبی که به ذهنتان رسید را یادداشت کنید. این کار به شما کمک می‌کند کنجکاوی‌ و تفکر منطقی را در خودتان پرورش دهید.  

۱۷. ده دقیقه در آخر روزتان را به برنامه‌ریزی برای روز بعد اختصاص دهید. با برنامه‌ریزی کردن از یک روز قبل، روزتان را با یک برنامه شروع خواهید کرد. اینکار کمکتان می‌کند بسیار کارآمدتر عمل کنید. خیلی‌ها همه روز مشغله دارند اما درواقعیت کارایی چندانی ندارند. یک بخش مهم از باهوش بودن این است که بدانید کار هوشمندانه مهم‌تر و موثرتر از کار زیاد است.

درهای بسته

 یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید

و تمام درهای بسته برایش باز شد …

“اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند ، به طرف درهای بسته بدو چون خدای تو و یوسف یکیست



 

منتظر تو

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا
گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا
کوچک همیشه دور ز لطف بزرگ نیست
قطره شدم که راهی دریا کنی مرا
پیش طبیب آمده‌ام، درد می‌کشم
شاید قرار نیست مداوا کنی مرا
من آمدم که این گره ها وا شود همین!
اصلا بنا نبود ز سر وا کنی مرا
حالا که فکر آخرتم را نمی­کنم
حق می­دهم که بنده دنیا کنی مرا
من، سالهاست میوه ی خوبی نداده‌ام
وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا
آقا برای تو نه ! برای خودم بد است
هر هفته در گناه، تماشا کنی مرا
من گم شدم ؛ تو آینه‌ای گم نمی‌شوی
وقتش شده بیائی و پیدا کنی مرا
این بار با نگاه کریمانه‌ات ببین
شاید غلام خانه زهرا کنی مرا
منبع: یادگار دانشگاه زاهدان

امامت امام دوازدهم مبارک باد


مهربانی

داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم

گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟ بر گشتم سمت صدا، دخترک دراز کشیده بود گوشه ی نماز خانه، پرسیدم با منی؟

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره هایی مثل توکه گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟ دلت را نمی زند؟ تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی اینطوری، مانتو و شلوارت به این زیبایی، چرا جامعه را مثل عزا دارها سیاه می کنید؟ و بعد فقط بلدید بشوید حراست دانشگاه و محل کار و … و گیر بدهید به امثال من.

خندیدم و گفتم چقدر دلت پر بود دوست ِ من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو. می شنوم تا قبل از اذان. خنده ام را که دید گفت: نه! دلم پر هست ولی حرف زدن با شماها فایده ندارد.

گفتم؛ شاید حق با تو باشد عزیزم و پرسیدم ازدواج کردی؟

گفت: بله. گفتم من چادرم را دوست دارم. چادر؛ مهربانیست. با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای…

گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم زندگی ِ توست. بلند شد و نشست و با تعجب به چهره ام نگاه کرد.

پرسیدم با همسرت کجا آشناشدی؟ گفت فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.

گفتم خب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید. تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. بعد این تکالیف مکمل هم اند، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض ِ بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.

همسر تو، تو را “دید”، کشش ایجاد شد، تو را انتخاب کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟

گفت: خب… ما به هم تعهد دادیم.

گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که به چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت. من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد، و نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو، به هم نریزد. همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو. من هم مثل تو زنم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. من روی تمام ِ این علاقه ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی ِ تو باشم. سکوت کرده بود.

گفتم؛ راستی… هرکسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی ِ فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند. حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟

بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم … راست می گویی؛ چادر، مهربانیست…

در بسته باز کردن

همه روز روزه رفتن
همه شب نماز کردن
همه سال حج نمودن
سفر حجاز کردن
از مدینه تا به مکه
به برهنه پای رفتن
دو لب از برای لبیک
به وظیفه باز کردن
به خدا قسم که آن را
ثمر آن قدر نباشد
که به روی ناامیدی
در بسته باز کردن

تعمت وعبرت

بدون شرح

http://www.hadidnews.com/images/docs/000014/n00014127-b.jpg

مهدی (ع)

بیا و زنگ غم از قلب ما زُدا مهدی(ع)

                                  به جان مادرپهلو شکسته ات بیا مهدی (ع)

جلای هر دل نورانی از عنایت توست

                                   به  قلب  تیره  ما  هم  بده  جلا  مهدی (ع)

قیود نفس و هوی عامل فراق شده

                                   ز شر نفس و هوی کن رها مرا مهدی (ع)

همیشه از تو تقاضایم این بود جانا

                                  که لحظه ای نشوم از شما جدا  مهدی (ع)

به هیچ کس نکنم عرض حاجت خود را

                                  فقط تویی که  کنی حاجتم  روا مهدی (ع)

تو از جرائم اعمال خلق محزونی

                                       مرا ببخش گر آزرده ام  تو  را مهدی(ع)

به جان مادر پهلو شکسته ات زهرا (ع)

                                   عنایتی   به  من  مبتلا   نما   مهدی (ع)

برای ما تو دعا کن به  درگه  یزدان

                                   که مستجاب کند گر کنی دعا  مهدی (ع)

دعا نما که قیام تو را کند خدا امضا

                                     کجا دعای تو را رد کند خدا  مهدی (ع)

ادامه نوشته

خاطره

 من عاشورای امام حسین را در عاشورای «گردان ۴۰۸» در «کربلای ۴ » دیدم و همین رزم را در عملیات استراتژیک و سرنوشت‌ساز «کربلای ۵ » که در کل سرنوشت دفاع مقدس ما تاثیر بزرگ و اساسی داشت، دیدم. به گزارش ایسنا، مراسم گرامیداشت شهدای عملیات کربلای 4 و گردان 408 غواص از لشکر 41 ثارالله شامگاه در محل تالار برق کرمان با حضور رزمندگان این گردان و خانواده‌های شهدا برگزار شد.در این مراسم پیام صوتی سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدسو از فرمانده لشکر 41 ثارالله در دفاع مقدس، در خصوص کربلای 4 و گردان 408 که پیش از این در سال 89 ارسال شده‌بود؛ پخش شد.سردار سلیمانی در این پیام چنین می‌گوید: وقتی که از گردان 408 صحبت می‌شود یعنی بحث اصحاب صفه. یعنی بحث متدینین و مؤمنین. یعنی بحث مردان اشک‌ها، مردانی که در شب‌های تاریک در دل وحشت نیزه می‌زدند و راه را برای هزاران مجاهد دیگر باز می‌کردند.

گردان 408 به تنهایی تاریخ ذی‌قیمت دفاع مقدس ما است. مظلومیت، معنویت، شجاعت و شهادت‌طلبی مردان این گردان اعم از فرماندهان تا رزمندگان آن، نیازمند کنگره‌های عظیمی است. گردان 408 به تنهایی جامعیت جامعی از دفاع مقدس ما است.گردان 408 در دو عملیات مهم، بزرگ و تاثیرگذار تاریخ جنگ ما نقش‌آفرینی کرد. کربلای 4 اوج هنرنمایی؛ ولایت‌پذیری و تعبد این گردان و ادای دین به تشیّع،اسلام و اهل بیت(ع) بود.هیچکس هیچ وقت نمی‌تواند از ذهن خود این تصویر زیبا و فراموش ناشدنی گردان 408 را محو کند که در چولان‌های کنار اروند در کربلای 4 جوی‌های خون کوچکی روان بود و من این جوی‌های خون را به چشم خودم دیدم و دیدم چگونه آن‌ها بدون ذره‌ای ابهام، ترس و تردید به اروند زدند در حالی که دشمن در بالای خاکریز‌ها به آن‌ها نگاه می‌کرد و تک تک آن‌ها را با تیربارهای خود نشانه می‌رفت و آن‌ها ذره‌ای ترس به خودشان راه ندادند.من عاشورای امام حسین را در عاشورای گردان 408 در کربلای 4 دیدم و همین رزم را در عملیات استراتژیک و سرنوشت‌ساز کربلای 5 که در کل سرنوشت دفاع مقدس ما تاثیر بزرگ و اساسی داشت، دیدم.

گردان 408 با فرماندهان عزیزش و شهدای زنده‌اش در دل شب آن راه سخت پر وحشت را در دل زمستان در داخل آب‌ها چندین کیلومتر در مواجهه با سیم‌های خاردار و مین‌ها و کمین‌ها طی کرد و خط غیرقابل تسخیر دشمن را به زعم خودش درهم شکست و عملیات کربلای 5 با قدرت بازوان فرزندان شما در گردان 408 رقم خورد.چهره عزیز، محبوب و پر از معنویت و همیشه ذاکر شهید عبدالهی برای این گردان کافی است.این گردان،گردان ذاکرین بود.خدا را به محمد(ص) و آل محمد(ص) قسم می‌دهم به حقیر و همه‌ ارادتمندان این گردان پرافتخار شهر کرمان، این نماد مردانگی و رزم مردان شهر کرمان را توفیق عطا کند برای ادای دین. ادای دین ما و همه کسانی که زنده ماندند و در این راه هستند این است که این راه را در این دوره‌ بسیار پرمخاطره و مهم، دوره‌ای که تشیّع عزیز نیازمند خون و فداکاری است و اسلام در یک معرکه بسیار مهم و عظیم در مقابل استکبار قرار دارد، استکباری که با همه‌ همراهان و اصحابش و با همه توانمندی‌هایش در مقابل اسلام صف کشیده‌ است. بهترین راه ادای دین ما ایستادن در صف اسلام و دفاع از اسلام عزیز و تشیّع عزیز است و امیدواریم خداوند به همه ما توفیق ادای دین را عطا کند و ما را با شهادت در راه این شهدای عزیز و آرمان‌های آنان و امام صادقین و صالحین و خلف صالحش یعنی مقام معظم رهبری با شهادت در این راه رو سفید کند و به همه ما نمره قبولی عطا بفرماید.

منبع خبر : همشهري آنلاين

 

السلام علیک یا حسین بن علی(ع)

 

عشق حسینی این چنین است

خدایا


───(♥)(♥)(♥)────(♥)(♥)(♥) _
──(♥)██████(♥)(♥)██████(♥)
─(♥)████████(♥)████████(♥)
─(♥)██████████████████(♥)
──(♥)██████          ██████(♥)
────(♥)████████████(♥) __
──────(♥)████████(♥)
────────(♥)████(♥) __
─────────(♥)██(♥)
•*.خداوندا
.•*..*•. نگذار که از تو فقط نامت را بدانم
.•*..*•. .•.و نگذار که
.•*..*•. .•*..*•. که از تو تنها مشق کردن اسمت
.•*..*•. .•*..*•. .•*را به یاد داشته باشم
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. همواره
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•در من جاری باش
.•*...•*..*•. .•*..*•. ..•*..*•. ، همانگونه که
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.خون در رگهایم
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. . جاری است
-´´´´#####´´´´´´####.•*..*•. .•*..*•. خداوندا
´´########´´#######.•*..*•. .•*..*•.از تو میخواهم
´############´´´´###.•*..*•. .•*..*•.. که هرگز
#############´´´´´###.•*..*•. .•*..*•. در
###############´´###..•*..*•. .•*..*•.بیابان
############### ´###..•*..*•. .•*..*•..هولناک
´##################.`.•*..*•. .•*..*•.زندگی
´´´###############..•*..*•. .•*..*•. تنها و بی یاور
´´´´´############.*.•*..*•. .•*..*•.رهایم نسازی
´´´´´´´#########.`.•*..*•..•*..*•.• . از تو میخواهم
´´´´´´´´´######..•*..*•. .•*..*•.که کوره راه پر پیچ و
´´´´´´´´´´´###..•*..*•.خم زندگی تنهایم نگردانی
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.که همواره
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.محتاج وجودت میباشم...
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*...•.•*..•*.*.•*.*
.•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..
.•*..*•

[

شب یلدا

تزیین هندوانه شب یلدا

شب یلدا قدم آرام بردار
کمی هم احترام مانگهدار
تو میبینی ربابم غصه دار است
بنی هاشم هنوزم داغدار است
صدای العطش در گوش مانده
بدن ها بی کفن هرگوشه مانده
شب یلدا توهم چله نشین باش
سیه پوش غم سالار دین باش...

یا حسین (ع)

لبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ

گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است.      ((امام حسین))

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.

                                                                     ((امام حسین))

بدون شرح

تا دلم غافل ز مولا میشود/ پای من سوی گنه، وا میشود

تا مرا نفسم به ذلت میکشد/ مهدی زهرا، خجالت میکشد

کار من تنها دل آزردن شده/ کار مهدی خون دل خوردن شده

روز و شب گویم به خود با واهمه/ من چه کردم با عزیز فاطمه؟

من چرا هرگز نبودم یاورش؟/ من چه گویم در جواب مادرش؟...

تحقیقی از ريچارد وايزمن روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير

چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سايرين هميشه بدشانس هستند؟ مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سايرين از آن محروم می‌مانند. به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

آگهی‌هايی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايش‌های من شرکت کنند.

نتايج نشان داد که هر چند اين افراد به کلی از اين موضوع غافلند، کليد خوش‌شانسی يا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگيريد. افراد خوش‌شانس مرتباً با چنين فرصت‌هايی برخورد می‌کنند، در حالی که افراد بدشانس نه.

با ترتيب دادن يک آزمايش ساده سعی کردم بفهم آيا اين مساله ناشی از توانايی آنها در شناسايی چنين فرصت‌هايی است يا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.

به طور مخفیانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده‌ايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين که اين آگهی کاملا خيره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتا آن را نديدند، در حالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصت‌های غيرمنتظره را مختل می‌کند. در نتيجه، آنها فرصت‌های غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست می‌دهند.

برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق يافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای يافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند. آنها به قصد يافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از ديدن ساير فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بينند.

تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد می‌کنند:

1.    آنها در ايجاد و يافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند.

2.    به قوه شهود گوش می‌سپارند و بر اساس آن تصميم‌های مثبت می‌گيرند.

3.    به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نيکی برای آنها رضايت بخش است.

4.    نگرش انعطاف‌پذير آنها، بدبياری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.

در مراحل نهايی مطالعه، از خود پرسيدم آيا می‌توان از اين اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم يک ماه وقت خود را صرف انجام تمرين‌هايی کنند که برای ايجاد روحيه و رفتار يک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود. اين تمرين‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دريابند، به قوه شهود تکيه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبياری انعطاف نشان دهند.

يک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح کردند. نتايج حيرت انگيز بود؛ 80 درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضايت بيشتری دارند و شايد مهم‌تر از هر چيز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره اين که من عامل شانس را کشف کردم.

چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند

 •         به غريزه باطنی خود گوش کنيد، چنين کاری اغلب نتيجه مثبت دارد.

•         با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشکنيد.

•         هر روز چند دقيقه‌ای را صرف مرور حوادثمثبت زندگی کنيد.

ایستگاه بیهودگی


نه ریلی به موازات هم دویده

و نه قطاری نفیرکشان

به این سو می آید !

در ایستگاهی که

از آمد و شد تهی ست

سال های سال است

چشم انتظار نشسته ام !

آدمـ بودن

زحمتـ دارد…

 آدمـ بودنـ را میگویمـ !!

اینـ را میشود از مترسکـ ھا آموختـ…

تمامـ عمر می ایستند تا آدمـ حسابشانـ کنند…!!

خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا



خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


از سخنان ملاصدرای شیرازی

نام بسیج یادآور خاطره عزیزترین نهاد و بزرگترین مردان تاریخ ما است

غضنفر

سلام
متاسفانه غضنفر: از القاب حضرت علی (ع) که فاعل لطیفه هایمان است و به افراد جاهل اطلاق می گردد.

جواد: یکی از اسماء امامان شیعه است که چند سالیست به افراد عقب افتاده گویند.

عبدالله: نام پیامبر صلح و مهربانیست که متاسفانه در اثر بی توجهی برای افراد نادان استفاده می کنیم.

نقی: پروژه جدیدست در جهان تکنولوژی جهت شکستن حرمت اسم و جایگاه امامت، امام معصوم که مصادیقش حاضر است.

منتظر المهدی(عج)

گریه کردن برای امام حسین(ع) چه ثوابی دارد؟

بوی محرم که می‌آید به قول مشفق کاشانی «در سر، هوای شادی و گفت و شنید نیست» و از آن رو نمی‌شود از هر نغمه‌ای لذت برد. موسیقیدانان ایرانی طی سال‌های اخیر آلبوم‌هایی با محتوای «موسیقی عاشورایی» تولید کرده‌اند و هر کدام به نحوی ارادت خود را به سالار شهیدان بیان کردند.

 در این ایام همه جا سخن از امام حسین(ع) و یاران با وفای آن حضرت است و هر انسان آزاده‌ای آن واقعه تلخ را در ذهن خود تصور می‌کند از شدت غم و اندوه حتما "اشک" از چشمانش جاری می‌شود.

براساس روایات و احادیث معصومین(ع) اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می‌باشد.

پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: "شهادت حسین علیه‏‌السلام آتشی در دل مؤمنان درانداخته است که هرگز سرد نخواهد شد۱".

امام سجّاد(ع) نیز درباره فضیلت اشک بر امام حسین(ع) فرمودند: "هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین علیه‏‌السلام گریان شود به طوری که اشک بر گونه‏‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‏‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد۲".

همچنین حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) در این باره می‌فرمایند: "بر کسی چون حسین باید که گریندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را می‏‌زداید. حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم می‏‌رسید کسی پدرم علیه‏‌السلام را خندان نمی‏‌دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن که ۱۰ روز می‏‌گذشت. روز دهم روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می‏‌فرمود: این روزی است که حسین علیه‏‌السلام در آن کشته شد۳".

منابع روایات:

۱- مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸.

۲- ثواب‌الأعمال: ۱۰۸ / ۱ منتخب میزان‌الحکمهٔ: ۳۸

۳- وسائل الشیعه: ۱۰ / ۳۹۴ / ۸ منتخب میزان‌الحکمهٔ: ۳۸۲

به پاس یادمان شهدای کربلا

 
ما رژيم صهيونيستى را يك رژيم نامشروع و حرام‌زاده ميدانيم

یوم الله 13 آبان ماه گرامی باد

سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛
لبخند فریب‌گرانه دشمن نباید کسی را دچار خطا کند/ ملت متکی به قدرت درونی از اخم و تحریم دشمن متلاطم نمی‌شود/ دولت و کنگره امریکا تحت تسلط سرمایه‌داران و کمپانی‌های رژیم نامشروع صهیونیستی هستند (۱۳۹۲/۰۸/۱۲ - ۱۱:۲۲)
يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است
2/7/1388

داشتن دخترنعمت است

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:

«چه خوب فرزندانی هستند دخترانِ با حجاب. هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار می‌دهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت می‌سازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه‌ای استحبابی از او بر می‌دارد.»

2ـ رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: دختران، دلسوز و مددکار و بابرکت هستند.

3ـ پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:

هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده‌اش ببرد، مانند کسی است که صدقه‌ای را برای گروهی نیازمند می‌برد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند؛ چرا که هر کس دخترکی (از فرزندان خود) را شاد کند، گویا برده‌ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگرید، خداوند او را وارد بهشت‌های پرنعمت می‌سازد.

4ـ شخصی فرزندی در راه داشت؛ نامه‌ای به امام هادی علیه السّلام نوشت: من فرزندی در راه دارم. از خدا بخواه که پسری روزی‌ام کند. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت:

«چه بسا دختری که از پسری بهتر باشد» [و برای او دختری زاده شد.]

 

 

منبع: خانه خوبان، ش ۴۲، ص۵۷.

 

سلام بر آل ياسين

سلام بر آل ياسين، سلام بر مهدي امتها و جامع تمام کلمات وحي الهي.
سلام بر آنکه شمشير برکشيده و ماه تابان و نور درخشان است.
سلام بر آفتاب شب ظلماني جهان و قرص ماه ايمان.
سلام بر بهار مردمان و نشاط آفرين روزگار.

«شب هجرانت اي دلبر، شب يلداست پنداري رخت نوروز و ديدار تو، عيد ماست پنداري »
 
اي بهار دلها و اميدبخش انسانها و سرور و شادي روزها، اي خورشيد ظلمتها و ماه تمام نماي جمال خدا. اي حقيقت عشق و مظهر پرستش، اي شکوفه طه و غنچه شکفته زهرا، عليهاالسلام. اي سرو خوش قد و رعنا، اي چهره ات چون آفتاب، روشن و دلربا، اي در رهت، جانها فدا و نشان غمت، اشکها. اي عصاره زمان و زيباييها، اي هماره با ما و ناپيدا، اي سوخته در فراغت عاشق و شيدا، اي مونس و همدم اوليا، اي خمار نگاهت راز هستي ها، اي طاووس خوش خرام بهشت اعلي، اي شراب عشقت، نوش جانها، اي خزينه علم و نهايت حلم، اي مسکن برکت و معدن حکمت، اي تمام محبت، اي گرد و غبار مقدمت توتياي چشم ما، اي شمع جهان افروز، بيا! اي شاهد عالم سوز بيا! اي کعبه اميد عيان شو. اي درخشش هستي بتاب! اي خورشيد جان و جهان جلوه گر شو!، اي فروغ فضليت بتاب! اي راز عظيم تجلي چهره بنماي، اي پاکترين خونها نثار عشقت، به پا خيز! اي دشت و دمن در انتظارت با دم عيسايي ات، زنده گردان! اي کشتي نجات، رهايي بخش و اي مرهم سينه ها درمان کن.
 
اي عصمت بي کران فرياد کن! اي فريادرس بيدار کن! اي صاحب شمشير بران آغاز کن! اي ساحل پيروزي ظاهر شو! اي مشعل علم و عقل نور باران کن! اي قبله عشق آشکار شو! اي يوسف جمال، رخ از مشتاقان دريغ مدار! اي حامي قرآن و نداي عترت، بيا! اي رهبر و دلبر و دلبند، مهدي بيا! بيا و منتظران تشنه را درياب و عاشقان بي قرارت را آرامش جان باش.
 
مهديا! مي خواهيم به قله کوه انسانيت برسيم، دستمان را بگير، مگر نه اينکه تو باقي مانده جود خدا و از تبار حسين و دودمان کريماني و احسان و دستگيري توست.
 
ما به افق تابناک فروغ ازلي خيره مي شويم و به اميد آمدن روزهاي شادي و لحظه هاي نوراني، خود را از مهر تو سرمست مي سازيم و دست طلب و ادب به دامان تو در مي آويزيم و به تولاي تو چنگ مي زنيم. ما همچو گدايان سر راهت مي نشينيم تا با طلعت رشيده خويش، بر زمين و زمان عطر ولايت بپاشي و ما در فضاي عطرآگين کرامت تو، جان تازه بگيريم و نماز شکر را به امامت تو برپا کنيم و در برابر رب کعبه خاضع شويم و ويراني ظلم و آزادي انسان را جشن بگيريم و سرود حمد را با آهنگ عشق دمساز کنيم و بدين گونه نشان خواهيم داد که پيرو خط سرخ شهادتيم و تو مظهر قهاريت و جباريت خدايي و انتقامخواه خون حسين و رهروان عاشورايي. پس بر کافران بتاز و با آنان بستيز و ارکان ستم را ويران ساز و وعده الهي را تحقق بخش که فرمود:
 
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين.
اراده کرديم بر آنان که در روي زمين ضعيف شمرده شدند، منت گذاريم و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
 
مژده حسيني

بااین سه مرد دنیا می لرزد

رزمندگان امروز سه دسته مي‌شوند

دعا كنيد كه خداوند شهادت را نصيب شما كند، در غير اين صورت زماني فرا مي‌رسد كه جنگ تمام مي‌شود و رزمندگان امروز سه دسته مي‌شوند: يك: دسته‌اي كه به مخالفت با گذشته خود برمي‌خيزند و از گذشته خود پشيمان مي‌شوند. دو: دسته‌اي كه راه بي‌تفاوت را بر مي‌گزينند و در زندگي مادي غرق مي‌شوند. سوم: دسته‌اي كه به گذشته خود وفادار مي‌مانند و احساس مسئوليت مي‌كنند كه از شدت مصايب و غصه‌ها دق خواهند كرد. پس از خداوند بخواهيد با رسيدن به شهادت از عواقب زندگي پس از جنگ در امان بمانيد، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسيار سخت و دشوار خواهد بود

ای دبستانی احساس من

خاطرات كودكي زيباترند

يادگاران كهن مانا ترند

درسهاي سال اول ساده بود

آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه وکلاغ

روبه مكارو دزد دشت وباغ

روز مهماني كوكب خانم است

سفره پر از بوي نان گندم است

كاكلي گنجشككي با هوش بود

فيل ناداني برايش موش بود

با وجود سوز وسرماي شديد

ريز علي پيراهن از تن ميدريد

تا درون نيمكت جا ميشديم

ما پرازتصميم كبري ميشديم

پاك كن هايي زپاكي داشتيم

يك تراش سرخ لاكي داشتيم

كيفمان چفتي به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هايش درد داشت

گرمي دستان ما از آه بود

برگ دفترها به رنگ كاه بود

مانده در گوشم صدايي چون تگرگ

خش خش جارو ي با پا روي برگ

همكلاسيهاي من يادم كنيد

بازهم در كوچه فريادم كنيد

همكلاسيهاي درد ورنج وكار

بچه هاي جامه هاي وصله دار

بچه هاي دكه خوراك سرد

كودكان كوچه اما مرد مرد

كاش هرگز زنگ تفريحي نبود

جمع بودن بودوتفريقي نبود

كاش ميشد باز كوچك ميشديم

لا اقل يك روز كودك ميشديم

ياد آن آموزگار ساده پوش

ياد آن گچها كه بودش روي دوش

اي معلم ياد وهم نامت بخير

ياد درس آب وبابايت بخير

اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشقها را خط بزن

اي دبستاني ترين احساس من بازگرد اين مشقها را خط بزن

ھشدار که رشته ھای بقای دنیا بریده شد

 « ھشدار که رشته ھای بقای دنیا بریده شد . دنیا با اھلش وداع نموده ، نشانه ھای خیرش مفقود گشته و با شتاب اھل خود را به نابودی می برد و حتی ھمسایگانش را تباه می کند . آنچه از دنیا در کام شیرین می نمود تلخ گردید و آنچه صاف می نمود آلوده شد . از دنیا جز ته دیگی مسموم و آبی زھرآگین باقی نمانده است که جز بر گرسنگی و عطش نمی آفزاید . ای بندگان خدا مصمم شوید و از چنین خانه ایی که نابودی اش حتمی است کوچ کنید . مبادا که آرزو بر شما غلبه کند . تأخیر مکنید مبادا که مکثی شما را مشغول سازد . آمرزش طلبید و بسوی خدای خود باز گردید که برای شما امیدوارم وگرنه از عاقبت سرنوشتی که در پیشدارید بس بیمناک و متأسفم».


امام علی (ع) – نھج البلاغه

سالم ترین شهرها در آخر الزمان کدام است؟

از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد که: سالم‌ترین شهرها و بهترین مکان‌ها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیرها کجاست؟

ایشان در پاسخ فرمودند:

سالم‌ترین مکان‌ها در آن روز زمین جَبَل است. زمانی که خراسان مضطرب شود، بین مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد و سجستان خراب شود، پس سالم‌ترین مکان در آن روز شهر قم است.۱

از امام صادق علیه السلام سؤال شد که: شهرهای جبل کجاست؟ برای ما نقل شده زمانی که حکومت به شما برگردد، قسمتی از آن از بین می‌رود.

حضرت فرمودند:

در آن جبل، مکانیست که به آن بحر گفته می‌شود و آن قسمت، قم نامیده می‌شود آنجا مرکز شیعیان است.۲

 

منبع:

1ـ بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۱۷.

2ـ همان، ص۲۱۲.

شهدا...!



s942_220613560988431.gif


شهدا...!

دنیا مشتش را باز کرد,

تو گل بودی,

من پوچ !

خدا تو را برد ...

و زمان مرا....




اولین روز دبستان باز گرد

اولین روز دبستان باز گرد / کودکی های قشنگم باز گرد / کاش می شد باز کوچک می شدم / لا اقل یک روز کودک می شدم / یاد آن آموزگار ساده پوش / یاد آن گچهاکه بودش روی دوش /ای معلم نام و هم یادت به خیر/ یاد درس آب و بابایت به خیر / ای معلم ای دبستانی ترین احساس من / باز گرد این مشقها را خط بزن / اول مهر مبارک .
 
 

عید ولادت حضرت امام رضا (ع)بر عاشقان مبارکباد

لحظه ای با شهدا

می خواست به دست شقی ترین انسان ها شهید بشه. وقتی رفتن لبنان می دونست بدون برگشته...

اسم حاج احمدمتوسلیان

می خواست تو هواپیما و تو آسمون شهید شه؛بدون این که آسیبی به هواپیما برسه...اسمش؟

اسم عباس بابایی

می خواست گمنام بمونه؛بدنش هم پیدا نشه؛عراقیا کوشک رو که آب انداختن برای همیشه رفت...

اسمش حبیب الله مظاهری 

می خواست بدنش حتی یه وجب از خاک زمین رو هم نگیره...افتاد تو دجله و آب بدنش رو برد...

اسمش مهدی باکری

می خواست نه جانباز بشه و نه اسیر یک راست شهید شه...

اسمش حاج محمد ابراهیم همت

خدا اجابت کرده بود چون خدا رو اجابت کرده بودن...

برای شادی روحشون صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

دشمن قدیمی ما با ترویج پوشش‌های بدن نما چه می کند؟

کشف حجاب رضاخانی؛ مدل 2013

دشمن قدیمی ما با ترویج پوشش‌های بدن نما، برنامه‌های ماهواره و مطالب مندرج در سایت‌ها هدفی جز این ندارد که جامعه جوان در حال پیشرفت‌مان را به «اندلسی» دیگر تبدیل کند.

کشف حجاب رضاخانی؛ مدل 2013

 

به گزارش سراج ۲۴،  وبلاگ پیکار نوشت: دوران دفاع مقدس با تمام سختی‌ها برکات و آثار مثبت بزرگی نیز برای کشور داشت که یکی از این آثار و برکات آن واکسینه بودن تقریباً صددرصدی جامعه در برابر بسیاری از تهاجمات فرهنگی بود که این روزها درحال دست و پنجه کردن با آن هستیم.
 
هرچه بود و هر چه شد از خیروشر گذشت تا اینکه گفتمان جدیدی با عنوان روابط آزاد بین دختر و پسر در اوایل دهه 70 در روزنامه‌ها وسریال‌ها به راه افتاد؛ همزمان با این گفتمان جامعه سنتی و مذهبی ما مواجه شد با هجوم هدف‌دار انواع لباس‌های مردانه و بخصوص زنانه‌ای که هیچ گونه سنخیتی با عرف و عقایدمان نداشتند.
 
چادر تبدیل به مانتو و مانتوها روزبه روز کوتاه‌تر شد، روزی آستین مانتوها به بالای مچ انتقال یافت و روزی دیگر آستین مانتوها با دکمه به بالای آرنج؛ جوراب‌های ساق بلند زنانه از جامعه جوراب زنانه خداحافظی کرد و جایش را به جوراب‌های مچی داد،
 
دشمن چقدر لطیف عمل می‌کند، یادم هست درست بعد از ورود جوراب‌های مچی به بازار و حذف جوراب‌های ساق بلند، مد جدیدی به بازار شلوار زنانه آمد که به شلوارهای کوتاه معروف شدند؛ تا اینجای کار دشمن توانسته بود پروژه کشف حجاب رضاخانی‌اش را با شکستن حدود شرعی در رعایت پوشش زنانه به پیش ببرد.
 
اوایل دهه 80 موج هجوم فیلم‌های مختلف هالیوودی و بالیوودی مستهجن به کشور همزمان با اکران برخی فیلم‌های تلویزیونی و سینمایی که موضوع اصلی آن عشق بود و پسری گیتار به دست و دختری زیبا آغاز شد.
 
با ورود ماهواره به حریم خانواده‌ها کم کم پازل تهاجم خاص فرهنگی بر پایه سوءاستفاده از غرایز انسان‌ها و بخصوص نسل جوان کامل شد تا ما را به این فکر وادار کند که ظاهراً دشمن به دنبال اندلسی (اسپانیای قدیم) دیگر در این برهه از زمان است.
 
اندلسی که روزگاری به عنوان یکی از پیشروان فرهنگی و علمی جهان اسلام درآمد و سال‌ها بعد با هجوم فرهنگی دشمن از درون پاشید و شد اسپانیای امروزی که به دفعات اسلام ستیزی خودش را به اثبات رسانیده است.
 
جامعه آنروز اندلس جامعه‌ای جوان بود؛ یکی از بهترین و موثرترین راه‌ها هم در از هم پاشیدن چنین جوامعی با بافت جوان و مذهبی ورود از راه غرایز جنسی است؛ متأسفانه دشمن نیز پروژه‌های خود را بر این مبنا در کشور ما و در بسیاری از جوامع مذهبی و سنتی در حال پیگیری است.
 
این همه مد و ترویج پوشش‌های بدن نما، مانتوهای کوتاه و حریر، شلوارها و تی‌شرت‌های کوتاه مردانه و ساپورت‌ها ، برنامه‌های ماهواره و مطالب مندرج در سایت‌ها هدفی بجز این ندارد که جامعه جوان در حال پیشرفت‌مان را به اندلسی دیگر تبدیل کند.

گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

بنام خدا

آقای مرسی آن روز که سفیرتان  را مانند یک طفل مفلوک به تل آویو فرستادید و به شیمون پرز گقتید برادر و دوست و به همه پیمانهای ننگین با اسراییل پایبند شدید امروز باید محصول آن حقارتها را برداشت کنید ،آری کسی که ملتش را حقیر کرد روزی نیز خود حقیر می شود آقای مرسی انتظار نداشتید خیانت به خون شهیدان انقلابتان این قدر زود نتیجه بدهد؟

آقای مرسی خون شهید شحاته چقدر زود گریبانتان را گرفت ،آنروزی که آن شهید مظلوم در آخرین جملاتش گفت خداوند بین ما قضاوت خواهد گرد  خوب میدانست که محضر خداوند ظلمی که تحت نام اسلام باشد را برنمی تابد و امروز باید تاوان تمام آنچه را بدهید که نامبارک داد ولی باز هم نامبارک شرفش از شما بیشتر بود چراکه شما با نام اسلام و خون شهیدانتان اینگونه کمپ دیوید را پذیرفتید و او با نام نوکری آمریکا پذیرفت.

آقای مرسی ممکن است که از قدرت  برکنار  نشوید اما دیگر حکومت ائتلافی کجا، حکومت اسلامی کجا.چه فرصتی راسوزاندید....هرچند که همه مصمم به رفتنتان هستند .....  شاید حتی دیگر رنگ دولت ائتلافی را هم نبینید ....

آقای مرسی بگذار این تصویر همیشه تاریخ مقابل چشمانتان باشد


بازگشت پیکر 92 شهید دفاع مقدس به کشور

در ادامه ورود پیکرهای شهدای تفحص شده در خاک عراق به کشور، پیش از ظهر امروز پنج شنبه92/05/24 از طریق مرز شلمچه 92 پیکر شهید به آغوش کشور بازگشت.
 این مراسم در منطقه عملیاتی شلمچه در خرمشهر جایی که در آن هزاران نفر از جوانان این کشور در دفاع از خاک ایران جان خود را تقدیم انقلاب کردند انجام و در آن پیکر 92شهید دوران دفاع مقدس وارد کشور شد.
در این مراسم علاوه بر اینکه پیکر این شهدا از مقامات عراقی تحویل گرفته شد، پیکر 61 سرباز عراقی تفخص شده در کشور نیز به کشور عراق تحویل داده شد.
پیکر شهدای ایرانی در تفحص صورت گرفته از سوی کمیته جستجوی مفقودین در خاک عراق در شبه جزیره فاو در جنوب استان بصره و میدان نفتی مجنون یافت شد.
این مراسم با حضور مقامات لشکری و کشوری و حضور مردم و زائران کاروانهای راهیان نور برگزار شد. همچنین نمایندگان کمیته بین المللی صلیب سرخ بر این مراسم تبادل اجساد سربازان عراقی با شهدای دفاع مقدس نظارت کردند.

بازگشت پیکر 92 شهید دفاع مقدس به کشور

عید فطر مبارکباد


عیدتان


مبارک


طاعاتتان

و

عباداتتان


مقبول درگاه حق

پاداش عشق، عشق است

شهادت امیر مومنان حضرت علی (ع) را به جمیع شیفتگانش تسلیت می گوییم.

 

استغفار بلندترين درجه است

مراتب اعلاي استغفار در كتاب "فلاح السائل" نقل شده است. روزي اميرمومنان علي(ع) درميان مهاجرين و انصار نشسته بود، كه مردي ازآنها گفت؛ استغفرالله. حضرت به سويش التفاتي كرد، مانند شخص غضبناك و به او فرمود، واي بر تو! آيا مي داني استغفار چيست؟استغفار اسمي است كه بر شش قسم واقع مي شود. آنگاه حضرت فرمود؛استغفار بلندترين درجه است،كه بر مجموع شش معني واقع مي شود: اول، پشيماني برآنچه گذشت؛ دوم، تصميم بر عدم بازگشت به طور دائم؛ سوم، حقوق مردم را ادا كني تا خدا را خالص ملاقات نمايي كه بر تو وِزْر و وبالي نباشد؛ چهارم، بپاداري هر واجبي را كه آن را ضايع كردي پس حقش را ادا كني؛ پنجم، گوشتي از حرام روئيده، آن را با اندوه آب نمايي كه پوست به استخوان چسبيد و ميان آنها گوشت جديدي رويد؛ ششم، به بدن درد و زحمت بندگي را بچشاني، چنانكه به آن شيريني معصيت را چشانيده اي، پس در اين وقت مي گويي؛استغفرالله.

منبع:بحار، ج ۹۳، ص ۲۷۹