توطئه، نفاق، خیانت، رهبری

رهبرا

سالهاست برای دیدنت آرزو دارم

آنچه که سالها تجربه کردم ایادی استکبار با استکبار ،همیشه در پس پرده ها ،آشکار ونهان دست به خباثت ها وتوطئه ومکاری ها برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی زده است خباثت هایشان در این سالهای اخیر

ازحاشیه ها بریده و سعی در در انفکاک جمهوریت با اسلامیت پرداخته اند واز همه مهمتر در دست چینی خیانت هایشان ، حلقه ی اتهام را به عاشوراییان ورهبری معطوف داشتند تا شاید مردم را از رهبری جدا وحجمه های بنیان عدم پیشرفت واختلافات کوچک وبزرگ را بر دوش عاشوراییان وبخصوص رهبری اعلام نمایند،

آنان افکاری پلید دارند ودر لابلای پلید بودنشان هیچگاه فکر مثبت ندارند ودر نتیجه ،ازاعتقاد قلبی ما به رهبری وعاشوراییان بی خبرند وآنها نمی دانند عاشورا ومکتب عاشورا وعشق به ولایت در دل وجان ما زنده وبا هیچ صیقل وگلوله ای ،ذره ای جا بجا نخواهد شد.

آنان از ترسشان ، کوروش رو بزرگ ومکتبش را می ستایند ودر ترویج آن عبایی ندارند در حالی که شکوه وشوکت کوروش را به آبا واجداد خود وایادی خود حساب می نمایند.

ولی آنچه که هست ما غیراز ظلم وسرکوب وقتل عام از این مستکبران خائن به وطن عزیزمان ،جمهوری اسلامی ایران ندیدیم.

رهبرا نامت برای همیشه ی تاریخ در پیرو ولایت زنده هست وخواهدبودوما در پای جان در قلمرو ولایتت ، گوش به فرمانت هستیم واز اینکه رهبری چون تو داریم خدایمان را شاکریم وبه این شاکر بودنمان نیز افتخار داریم.

ای رهبرم وای برترین فرداز همه ابعادهای شخصیتی درجهان کنونی ،ترا دوستت دارم ومی ستایمت.

هرگاه ؛  دلت با دینت نباشد ،

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...

اگر حال دلت خوب باشد؛

 

.. همه چیز بستگی به حال و هوای دلت دارد

اگر حال دلت خوب باشد؛

هوا آنقدرا هم آلوده نیست؛
از پس اجاره خانه هم می شود برآمد؛
و بیماری کودکت کمتر آزارت می دهد و با یک دعا، ته دلت قرص می شود وآرام می گیری؛

اگر حال دلت خوب باشد،

فکر پریشانی طوفان دیشب آزارت نمی دهد و به بارش دل انگیز بعد از آن فکر می کنی،

حال دلت که خوب باشد

آدمها همه شان دوست داشتنی اند و بدون منت می توانی ببخشی ...
حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی می شود که لحظه ای پا از روی پدال برداری و بتوانی فکر کنی به امروزت، که با دیروزت چقدر فرق داشتی؟!

حال دلت که خوب باشد ...

می شوی همبازی بچه ها؛ برای عزیزانت همیشه وقت داری و یک دنیا مهربانی در چهره ات نهفته است؛
و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد ..

الهی که حال دلتون خوب باشه ...

دل نوشته

شاید باور نکنید

اما آدم هایی پیدا می شوند

که بی هیچ غــمی

یا اضطــرابی

زنــدگی می کنند.

خوب می پوشند

خوب می خورند

خوب می خوابند

از زنـدگی خانـوادگی لذت می برند …

گاهی غمگین می شوند

ولی

خم به ابرو نمی آورند

و غالبا حالشان خــوب است …

و موقع مُردن

آسان می میرند

معمولا در خــواب

لب چشمه …

اینها آدمهایی هستند که

توقع چندانی از زندگی ندارند

و زندگی را تنها یک سفر می دانند

خدایا


───(♥)(♥)(♥)────(♥)(♥)(♥) _
──(♥)██████(♥)(♥)██████(♥)
─(♥)████████(♥)████████(♥)
─(♥)██████████████████(♥)
──(♥)██████          ██████(♥)
────(♥)████████████(♥) __
──────(♥)████████(♥)
────────(♥)████(♥) __
─────────(♥)██(♥)
•*.خداوندا
.•*..*•. نگذار که از تو فقط نامت را بدانم
.•*..*•. .•.و نگذار که
.•*..*•. .•*..*•. که از تو تنها مشق کردن اسمت
.•*..*•. .•*..*•. .•*را به یاد داشته باشم
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. همواره
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•در من جاری باش
.•*...•*..*•. .•*..*•. ..•*..*•. ، همانگونه که
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.خون در رگهایم
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. . جاری است
-´´´´#####´´´´´´####.•*..*•. .•*..*•. خداوندا
´´########´´#######.•*..*•. .•*..*•.از تو میخواهم
´############´´´´###.•*..*•. .•*..*•.. که هرگز
#############´´´´´###.•*..*•. .•*..*•. در
###############´´###..•*..*•. .•*..*•.بیابان
############### ´###..•*..*•. .•*..*•..هولناک
´##################.`.•*..*•. .•*..*•.زندگی
´´´###############..•*..*•. .•*..*•. تنها و بی یاور
´´´´´############.*.•*..*•. .•*..*•.رهایم نسازی
´´´´´´´#########.`.•*..*•..•*..*•.• . از تو میخواهم
´´´´´´´´´######..•*..*•. .•*..*•.که کوره راه پر پیچ و
´´´´´´´´´´´###..•*..*•.خم زندگی تنهایم نگردانی
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.که همواره
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*.محتاج وجودت میباشم...
.•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.
.•*...•.•*..•*.*.•*.*
.•*..*•. .•*..*•.
.•*..*•. .•*..
.•*..*•

[

باز هم خدا هست

خداي من . . .
چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني . . .

چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيه‌گاه مني . . .

اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کرده‌اي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده . . .

يا رب! يا رب! يا رب!

دست خدا

ﻋﻤﺮﯼ ﮔﺸﺘﯿﻢ

ﺑﺪﻧﺒﺎﻝ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ

ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﻓﺘﻦ

ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺭ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ، ﺩﺳﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺵ ﺑﻮﺩ

ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺩﺍﺷﺖ . . !!.

خداوندا  


                     دست هایم خالی است و دلم غرق آرزو


                   با قدرت بیکرانت یا دست هایم را قوی کن


                               یا دلم را خالی از آرزو...

عشق

تا زماني كه قلب خود را در خدمت عشق درنياورده  باشي،

 آزاد   و  رها  هستي . اما  وقتي  در دام  عشقي  افتاد  ديگر

آزاد  نيست  و همين اسارت  براي ا و  بهترين  آزادي  است.

آفرینش آدم

پس از اَفرینش اَدم خدا گفت به او : نازنینم اَدم....با تو رازی دارم ...!
اندکی پیشتر اَی ...
اَدم اَرام و نجیب ، اَمد پیش ...!... زیر چشمی به خدا می نگریست...محو لبخند غم آلود خدا ! ..
دلش انگار گریست .نازنینم اَدم !!.
( قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید ) ...!
یاد من باش ... که بس تنهایم... !
بغض آدم ترکید ، .. گونه هایش لرزید !
به خدا گفت : من به اندازه ی ....
من به اندازه ی گلهای بهشت .....نه ...
به اندازه عرش ... نه ....
نه من به اندازه ی تنهاییت ، ای هستی من ، ..
دوستدارت هستم ! اَدم ،.. کوله اش را بر داشت خسته و سخت قدم بر می داشت... !
راهی ظلمت پر شور زمین ..
طفلکی بنده غمگین اَدم !..
در میان لحظه ی جانکاه ، هبوط ...
زیر لبهای خدا باز شنید ،...نازنینم اَدم !...
نه به اندازه ی تنهایی من ...
نه به اندازه ی عرش...
نه به اندازه ی گلهای بهشت ...!
که به اندازه یک دانه گندم ،
تو فقط یادم باش ...!
نازنینم اَدم .... نبری از یادم

به نام خداوند عشق وزیبایی

معلمی شغل و حرفه نیست، بلکه ذوق و هنر توانمندی است معلمی در قرآن به عنوان جلوه ای از قدرت لایزال الهی نخست ویژه ذات مقدس خداوند تبارک و تعالی است. در نخستین آیات قرآن که بر قلب مبارک پیغمبر اکرم (ص) نازل شد، به این هنر خداوند اشاره شده است:

v اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقرأ و ربک الاکرم، الذی علم بالقلم، علم الانسان ما لم یعلم. (علق: ۱ـ ۵)

بخوان به نام پروردگارت که جهانیان را آفرید. انسان را از خون بسته سرشت بخوان ! و پروردگارت کریمترین است همان که آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را که نمی دانست.

در این آیات خداوند، خود را "معلم" می خواند و جالب این که معلم بودن خود را بعد از آفرینش پیچیده ترین و بهترین شاهکار خلقت، یعنی انسان آورده است.

مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرینش قرارداد. نوعی انسانی را که هیچ نمی دانست، به وسیله قلم آموزش داد که این از اوج خلاقیت و هنر شگفت خداوند در امر آفرینش حکایت دارد:

هزاران نقش بر لوح عدم زد چو قاف قدرتش دَم بر قلم زد

از این رو، می توان گفت که هنر شگفت معلمی از آن خداوند عالم است.



 امیرمؤمنان، مولای متقیان علی (ع) می فرماید: "من علمنی حرفاً فقد صیرنی عبداً؛ هرکس چیزی به من بیاموزد، مرا غلام خویش کرده است." این بیان برای ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخیص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت یک ملت مؤثر است.

دوري، شوق ديدار را در دل مي افزايد

 

 

دل نوشته دوست

 در آغوش خدا در بندگیت خدای مهربان تر از

مادر چونان کودکی نوپایم ، زود خسته

می شوم بسیار زمین می خورم اما باز با پاهای

لرزان در اطاعتت به دنبالت می آیم_______

می شود خدا در آغوشم گیری ؟؟؟ _________

من تو را می خواهم اما .............

بسیار ناتوان و ضعیفم.......................

رهایم مکن ای نزدیک تر از همه به من....

دلم آغوش آسمانیت را می طلبد

« نکاتی در مورد مصادف شدن نوروز و فاطمیه »

1.مصیبت شهادت حضرت فاطمه (س) برای اهل بیت (ع) بسیار سنگین بوده و هست .

امام علی (ع) هنگام دفن حضرت فاطمه (س) خطاب به پیامبر (ص) فرمودند : «وأما حزنی فسرمد و أما لیلی فمسهّد» پس از این اندوهم ابدی است و شبم ، با بیداری خواهد گذشت .

نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282

توجه کنید که اغراق در کلام امام راه ندارد ؛ پس معلوم می شود حضرت بعد از این قضیه هیچ شبی نخوابیده است .

اما علت چیست ؟ علت گفتنی نیست ! «ستنبئک ابنتک بتظافر أمتک علی هضمها» به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امتت در ستم کردن به وی اجتماع کرده بودند

نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282

2.امام صادق (ع) می فرمایند : خداوند شیعیان ما را رحمت کند ... در ایام حزن و اندوه ما اندوهگین اند و در ایام شادی ما مسرور اند .

همچنین فرمودند : ناراحتی ما آنان را اندوهگین ساخته و شادمانی ما آنان را شادمان می سازد .

امالی طوسی/229

3.در ایام نوروز امسال ، امام زمان (عج) در عزای مادر بزرگوارشان فاطمه زهراء (س) اند . آیا صحیح است که ما شیعیان بجای آنکه با اماممان هم ناله شویم ، به شادی بپردازیم ؟ براستی امام زمان (عج) از ما چه انتظاری دارند ؟ آیا صحیح است که شعیان در نوروز لباس مشکی از تن بیرون کنند ؟ و آیا صحیح است هفت سین پهن کنند ؟ و با این کار بر غم های مولایشان بیافزایند ؟

ادامه نوشته

اینا فرشته هستن

آدمایی هستن که :
 هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ می گن خوبم.
 
وقتی می بینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا می گرده
راهشون رو کج می کنن از یه طرف دیگه می رن که اون نپره .
 
اگه یخ ام بزنن، دستتو ول نمی کنن بزارن تو جیبشون.

 آدمایی که از بغل کردن بیشتر آرامش می گیرن تا از چیز دیگه .
 
همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن.
 اینا فرشته هستن. !!
 
همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند.

ادامه نوشته

سعی‌ کن آنقدر کامل باشی‌ که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آنها باشد .

ممکن است گاهی گریه کنم ولی هیچگاه در تنهایی گریه نمیکنم

خداوند اینجاست

اشکهای مرا پاک می کند...چون...

قلب من خانه ی خداست

ممکن است گاهی بیفتم و بلغزم اما هرگز در سقوط تنها نمی مانم

خداوند هست و مرا بلند می کند... چون...

قلب من خانه ی خداست

شاید گاهی رنج بکشم اما هرگز در این رنج کشیدن تنها نمی مانم

پروردگار مرا از رنجها رها می کند...چون...

قلب من خانه ی خداست

خوشحالم برای اینکه میدانم هرگز تنها نیستم

خداوند همواره با من است...چون...

قلب من خانه ی خداست...

پیشاپیش روزولایتمداری امام زمان(عج)خجسته ومبارکباد

آیت‌الله علوی گرگانی افزود: افرادی هستند که به خداوند نسبت دروغ می‌دهند، پیامبر خدا را تکذیب می‌کنند و خداوند نیز جایگاه آنان را در دوزخ قرار داده است.

وي با ذکر این مطلب که دسته دوم راست گویان هستند، تصریح کرد: خداوند پیامبر اکرم (ص) را رهبر راستگویان عالم و امیرالمومنین (ع) را در جایگاه بزرگترین بندگان خود قرار داده و بعد از آن کسانی را که پیامبر(ص) و امام علی(ع) را تصدیق کرده‌اند در اعداد برترین بندگان خود قرار داده است؛ جایگاه این افراد در قرآن در دنیا و آخرت تعریف شده است و از نعمات الهی در دنیا و آخرت بهره‌مند خواهند شد.

آيت‌الله علوي گرگاني در ادامه با ذکر این مطلب که خداوند تصدیق کنندگان نبوت و امامت را در دنیا و آخرت رستگار می‌کند،  تصریح کرد: در صحرای کربلا دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند؛ گروه راستگویان و دروغ گویان؛ عمر بن سعد بعد از نماز جماعت که خود امام آن بود، با فریاد الله اکبر به خیمه‌های امام حسین (ع) حمله کرد و به یارانش گفت: "نام من را به عنوان اولین حمله کننده به این خیمه ها در تاریخ ثبت کنید!"؛ به قول علامه بحرالعلوم، عمر بن سعد با فریاد الله اکبر که آمیخته با دروغ بود،  الله اکبر واقعی را به شهادت رساند.

آیت الله علوی گرگانی با بیان این که یاران امام حسین (ع) راستگوترین افراد تاریخ بودند که در حمایت از امامشان که ولی خدا بود تا آخرین قطره خون ایستادگی کردند، ادامه داد: امروز امام زمان (ع)  نیز از ما شیعیان چنین توقعی دارند؛ سعی کنید در جایی که به فعالیت مشغول هستید در خط امامت و ولایت قرار بگیرید و با تبعیت از ولایت فقیه، در نهایت رضایت امام زمان (ع) را جلب کنید.

وي گفت: همه عالم در محضر امام معصوم (ع) قرار دارد؛ رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام و علما نیز در خدمت امام زمان (ع) هستند و همه آحاد مردم باید در این مسیر حرکت کنند تا به جامعه مطلوب امام زمان (ع) برسیم.

اين مرجع تقليد با اشاره به این که اگر همه تلاش کنیم که باور به امامت را در وجود خود تعمیق ببخشیم به طور قطع از بسیاری از مفاسد در کشور جلوگیری خواهد شد، خاطر نشان کرد: اعتقاد راستین به امام زمان (ع) نه تنها جلوی مفاسد را می‌گیرد، بلکه باعث تعالی روح و جان جامعه خواهد شد.

ادامه نوشته

یادش بخیر

نقل ازیک دخترشهید:

من وبابام بهم یه قولی  داده بودیم..

من برای اینکه بابام به آرزوش برسه دعاکنم....

بابایی هم برام یه عروسک قشنگ درست کنه......

من دعاکردم....

پیکربابام ووقتی اوردن همراه ساکش یه عروسک  دست سازهم بود..........

یادهمه شهداصلوات

یادش بخیر

جرعه نگاه

ای صمیمی!!
 
ای صمیمی! . . . ای دوست
گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی
دیدنت . . . حتی از دور
آب بر آتش دل می پاشد
آنقدر تشنه ی دیدار تو ام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
دل من لک زده است
گرمی دست تو را محتاجم
و دل من . . . به نگاهی از دور
طفلکی می سازد
ای قدیمی! . . . ای خوب
تو مرا یادکنی . . . یا نکنی
من به یادت هستم
من صمیمانه به یادت هستم
آرزویم همه سرسبزی توست
دایم از خنده لبانت لبریز
دامنت پرگل باد


از خدا به انسان دل تنگ


پیامی از سوی خدا به بنده های دلشکسته:

می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود.همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شودکه حتی یادت می رود من آنجایم.دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیزنباش!

هنوز من هستم.هنوز خدایت همان خداست!هنوز روحت از جنس من است!اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.نگران شکستن دلت نباش!می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.و جنسش عوض نمی شود ...و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ...و تو مرا داری ...برای

همیشه!چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...چون هر گاه تنها شدی،تازه مرا یافته ای ...چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تورا شنیده ام!درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...می خواهم شاد باشی ...این را من می خواهم ...تو هم می توانی این را خواهی.

خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش!دستان مهربانم قلبت را می فشارد.شب ها که خوابت نمی برد فکر میکنی تنهایی ؟اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!فقط کافیست خوب گوش بسپاری!!و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند

منبع:سما

دلم.....

 

دلم برای خودم سخت تنگ است!

نمیدانم آن من آرام و لبریز از زیستن در کجای این دنیا گم شده است دلم برای خودم سخت تنگ است!

منی که دردآشنایش تنها خدا بود و مجوز تمام کرده هایش فقط خدا آی دل عاصی من!

برگرد ، به همان معصومیت و پاکی روز آمدنت

برگرد برگرد که آغوش خدا امن ترین ماواست

برای تو برگرد پیشانی بر خاک بگذار که تنها خدا چشم به راه بازگشتت است

برگردکه از بی خودم بودن خسته ام

از بی خدایی به داد آمده ام

یک بار هم که شده دلت برای دل خودت بسوزد دلم!

برگرد حتی اگر روی بازگشتن نداری حتی اگر زانوانت میلرزند حتی با چشمانی خیس از اشک...

برگرد که فرصتی نمانده است

گاهی باید تغییر را پذیرفت!!!

گاهی باید تغییر را پذیرفت و وقتی می گویی باید یعنی حق انتخابی نداری!!!

ومن پذیرفتم...اگرچه تلخ ...اگرچه سخت...ولی پذیرفتم.

گویا تمام سلولهای وجودم مقاومت میکنندو این منم که در اوج اطمینانی صوری آنهارا به

آرامش دعوت می کنم

افسار زندگی ام را دادم به دست ندای درونم و می دانم که در کار او ضریب اشتباه صفراست

اگراینگونه نبود که کودک درونم اینچنین قهقهه سر نمی داد ویا ریه هایم چنین اکسیژن را

نمی بلعیدند....

قطب نمای درونم هم اکنون به سمت تغییر جهت گرفته می دانم اگرغیر این بروم به

نا آرامی محکوم خواهم شد.

دارم مقدمات این تغییر را فراهم می کنم واقرار می کنم که هیچ وقت اینچنین مشتاق تغییر

نبودم.

وفانوس امیدی که از بهار به بعد شعله ورتر شد مسیر این تغییر را هموارتر کرد!!!!!!

می روم این بار با قدم هایی از جنس آمیزه ای از عشق وشهامت...خدایا کمکم کن..

چرا مادرمان را دوست داریم؟

 
چون ما را با درد بدنيامي آورد وبلافاصله با لبخند مي پذيرند

چون شيرشيشه را قبل از اينكه توي حلق ما بريزند ، پشت دستشان مي ريزند

چون وقتي توي اتاق پي پي ميكنيم رياد با ما بداخلاقي نمي كنندو وقتي بعدها توي تشكمان جي جي مي كنيم آبروي ما را نمي برندو وقتي بعدها به زندگي شان  تركمون مي زنيم فقط مي گويند: خب جوونه ديگه، پيش مياد!

چون وقتي تب مي كنيم، آن ها هم عرق مي ريزند

چون وقتي توي ميهماني خجالت مي كشيم و توي گوششان مي گوييم سيب مي خوام، با صداي بلند مي گويند منيرخانوم بي زحمت يه سيب به اين بچه بدهيد و ما را عصباني مي كند و وقتي پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر كتك مي زند، با پدر دعوا مي كنند.

چون وقتي در قابلمه غذا را برمي دارند، يك بخاري بلند ميشود كه آدم دلش مي خواهد غذارا با قابلمه اش بخورد.

چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتدكه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پاي ما زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم

چون وسط سريال هاي ملودرام گريه ميكنند

چون بعد از گرفتن هديه روز مادر، تمام فكرو ذكرش اين است كه مبادا فروشندگان بي انصاف سرطفل معصومش راكلاه گذاشته باشند

چون شبهاي امتحان و كنكور پابه پاي ما كمی ميخوابد اما كسي نيست كه برايش قهوه بياورد و ميوه پوست بكندبه خاطر اينكه موقع سربازي رفتن ما،گريه مي كند و نذر مي كندو پوتين هايمان را در هر مرخصي واكس مي زند

چون وقتي شب عروسي ما داماد ازش خداحافظي ميكند با چشماني پر از اشك سفارشمان را ميكندما را به داماد ميسپارد

چون وقتي كه موقع مريضيش يك ليوان آب به دستش مي دهيم يك طوري تشكر مي كندكه واقعا باور مي كنيم شاخ قول شكانده ايم

چون موقع مطالعه عينك مي زندو پنج دقيقۀبعد در حاليكه عينكش به چشمش است ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟

چون هيچوقت يادشان نميرود كه از كدام غذابدمان مي آيد و عاشق كدام غذاييم ،حتي وقتيكه روي تخت بيمارستانند و قرار است ناهاررا با هم بخوريم

چون همانجا هم تمام فكر و ذكرشان اين است كه واي بچم خسته شد بس که مريض داري كردو

چون  هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش رو براي هزارمين بار می شكنيم،چند روز بعدهمه رواز دلش ميريزه بيرون وخودش روگول ميزنه كه :*بخشش از بزرگانه *

چون مادرند

دلنوشته آدم

فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت؟
زمین خاك

آن چیست بر گردن نهادی؟
امانت است

منبع:سما آسمانی

ادامه نوشته

راه رفتن، دویدن و پرواز


وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز ، دویدن که آموختی پرواز را.

راه رفتن بیاموز زیرا راه هایی که می روی جزئی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

دویدن بیاموز چون هرچیز را که بخواهی دور است و هرقدر که زود باشی دیر.

پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی ، برای اینکه به اندازه ی فاصله ی زمین تا آسمان گسترده شوی.

من راه رفتن را از سنگ آموختم و دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.

بادها از رفتن چیزی به من نگفتند زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند.

پلنگان دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند.

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند زیرا آن چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند.

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود رفتن را می شناخت.

کرمی که در اشتیاق رفتن سوخته بود دویدن را می فهمید.

و درختی که پاهایش در گل بود از پرواز بسیار می دانست.

آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت

خدایا

 خدایا
آرامش عطا فرما تا آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم ودانشی که تفاوت این دو را بدانم
آمین


هميشــــــه بهتـــرين ها براي مـــن است
اگر تـو براي من نيستي
پس لابد بهتـــرين نبـــودی
شــــــك نكـــــن ...!
 
 
دیـــــــــــــروز:
ســآدگی زیباتـرین رنگــــــــــ دنیـآ بود..
امـــــــــــــــروز:
ســـــــــادگی بزرگــ ترین خــــطای آدمــــــــــهآست
 
 

آنجا که دیگر
احساس می کنی خاطره ای
نخواهی ساخت     خواهی مرد
زندگی چیزی ست
میان خاطراتی که ساخته ایم و
خاطراتی که خواهیم ساخت
ادامه نوشته

پاییزو دوست دارم

پاییزو دوست دارم به خاطر خش خش برگ های پیاده رو، به خاطر آسمون ابری و دلگیرش، به خاطر بارون نم نمش، به خاطر غروبای غمگینش، به خاطر زرد و سرخ و نارنجی بودنش، واسه مرغای مهاجرش، واسه ننوشتن خودکار توی هوای سردش،برای شبای طولانیش، برای شاخه های لخت درختاش،برای لطافتش، برای رقص باشکوه و موسیقی زیبای برگ های درخت هاش، برای آزاد شدن و پروانه شدنش ..
پاییزو دوست دارم برای اینکه ساعت ها برم زیر بارونشو با تموم وجود حس کنم در اوج احساس خلقتم، خدا را بپرستم و عاشقانه فریاد بزنم که دوسش دارم ...
پاییزو برای عاشق شدن و عاشقانه زندگی کردن دوست دارم ...
 
ادامه نوشته

گفتم . . . خدا گفت . . .


گفتم : چقدر احساس تنهایی می‌کنم …!
گفت : من که نزدیکم (بقره/۱۸۶)
 
گفتم : تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد به تو نزدیک شوم
گفت : هر صبح و عصر، پروردگارت را پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن ... (اعراف/۲۰۵)
 
گفتم : این هم توفیق می‌خواهد!
گفت : دوست ندارید خدا شما را ببخشد ؟! (نور/۲۲)
ادامه نوشته

اهمیت و ارج زندگی

" اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است ،
که تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی .....،
و آن جا « انسانیت » است."

دلنوشته

خدا ما را خیلی دوست دارد...

او هر بهار گل ها را برای ما می فرستد

او هر صبح طلوع خورشید را می سازد...

و هر وقت شما نیاز به حرف زدن داشتید او برای شنیدن آنجاست

او می تواند در هر جایی از جهان زندگی کند

اما او قلب تو را برای زندگی انتخاب کرده...


تلخ ترین خط پایان های زندگی

به جاي آنکه عاشقانه انتخاب کنيم و بعد عاقلانه زندگي کنيم عاقلانه انتخاب کنيم و عاشقانه زندگي کنيم...

تنها کسیکه وقتی شکمش را لگد می زنی ازشدت شوق می خندد مادر است.

دعــای خیـر مادر در کنج خانه سالمندان فرزنـد را شرمنده می کند.

وقتی زنده ای کلامی ندارند با تو ، امان از روزی که رفتی...
هر پنج شنبه یا جمعه ساعت ها با سنگ سرد قبرت صحبت می کنند گویا این مردمان با مرده ها راحت ترند تا زنده ها، گویا کلامشان را برای سنگ قبرت نگه می دارند

به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود
بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...


یکی از بزرگترین عیب آدما این است که عاشقانه ترین روابطشان را به خاطر حرف دیگران به گند میکشانند...


عظمت آدمای بزرگ از برخوردشون با آدمای كوچیك مشخص می شود....


بعضی دوستی ها مانند دوستی تام و جری می ماند از صبح تا شب تو سر هم می زنند
اما بدون هم نمی توانند زندگی کنند...


هیچگاه دلت رو به روزگار که دریایی از نا امیدیست نسپار
دلت رو به خدا بسپار که دریایی از امیدست.....


اگه آدم ناشکری هستی همین الان خدا رو برای داشته هات شکر کن...


حقیقت محض...


تو دنیای به این بزرگی..
فقط پدر مادر هستند که حاضراً مثل پاک کن، خودشون رو کوچیک کنند تا اشتباهات ما را پاک کنند...


روزی رفیق برای حفظ جان رفیقش خود را جلوی گلوله مینداخت..
و امروز رفیق، از رفیق خود سکویی میسازد که پا بر روی او گذارد و پیشرفت کند...


بنده های خوب خدا هم لایق احترام هستند حتی اگر در میان ما نباشند...


مهم نیست چه اندازه ای هستی
مهم اینه که واسه حقت بجنگی


مرحبا به غیرتت...

به دنبال خدا نگرد...

 
 خدا در بیابان های خالی از انسان نیست،
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست،
خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست،
خدا آن جا نیست،
به دنبالش نگرد.
خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست.
در قلبیست که برای تو می تپد.
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد.
خدا آن جاست.
خدا در خانه ای است که تنهایی در آن جا نیست،
در جمع عزیزترین هایت است.
خدا در دستی است که به یاری می گیری.
در قلبی است که شاد می کنی.
در لبخندی است که به لب می نشانی.
خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست،
لابلای کتاب های کهنه نیست،
این قدر نگرد.
گشتنت زمانیست که هدر می دهی.
زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد.
ادامه نوشته