نگهداری صحیح گل حسن یوسف در آپارتمان

نور:این گیاه آفتابدوست است و تابش خورشید باعث تغییر رنگ برگ‌ها و زیبایی گیاه می‌شود.

گرما:دمای بین ۲۵ الی ۳۵ درجه سانتیگراد مناسب است.

آبیاری:با توجه به موقعیت هر ۴ تا ۶ روز آبدهی شود.

رطوبت:رطوبت هوای ۵۰ تا ۷۰ درصد را می‌پسندد.

خاک: مخلوطی از خاک باغچه، خاکبرگ و ماسه، خاک مناسب رشد این گیاه است. خاک قلیایی احتیاج دارد.

هرس:برای این که فرم گیاه، بوته‌ای و زیبا شود، باید سرشاخه‌ها و گل‌ها را هنگام ظهور، پنسمان یا قطع کرد.

کود:کود مورد نیاز حسن یوسف را می‌توان به میزان ۳ گرم در لیتر، هر دو هفته یکبار، از فروردین تا مهرماه، مورد استفاده قرار داد.


نگهداری صحیح از گل حسن یوسف

توطئه، نفاق، خیانت، رهبری

رهبرا

سالهاست برای دیدنت آرزو دارم

آنچه که سالها تجربه کردم ایادی استکبار با استکبار ،همیشه در پس پرده ها ،آشکار ونهان دست به خباثت ها وتوطئه ومکاری ها برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی زده است خباثت هایشان در این سالهای اخیر

ازحاشیه ها بریده و سعی در در انفکاک جمهوریت با اسلامیت پرداخته اند واز همه مهمتر در دست چینی خیانت هایشان ، حلقه ی اتهام را به عاشوراییان ورهبری معطوف داشتند تا شاید مردم را از رهبری جدا وحجمه های بنیان عدم پیشرفت واختلافات کوچک وبزرگ را بر دوش عاشوراییان وبخصوص رهبری اعلام نمایند،

آنان افکاری پلید دارند ودر لابلای پلید بودنشان هیچگاه فکر مثبت ندارند ودر نتیجه ،ازاعتقاد قلبی ما به رهبری وعاشوراییان بی خبرند وآنها نمی دانند عاشورا ومکتب عاشورا وعشق به ولایت در دل وجان ما زنده وبا هیچ صیقل وگلوله ای ،ذره ای جا بجا نخواهد شد.

آنان از ترسشان ، کوروش رو بزرگ ومکتبش را می ستایند ودر ترویج آن عبایی ندارند در حالی که شکوه وشوکت کوروش را به آبا واجداد خود وایادی خود حساب می نمایند.

ولی آنچه که هست ما غیراز ظلم وسرکوب وقتل عام از این مستکبران خائن به وطن عزیزمان ،جمهوری اسلامی ایران ندیدیم.

رهبرا نامت برای همیشه ی تاریخ در پیرو ولایت زنده هست وخواهدبودوما در پای جان در قلمرو ولایتت ، گوش به فرمانت هستیم واز اینکه رهبری چون تو داریم خدایمان را شاکریم وبه این شاکر بودنمان نیز افتخار داریم.

ای رهبرم وای برترین فرداز همه ابعادهای شخصیتی درجهان کنونی ،ترا دوستت دارم ومی ستایمت.

ملاک های اصلی ازدواج که باید آنها را جدی گرفت

ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک "آدم خوب" پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است ولی در ادامه به بررسی ملاکهای اصلی ازدواج که حتما باید مورد توجه قرار بگیرد، می پردازیم:

جذابیت
برای یک ازدواج موفق دو طرف باید در خصوصیاتی ۷۰ ،۸۰ درصد اشتراک داشته باشند و برای مدیریت این ۲۰ تا ۳۰درصد اختلاف نظر یا خصوصیاتی که کاملا مدنظر دیگری نیست که حتی در بهترین انتخاب ها هم وجود دارد (همچنین ناملایمات غیرقابل گریز زندگی پیچیده امروزی)، لازم است زوج ها ضمن داشتن مهارت های ارتباط موثر از روش های مناسب حل مساله هم استفاده کنند اما الزامات برای شروع یک زندگی مشترک چه باید باشد؟ در درجه اول برای دو فردی که می خواهند زیر یک سقف بروند جذابیت مهم است. اینکه از هم خوششان بیاید. گاهی اصلا مشخص نیست دو نفر چطور جذب هم می شوند و از چه چیز هم خوششان می آید! البته جنبه های جنسی حتما در آن دخیل هستند.

برخی اوقات هم جنبه های رفتاری و اخلاقی باعث جذب آدم ها به هم می شود اما این موضوع بیشتر به سلیقه های شخصی افراد بر می گردد. البته ۸۰،۷۰ درصد خصوصیاتی که برای شما مهم است حتما باید وجود داشته باشد تا احساس خوبی داشته باشید از اینکه این فرد در کنار شما راه می رود، صبح که از خواب بیدار می شوید چهره او را می بینید و ...

خصوصیت های شخصیتی
نباید به دیگران برچسب باشخصیت یا بی شخصیت بزنیم. اتفاقی که متاسفانه در جامعه بسیار رایج است؛ مثلا یک نفر بر اساس خصوصیت های شخصیتی اش می تواند بازاریاب خوبی شود یا فردی ممکن است معلم یا هنرپیشه موفقی شود. در واقع رگه های شخصیتی (نه اختلال شخصیتی) کارکرد خودشان را دارند. بسیار مهم است کسی که یک عمر قرار است با او زیر یک سقف زندگی کنید به لحاظ شخصیتی چه خصوصیاتی دارد. حتما باید به خصوصیات شخصیتی طرف مقابلتان فکر کنید. تشخیص اختلالات شخصیتی به عهده متخصصین امر است اما رگه های شخصیتی را با تعاملات روزمره هم می توان تا حدودی شناخت.

هر فردی رگه های شخصیتی متفاوتی دارد؛ مثلا ممکن است فردی بسیار دقیق باشد و از ماه ها قبل برای همه اقداماتش از جمله یک سفر برنامه ریزی کند و در شغل خود هم بسیار منظم و موفق باشد؛ اما همین فرد نمی تواند با خانمی که عاشق اتفاقات و گردش های بدون برنامه و پیش بینی نشده است به تعامل برسد. این دو نمی توانند توقعات هم را برآورده کنند اما هر یک از این دو نفر می تواند با فرد دیگری زندگی سازگار و دلچسبی داشته باشد. پس تناسب خصوصیت های شخصیتی و نه الزاما یکسان بودن رگه های شخصیتی، بسیار مهم است.

ادامه نوشته

پاک سازی آگاهی

۱هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرف‌ترین آرزویتان برای امروز چیست.


۲.انتخاب کنید که امروز می‌خواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دست‌یابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!


۳با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.


۴با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکی‌ست که در آغوش گرفته‌اید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط‌ آور به او بدهید.


۵همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های خود را به قدرتی بزرگ‌تر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویش‌های خود را بنویسید و در کیسه‌ی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.


۶امروز، زندگی‌اتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همه‌ی آنچه را نمی‌توانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.


۷برای هر کار خوبی که به انجام می‌رسانید و هر فکر خوبی که دارید، از خودتان قدردانی کنید. در طول روز آن قدر خوبی‌هایتان را تشخیص دهید که از شدت این قدرشناسی صادقانه، از موفقیت‌هایتان سرخ شوید.


۸واقعاً کفش‌های قدیمی و کهنه‌ی خود را به کسی بدهید یا در زباله‌دانی بیندازید. همه جا را مرتب کنید و هرچه را دیگر نمی‌خواهید و استفاده نمی‌کنید، ببخشید یا دور بیندازید.


۹شما بعنوان یک انسان بالغ و پراحساس، از نظر جسمانی، عاطفی و معنوی مسئول خود هستید. ببینید خودِ نابالغ شما در کدام زمینه‌های زندگی‌تان اختیاردار است. حالا از آن شیوه‌ی رفتار دست بکشید و اجازه دهید خودِ بزرگسال شما اختیار را در دست بگیرد.


۱۰به اشتباه خود اعتراف کنید. فروتنی، کلید واقعی خوشبختی‌ست. هر گونه تکبر یا هر پافشاری و لجاجت برای «برحق» یا «موجه» بودن را که هم اکنون آرامش شما را به هم می‌ریزد، کشف کنید.


۱۱وقتی احساس می‌کنید حوصله‌ی شما سررفته یا گیر افتاده‌اید، خطر کنید. کاری پیش‌بینی نشده و متفاوت با رفتار متعارف خود انجام دهید.


۱۲هرچه سریع‌تر خشم‌ها، رنجش‌ها و کینه‌ها را رها کنید. آنها را نزد خودتان اعتراف کنید و سپس این آزردگی‌ها را به نیروی الهی درون واگذارید.


۱۳با گوش دادن به نیازهای بدن و دادن محبت و توجه و استراحتی که بدنتان شایسته‌ی آن است، به جسم خود احترام بگذارید. هفته‌ای یک روز از کار با تلفن، ایمیل و پیام کوتاه مرخصی بگیرید تا به خودروی مقدستان سوخت برسانید و آن را پر کنید.


۱۴یادتان باشد که شما شایسته‌ی بیشتر از اینها هستید

این کارها و رفتارها شخصیت تان را لو می دهند

از همان لحظه ای که دو نفر یکدیگر را ملاقات می کنند، در حال سنجش یکدیگر هستند و به دنبال نشانه هایی از شخصیت فرد مقابل، مانند صداقت، هوش و نوع دوستی می گردند.

 
فرقی ندارد این ملاقات از نوع یک قرار ملاقات معمولی یا یک مصاحبه کاری باشد؛ چیزهای کوچکی در آن اهمیت می یابند، از محکم دست دادن گرفته تا تعداد دفعاتی که گوشی تلفن خود را چک می کنید.

چه چیزهای واقعا کوچکی  وجود دارند که چیزهای زیادی در مورد روانشناسی و شخصیت یک فرد به ما می گویند ؟ برخی از مهم ترین رفتارهایی که مردم با استفاده از آنها در مورد شخصیت شما قضاوت می کنند را یافتیم که به این شرح هستند:

دست دادن شما

 مردم بر اساس شیوه دست دادن آنها در موردشان قضاوت می کنند.
 
معمولا دست دادن به شکل قوی و محکم ، نشان دهنده شخصیت قوی و با اعتماد به نفس است، در حالی که دست دادن ضعیف و سست، معمولا عدم اعتماد به نفس فرد را نشان داده و تقریبا همیشه از مشخصه های افرادی است که به دنبال راهی آسان برای انجام کارها هستند.

تحقیقات مختلف نیز این موضوع را تایید کرده اند که دست دادن شما، می تواند نشان دهنده ی ابعاد خاصی از شخصیت شما باشد. یکی از تحقیقات گفته افرادی که به شیوه قوی و محکم دست می دهند، به احتمال بیشتری برون گرا هستند و احساسات خود را به راحتی بروز می دهند و با احتمال کمتری خجالتی و عصبی هستند.

 وقت شناسی شما

آیا در رسیدن به یک قرار ملاقات خیلی مهم دیر کرده اید؟ شخصی که منتظر شماست احتمالا یک تصور منفی از شخصیت شما پیدا می کند.

 یک فرد فعال، سر ساعت در قرار حاضر می شود، زیرا او خودانگیخته و از لحاظ ذهنی سازمان یافته بوده و برای زمان ارزش قائل است. فردی که مدام کارهایش به تعویق می افتد، برای رسیدن به هر جایی مدام در حال عجله کردن در آخرین ساعات است.

بر اساس یافته های علمی، افرادی که به طور مزمن در کارهایشان تاخیر دارند، لزوما افراد بی ملاحظه ای نیستند – آنها احتمالا افرادی خونسرد هستند.

 دست خط شما

چه در حال نوشتن یک لیست از کارهایتان هستید چه یک نامه عاشقانه، دست خط شما چیزهای زیادی در مورد شما می گوید.
 
  افرادی که فشار زیادی به خودکار و کاغذ وارد می کنند تا چیزی را بنویسند، معمولا نگرشهایی سرسختانه دارند. آنها اعتماد به نفس زیادی دارند.

خظ شناس حرفه ای، کتی مک نایت، می گوید  نوشتن حروف بزرگ نشان دهنده آن است که شما مردم گرا هستید، در حالی که نوشتن حروف کوچک نشان می دهد شما درونگرا هستید. حروفی که به سمت راست گرایش دارند، می توانند به آن معنی باشند که شما فردی با رفتار دوستانه و عاطفی هستید،  اگر اصلا مورب نمی نویسید ، عمل گرا هستید، و حروفی که به سمت چپ مورب شده اند، نشان می دهند شما خویشتن نگر هستید.

رنگ مورد علاقه شما

اگر رنگ مورد علاقه شما قرمز باشد، شما به انجام حرکات ورزشی علاقه دارید. اگر رنگ مورد علاقه شما زرد است، شما به نظم منطقی نیاز دارید و به فردگرایی ارزش می دهید.
 
روانشناس صنعتی، برناردو تیرادو، کمی این موضوع را بیشتر شکافته است. او در مقاله ای در نشریه "روانشناسی امروز" نوشته که دوستداران رنگ قرمز، افرادی سخت کوش و مصمم هستند، در حالی که دوستداران رنگ زرد، از یادگیری لذت می برند و به راحتی شاد می شوند.

 ذائقه شما در زمینه موسیقی

براساس تحقیقی که در سال 2003 در این مورد انجام شده بود، نشان می داد با توجه به نوع موسیقی که افراد مختلف گوش می دهند، در مورد آنها قضاوت می شود.
 
 در تحقیق مذکور محققان دریافتند افرادی که به موسیقی های "منعکس کننده و پیچیده " گوش می دهند، می خواهند تجربیات جدیدی داشته باشند و از لحاظ سیاسی لیبرال هستند. افرادی که به اجراهای "شاد و معمولی" گوش می دهند، به احتمال بیشتری برون گرا و دوستدار ورزش هستند.
 
 ارتباط چشمی شما

مونجه می گوید دست دادن سست و شل، و عدم ثبات در ارتباط چشمی "نشان دهنده عدم کنترل خود بوده و فرد برای حرکت به هدایت و تحریک شدن از سوی دیگران نیاز دارد و اراده اش ضعیف است".
 
آدریان فارنهام، دارای مدرک دکترای تخصصی روانشناسی نظر دیگری دارد. او در نشریه "روانشناسی امروز" می نویسد افراد برون گرا تمایل دارند به دفعات بیشتر و برای مدت طولانی تری به طرف مقابل خود در حین مکالمه نگاه کنند، تا افراد درون گرا. و به طور کلی، افرادی که به طرف مقابل به تعداد دفعات بیشتر نگاه می کنند، افرادی با اعتماد بیشتر و از لحاظ اجتماعی غالب هستند.

 حیوان خانگی که انتخاب می کنید

مردم بر اساس حیوان خانگی شما در مورد شما نتیجه گیری می کنند. افرادی که گربه ها را دوست ندارند، مسائل را بهتر کنترل می کنند. در مورد ملاقات و دوستی با زنانی که سگ های بزرگ نگه داری می کنند، هشدار داده شده است که این زنان در روابط طولانی مدت جذاب نخواهند بود.
 
 در عین حال، یکی از تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان داد افرادی که سگ ها را ترجیح می دهند، اساسا پرانرژی تر و برون گرا تر هستند، در حالی که افرادی که گربه ها را ترجیح می دهند، تمایل دارند بیشتر درون گرا باشند و حساس تر هستند. همین تحقیق نشان داد  افرادی که گربه نگه می دارند، تمایل دارند آگاهی های بیشتری کسب کنند.

شیوه سوال پرسیدن شما

در یک مکالمه، حتی اگر فرد مقابل چیزی در مورد خودش نگوید، باز هم می توانید در مورد شخصیت او چیزهایی یاد بگیرید.

وقتی با شخصی برای اولین بار ملاقات می کنید ... ببینید چه مدت طول می کشد تا او نیز از شما سوالی بپرسد. نتیجه دقت به این امر برای شما شگفت آور خواهد بود. این مدت زمان نشان می دهد که او شخصی "دهنده" است یا "گیرنده". به این ترتیب می توانید میان "افرادی که شما را دوست دارند" و افرادی که "آنچه می توانید برایشان فراهم کنید را دوست دارند" ، تمایز قائل شوید.

 اینکه آیا ناخن هایتان را می جوید یا خیر
 
 تحقیقات مختلف نشان می دهند افرادی که ناخن می جوند – یا با موها و پوست خود بازی می کنند – تمایل به کمال گرایی دارند ، اما در رسیدن به آرامش کامل ناتوانند.

تو زندگی ات هدف داری؟

🔴چرا اشخاص هدف گذاری نمی کنند؟

⚜زندگی کردن بدون هدف شبیه رانندگی در مه غلیظ است. موتور اتومبیلتان هرقدر قوی و قدرتمند باشد، شما به آرامی رانندگی می کنید، مردد هستید و حتی روی جاده صاف حرکت به جلو اندک دارید. با تصمیم گیری درباره هدفهایتان، که بلافاصله از بین می رود و شما در موقعیتی قرار می گیرید که از توانمندیهای خود استفاده کنید.

❇️ داشتن هدفهای روشن و شفاف به شما امکان می دهد پابر پدال گاز زندگی خود بفشارید و شتابان در راستای تحقق بخشیدن به خواسته هایتان به حرکت درآیید.
‌اگر هدف جوی حالت خود به خود و اتوماتیک داشته باشد، چرا تنها شمار اندکی از مردم هدفهای روشن، مکتوب و قابل اندازه گیری دارند؟ این یکی از بزرگ ترین اسرار زندگی است. به اعتقاد اکثر روانشناسان مردم به چهار دلیل هدف گذاری نمی کنند.

⛔️  فکر می کنند هدف گذاری مهم نیست.

🔆نخست، اغلب اشخاص به اهمیت هدف گذاری واقف نیستند. اگر شما در خانه ای بزرگ شوید که کسی هدفی را دنبال نمی کند و یا با کسانی معاشرت کنید که درباره هدف هرگز بحث نمی شود و یا کسی برای آن بها و ارزشی قائل نیست، شما در شرایطی بزرگ می شوید و به بلوغ می رسید که نمی دانید هدف گذاری بیش از هر عامل دیگری در موفقیت زندگی شما سهم دارد.

⏹به اطراف خود نگاه کنید. چند نفر از افراد خانواده و یا دوستان شما به هدفهایشان معتقدند؟

⏫  راه آن را نمی دانند.

🔵علت دوم نداشتن هدف این است که اشخاص اصولا نمی دانند چگونه باید هدف گذاری کنند. از آن بدتر، خیلی ها فکر می کنند که دارای هدف هستند و حال آنکه آنها در نهایت چند میل و رؤیا دارند. مثلا می خواهند خوشبخت شوند، پول زیادی درآورند و یا زندگی خانوادگی خوبی داشته باشند.
اما اینها ابدا هدف نیستند.

📢اینها صرفا خیال و رؤیا هستند که همه آنها را دارند. اما هدف با آرزو و میل تفاوت دارد. هدف روشن، مکتوب و خاص است. می توان آن را به سادگی و سهولت به کسی توضیح داد. می توانید آن را اندازه بگیرید و می توانید بفهمید که آیا به این هدف رسیده یا نرسیده اید.

♦️کاملا امکان پذیر است که از یک دانشگاه برجسته مدرک تحصیلی بگیرید و با این حال حتی یک ساعت کسی درباره هدف برایتان حرف نزده باشد. انگار کسانی که محتوای درس مدارس و دانشگاهها را می نویسند به کلی از اهمیت هدف گذاری بی اطلاعند و نمی دانند برای دسترسی به موفقیتهای آتی تا چه اندازه به آن احتیاج است. و البته اگر قرار باشد قبل از رسیدن به بلوغ هیچ اطلاعی از نقش مهم هدف گذاری نداشته باشید، نمی دانید درهر کاری که می کنید این هدف گذاری چه سهم عمده ای ایفا می کند.

🌀  ترس از شکست خوردن دارند.

🌐علت سومی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از شکست است. شکست انسان را رنج می دهد. هم به لحاظ احساسی و هم مالی دردناک است. همه گهگاه شکست را تجربه کرده اند. هربار که شکست می خوریم با خودعهد می کنیم که دقیق تر باشیم و از شکست های آتی اجتناب کنیم. با این حال، اغلب مردم دچار اشتباه می شوند، هدفی در زندگی برای خود درنظر نمی گیرند و درنتیجه موفقیتی نصیب آنها نمی شود.

⏬  ترس از رد شدن دارند.

↘️چهارمین دلیلی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از رد شدن است. اشخاص می ترسند اگر هدفی را تعیین کنند و موفق نشوند، دیگران از آنها انتقاد می کنند و به باد تمسخر می گیرند. به همین دلیل است که باید به هنگام هدف گذاری آن را محرمانه تلقی کنید.

⚫️ با هیچ کسی درباره آن حرف نزنید. بگذارید دیگران موفقیتهای شما را ببینند، اما پیشاپیش به آنها حرفی نزنید. آنچه را که آنها از آن اطلاع ندارند، نمی تواند به شما آسیبی برساند.

زندگی بوی خوش نسترن است

زندگی بوی خوش نسترن است
بوی یاسی است که گل کرده به دیوار نگاهِ من و تو
زندگی خاطره است
زندگی خنده یک شاپرک است بر گل ناز
زندگی رقص دل انگیز خطوط لب توست
زندگی شیرین است
 
 
 
زندگی کوتاه است
نه غمش می‌ارزد
و نه شادی ماندن دارد …
بهترین راه برایت این است
که بخندی و بخندی و بخندی
به غمش …
به کَمش …
و به زیادیِ غمش…

مرغابی هستی یا عقاب ؟  

⚜وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است. اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده اید. اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید. خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید.

♻️هاروی مک کی می گوید: «روزی پس از خروج از هواپیما، در محوطه ای به انتظار تاکسی ایستاده بودم که ناگهان راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.»

📣سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: «لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.»

🔵بر روی کارت نوشته شده بود: «در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.»

🌀من چنان شگفت زده شدم که گفتم نکند هواپیما به جای نیویورک در کره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آنکه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت: «پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و فلاسک دیگری از قهوه مخصوص برای کسانیکه رژیم تغذیه دارند، هست.»

📣گفتم: «خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم».

🔊راننده پرسید: «در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه.»

🔔سپس با دادن یک بطری نوشابه، حرکت کرد و گفت: «اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.»

🔘آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: «این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم.»

✔️از او پرسیدم: «چند سال است که به این شیوه کار می کنید؟»

⏺پاسخ داد: « دو سال.»

🔻پرسیدم: «چند سال است که به این کار مشغولید؟»

🔺جواب داد: «هفت سال.»

🔲پرسیدم: «پنج سال اول را چگونه کار می کردی؟»

◾️گفت: «از همه چیز و همه کس،از اتوبوسها و تاکسی های زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم. روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد. مضمون حرفش این بود که مانند مرغابیها که مدام واک واک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید. پس از شنیدن آن گفتار رادیویی، به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند.

💭 سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم.»

◾️پرسیدم: « چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟»

🔁گفت: «سال اول، درآمدم دوبرابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید. نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاکسی در میان گذاشتم اما فقط دو نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند. بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند.»

🔍شرح حکایت
شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانیهای خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.

🖇دنیا مانند پژواک اعمال و خواسته های ماست.

🔓اگر به جهان بگویی: «سهم منو بده...»

📌دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: «سهم منو بده...» و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.

💈اما اگر به دنیا بگویی: «چه خدمتی برایتان انجام دهم؟»، دنیا هم به تو خواهد گفت: «چه خدمتی برایتان انجام دهم؟»

هرگاه ؛  دلت با دینت نباشد ،

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...

چه کسی می داند راز پیچیدن پیچک چیست؟

آمدم،نگرانم نباش....

به نام خدایی که همیشه می خندد

سلام.

دنیای من هر چه که باشد .

خاک هم دیگر برایم تقدسی ندارد.

من گم شده ام در هیاهوی این زندگی نا هموار و پست

چه کسی می داند راز پیچیدن پیچک چیست؟

ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﻭﺳﻌﺖ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻭ ﺗﻔﮑﺮﺍﺕ ﺍﻭ ﺳﺖ …

ﻫﺮ ﭼﻪ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﺭﻭﺷﻦ ﺗﺮﯼ …

ﻭ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻭ ﮐﯿﻨﻪ ﻭﻧﻔﺮﺕ ﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺎﺷﯽ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺗﺮﯼ …

ﻫﯿﭻ ﻧﻘﺎﺏ ﻭ ﭘﻮﺷﺸﯽ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﯾﺎﺭﺍﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﻧﯿﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ …

ﻭ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﮐﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ !!!..

آموزگار سر کلاس گفت

آموزگار سر کلاس گفت:
 
"کشتی مسافران را بر عرشه داشت؛در حال گردش و سیاحت بودند.قصد تفریح داشتند.
 
امّا، همه چیز همیشه بر وفق مراد آدمی نیست!کشتی با حادثه روبرو شدو نزدیک به غرق شدن
 
و به زیر آب فرو رفتن!روی عرشه زن و شوهری بودند .هراسان به سوی قایق نجات دویدند
 
امّا وقتی رسیدند،فهمیدند که فقط برای یک نفر دیگر جا مانده است!در آن لحظه، مرد همسرش را 
 
پشت سر گذاشت و خودش به درون قایق نجات پرید.و  زن، بر عرشۀ کشتی باقی ماند!
کشتی در حال فرو رفتن بودزن، در حالی که سعی می‌کرد،در میان غرّش امواج دریا،
 
صدای خود را به گوش همسرش برساند،فریاد زد و کلامی بر زبان راند."
 
آموزگار دم فرو بست و دیگر هیچ نگفت.از شاگردان پرسید:
 
به نظر شما زن چه گفت؟؟؟
 
هر کسی چیزی گفتبیشتر دانش‌آموزان حدس زدند که زن گفت:
 
"بیزارم از توچقدر کور بودم و تو را نمی‌شناختم!"آموزگار خشنود نگشت.
 
متوجّه شد یکی از پسرها در تمام این مدّت ساکت بوده و هیچ سخن نمی‌گوید!
 
از او خواست که جواب گوید و اگر مطلبی به ذهنش میرسد بیان کند.پسر اندکی خاموش ماند و سپس گفت:
 
"خانم معلّم!
 
من فکر می کنم که زن فریاد زده :مراقب فرزندمان باش!"
 
آموزگار در شگفت ماند و پرسید:"مگر تو قبلاً این داستان را شنیده بودی؟ "
 
پسر سرش را تکان داد و گفت:
 
"خیر؛ امّا مادر من هم قبل از آن که به خاطر بیماری ترکمان کند؛
 
به پدرم همین را گفت."آموزگار با ندایی حزین گفت:
 
"آری!  ,  پاسخ تو درست است."
 
بعد، ادامه داد:
کشتی به زیر آب فرو رفت.مرد به خانه رسید و دخترشان را به تنهایی بزرگ کرد و پرورش داد.
 
سال‌ها گذشت.مرد به همسرش پیوست!روزی دخترشان،
 
هنگامی که به مرتّب کردن اوراق و آنچه که از پدرش باقی مانده مشغول بود،
 
دفتر خاطرات پدر را یافت!دریافت که قبل از آن که پدر و مادرش به مسافرت دریایی بروند،
 
معلوم شده بود که مادرش به بیماری بی‌درمانی دچار شده بود که با وجود آن زندگیش چندان به درازا نمی‌کشید!
 
پس در آن لحظه ی حسّاس،در حقیقتپدر از تنها فرصت زنده ماندن برای پرورش دخترشان سود جُسته بود!
 
پدر در دفتر خاطراتش نوشته بود:«چقدر مشتاق بودم که با تو در اعماق اقیانوس مقرّ گیرم،
 
امّا به خاطر دخترمان،گذاشتم که تو به تنهایی به ژرفنای آبهای دریا بروی.»"
 
داستان خاتمه یافت.کلاس در خاموشی فرو رفت.
 
آموزگار می‌دانست که دانش‌آموزانش درس اخلاقی این داستان را دریافته بودند؛درس مربوط به خیر و شرّ،
 
خوبی و بدی، در این جهان را.در ورای هر کاری،هر فریادی،هر سخنی،
 
پیچیدگی‎‌بسیاری وجود داردکه درک آنها گاهی مشکل است.
 
 
به همین علّت است که هرگز نباید سطحی بیاندیشیم و دیگران را بدون
آن که ابتدا آنها را درک کرده باشیم،محلّ داوری خود قرار دهیم.
 
کسی که مایل است صورت حساب را پرداخت کند،بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد،
 
بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج می‌نهد.کسانی که در محلّ کار،
 
ابتکار عمل را به دست می‌گیرند،نه بدان علّت است که احمقندبلکه چون مفهوم مسئولیت را نیک می‌دانند!
کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،زبان به پوزش باز می‌کنندو از در اعتذار وارد می‌شوند،
 
نه بدان علّت است که خود را مدیون می‌دانند؛بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود می‌دانند.
 
کسانی که برایتان متنی را می‌فرستند،نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
 
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند!یک روز، همۀ ما از یکدیگر جدا خواهیم شد!
 
دلمان برای گفتگوهای خویش دربارۀ همه چیز و هیچ چیز تنگ خواهد شد!
 
رویا هایمان را به یاد خواهیم آورد.روزها و ماه‌ها و سالها از پی هم خواهد گذشت
 
تا بدانجا که دیگر هیچ تماسی برقرار نخواهد بود.
 
یک روز فرزندان ما نگاهی به  عکس‌های ما خواهند افکند و خواهند پرسید:
 
"اینها چه کسانند؟"و ما با اشکی پنهان،در چشم لبخندی خواهیم زد
 
زیرا سخنی بس مؤثّر قلب ما را متأثّر می‌ کند؛ پس خواهیم گفت:
 
"اینها همان کسانند
 
که من بهترین روزهای زندگی‌ام را باآنها گذرانده‌ام."
 

ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ

ﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽ
ﻣﺎﻧﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ...
ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ ....
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ
ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ....
ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ !

       اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ

                                              بسـمـ الله الرحمن الرحیم
   اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ 

   مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ 

  إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾ لاَ إِكْرَاهَ

فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ  لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿256﴾ اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ  كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

درهای بسته

 یوسف مى دانست تمام درها بسته هستند اما به خاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید

و تمام درهای بسته برایش باز شد …

“اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند ، به طرف درهای بسته بدو چون خدای تو و یوسف یکیست



 

تقدیم به منجی بشریت

سلام خوش آمدید

توجه- توجه- توجه

هرکس در موقع اذان به موسیقی و ترانه گوش دهد نمی تواند هنگام مرگ شهادتین بگوید . واگر منتشر نکنی بدان که گناهانت مانع این کارت شده اند . بفرست و بگذار غیر از تو توبه کند.

موفقیت یعنی...

موفقیت یعنی از مخروبه های شکست،کاخ پیروزیساختن.
موفقیت یعنی از ناممکن ها،ممکن ساختن.
موفقیت یعنی همیشه جانب حق را نگاه داشتن.
موفقیت یعنی با آرامش زیستن.
موفقیت یعنی ناکامی ها را جدی نگرفتن.
موفقیت یعنی از تجارب انسان های موفق درس گرفتن.
موفقیت یعنی اشتباه را پذیرفتن و تکرار نکردن آن.
موفقیت یعنی با شرایط مختلف خود را وفق دادن.
موفقیت یعنی تکیه گاه بودن برای دیگران.
موفقیت یعنی قدردان بودن.
موفقیت یعنی خسته نشدن از مبارزه با دشواری ها.
موفقیت یعنی خندیدن به آنچه دیگران مشکلش می پندارند.
موفقیت یعنی توانایی دوست داشتن.
موفقیت یعنی عاشق زندگی بودن.
موفقیت یعنی صبور بودن.
موفقیت یعنی حفظ خونسردی در شرایط دشوار
.

باران

غصه می سوزد مرا ، باران ببار
کوچه می خواند تو را ، باران ببار
ابرها را دانه دانه جمع کن
بر زمین دامن گشا ، باران ببار
خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است
آسمان را کن رها ، باران ببار
باغبان از کوچه باغان رفته است
ابر را جاری نما ، باران ببار
موج میخواهد بیابان سکوت
با خوِد دریا بیا ، باران ببار
تا بیاید آن بهار سبز سبز
تازه تر باید هوا ، باران ببار
سینه ام آشوب و دل خونابه است
غصه می سوزد مرا ، باران ببار

سعی کن

             سعی کن آنچه را که دوست داری بدست آوری، و گر نه مجبور می شوی
                           آنچه را بدست می آوری دوست داشته باشی.

دقیق بخوانید

کدام ویژگی افراد خلاق را دارید

جهان ما را یا اتفاقات ساخته، یا افراد خلاق؛ و یا همراهی این دو.
به گزارش روزگارنو، برای سازندگان دنیای ما ویژگی هایی بر شمرده اند که برخی از آنها را مرور می کنیم:
 ۱-کنج کاوی در مورد چیزهایی که درک نمی کنند پرس و جو  می نمایند. افراد خلاق چیزها را آن گونه که به نظر می رسد نمی پذیرند؛ آنها به طور طبیعی کنجکاو هستند و به طور مداوم در حال تحقیق درباره چیزهایی هستند که درک نمی کنند. همچنین، آنها اشیا را در ساختاری کلان تر مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار می دهند.
 ۲ -شورش: آنان به قواعد موجود پشت پا می زنند؛ زیرا به آنچه که ثابت و جا افتاده است اعتقادی ندارند. آنان اصول خود را می آفرینند.
 ۳ -شور و شوق: فرد خلاق علاقمند به در افتادن با مسائل دشوار است. او اهل کار بیهوده نیست؛ بلکه به دنبال رسیدن به یک موفقیت است.
 ۴ -بلندپروازی : خلاقیت، صاحبش را به تاثیر گذاری بر بر محیطش تشویق می کند.
۵ -انعطاف پذیری :در افراد خلاق توانایی پیدا کردن راه حل ها و روش های جدید برای یک مشکل وجود دارد؛ و این امر به لطف توانایی آنان برای انطباق با هر موقعیت جدید است.
 ۶ – توجیه: اکثریت افراد خلاق تمایل خود به دروغ را انکار می کنند؛ زیرا درک آنها از خودشان متفاوت از دیگران است.
 ۷ – بی ثباتی روانی : خلق و خوی افراد خلاق ثابت نیست و این امر آنان را دچار دردسرها و درگیری هایی در زمینه های اجتماعی می کند. آنان به سرعت اشتباهات دیگران را کشف و نسبت به آنان احساسات منفی پیدا می کنند. من سعی کردم بسیاری از مطالعات ارتباط خلاقیت، اختلالات روانی ، اما آنها در آن موفق نیست.
۸ – گذشت: افراد خلاق، در صورت ضرورت،  از تغییر استراتژی، تاکتیک یا حتی پروژه های خود نمی ترسند.

دل مــن عیب مکن


خوب رویــــان جفا پیشه وفــا نیـــــز کنند     به کسان درد فرستنـــد و دوا نیـــــز کننـــد

پادشاهان ملاحت چــــو بــه نخجیـــر روند      صـید را پای ببنـدنـــــد و رهـا نـــیز کننـــد 
                       
نظری کن بــه مــن خسته که اربـاب کـرم      به ضعیفان نــــــظر از بــهر خدا نیــز کننــد

عاشقان را ز بــر خویــش مــران تــــا باتــو      سر و زر هر دو فشانـنــــد و دعا نیـز کننـد 

گر کند میل به خوبــان دل مــن عیب مکن      کاین گناهیست کـه در شهر شما نیز کنند

بوسه ای زان دهن تنــگ بـده یا بـــفروش      کاین متاعیست که بخشنـد و بها نیـز کنند 

تو ختایی بچه ای از تـــو خطا نیست عجب     کان که از اهل صوابنـــــد خطا نـــیــــز کنند

گر رود نام من انــدر دهنت باکــــی نیست     پادشاهان بــــه غلط یـــــاد گـــدا نیـز کنند 

سعدیا گر نکنــــد یـــاد تو آن مــــاه مرنـج       ما کـه باشیــــم کـــه اندیشه ما نیـز کنند

 سعـــــــدی

مناجات

خدایا

گرفتار آن دردم که تو دوای آنی

در آرزوی آن سوزم که تو سرانجام آنی

بنده آن ثنایم که تو سزای آنی

من در تو چه دانم.تو دانی.تو آنی که خود گفتی

و چنان که گفتی آنی

در هجر تو کار بی نظام است مرا

شیرین همه تلخ و پخته خام است مرا

در عالم اگر هزار کام است مرا

بی نام تو سر به سر حرام است مرا 

                                                        کشف الاسرار

ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ !

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﭼﯿﮏ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﯿﺸﻪ ﺷﯿﺮﻡ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﺟﺪﺍﺵ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ... ﺷﮑﺴﺖ ... ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﻤﺶ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﻭ ﺑﺸﮑﻨﻪ … ﯾﮑﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ، ﺗﻮﺕ ﻓﺮﻧﮕﯽ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺗﻮﺕﻓﺮﻧﮕﯽ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺨﻮﺍﺑﻦ ﺍﻣﺎ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﻪﯼ ﺗﻮﺕ ﻓﺮﻧﮕﯿﺎﻡ ﻟﻪ ﺷﺪﻥ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺒﺮﻡ ﺗﻮ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺑﻢ! ﭼﻮﻥ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯿﺸﻪ… ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻌﺪﺵ ﯾﺎﺩﻣﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﻔﺖ ﺳﯿﻨﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻨﮓ ﺁﺏ ﺩﺭﺵ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﮐﻤﺪﻡ ﻗﺎﯾﻤﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﺮﺍﻏﺶ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﻩ ! ﺍﻭﻥﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ... ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﮐﻤﺪﻡ ﻗﺎﯾﻤﺶ ﮐﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﻩ… ﻣﺪﺕﻫﺎ ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﺍﯾﯿﻢ ﯾﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻋﺮﻭﺳﮑﯽ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻓﺸﺎﺭﺵ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺳﺮﺵ ﮐﻨﺪﻩ ﺷﺪ ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﻨﻢ ﻭ ﻓﺸﺎﺭﺵ ﺑﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺳﺮﮐﻨﺪﻩ ﻣﯿﺸﻪ… ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﯼ ﻫﻢ ﮐﻼﺳﯿﺎﻡ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺸﺪ ﮐﻪ ﮐﯽ ﺍﻭﻧﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ! ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﻧﺸﻮﻥ ﺑﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﻣﻤﮑﻨﻪ ﺍﺯﻡ ﺑﺪﺯﺩﻧﺶ … ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮﺵ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺍﺯﻡ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺸﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻣﺜﻞﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯿﺎﻡ، ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺪﻣﺶ ! ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻤﺶ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﮕﺮﻓﺘﻤﺶ ﮐﻪ ﺑﯿﻔﺘﻪ ﺑﺸﮑﻨﻪ ﺗﻮ ﮐﻤﺪﻡ ﻗﺎﯾﻤﺶ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﺑﻐﻠﻢ ﻓﺸﺎﺭﺵ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺳﺮﺵ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﺸﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﻡ ﺑﺪﺯﺩﻧﺶ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﻧﺸﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺑﺮﻩ ... ﺍﻣﺎ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺮﺵ ﺑﺎ ﮐﺴﺎﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯼ ﮔﺮﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻨﻮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ .... ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ؛ ﻭﻟﯽ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻢ !..

سه چیز را هرگز در زندگی ات فراموش مکن

سه چیز را هرگز در زندگی ات فراموش مکن:
1.به همه نمیتوانی کمک کنی!
2.همه چیز را نمیتوانی عوض کنی!
3.همه تورا دوست نخواهند داشت...!

بدون شرح

امامت امام دوازدهم مبارک باد


نيكى‏ها و بديها

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيرا(7اسرا)
اگر نيكى و احسان كرديد به خود كرده‏ايد و اگر بدى و ستم كرديد باز به خود كرده‏ايد. و آن گاه كه وقت (انتقام ظلم) ديگر شما (كه كشتن يحيى و زكرياست يا عزم قتل عيسى) فرا رسيد (باز بندگانى قوى و جنگ آور را بر شما مسلط مى‏كنيم) تا اثر بيچارگى و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بيت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآيند و به هر چه رسند نابود سازند
اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود بدى كرده‏ايد" (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها).
اين يك سنت هميشگى است نيكى‏ها و بديها سرانجام به خود انسان باز مى‏گردد، هر ضربه‏اى كه انسان مى‏زند بر پيكر خويشتن زده است، و هر خدمتى به ديگرى مى‏كند در حقيقت به خود خدمت كرده است.

دعا برای گشایش  در گرفتاری ها

((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ
امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ
العامین))

ترجمه:
منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،
بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای
پروردگار جهانیان.

پیام شهداء

مانفسی که می کشیم اگه برای خدانباشدگناه است.

                                                                    عبدالحمیدحسنی

تعمت وعبرت

بدون شرح


 

زندگی

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
زندگی، فهم نفهمیدن هاستزندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
پرده از ساحت دل برگیریم
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
چای مادر، که مرا گرم نمود
نان خواهر، که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم. 

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریا می دوخت

و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است

كسي كه خالي وجودم را از خود پر مي كرد

و پري دلم را با وجود خود خالي

دلم برای کسی تنگ است

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

دلم برای کسی تنگ است

که بیاید

و به هر رفتنی پایان دهد

دلم برای کسی تنگ است

که هست

ولی نیست...

کسی ....

کسی که من هميشه دلم برايش تنگ می شود

....كسي كه دوستش دارم ....

تحقیقی از ريچارد وايزمن روانشناس دانشگاه هارتفورد شاير

چرا برخی مردم بی‌وقفه در زندگی شانس می‌آورند درحالی که سايرين هميشه بدشانس هستند؟ مطالعه برای بررسی چيزی که مردم آن را شانس می‌خوانند، ده سال قبل شروع شد. می‌خواستم بدانم چرا بخت و اقبال هميشه در خانه بعضی‌ها را می‌زند، اما سايرين از آن محروم می‌مانند. به عبارت ديگر چرا بعضی از مردم خوش‌شانس و عده ديگر بدشانس هستند؟

آگهی‌هايی در روزنامه‌های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می‌کردند خوش‌شانس يا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگيرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال‌های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی‌شان را زير نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمايش‌های من شرکت کنند.

نتايج نشان داد که هر چند اين افراد به کلی از اين موضوع غافلند، کليد خوش‌شانسی يا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است. برای مثال، فرصت‌های ظاهراً خوب در زندگی را در نظر بگيريد. افراد خوش‌شانس مرتباً با چنين فرصت‌هايی برخورد می‌کنند، در حالی که افراد بدشانس نه.

با ترتيب دادن يک آزمايش ساده سعی کردم بفهم آيا اين مساله ناشی از توانايی آنها در شناسايی چنين فرصت‌هايی است يا نه. به هر دو گروه افراد خوش شانس و بدشانس روزنامه‌ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگويند چند عکس در آن هست.

به طور مخفیانه يک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می‌گفت: اگر به سرپرست اين مطالعه بگوييد که اين آگهی را ديده‌ايد، 250 پوند پاداش خواهيد گرفت. اين آگهی نيمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسيار درشت چاپ شده بود. با اين که اين آگهی کاملا خيره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می‌کردند عمدتا آن را نديدند، در حالی که اغلب افراد خوش‌شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی‌تر از افراد خوش‌شانس هستند و اين فشار عصبی توانايی آنها در توجه به فرصت‌های غيرمنتظره را مختل می‌کند. در نتيجه، آنها فرصت‌های غيرمنتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست می‌دهند.

برای مثال وقتی به مهمانی می‌روند چنان غرق يافتن جفت بی‌نقصی هستند که فرصت‌های عالی برای يافتن دوستان خوب را از دست می‌دهند. آنها به قصد يافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می‌زنند و از ديدن ساير فرصت‌های شغلی باز می‌مانند. افراد خوش‌شانس آدم‌های راحت‌تر و بازتری هستند، در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می‌بينند.

تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدم‌های خوش‌اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد می‌کنند:

1.    آنها در ايجاد و يافتن فرصت‌های مناسب مهارت دارند.

2.    به قوه شهود گوش می‌سپارند و بر اساس آن تصميم‌های مثبت می‌گيرند.

3.    به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نيکی برای آنها رضايت بخش است.

4.    نگرش انعطاف‌پذير آنها، بدبياری را به خوش‌اقبالی بدل می‌کند.

در مراحل نهايی مطالعه، از خود پرسيدم آيا می‌توان از اين اصول برای خوش‌شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم يک ماه وقت خود را صرف انجام تمرين‌هايی کنند که برای ايجاد روحيه و رفتار يک آدم خوش‌شانس در آنها طراحی شده بود. اين تمرين‌ها به آنها کمک کرد فرصت‌های مناسب را دريابند، به قوه شهود تکيه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبياری انعطاف نشان دهند.

يک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشريح کردند. نتايج حيرت انگيز بود؛ 80 درصد آنها گفتند آدم‌های شادتری شده‌اند، از زندگی رضايت بيشتری دارند و شايد مهم‌تر از هر چيز خوش‌شانس‌تر هستند و بالاخره اين که من عامل شانس را کشف کردم.

چند نکته برای کسانی که می‌خواهند خوش‌اقبال شوند

 •         به غريزه باطنی خود گوش کنيد، چنين کاری اغلب نتيجه مثبت دارد.

•         با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شويد و عادات روزمره را بشکنيد.

•         هر روز چند دقيقه‌ای را صرف مرور حوادثمثبت زندگی کنيد.

آدمـ بودن

زحمتـ دارد…

 آدمـ بودنـ را میگویمـ !!

اینـ را میشود از مترسکـ ھا آموختـ…

تمامـ عمر می ایستند تا آدمـ حسابشانـ کنند…!!

خـداونـد از نـگاه ملاصـدرا



خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود

یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
 

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند

مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!


از سخنان ملاصدرای شیرازی

غضنفر

سلام
متاسفانه غضنفر: از القاب حضرت علی (ع) که فاعل لطیفه هایمان است و به افراد جاهل اطلاق می گردد.

جواد: یکی از اسماء امامان شیعه است که چند سالیست به افراد عقب افتاده گویند.

عبدالله: نام پیامبر صلح و مهربانیست که متاسفانه در اثر بی توجهی برای افراد نادان استفاده می کنیم.

نقی: پروژه جدیدست در جهان تکنولوژی جهت شکستن حرمت اسم و جایگاه امامت، امام معصوم که مصادیقش حاضر است.

منتظر المهدی(عج)

جوهره ی آفرینش

« جوهره ی آفرینش مفرد است. و این جوهره عشق نام دارد.

 عشق نیرویی است که ما را با یکدیگرمی پیوندد تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد و در مکان های متعدد جهان پراکنده شده است،

بار دیگر متراکم کند.

 عشق یگانه پل میان جهان نامرئی و جهان مرئی است که همه آدمیان آن را می شناسند.

 یگانه زبان موثر برای ترجمه ی درس هایی است که کیهان هر روز به آدمیان می آموزد. »

 پائولوکوئلیو

تست هوش

تستی که در زیر مشاهده می کنید، شاید در عین حال که ساده ترین، بلکه تعیین کننده ترین تست برای سنجش آی كیو باشد. برای انجام این تست باید پس از خواندن هر سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید و در نزد خودتان یادداشت کنید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی كیو شما را نشان میدهد.

1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2. اگر دكتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میكشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را كوك كردم كه 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم كنید و عدد 10 را به حاصل آن اضافه كنید چه عددی به دست می آید؟

5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6. اگر تنها یك كبریت داشته باشید و وارد یك اتاق سرد و تاریك شوید كه در آن یك بخاری نفتی یك چراغ نفتی و یك شمع باشد اول كدامیك را روشن میكنید؟

7. فردی خانه ای ساخته كه هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیك میشود این خرس چه رنگی است؟

8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به كشتی برد؟

10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده كنید و 7 مسافر جدید را سوار كنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار كنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ادامه نوشته

صبر و الصلاة

اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ 

منظور از الصبر و الصلاة در اين آيه چيست ؟

 از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»


امام علی علیه‌السلام در حدیث معروف به «حدیث نورانیت»، به سلمان و ابوذر می‌فرماید: در آیه مبارکه «وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ - از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»، مراد از صبر حضرت محمد صلوات الله علیه و آله است و مراد از نماز من هستم و می‌افزایند: «بدين خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آينه آن (نماز) بزرگ و سنگين است و نفرمود هر آينه آن دو بزرگ و سنگين می‌باشند زيرا هر آينه ولايت حملش جز بر خاشعان بزرگ و سنگين است. و خاشعان همان شيعيان روشن بين و اهل بصيرت می‌باشند».

گریه کردن برای امام حسین(ع) چه ثوابی دارد؟

بوی محرم که می‌آید به قول مشفق کاشانی «در سر، هوای شادی و گفت و شنید نیست» و از آن رو نمی‌شود از هر نغمه‌ای لذت برد. موسیقیدانان ایرانی طی سال‌های اخیر آلبوم‌هایی با محتوای «موسیقی عاشورایی» تولید کرده‌اند و هر کدام به نحوی ارادت خود را به سالار شهیدان بیان کردند.

 در این ایام همه جا سخن از امام حسین(ع) و یاران با وفای آن حضرت است و هر انسان آزاده‌ای آن واقعه تلخ را در ذهن خود تصور می‌کند از شدت غم و اندوه حتما "اشک" از چشمانش جاری می‌شود.

براساس روایات و احادیث معصومین(ع) اجر و مزد گریه برای آن حضرت بسیار عظیم و بزرگ است و خداوند خود ضامن آن می‌باشد.

پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: "شهادت حسین علیه‏‌السلام آتشی در دل مؤمنان درانداخته است که هرگز سرد نخواهد شد۱".

امام سجّاد(ع) نیز درباره فضیلت اشک بر امام حسین(ع) فرمودند: "هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین علیه‏‌السلام گریان شود به طوری که اشک بر گونه‏‌هایش سرازیر گردد، خداوند به سبب آن، او را در غرفه‏‌های بهشتی جای دهد که روزگاران درازی را در آنها به سر برد۲".

همچنین حضرت ثامن الحجج امام رضا(ع) در این باره می‌فرمایند: "بر کسی چون حسین باید که گریندگان بگریند؛ زیرا که گریستن بر او گناهان بزرگ را می‏‌زداید. حضرت سپس فرمود: چون ماه محرّم می‏‌رسید کسی پدرم علیه‏‌السلام را خندان نمی‏‌دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آن که ۱۰ روز می‏‌گذشت. روز دهم روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می‏‌فرمود: این روزی است که حسین علیه‏‌السلام در آن کشته شد۳".

منابع روایات:

۱- مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸.

۲- ثواب‌الأعمال: ۱۰۸ / ۱ منتخب میزان‌الحکمهٔ: ۳۸

۳- وسائل الشیعه: ۱۰ / ۳۹۴ / ۸ منتخب میزان‌الحکمهٔ: ۳۸۲

به پاس یادمان شهدای کربلا

 
ما رژيم صهيونيستى را يك رژيم نامشروع و حرام‌زاده ميدانيم

یوم الله 13 آبان ماه گرامی باد

سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛
لبخند فریب‌گرانه دشمن نباید کسی را دچار خطا کند/ ملت متکی به قدرت درونی از اخم و تحریم دشمن متلاطم نمی‌شود/ دولت و کنگره امریکا تحت تسلط سرمایه‌داران و کمپانی‌های رژیم نامشروع صهیونیستی هستند (۱۳۹۲/۰۸/۱۲ - ۱۱:۲۲)
يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است
2/7/1388

بدون شرح

افسران - پوستر/نظر امام(ره) در مورد مرگ بر آمریکا

داشتن دخترنعمت است

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:

«چه خوب فرزندانی هستند دخترانِ با حجاب. هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار می‌دهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت می‌سازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه‌ای استحبابی از او بر می‌دارد.»

2ـ رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: دختران، دلسوز و مددکار و بابرکت هستند.

3ـ پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:

هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده‌اش ببرد، مانند کسی است که صدقه‌ای را برای گروهی نیازمند می‌برد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند؛ چرا که هر کس دخترکی (از فرزندان خود) را شاد کند، گویا برده‌ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگرید، خداوند او را وارد بهشت‌های پرنعمت می‌سازد.

4ـ شخصی فرزندی در راه داشت؛ نامه‌ای به امام هادی علیه السّلام نوشت: من فرزندی در راه دارم. از خدا بخواه که پسری روزی‌ام کند. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت:

«چه بسا دختری که از پسری بهتر باشد» [و برای او دختری زاده شد.]

 

 

منبع: خانه خوبان، ش ۴۲، ص۵۷.

 

سلام بر آل ياسين

سلام بر آل ياسين، سلام بر مهدي امتها و جامع تمام کلمات وحي الهي.
سلام بر آنکه شمشير برکشيده و ماه تابان و نور درخشان است.
سلام بر آفتاب شب ظلماني جهان و قرص ماه ايمان.
سلام بر بهار مردمان و نشاط آفرين روزگار.

«شب هجرانت اي دلبر، شب يلداست پنداري رخت نوروز و ديدار تو، عيد ماست پنداري »
 
اي بهار دلها و اميدبخش انسانها و سرور و شادي روزها، اي خورشيد ظلمتها و ماه تمام نماي جمال خدا. اي حقيقت عشق و مظهر پرستش، اي شکوفه طه و غنچه شکفته زهرا، عليهاالسلام. اي سرو خوش قد و رعنا، اي چهره ات چون آفتاب، روشن و دلربا، اي در رهت، جانها فدا و نشان غمت، اشکها. اي عصاره زمان و زيباييها، اي هماره با ما و ناپيدا، اي سوخته در فراغت عاشق و شيدا، اي مونس و همدم اوليا، اي خمار نگاهت راز هستي ها، اي طاووس خوش خرام بهشت اعلي، اي شراب عشقت، نوش جانها، اي خزينه علم و نهايت حلم، اي مسکن برکت و معدن حکمت، اي تمام محبت، اي گرد و غبار مقدمت توتياي چشم ما، اي شمع جهان افروز، بيا! اي شاهد عالم سوز بيا! اي کعبه اميد عيان شو. اي درخشش هستي بتاب! اي خورشيد جان و جهان جلوه گر شو!، اي فروغ فضليت بتاب! اي راز عظيم تجلي چهره بنماي، اي پاکترين خونها نثار عشقت، به پا خيز! اي دشت و دمن در انتظارت با دم عيسايي ات، زنده گردان! اي کشتي نجات، رهايي بخش و اي مرهم سينه ها درمان کن.
 
اي عصمت بي کران فرياد کن! اي فريادرس بيدار کن! اي صاحب شمشير بران آغاز کن! اي ساحل پيروزي ظاهر شو! اي مشعل علم و عقل نور باران کن! اي قبله عشق آشکار شو! اي يوسف جمال، رخ از مشتاقان دريغ مدار! اي حامي قرآن و نداي عترت، بيا! اي رهبر و دلبر و دلبند، مهدي بيا! بيا و منتظران تشنه را درياب و عاشقان بي قرارت را آرامش جان باش.
 
مهديا! مي خواهيم به قله کوه انسانيت برسيم، دستمان را بگير، مگر نه اينکه تو باقي مانده جود خدا و از تبار حسين و دودمان کريماني و احسان و دستگيري توست.
 
ما به افق تابناک فروغ ازلي خيره مي شويم و به اميد آمدن روزهاي شادي و لحظه هاي نوراني، خود را از مهر تو سرمست مي سازيم و دست طلب و ادب به دامان تو در مي آويزيم و به تولاي تو چنگ مي زنيم. ما همچو گدايان سر راهت مي نشينيم تا با طلعت رشيده خويش، بر زمين و زمان عطر ولايت بپاشي و ما در فضاي عطرآگين کرامت تو، جان تازه بگيريم و نماز شکر را به امامت تو برپا کنيم و در برابر رب کعبه خاضع شويم و ويراني ظلم و آزادي انسان را جشن بگيريم و سرود حمد را با آهنگ عشق دمساز کنيم و بدين گونه نشان خواهيم داد که پيرو خط سرخ شهادتيم و تو مظهر قهاريت و جباريت خدايي و انتقامخواه خون حسين و رهروان عاشورايي. پس بر کافران بتاز و با آنان بستيز و ارکان ستم را ويران ساز و وعده الهي را تحقق بخش که فرمود:
 
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين.
اراده کرديم بر آنان که در روي زمين ضعيف شمرده شدند، منت گذاريم و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
 
مژده حسيني

شهیدی که دست و پاهایش را بسته ىودند

بااین سه مرد دنیا می لرزد