توجه- توجه- توجه
هرکس در موقع اذان به موسیقی و ترانه گوش دهد نمی تواند هنگام مرگ شهادتین بگوید . واگر منتشر نکنی بدان که گناهانت مانع این کارت شده اند . بفرست و بگذار غیر از تو توبه کند.
هرکس در موقع اذان به موسیقی و ترانه گوش دهد نمی تواند هنگام مرگ شهادتین بگوید . واگر منتشر نکنی بدان که گناهانت مانع این کارت شده اند . بفرست و بگذار غیر از تو توبه کند.
سلام
متاسفانه غضنفر: از القاب حضرت علی (ع) که فاعل لطیفه هایمان است و به افراد جاهل اطلاق می گردد.
جواد: یکی از اسماء امامان شیعه است که چند سالیست به افراد عقب افتاده گویند.
عبدالله: نام پیامبر صلح و مهربانیست که متاسفانه در اثر بی توجهی برای افراد نادان استفاده می کنیم.
نقی: پروژه جدیدست در جهان تکنولوژی جهت شکستن حرمت اسم و جایگاه امامت، امام معصوم که مصادیقش حاضر است.
منتظر المهدی(عج)
اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ
منظور از الصبر و الصلاة در اين آيه چيست ؟
از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»
امام علی علیهالسلام در حدیث معروف به «حدیث نورانیت»، به سلمان و ابوذر میفرماید: در آیه مبارکه «وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ - از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»، مراد از صبر حضرت محمد صلوات الله علیه و آله است و مراد از نماز من هستم و میافزایند: «بدين خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آينه آن (نماز) بزرگ و سنگين است و نفرمود هر آينه آن دو بزرگ و سنگين میباشند زيرا هر آينه ولايت حملش جز بر خاشعان بزرگ و سنگين است. و خاشعان همان شيعيان روشن بين و اهل بصيرت میباشند».
پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله میفرمایند:
«چه خوب فرزندانی هستند دخترانِ با حجاب. هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار میدهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت میسازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقهای استحبابی از او بر میدارد.»
2ـ رسول خدا صلّی الله علیه و آله میفرمایند: دختران، دلسوز و مددکار و بابرکت هستند.
3ـ پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله میفرمایند:
هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانوادهاش ببرد، مانند کسی است که صدقهای را برای گروهی نیازمند میبرد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند؛ چرا که هر کس دخترکی (از فرزندان خود) را شاد کند، گویا بردهای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگرید، خداوند او را وارد بهشتهای پرنعمت میسازد.
4ـ شخصی فرزندی در راه داشت؛ نامهای به امام هادی علیه السّلام نوشت: من فرزندی در راه دارم. از خدا بخواه که پسری روزیام کند. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت:
«چه بسا دختری که از پسری بهتر باشد» [و برای او دختری زاده شد.]
منبع: خانه خوبان، ش ۴۲، ص۵۷.

از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام سؤال شد که: سالمترین شهرها و بهترین مکانها هنگام نازل شدن فتنه و آشکار شدن شمشیرها کجاست؟
ایشان در پاسخ فرمودند:
سالمترین مکانها در آن روز زمین جَبَل است. زمانی که خراسان مضطرب شود، بین مردم گرگان و طبرستان جنگ رخ دهد و سجستان خراب شود، پس سالمترین مکان در آن روز شهر قم است.۱
از امام صادق علیه السلام سؤال شد که: شهرهای جبل کجاست؟ برای ما نقل شده زمانی که حکومت به شما برگردد، قسمتی از آن از بین میرود.
حضرت فرمودند:
در آن جبل، مکانیست که به آن بحر گفته میشود و آن قسمت، قم نامیده میشود آنجا مرکز شیعیان است.۲
منبع:
1ـ بحارالانوار، ج۶۰، ص۲۱۷.
2ـ همان، ص۲۱۲.
حجاب از موضوعاتی است که به دلایلی متعدد، امروزه در نگاه جهانی و به طور خاص در جوامع اسلامی و دینی مورد توجه قرار گرفته، به طوری که حتی معتقدان به حقانیت دستور حجاب را به کاوش و تأملی نو و بیشتر وا میدارد. در برخی مجامع - حتی به اصطلاح- برخوردار از دموکراسی دیده میشود که با حجاب به عنوان یک نماد از طرز تفکر دینی-اسلامی برخورد صورت میگیرد با آنکه ضرری برای دیگران نداشته و تنها در ظاهر، محدودیتی را برای فرد محجبه فراهم میآورد. توجه جهانی به صورت نفی یا اثبات به مسئلهی حجاب حاکی از اهمیت این موضوع است.
در نگاه دینمدارانه که دستورهای دین را عامل رشد، بالندگی و کمال انسانیِ افراد بشر میداند، حجاب به عنوان یک دستور دینی غیر از ثمرات اجتماعی، دارای برکات فردی نیز میباشد و این حجابِ ظاهر در اعماق روح، جان و فکر افراد تأثیرگذار است. حال این موضوع مهم را بر محور نگاه متفکر بزرگ قرن حاضر (استاد شهید مرتضی مطهری) از دو جهت مورد بررسی قرار میدهیم.
بیعفتی، علت مشکل جهانی روابط خانوادگی

| |
|
از سوي ديگر، جريان رو به جلوي بيداري اسلامي نه تنها در كشورهاي اسلامي و عرب منطقه و آفريقا همچون تونس، ليبي، آذربايجان و ... در احياي سنتهاي اسلامي همچون عفاف و حجاب تأثيرات قابل توجهي داشته است، بلكه سبب توجه ديگر كشورها از جمله كشورهاي غربي به خصوص نخبگان علمي اين كشورها به سمت فرهنگ اسلامي از جمله حجاب و عفاف شده است.
اگر چه ماجراي روند گسترش حجاب از سالها قبل در غرب اتفاق افتاده است، لكن با توجه به بيداري اسلامي، افزايش پيشرفت كشورهاي اسلامي در مسائل مختلف علمي اجتماعي و ...، پيروزي حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه، افزايش اسلام هراسي، قوانين ضد اسلامي و ... گسترش فرهنگ عفاف حجاب از روند قابل توجهي برخوردار شده است كه در اين نوشتار به قسمتي از آن اشاره ميشود.
به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، بررسی حوادث فتنه انگیز سال 88 نشان می دهد که مهره های فعال این حادثه شوم چگونه با استفاده از فضای گرگ و میش آن دوران قصد سوء استفاده از احساسات و اعتقادات مردم را داشته اند. شرایط بعد از انتخابات ریاست جمهوری در کشور باعث شد تا حق و باطل درهم آمیخته شود و عده ای برای سیاه نمایی و وارونه نمودن حقیقت و تحت تاثیر قرار دادن افکارعمومی و افرادِ ساده دل سعی کنند تا با استفاده ابزاری از دین و مناسک دینی از احساسات آن ها به نفع خود استفاده کنند.
در این میان مردم مومن و متدین با آشکار شدن خیانت های این دسته از سران فتنه و مهره هایشان بریدندو آنان را طرد کردند . اما عده ای از رفقای گرمابه و گلستان آن ها همچنان اصرار دارند که از هر تلاشی برای اثبات دروغ های خود استفاده کنند.
دوست داشتن به دله، بی خیال ظاهر
بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه
گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت : سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :
سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.
قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ فرمود :
برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!
شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !
حکمت ۴۵۰ نهج البلاغه
امام صادق(ع) فرمود: سه گروه از زنها هستند که خداوند ایشان را عذاب نمىکند و با حضرت فاطمه علیه السّلام محشور مىگرداند؛ و به هر کدام ثواب هزار شهید و ثواب یک سال عبادت مىدهند، (اول) زنى که بر غیرت شوهرش صبر کند، و (دوم) زنى که بد خلقى شوهر را تحمّل نماید (و سوم) زنى که مهریه خود را به شوهر ببخشد.
منبع:دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب/ ترجمه سلگى - قم، چاپ: اول، 1376ش

چشمانت را ببند...
میترسم.میترسم چشمانت رو باز کنیو بی مروتی های مردمی که براشون از همه چیزت گذشتی رو ببینی...
میترسم بشنوی به کسی که لباس مادرت فاطمه را بر تن میکند می گند امل!
می ترسم چشت تو چش ما بچه حزب اللهی ها بیفته با نگات سرزنشمون کنی...
از خیلی چیزها میترسم....
حجاب مانند اولین خاكریز جبهه است كه دشمن برای تصرف سرزمینی حتماً باید اول آن را بگیرد (استاد مطهری)
کدام جنگ بود؟! که پیامبرمان امر کرده بود تحت هیچ شرایطی مواضع و سنگرهای خود را رها نکنیم
احد بود؟ نه؟!
کسی پایان جنگ را یادش هست؟ ...
كسي آندلس را يادش هست، اسلام تا آنسوي مرزهاي اروپا كشيده شد. اما با فريب واغفال جوانان مسلمان اسلام را در اروپا مهجور كردند و تنها چيزي كه باقي مانده بناهايي است كه در اسپانيا باقي مانده.
وحالا ما يادمان نرود كه چه خونهايي ريخته شد براي حفظ انقلاب اسلامي در اين كشور نكند تاريخ دوباره تكرار شود.....
می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.
همان دلهای بزرگی که جای من در آن است آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش! هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی! تو باید در هر زمان بهترین باشی.
نگران شکستن دلت نباش! میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند و جنسش عوض نمی شود … و میدانی که من شکست ناپذیر هستم … و تو مرا داری … برای همیشه! چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد … چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای …
چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم، صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!
درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم! دلم نمی خواهد غمت را ببینم … می خواهم شاد باشی … این را من می خواهم … تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا. من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم) و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود … نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد. شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟ نه من هم دل به دلت بیدارم! فقط کافیست خوب گوش بسپاری! و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!
پروردگارت … با عشق
صلوات برکات فراوانی را برای شخص بدنبال دارد که برکات صلوات را می توان به برکتهای دنیوی و اخروی تقسیم کرد.
در دنیا صلوات باعث برآورده شدن حاجت، ازدیاد مال، رفع فقر، بخشش گناهان، ادای قرض، خوشبو شدن، درمان فراموشی، رفع نفاق، نجات از سختی، تندرستی، خواب مقصود دیدن و درک امام قائم می شود.
برای اثبات برخی از موارد ذکر شده به کلام ائمه استناد می کنیم.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند «صلوات فرستادن، فقر ر ابرطرف می کند»
امام صادق علیه السلام می فرمایند: هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید:«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم » (خدایا بر محمد و آلش درود بفرست و به فرجشان سرعت بخش) نخواهد مرد تا آن که امام قائم از خاندان پیغمبر علیه السلام را درک و به ملاقاتش نایل آید.»
از دیگر برکات حائز اهمیت صلوات از بین رفتن گناهان است، چنانکه امام رضا به نقل از رسول خدا می فرمایند:«الصلاه علی و علی اهل بیتی تذهب بالنفاق» «صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد».
توبه حقیقی یعنی انصراف جدی و بازگشت واقعی از گناه به سوی صلاح و ارشاد؛ و بدیهی است که اگر انصراف، جدی و واقعی باشد و معلول مشاهده کیفر نقد و حاضر نباشد، البته خداوند متعال به رحمت واسعه خود آن را می پذیرد. توبه در دو موقف و دو موطن پذیرفته نمی شود: یکی در همین دنیا آنگاه که کیفر رسیده باشد، و در حقیقت حالتی که انسان در این وقت به خود می گیرد صورت توبه دارد ولی حقیقت توبه ندارد.
در سوره مبارکه مؤمن آیه 84 و 85 درباره بعضی از اقوام گذشته که دچار عقوبت الهی شدند می فرماید:
«فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِینَ «84» فَلَمْ یَكُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ «85»؛
"از جمله چیز هائی که در زمان رضاخان به تبع آتاترک انجام گرفت ، یکی اتحاد شکل بود و یکی کشف حجاب .
آن وقت این اتحاد شکل و این کشف حجاب را در بوق و سرنا ، بلند گوهای آنها چه تعریف هائی کردند .
،چه مداحی هائی کردند! از آخوند که مخالف با این مسائل بود چه تکذیب هائی کردند، چه شعر هائی گفتند!
شاید برخی از شعر هایش را شنیده باشید. چه شعر های هجوی می گفتند و گفتنی نیست . بعد دیدیم که
قضیه کشف حجاب قضیه ای نبود که این ها بخواهند برای خانم ها خدمت بکنند این ها می خواستند که این
طبقه و این قشر را هم با زور آزمائی و فشار نابود بکنند.{صحیفه نور ج.6 ص.182)
حجاب براى زن، به معناى ذلت نيست؛ بلكه به معناى عصمت و حفظ زن است و نه فقط عصمت و حفظ زن، بلكه عصمت و حفاظت زن و مرد هر دوست. حجاب به معناى چادر نيست؛ اما چادر در نزد ما ايرانىها كه زنهاى ما از قديم داشتند، بهترين نوع حجاب است؛ بدون چادر هم حجاب ممكن است. حجاب به معناى پوشيدن سالم [است]؛ نه پوشيدنى كه از نپوشيدن بدتر است. به تعبيرروايات، پوشيده عريان كه در عين پوشيدگى، مثل انسان برهنه و عريان است. آن پوشيدن، به درد نمىخورد؛ حجاب نيست؛ پوشيدن سالم كه سر و مو و گردن و بدن و تمام سر تا پاى بدن زن را پوشانده باشد؛ البته صورت و دو دست را بسيارى فقها مستثنا مىدانند؛ البته در مواردى كه صورت بدون آرايش و ساده باشد؛ اين هم معناى حجاب.
امام صادق علیه السلام میفرمایند:
1ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آلعمران/173) پناه نمیبرد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.»
2ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء/87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات میبخشیم.»
3ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» (غافر/44) پناه نمیبرد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»
4ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیباییهای دنیاست چگونه به ذکر «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/39) پناه نمیبرد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمتهای دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمتها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود میدانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»
منبع: بحارالانوار، ج90، ص184 و 185، به نقل از کتاب خصال شیخ صدوق
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: روزى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مشغول پختن غذا بود، من نیز در تمیز کردن مقدارى عدس به او کمک مىکردم.
در همین حال پیامبر اسلام(صلّى الله علیه و آله) وارد منزل شد؛ و پس از آن که فاطمه زهرا(س) را کنار اجاق آتش مشغول پختن غذا دید؛ و نیز مرا در حال کمک به او مشاهده کرد، فرمود:
اى ابوالحسن! سخنم را گوش کن؛ و توجّه داشته باش که من سخنى نمىگویم مگر آن که خداوند مرا به آن دستور داده باشد.
سپس افزود: هر مردى که همسرش را در اداره امور منزل، یارى و کمک نماید، به تعداد هر موئى که در بدن دارد، ثواب یکسال عبادت نماز و روزه برایش ثبت مىگردد؛ و همچنین خداوند ثواب صابرین را به او عطا مىنماید.
و هرکس همسر و عیال خود را در کارهاى مربوط به منزل کمک و مساعدت نماید و بر او منّت نگذارد، خداوند نام او را در لیست شهداء و صدّیقین ثبت مىنماید و....
در شناختن و شناساندن این بانو، که مادر عصمت و آینه عفاف است باید دست به دامن روایات و آیات قرآنی شد که اینها زبان گویا و شیوای مقام و شان والای آن حضرت هستند.
در شان فاطمه(س) آیات بسیاری نازل شده و روایات نیز همچون دریایی مواج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است که در این مطلب به برخی از این روایات و احادیث اشاره می شود.
ارزش شناخت حضرت فاطمه (س)
امام صادق (ع) می فرماید: ˈهر کس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.
آثار محبت به فاطمه(س)
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
ˈهر کس فاطمه(س) دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است.
ابویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی، این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.
به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.
برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان.
از میان صدوبیست و چهار هزار پیامبر، فقط چهار تن از آن ها عرب بوده اند.
به گزارش دیساپ به نقل از خبرانلاین به نقل از کتاب بحار الانوار، جلد 74، حدیثی از رسول خدا آمده است که: حضرت محمد مصطفی( سلام خدا بر او باد) به ابوذر غفاری فرمودند: «از میان پیامبران چهار تن، عرب بودند: هود،صالح، شیث و پیامبر تو محمّد»
همچنین در جلد 70 بحار الانوار درباره آخرین پیامبری که وارد بهشت می شود، امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «آخرین پیامبری که وارد بهشت میشود؛ سلیمان بن داود علیه السلام است و این به دلیل مال و ثروت و سلطنتی است که در دنیا به او داده شد»
چرا باید زن به هنگام نماز و ایستادن در مقابل کسی که او را آفریده و از او محرمتر وجود ندارد حجاب داشته باشد؟
مشکل کار اینجاست که نوع ما مسلمانان نه به اهمیّت، جایگاه و نقش نماز پی بردهایم و نه حجاب. معمولاً هر دو را فقط به صورت یک تکلیف انجام میدهیم، تازه اگر عادت نشده باشد. چرا که هم نماز ممکن است عادت شده باشد و هم حجاب. از این رو شاهدیم که گاه تکلیف به نظرمان شاقّ میرسد. لذا برخی با کراهت انجام میدهند، برخی با اهمال انجام میدهند، برخی حتی خودشان نیز برای آن چه انجام میدهند ارزشی قائل نیستند تا انتظار داشته باشند خداوند منّان ارزشی قائل شود.
نماز:
اگر چه نماز یومیّه یک تکلیف است، اما لابد حکمت، آثار و تبعات خود را دارد که از سوی حکیم تکلیف شده است و از آنجا که خداوند متعال غنی محض است و نیازی ندارد، معلوم میشود که انسان برای رشد، تکامل و قرب الیالله به این نماز نیازمند است. لذا فرمود: نماز ستون دین است و فرمود: نماز معراج مؤمن است و فرمود: نماز از فحشا و منکر باز میدارد، نماز گفتگو و راز و نیاز بنده با پروردگار خویش است و … .
1.مصیبت شهادت حضرت فاطمه (س) برای اهل بیت (ع) بسیار سنگین بوده و هست .
امام علی (ع) هنگام دفن حضرت فاطمه (س) خطاب به پیامبر (ص) فرمودند : «وأما حزنی فسرمد و أما لیلی فمسهّد» پس از این اندوهم ابدی است و شبم ، با بیداری خواهد گذشت .
نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282
توجه کنید که اغراق در کلام امام راه ندارد ؛ پس معلوم می شود حضرت بعد از این قضیه هیچ شبی نخوابیده است .
اما علت چیست ؟ علت گفتنی نیست ! «ستنبئک ابنتک بتظافر أمتک علی هضمها» به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امتت در ستم کردن به وی اجتماع کرده بودند
نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282
2.امام صادق (ع) می فرمایند : خداوند شیعیان ما را رحمت کند ... در ایام حزن و اندوه ما اندوهگین اند و در ایام شادی ما مسرور اند .
همچنین فرمودند : ناراحتی ما آنان را اندوهگین ساخته و شادمانی ما آنان را شادمان می سازد .
امالی طوسی/229
3.در ایام نوروز امسال ، امام زمان (عج) در عزای مادر بزرگوارشان فاطمه زهراء (س) اند . آیا صحیح است که ما شیعیان بجای آنکه با اماممان هم ناله شویم ، به شادی بپردازیم ؟ براستی امام زمان (عج) از ما چه انتظاری دارند ؟ آیا صحیح است که شعیان در نوروز لباس مشکی از تن بیرون کنند ؟ و آیا صحیح است هفت سین پهن کنند ؟ و با این کار بر غم های مولایشان بیافزایند ؟
امروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان مانند قبل بساطش را پهن کرده بود؛فریب میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو شان از قبل بیشتر شده بودوجمعیت گرداگردش هم بیشتر.توی بساطش همه چیزبود غرور،حرص،دروغوخیانت،جاه طلبی با رنگ لعاب بیشتر حتی فریب خورده ها و ورشکسته ها هم دوباره گول می خوردند: هر کس چیزی میخرید و در ازایش چیزی میداد. آنهایی که درخریدقبلی تکه ای ازقلبشان را داده بودند حال تکه ای ازروحشان رامی دادند.وآنهایی که روحشان را قبلا ناقص کرده بودن حال به ایمان فروشی مشغول بودند.وآنها که ایمان خود را از دست داده بودندآزادیشان را به حراج گذاشته بودند .آنهاکه حتی آزادی نداشتند در ازای چیزی که از شیطان می خریدند برای اوشاگردی می کردند و ور دست او به فروشندگی مشغول بودن تعداد شیطانک ها زیاد شده بود.شیطان همچنان میخندید و دهانش بوی گند جهنم میداد. حالم را به هم میزد. دلم میخواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.چون من توبه کرده بودم وهنوزاین زشتی را می توانستم ببینم و درک کنم.باز هم ذهنم را خواند ولی این بارنتوانست مرا گول بزند و قلبم را برای خودش نگهدارد. چون همینکه خواستم با عبادتی که در بساطش بودخودم رابه خدا نزدیک کنم یادم آمد که باید برای عبادت نیتی پاک داشت باشم وفقط به او اعتماد کنم لذا از خیر عبادت در بساط شیطان گذشتم .ناگهان دیدم خنده اش تبدیل به عصبانیت شد علتش را جویا شدم که خودش گفت : کسی که توکل بر خدا داشته باشد را نمی توانم فریب دهم. وکسانی دیگرهم بودند که خنده او رابه گریه تبدیل می کردند. پی نوشت:امام صادق علیه السلام فرمودند:ابلیس گفت:پنچ چیز است که نیرنگ من در آن بی اثر است ، ولی در غیر این پنچ مورد ، انسانها در چنگال من هستند.
1- کسی که از روی نیت پاک به خدا تکیه کند و در همه امور به او توکل نماید.
2- کسی که در شبانه روز تسبیح بسیار بگوید.
3- کسی که آنچه را که برای خود می پسندد برای مومن دیگری نیز بپسندد.
4- کسی که در گرفتاری بی تابی نکند.
5- کسی که به آنچه خداوند برای او مقدر نموده راضی باشد و برای رزق و روزی غصه نخورد
ما همه آفتاب گردانیم. اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی؛ دیگر آفتاب گردان نیست.
آفتاب گردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد .
اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت .
آفتابگردان به من گفت: "وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد" .
آفتابگردان هیچ چیز را با خورشید اشتباه نمی گیرد؛ اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد .
آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد .
او همه زندگی اش را وقف نور می کند، در نور به دنیا می آید و در نور می میرد. نور می خورد و نور می زاید .
دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب، آفتابگردان می میرد؛ بدون خدا انسان. "
آفتابگردان گفت: "روز که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی، دیگر" تویی" نمی ماند. و گفت من فاصله هایم را با نور پر می کنم،
تو فاصله ها را چطور پر می کنی؟ "
آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفتگوی من و آفتابگردان نا تمام ماند. زیرا که او در آفتاب غرق شده بود.
جلو رفتم بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی کردم، داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت: "نام آفتابگردان همه را یاد آفتاب می اندازد، نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟"
پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) در روایتی میفرماید: «کسی که به مؤمنی نگاهی اندازد تا او را بترساند، خداوند متعال وی را در روزی که سایه و پناهگاهی جز او نیست، در ترس و وحشت اندازد؛ مَنْ نَظَرَ إِلى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِیُخِیفَهُ بِهَا، أَخَافَهُ اللَّهُ- عَزَّوَجَلَّ- یَوْمَ لَاظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ».[۱]
ترساندن مؤمن، در نزد خدای متعال گناه بزرگی محسوب میشود و موجب میشود تا خداوند هم در روز قیامت هراس بزرگی در دل او ایجاد نماید. گاهی اوقات یک بوق نابهجا، یک سخن نسنجیده و یک نگاه خاص و یا حتی یک شوخی نا به جا، هراسی در دل مؤمن ایجاد میکند که جز عذر خواهی و پوزش طلبلی از وی، چیز دیگری نمیتواند جبران کنندهی خشم خداوند باشد.
به راستی چقدر تفاوت است میان رفتار و منش ما و آنچه که اولیای صالح خداوند بودند؟
سفیان ثوری میگوید روزی خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم که دیدم رنگ چهرهی مبارک آن حضرت تغییر کرده است. از آن حضرت پرسیدم که چرا رنگ از چهرهی مبارکتان پریده. آن حضرت فرمود: «من اهل خانه را نهی کرده بودم که به پشت بام بروند. روزی داخل خانه شدم و دیدم که یکی از خانمهای خدمتکار که مربی فرزندم بود، فرزند کوچکم را در آغوش گرفته و از نردبان بالا میرود! وقتی آن کنیز مرا دید ـ از ترس ـ به خود لرزید، دست و پای خود را گم کرد و در این حال فرزندم به زمین افتاد و مرد.
رنگ چهرهی من به خاطر مرگ فرزندم تغییر نکرده، بلکه رنگ چهرهام بدان جهت تغییر کرده که در دل آن کنیز ترس و وحشت انداختم.فَمَا تَغَیَّرَ لَوْنِی لِمَوْتِ الصَّبِیِّ- وَ إِنَّمَا تَغَیَّرَ لَوْنِی لِمَا أَدْخَلْتُ عَلَیْهَا مِنَ الرُّعْبِ
آن حضرت در برابر این حادثه به کنیز فرمودند: تو را در راه خدا آزاد کردم و به خاطر مرگ فرزندم هیچ ایرادی و سرزنشی نسبت به تو ندارم. أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَیْکِ مَرَّتَیْنِ.[۲]
توجه: اگر ترساندن مؤمن به خاطر مصلحت مهمتری باشد، اشکالی ندارد. به عنوان مثال گاهی اوقات لازم است که مربّی، دانش آموز خود را بترساند تا از تنبلی و یا رفتار بد خود دست بردارد. فقط باید دقت کند که در این امر زیاده روی ننماید. همانند جایی که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) با گرمای آهن گداخته، برادرشان عقیل را به هراس انداختند، تا فکر دست اندازی به بیت المال را از سر خود بیرون نماید.
پی نوشت ها:
[۱] . الکافی، جلد۴، صفحهی۱۰۷.
[۲] . مناقب ابن شهر آشوب، جلد۴، صفحهی۲۷۵ ـ بحارالآنوار، جلد۴۷، صفحهی۲۴.
سرخوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمری است پشیمان ز پشیمانی خویشم
از شوق شکرخند لبش جان نسپردم
شرمنده جانان ز گرانجانی خویشم
بشکستهتر از خویش ندیدم به همه عمر
افسردهدل از خویشم و زندانی خویشم
هرچند امین بسته دنیا نیم اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم
من موجم و سرگرم پریشانی خویشم
حیران سواد خط پیشانی خویشم
با آنکه بهار است و هوا مشکفشان است
در دام هوس ماندم و زندانی خویشم
بگذار که با جوهر اشکم بنویسم
ای نفس! در این دایره قربانی خویشم
در ساحل آرام رضا از سر تسلیم
من خانه به دوش دل طوفانی خویشم
تا سر بگذارم به غبار قدم دوست
بیتابتر از دیده بارانی خویشم
من ذره ناچیزم و در چشمه خورشید
حیرتزده از آینهگردانی خویشم
گر قسمت من بخت غزالی نشد، اما
دلخوش به همین شور غزلخوانی خویشم
تا بر سر مکن سایه این چتر بهشتی است
آسودهدل از بیسر و سامانی خویشم
پایان غزل مصرع زیبای امین است
دلبسته یاران خراسانی خویشم
به گزارش پارس ناز به نقل از ندای انقلاب، حسین اردکانی، دکترای علم فیزیک و از شاگردان پروفسور حسابی در گفت وگو با فارس گفت: هر آنچه در شارع مقدس وجود دارد دارای مبنای علمی است به طوری که در اعمال حج آمده است که جهت حرکت برای طواف به سمت چپ و خلاف جهت عقربه های ساعت باشد یا اینکه اکثر مراجع تقلید می گویند که بهتر است در ناحیه در خانه خدا تا مقام ابراهیم طواف انجام شود.
وی افزود: تمام اینها از نظر علم فیزیک قابل اثبات است. در نیمکره شمالی که خانه خدا واقع شده است وقتی هر ذره یا جسمی خلاف جهت عقربه های ساعت بچرخد ۵ نیرو به آن وارد می شود که جمع این نیروها و انرژی ها به سمت داخل است. در بحث طواف هم همین است، ذرات در اینجا انسان ها هستند و مجموع این نیروها نیز به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت می شود.
این فیزیکدان ادامه داد: اگر در طواف، چرخش به سمت راست انجام می شد در علم فیزیک آمده است که گریز از مرکز رخ می داد و طبق قانون فیزیک ذرات که در اینجا انسان ها هستند به سمت بیرون پرتاب می شدند و نیروی آنها به سمت مرکز که همان خانه خداست هدایت نمی شد. اردکانی گفت: حالا اگر خانه خدا در نیمکره جنوبی واقع می شد حتماً در دین ما تأکید بر این می شد که باید در جهت عقربه های ساعت یعنی به سمت راست، طواف خانه خدا انجام شود.
وی درباره تأکید بر طواف بین در خانه خدا و مقام ابراهیم نیز اظهار داشت: هر جسم متحرکی که حرکت دورانی دارد اگر شعاع کم شود، سرعت آن به طور ناخودآگاه زیادتر می شود و تمایل و تمرکز آن به سمت داخل و مرکز بیشتر می شود به همین دلیل اکثر مراجع می گویند که در این فاصله طواف خانه خدا انجام شود چون با این تمرکز، صعود و عروج رخ می دهد.این دکترای علم فیزیک معتقد است که همه چیز در دنیا بر اساس علم فیزیک قابل بررسی است اما علم انسان در این حد نیست که تمام آنها را دریافت کند.
(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ خَرَجُوا مِن دِیارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لاَ یشْکرُونَ ﴾
زندگان همیشه مرده
و آنگاه که خود را مالک خود انگاشتند و فراموش کردند مخلوق بودن خود را و اینکه صاحب دارند و خالق و آن هنگام که توانگران خود را صاحب حیات و بقای خود دانستند و تهیدستان نیز خیال کردند که اگر هم چون توانگران به خود اتکا کنند، میتوانند از چنگال بیماری مهلک نجات یابند، همه از شهر جهت فرار از بیماری و مرگ گریختند و آن زمان خداوند فراموش شد. آنان از یاد بردند که مملوکاند و مخلوق. به ناگاه عذابی بس عظیمتر، همگان را به خواب ابدی فرو برد؛ خوابی برخاسته از غفلت و فراموشی پروردگار.
… سالها از مرگ غافلین گذشت. آن مردمان که هزاران نفر بودند، بدنهایشان پوسید و تودهی استخوانهایشان در خارج از شهر، گوشهای جمع شد و تپّه ای استخوانی سالها نماد عبرتی بود برای آیندگان.
تا اینکه مردی از دیار خورشید پا به بیابان نهاد و با دیدن این استخوانها آهی از افسوس کشید و به حال آنان گریست؛ از پیشگاه صاحب و خدای خود برای آنان طلب بخشش نمود و با او داد سخن داشت و به نجوا پرداخت که بار خدایا! تو توانایی در دوباره زنده کردن مردگان، همان گونه که ایشان را میراندی![۱]
و به قطع زنده نمود خداوند آن مردگان را از روی فضل و مهربانیش؛ چرا که آن بزرگمرد نبی و خلیفه ی او بود بر روی زمین و پاک دلی که از یاد خدایش غافل نمیشد.[۲] و امروز این ماییم که از پس قرنها غفلت پا به عرصهی وجود نهادهایم؛ اما آیا عبرت میگیریم از گذشتگان خود و می اندیشیم در کردار و آیندهی خود؟
و ای کاش در فکر کار خویش بودیم. در هراسم از اینکه ما را مرگی بزرگتر از گذشتگان فرا گرفته باشد؛ مرگی که در آن هیچ روشنایی نباشد و این مرگ، مرگِ قلبهاست؛ تیرگی خاطره هاست؛ غفلت از یاد خدا![۳]
و استخوانهای متحرک امروز چه فرقی میکنند با استخوانهای انباشتهی دیروز؟!
آیا امروز زندگی ما رنگ و بوی خدایی دارد؟
سؤال من این است که اگر امامِ زنده و صاحبِ عصر و زمان نداشتیم چگونه میزیستیم و چه فرقی با امروزمان میکرد؟
آیا بسنده کنیم به همین حد که هر ساله تنها جشنی برای ولادتش گیریم و فراموشش کنیم تا …
و امروز این قلبهاست که مردهاند؛ سالیانی است که کمتر کسی متذکر این مطلب است.
خدا نکند که ما مصداق ﴿ صُمٌّ بُکمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لا یرْجِعُونَ ﴾[۴] باشیم که کر و لال و کور شده باشیم و هیچ چیز را نبینیم و آنچه از یاد برده باشیم این باشد که ما صاحب داریم!
و شاید دوباره مردی از خورشید بیاید که دست به دعا بردارد و برای زنده شدنمان درخواست نماید.
نه، نه! مطمئن باش؛ قطعاً میآید؛
او خواهد آمد …
او همان صاحب و ولینعمت اصلیمان است. اوست که: ﴿ یحی الاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها ﴾[۵]
هموست که زنده میکند زمین را پس از مردنش[۶] در حالی که:« اِنَّهُم یرَونَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً.»[۷]
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
منابع:
[۱]. داستان شهری از شهرهای شام که هفتاد هزار خانه بودند و طاعون در آن جا شایع شد و… این داستان در سورهی بقره آیهی ۲۴۳ به اجمال بیان شده. شرح آن در کتاب حیات القلوب باب چهاردهم آمده است.
[۲]. این شخص، پیامبر خدا- حزقیل علیه السلام- بود (بر طبق احادیث)؛ حیات القلوب، باب ۱۴٫
[۳]. اشاره به: اعراف(۷): ۱۷۹: ﴿ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها… اُولئِکَ هُمُ الغافِلُونَ ﴾
[۴]. بقره(۲): ۱۸٫
[۵]. حدید(۵۷): ۱۷٫
[۶]. تفسیر کنزالدّقائق، ج ۱۳، ذیل آیهی ۱۷ حدید:« خداوند زمین را بهوسیلهی حضرت قائم علیه السلام زنده می کند، پس از مرگ زمین؛ منظور از مرگِ زمین کفرِ اهلِ زمین است و کافر در واقع مرده است.»
[۷]. همانا آنان (ظهورِ) او را زمانی بس دور میشمرند و ما آن را نزدیک میدانیم؛ مفاتیح الجنان، فرازی از دعای عهد.
آیتالله علوی گرگانی افزود: افرادی هستند که به خداوند نسبت دروغ میدهند، پیامبر خدا را تکذیب میکنند و خداوند نیز جایگاه آنان را در دوزخ قرار داده است.
وي با ذکر این مطلب که دسته دوم راست گویان هستند، تصریح کرد: خداوند پیامبر اکرم (ص) را رهبر راستگویان عالم و امیرالمومنین (ع) را در جایگاه بزرگترین بندگان خود قرار داده و بعد از آن کسانی را که پیامبر(ص) و امام علی(ع) را تصدیق کردهاند در اعداد برترین بندگان خود قرار داده است؛ جایگاه این افراد در قرآن در دنیا و آخرت تعریف شده است و از نعمات الهی در دنیا و آخرت بهرهمند خواهند شد.
آيتالله علوي گرگاني در ادامه با ذکر این مطلب که خداوند تصدیق کنندگان نبوت و امامت را در دنیا و آخرت رستگار میکند، تصریح کرد: در صحرای کربلا دو گروه در مقابل هم قرار گرفتند؛ گروه راستگویان و دروغ گویان؛ عمر بن سعد بعد از نماز جماعت که خود امام آن بود، با فریاد الله اکبر به خیمههای امام حسین (ع) حمله کرد و به یارانش گفت: "نام من را به عنوان اولین حمله کننده به این خیمه ها در تاریخ ثبت کنید!"؛ به قول علامه بحرالعلوم، عمر بن سعد با فریاد الله اکبر که آمیخته با دروغ بود، الله اکبر واقعی را به شهادت رساند.
آیت الله علوی گرگانی با بیان این که یاران امام حسین (ع) راستگوترین افراد تاریخ بودند که در حمایت از امامشان که ولی خدا بود تا آخرین قطره خون ایستادگی کردند، ادامه داد: امروز امام زمان (ع) نیز از ما شیعیان چنین توقعی دارند؛ سعی کنید در جایی که به فعالیت مشغول هستید در خط امامت و ولایت قرار بگیرید و با تبعیت از ولایت فقیه، در نهایت رضایت امام زمان (ع) را جلب کنید.
وي گفت: همه عالم در محضر امام معصوم (ع) قرار دارد؛ رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام و علما نیز در خدمت امام زمان (ع) هستند و همه آحاد مردم باید در این مسیر حرکت کنند تا به جامعه مطلوب امام زمان (ع) برسیم.
اين مرجع تقليد با اشاره به این که اگر همه تلاش کنیم که باور به امامت را در وجود خود تعمیق ببخشیم به طور قطع از بسیاری از مفاسد در کشور جلوگیری خواهد شد، خاطر نشان کرد: اعتقاد راستین به امام زمان (ع) نه تنها جلوی مفاسد را میگیرد، بلکه باعث تعالی روح و جان جامعه خواهد شد.
مادر آمده بود عمره. یک روز که از مسجدالنبی(ص)، خسته به هتل بازگشت، دلش گرفت. چشمان معصوم اصغر، محسن، جواد و رضا را مدام مقابل چشمانش میدید و بغض میکرد. سالها از شهادت آنان میگذشت، ولی آن شب مادر بدجور هوایی شده بود. کمی اشک ریخت و خوابش برد.
ناگهان دید که در باز شد و بچهها یکی، یکی وارد اتاق شدند. هر چهار نفر، شانه به شانه ایستادند، مادر سلام کرد و گفت: خوش اومدین مادر به فداتون
کجا بودین؟ رضا لبخندی زد و گفت: سلام مامان جون! اومدیم تبریک بگیم.
مادر گفت : تبریک چرا؟
بچهها گفتند: شما یادت رفته، ولی ما یادمون مونده که فردا روز مادره، هر چهار نفر قرار گذاشتیم بیاییم، دستت رو ببوسیم و روزت رو تبریک بگیم. بچهها دست مادر را بوسیدند و مادر روی ماهشان را.
همان لحظه از خواب پرید، رو کرد به مسجدالنبی و گفت: قربان میهمان نوازیات یا رسولالله..
رهبر انقلاب اسلامي، با اشاره به ضرورت طرح صحيح اهداف، حرفهاي ناب ملت ايران در جهان و تدبير براي پيشبرد اين اهداف افزودند: اگر ملت عزيز و جوانان خوش روحيه و پر توان ايران، مسير خود را با پايداري ادامه دهند بدون شك و براساس سنت صادق الهي در زمان مناسب، همه آمال، آرزوها و شعارهاي «ملي، اسلامي و جهاني» آنان تحقق پيدا مي كند، مسير تاريخ عوض مي شود و زمينه براي ظهور حضرت وليعصر (عج) فراهم خواهد شد.
حضرت آيت الله خامنه اي همدستي دولتهاي استكباري را براي تحريم ايران و به ستوه درآوردن ملت يادآور شدند و افزودند: مستكبران برخلاف گذشته به صراحت اذعان مي كنند كه هدف تحريم ها، خسته كردن ملت، تحريك مردم به مقابله با جمهوري اسلامي، افزايش فشار بر مسئولان ايران و در نتيجه تغيير محاسبات مسئولان است.
ايشان افزودند: اما گرايش مردم اين سرزمين بزرگ، به مباني اسلام و انقلاب و عزت ملي ايرانيان روز به روز بيشتر مي شود و اين، درست نقطه مقابل خواست دشمنان است.
ايشان در تحليل عوامل تأثيرگذار در تقابل دولتهاي مستكبر با ملت ايران، هوشياري و زيركي ملت را كاملاً ضروري دانستند و خاطرنشان كردند: بايد با «تقواي جمعي و مراقبت و هوشياري همگاني»، متوجه طرحهاي دشمن باشيم و اجازه ندهيم هيچ مسئله اي، حواسمان را از دشمن پرت كند.
رهبر انقلاب، توصيه ها و تأكيدات مكررشان به مسئولان، مطبوعات و پايگاههاي اينترنتي را براي پرهيز از سرگرم كردن مردم به مسائل فرعي و نادرست، يادآوري كردند و افزودند: همه اين توصيه ها، بخاطر اين است كه بايد حواسمان به دشمن جمع باشد تا بفهميم كه دنبال چه طرح و هدفي است.
حضرت آيت الله خامنه اي در چارچوب منطق ارائه شده يعني هوشياري ملي براي درك اهداف و طرحهاي دشمن افزودند: بررسي رفتار و گفتار مستكبران، نشان مي دهد كه ذهن دشمن بر انتخابات مهمي كه 5 ماه ديگر يعني در خرداد 92، برگزار مي شود،متمركز شده است.
ايشان در تشريح اهداف، تكنيكها و روشهاي بيگانگان در قبال انتخابات يازدهم رياست جمهوري افزودند: آنها در درجه اول اگر بتوانند مانع برگزاري انتخابات مي شوند اما مي دانند كه نمي توانند بنابراين از اين مسئله مأيوسند.
در زندگی متاهلی ، گاهی کار زیاد ، فرزندان و یا حتی فعالیتهای روزمره باعث می شوند که شما زمان بسیار کمی برای نشان دادن عشق خود نسبت به همسرتان داشته باشید
هرگز در جمع ، اشکالات و اشتباهات او را به او گوشزد نکنید ، او را تمسخر و یا طرد نکنید. اگر او مرتکب اشتباهی می شود حتما" بطور خصوصی به او بگویید .
در زندگی متاهلی ، گاهی کار زیاد ، فرزندان و یا حتی فعالیتهای روزمره باعث می شوند که شما زمان بسیار کمی برای نشان دادن عشق خود نسبت به همسرتان داشته باشید . اما لازم نیست کار زیادی انجام دهید و وقت زیادی صرف کنید ، چند روش ساده وجود دارد که با استفاده از آنها می توانید به همسرتان نشان دهید که دوستش دارید.
1 - همسرتان را در الویت قرار بدهید
اگر با همسرتان طوری رفتار کنید که بفهمد برای شما در الویت است کاملا" می فهمد که چقدر دوستش دارید . برای مثال ، وقتی همسرتان بعد از یک روز کاری به خانه بر می گردد ، آشپزی را متوقف کنید ، اجازه بدهید بچه ها با وسایل خودشان بازی کنند ، کامپیوتر را خاموش کنید و حتی تلویزیون را هم خاموش کنید و فقط به همسرتان و خواسته های او توجه کنید ، با او سلام و احوالپرسی کنید ، او را در آغوش بگیرید ، ببوسید و درباره روزی که پشت سر گذاشته از او سئوال کنید . این توجه خاص حتی اگر چند دقیقه هم باشد کافی است .
2 - همسرتان را هرگز با دیگران مقایسه نکنید
مردها اصلا" دوست ندارند با دیگران مقایسه شوند.
3 - همیشه به او احترام بگذارید
هرگز در جمع ، اشکالات و اشتباهات او را به او گوشزد نکنید ، او را تمسخر و یا طرد نکنید. اگر او مرتکب اشتباهی می شود حتما" بطور خصوصی به او بگویید . این کار شما باعث می شود او کاملا" حس کند که شما در هر جمعی پشتیبان او هستید و از او حمایت می کنید. علاوه براین ، هرگز اجازه ندهید که خانواده و دوستان شما به او بی احترامی کنند.
4 - وقتی با دیگران صحبت می کنید از همسرتان تعریف کنید و سعی کنید همسرتان بشنود که شما در حال تعریف کردن از او هستید
اگر همسرتان کار بسیار خوبی انجام داده و یا کار خاصی برای شما انجام داده است آن را برای دیگران هم تعریف کنید. وقتی همسرتان این ها را می شنود احساس می کند که خیلی مهم است و کارهایش برای شما ارزش دارد.
5 - برای او یک یادداشت عاشقانه بنویسید و روی میزش و یا روی کیفش بگذارید تا صبح که از خواب بیدار می شود آن را ببیند
این یادداشت محبت آمیز باعث می شود قبل ازاینکه او روزش را آغاز کند به یاد بیاورد که شما عاشقانه او را دوست دارید. مهم نیست که درآن روز چه اتفاقاتی برای او می افتد و چه مشکلاتی در محل کارش برایش پیش می آید ، این یادداشت باعث می شود که او در تمام طول روز به یاد داشته باشد که شما دوستش دارید.
پرسش : متاهل هستم همسرم دوست دارد كه برقصم اما چون بلد نيستم اصرار دارد كه از سي دي هاي تصويري استفاده كنم چون سي دي به صورت زنده نيست نگاه كردن به آن براي من و همسرم چه حكمي دارد؟ بدون صدا كه امكان ندارد .گوش كردن به صداي موسيقي و ترانه هاي آن گناه است؟گناه كبيره؟
اگر نتوانستم خواسته شوهرم را بخاطر مانع مذهب برآورده كنم ،چه راه حلي پيشنهاد مي كنيد كه من آن را جايگزين كنم؟
من خودم تا حدود 99 درصد نوارهاي موسيقي كه همسرم در دوران مجردي به آن علاقه داشته است را از او جدا كردم و فكر مي كنم خواسته بيجايي شوهرم از من ندارد.
چه بسا اينكه چون جوان است شايد دوباره به آن موسيقي هاو نوارهاي غير مجاز و تحريك كننده برگردد.
پاسخ : از نظر آيت الله فاضل لنکراني، رقص به طور کلي منشأ فساد است و بايد ترک شود و حضور در جلسه رقص و يا تماشاي آن از طريق سي دي و مانند آن نيز جايز نيست و بايد توجه کنيد که اطاعت کردن زن از شوهر در مواردي لازم است که معصيت و نافرماني خدا نباشد بنابراين اگر شوهر زن خود را به کار حرامي امر کند اطاعت از او جايز نيست. اهتمام شما به رعايت احکام شرعي و حدود الهي تحسين برانگيز و در خور ستايش و تقدير است.
فکه، منطقه ای است بیابانی در شمال غربی خوزستان و جنوب شرقی استان ایلام.
منطقه فکه، از جنوب به چزابه و شهر بستان، از شرق به میشداخ و رقابیه، از شمال غرب به عین خوش و شهر موسیان، از شمال شرق به چنانه، برغازه و سپس به شهر شوش و از غرب به استان العماره عراق منتهی می گردد.طول و عرض جغرافیایی منطقه عمومی فکه از ۳۱ درجه و ۵۴ دقیقه شمالی تا ۳۲ درجه و ۱۵ دقیقه شمالی و ۴۷ درجه و ۲۵ دقیقه شرقی تا ۴۷ درجه و ۵۵ دقیقه شرقی امتداد دارد. ارتفاع آن از ۰ تا ۱۴۰ متر از جنوب به شمال، گسترده است.
فکه به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم می شود.بخش جنوبی آن جزو استان خوزستان و شهرستان دشت آزادگان محسوب می شود، بخش شمالی آن جزو استان ایلام و از توابع شهرستان دهلران می باشد.منطقه فکه؛ رملی و سرزمین شن های روان است، در بخش جنوبی آن رمل و شن های روان بیشتر است، به گونه ای که حرکت کردن بر روی آن بسیار سخت و طاقت فرساست.خاک فکه شمالی سخت تر است و در بخش هایی از آن خاک های رس و خاک های قابل کشت وجود دارد.بارندگی در فکه بسیار کم است، به گونه ای که اکثر مناطق آن خشک و بی آب و علف است، در منطقه فکه جنوبی، تعداد روستاها به تعداد انگشتان دستان هم نمی رسد و تنها عده ای از عشایر در آن زندگی می کنند.در منطقه فکه شمالی به علت وجود رودخانه دویرج و باران های فصلی؛ روستاهای معدودی وجود دارد و منطقه قابل تحملتری می باشد.
فکه یکی از محورهای اصلی حمله ارتش بعثی عراق به محور شمال خوزستان بود. لشکر ۱ مکانیزه عراق از این محور به سمت شوش وارد عمل شد. لیکن مقاومت تیپ ۳۷ زرهی شیراز و گروهی از دلاوران سپاه پاسداران موجب شد عراقی ها به سختی و با تاخیر از فکه عبور کنند.
ارتش عراق با عبور از محور فکه توانست خودرا تا کنار رودخانهی کرخه نزدیک جادهی اهواز ـ اندیمشک برساند. پس از عملیات فتح المبین ـ که به آزاد سازی بخش اعظم منطقه غرب شوش ودزفول انجامید ـ منطقه فکه همچنان در اشغال دشمن باقی ماند. در ۱۷/۱۱/۶۱ عملیات والفجر مقدماتی در جنوب فکه انجام شد و رزمندگان اسلام توانستند با شکستن خطوط پی در پی ارتش عراق به عمق مواضع آن نفوذ کنند، اما بر اثر مقاومت شدید دشمن، رزمندگان به مواضع قبلی بازگشتند. در ۱۰/۲/۶۵ دشمن به فکه حمله کرد وبیش از ۷ کیلومتر پیشروی نمود. عملیات والفجر مقدماتی، خاطرات تلخی را در پی داشت. تعداد زیادی از نیروهای خودی به علت لو رفتن عملیات و تجهیزات فراوان دشمن و میادین مین بسیار در منطقه شهید و مجروح شدند، عده ای عقب نشینی کردند اما عده زیادی در این سرزمین جاماندند، برخی بر اثر تشنگی در بیابان سوزان فکه شهید شدند و عده ای به طرزی فجیع توسط دژخیمان بعثی شهید شدند حتی برخی از مجروحین را زنده به گور کردند.این زمین علاوه بر آن که مشهد تعداد قابل توجهی از رزمندگان اسلام است، شاهد شهادت دو فرمانده بزرگ جنگ “ حسن باقری و مجید بقایی” بود. فکه تا آخر جنگ در دست دشمن باقی ماند و برخی پیکرها همچنان در میادین مین باقی ماند.
ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی. جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که ما را آن به و مگذار به که و مه.
الهی! عبدالله عمر بکاست، اما عذر نخواست.
الهی! عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر.
به نام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است. ای جوانمرد درین راه مرد باش و در مردی فرد باش و با دل پردرد باش.
الهی! خواندی تأخیر کردم. فرمودی تقصیر کردم.
الهی! عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم.
الهی! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشه و مور محتاجم.
الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آرد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آرد.
الهی! اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن.
الهی! گناه در جنب کرم تو زبون است، زیرا که کرم تو قدیم و گناه اکنون است.
الهی! اگر عبدالله را بخواهی سوخت، دوزخی دیگر باید آلایش او را و اگر بخواهی نواخت، بهشتی دیگر باید آسایش او را
الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من.
الهی! همه از تو ترسند و عبدالله از خود زیرا که از تو همه نیک آید و از عبدالله بد.
الهی! گفتی کریمم امید برآن تمام است. چون کرم تو در میان است نا امیدی حرام است.
الهی! اگر امانت را نه امینم، آن روز که امانت می نهادی می دانستی که چنینم.
الهی! همچو بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. فریاد از معرفت رسمی و عبارت عاریتی و عبادت عادتی و حکمت تجربتی و حقیقت حکایتی.
الهی! اقرار کردم به مفلسی و هیچکسی. ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی. چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی.
الهی! اگر با تو نمی گویم افکار می شوم. چون با تو می گویم سبکبار می شوم.
الهی! ترسانم از بدی خود بیامرز مرا به خوبی خود.
هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نميتوان آنها را دوباره بازگرداند :
1. سنگ ........ پس از رها کردن!
2. سخن ............ . پس از گفتن!
3. موقعيت ... پس از پايان يافتن!
4. و زمان ........ پس از گذشتن!
" زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه ميخواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برميداشت، آن مرد هم همين کار را ميکرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نميخواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بيادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي ميخواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلياش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيتهايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد! در صورتي که خودش آن موقع که فکر ميکرد آن مرد دارد از بيسکوئيتهايش ميخورد خيلي عصباني شده بود. و متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرتخواهي نبود. "