توطئه، نفاق، خیانت، رهبری

رهبرا

سالهاست برای دیدنت آرزو دارم

آنچه که سالها تجربه کردم ایادی استکبار با استکبار ،همیشه در پس پرده ها ،آشکار ونهان دست به خباثت ها وتوطئه ومکاری ها برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی زده است خباثت هایشان در این سالهای اخیر

ازحاشیه ها بریده و سعی در در انفکاک جمهوریت با اسلامیت پرداخته اند واز همه مهمتر در دست چینی خیانت هایشان ، حلقه ی اتهام را به عاشوراییان ورهبری معطوف داشتند تا شاید مردم را از رهبری جدا وحجمه های بنیان عدم پیشرفت واختلافات کوچک وبزرگ را بر دوش عاشوراییان وبخصوص رهبری اعلام نمایند،

آنان افکاری پلید دارند ودر لابلای پلید بودنشان هیچگاه فکر مثبت ندارند ودر نتیجه ،ازاعتقاد قلبی ما به رهبری وعاشوراییان بی خبرند وآنها نمی دانند عاشورا ومکتب عاشورا وعشق به ولایت در دل وجان ما زنده وبا هیچ صیقل وگلوله ای ،ذره ای جا بجا نخواهد شد.

آنان از ترسشان ، کوروش رو بزرگ ومکتبش را می ستایند ودر ترویج آن عبایی ندارند در حالی که شکوه وشوکت کوروش را به آبا واجداد خود وایادی خود حساب می نمایند.

ولی آنچه که هست ما غیراز ظلم وسرکوب وقتل عام از این مستکبران خائن به وطن عزیزمان ،جمهوری اسلامی ایران ندیدیم.

رهبرا نامت برای همیشه ی تاریخ در پیرو ولایت زنده هست وخواهدبودوما در پای جان در قلمرو ولایتت ، گوش به فرمانت هستیم واز اینکه رهبری چون تو داریم خدایمان را شاکریم وبه این شاکر بودنمان نیز افتخار داریم.

ای رهبرم وای برترین فرداز همه ابعادهای شخصیتی درجهان کنونی ،ترا دوستت دارم ومی ستایمت.

ملاک های اصلی ازدواج که باید آنها را جدی گرفت

ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک "آدم خوب" پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است ولی در ادامه به بررسی ملاکهای اصلی ازدواج که حتما باید مورد توجه قرار بگیرد، می پردازیم:

جذابیت
برای یک ازدواج موفق دو طرف باید در خصوصیاتی ۷۰ ،۸۰ درصد اشتراک داشته باشند و برای مدیریت این ۲۰ تا ۳۰درصد اختلاف نظر یا خصوصیاتی که کاملا مدنظر دیگری نیست که حتی در بهترین انتخاب ها هم وجود دارد (همچنین ناملایمات غیرقابل گریز زندگی پیچیده امروزی)، لازم است زوج ها ضمن داشتن مهارت های ارتباط موثر از روش های مناسب حل مساله هم استفاده کنند اما الزامات برای شروع یک زندگی مشترک چه باید باشد؟ در درجه اول برای دو فردی که می خواهند زیر یک سقف بروند جذابیت مهم است. اینکه از هم خوششان بیاید. گاهی اصلا مشخص نیست دو نفر چطور جذب هم می شوند و از چه چیز هم خوششان می آید! البته جنبه های جنسی حتما در آن دخیل هستند.

برخی اوقات هم جنبه های رفتاری و اخلاقی باعث جذب آدم ها به هم می شود اما این موضوع بیشتر به سلیقه های شخصی افراد بر می گردد. البته ۸۰،۷۰ درصد خصوصیاتی که برای شما مهم است حتما باید وجود داشته باشد تا احساس خوبی داشته باشید از اینکه این فرد در کنار شما راه می رود، صبح که از خواب بیدار می شوید چهره او را می بینید و ...

خصوصیت های شخصیتی
نباید به دیگران برچسب باشخصیت یا بی شخصیت بزنیم. اتفاقی که متاسفانه در جامعه بسیار رایج است؛ مثلا یک نفر بر اساس خصوصیت های شخصیتی اش می تواند بازاریاب خوبی شود یا فردی ممکن است معلم یا هنرپیشه موفقی شود. در واقع رگه های شخصیتی (نه اختلال شخصیتی) کارکرد خودشان را دارند. بسیار مهم است کسی که یک عمر قرار است با او زیر یک سقف زندگی کنید به لحاظ شخصیتی چه خصوصیاتی دارد. حتما باید به خصوصیات شخصیتی طرف مقابلتان فکر کنید. تشخیص اختلالات شخصیتی به عهده متخصصین امر است اما رگه های شخصیتی را با تعاملات روزمره هم می توان تا حدودی شناخت.

هر فردی رگه های شخصیتی متفاوتی دارد؛ مثلا ممکن است فردی بسیار دقیق باشد و از ماه ها قبل برای همه اقداماتش از جمله یک سفر برنامه ریزی کند و در شغل خود هم بسیار منظم و موفق باشد؛ اما همین فرد نمی تواند با خانمی که عاشق اتفاقات و گردش های بدون برنامه و پیش بینی نشده است به تعامل برسد. این دو نمی توانند توقعات هم را برآورده کنند اما هر یک از این دو نفر می تواند با فرد دیگری زندگی سازگار و دلچسبی داشته باشد. پس تناسب خصوصیت های شخصیتی و نه الزاما یکسان بودن رگه های شخصیتی، بسیار مهم است.

ادامه نوشته

پاک سازی آگاهی

۱هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، نفسی عمیق بکشید و درخواست کنید تا به شما یادآوری شود چرا اینجا هستید و ژرف‌ترین آرزویتان برای امروز چیست.


۲.انتخاب کنید که امروز می‌خواهید چه سطحی از آگاهی را بکاوید. سپس سه انتخابی را که ضامن دست‌یابی شما به این حالت هستند، بنویسید. به یاد داشته باشید که شما نیرومند هستید!


۳با تمرکز کامل و توجه برکاری که در دست دارید، از گذشته بیرون بیایید. مهم نیست کار شما چه قدر معمولی و پیش پا افتاده باشد. قدر این موهبت را بدانید که امروز زنده هستید.


۴با بدن خود چنان رفتار کنید که گویی ارزشمندترین کودکی‌ست که در آغوش گرفته‌اید. امروز این کودک را نوازش کنید و غذاهای مقوی و حرکات نشاط‌ آور به او بدهید.


۵همه چیز را رها و به خدا واگذار کنید. نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های خود را به قدرتی بزرگ‌تر از خودتان بسپارید. پیش از خواب، تشویش‌های خود را بنویسید و در کیسه‌ی زباله بیرون خانه بگذارید تا دور ریخته شوند.


۶امروز، زندگی‌اتان را همانگونه که هست، بپذیرید. همه‌ی آنچه را نمی‌توانید تغییر دهید، بپذیرید. یادتان باشد فردا روزی تازه در پیش است. نفسی عمیق بکشید.


۷برای هر کار خوبی که به انجام می‌رسانید و هر فکر خوبی که دارید، از خودتان قدردانی کنید. در طول روز آن قدر خوبی‌هایتان را تشخیص دهید که از شدت این قدرشناسی صادقانه، از موفقیت‌هایتان سرخ شوید.


۸واقعاً کفش‌های قدیمی و کهنه‌ی خود را به کسی بدهید یا در زباله‌دانی بیندازید. همه جا را مرتب کنید و هرچه را دیگر نمی‌خواهید و استفاده نمی‌کنید، ببخشید یا دور بیندازید.


۹شما بعنوان یک انسان بالغ و پراحساس، از نظر جسمانی، عاطفی و معنوی مسئول خود هستید. ببینید خودِ نابالغ شما در کدام زمینه‌های زندگی‌تان اختیاردار است. حالا از آن شیوه‌ی رفتار دست بکشید و اجازه دهید خودِ بزرگسال شما اختیار را در دست بگیرد.


۱۰به اشتباه خود اعتراف کنید. فروتنی، کلید واقعی خوشبختی‌ست. هر گونه تکبر یا هر پافشاری و لجاجت برای «برحق» یا «موجه» بودن را که هم اکنون آرامش شما را به هم می‌ریزد، کشف کنید.


۱۱وقتی احساس می‌کنید حوصله‌ی شما سررفته یا گیر افتاده‌اید، خطر کنید. کاری پیش‌بینی نشده و متفاوت با رفتار متعارف خود انجام دهید.


۱۲هرچه سریع‌تر خشم‌ها، رنجش‌ها و کینه‌ها را رها کنید. آنها را نزد خودتان اعتراف کنید و سپس این آزردگی‌ها را به نیروی الهی درون واگذارید.


۱۳با گوش دادن به نیازهای بدن و دادن محبت و توجه و استراحتی که بدنتان شایسته‌ی آن است، به جسم خود احترام بگذارید. هفته‌ای یک روز از کار با تلفن، ایمیل و پیام کوتاه مرخصی بگیرید تا به خودروی مقدستان سوخت برسانید و آن را پر کنید.


۱۴یادتان باشد که شما شایسته‌ی بیشتر از اینها هستید

این کارها و رفتارها شخصیت تان را لو می دهند

از همان لحظه ای که دو نفر یکدیگر را ملاقات می کنند، در حال سنجش یکدیگر هستند و به دنبال نشانه هایی از شخصیت فرد مقابل، مانند صداقت، هوش و نوع دوستی می گردند.

 
فرقی ندارد این ملاقات از نوع یک قرار ملاقات معمولی یا یک مصاحبه کاری باشد؛ چیزهای کوچکی در آن اهمیت می یابند، از محکم دست دادن گرفته تا تعداد دفعاتی که گوشی تلفن خود را چک می کنید.

چه چیزهای واقعا کوچکی  وجود دارند که چیزهای زیادی در مورد روانشناسی و شخصیت یک فرد به ما می گویند ؟ برخی از مهم ترین رفتارهایی که مردم با استفاده از آنها در مورد شخصیت شما قضاوت می کنند را یافتیم که به این شرح هستند:

دست دادن شما

 مردم بر اساس شیوه دست دادن آنها در موردشان قضاوت می کنند.
 
معمولا دست دادن به شکل قوی و محکم ، نشان دهنده شخصیت قوی و با اعتماد به نفس است، در حالی که دست دادن ضعیف و سست، معمولا عدم اعتماد به نفس فرد را نشان داده و تقریبا همیشه از مشخصه های افرادی است که به دنبال راهی آسان برای انجام کارها هستند.

تحقیقات مختلف نیز این موضوع را تایید کرده اند که دست دادن شما، می تواند نشان دهنده ی ابعاد خاصی از شخصیت شما باشد. یکی از تحقیقات گفته افرادی که به شیوه قوی و محکم دست می دهند، به احتمال بیشتری برون گرا هستند و احساسات خود را به راحتی بروز می دهند و با احتمال کمتری خجالتی و عصبی هستند.

 وقت شناسی شما

آیا در رسیدن به یک قرار ملاقات خیلی مهم دیر کرده اید؟ شخصی که منتظر شماست احتمالا یک تصور منفی از شخصیت شما پیدا می کند.

 یک فرد فعال، سر ساعت در قرار حاضر می شود، زیرا او خودانگیخته و از لحاظ ذهنی سازمان یافته بوده و برای زمان ارزش قائل است. فردی که مدام کارهایش به تعویق می افتد، برای رسیدن به هر جایی مدام در حال عجله کردن در آخرین ساعات است.

بر اساس یافته های علمی، افرادی که به طور مزمن در کارهایشان تاخیر دارند، لزوما افراد بی ملاحظه ای نیستند – آنها احتمالا افرادی خونسرد هستند.

 دست خط شما

چه در حال نوشتن یک لیست از کارهایتان هستید چه یک نامه عاشقانه، دست خط شما چیزهای زیادی در مورد شما می گوید.
 
  افرادی که فشار زیادی به خودکار و کاغذ وارد می کنند تا چیزی را بنویسند، معمولا نگرشهایی سرسختانه دارند. آنها اعتماد به نفس زیادی دارند.

خظ شناس حرفه ای، کتی مک نایت، می گوید  نوشتن حروف بزرگ نشان دهنده آن است که شما مردم گرا هستید، در حالی که نوشتن حروف کوچک نشان می دهد شما درونگرا هستید. حروفی که به سمت راست گرایش دارند، می توانند به آن معنی باشند که شما فردی با رفتار دوستانه و عاطفی هستید،  اگر اصلا مورب نمی نویسید ، عمل گرا هستید، و حروفی که به سمت چپ مورب شده اند، نشان می دهند شما خویشتن نگر هستید.

رنگ مورد علاقه شما

اگر رنگ مورد علاقه شما قرمز باشد، شما به انجام حرکات ورزشی علاقه دارید. اگر رنگ مورد علاقه شما زرد است، شما به نظم منطقی نیاز دارید و به فردگرایی ارزش می دهید.
 
روانشناس صنعتی، برناردو تیرادو، کمی این موضوع را بیشتر شکافته است. او در مقاله ای در نشریه "روانشناسی امروز" نوشته که دوستداران رنگ قرمز، افرادی سخت کوش و مصمم هستند، در حالی که دوستداران رنگ زرد، از یادگیری لذت می برند و به راحتی شاد می شوند.

 ذائقه شما در زمینه موسیقی

براساس تحقیقی که در سال 2003 در این مورد انجام شده بود، نشان می داد با توجه به نوع موسیقی که افراد مختلف گوش می دهند، در مورد آنها قضاوت می شود.
 
 در تحقیق مذکور محققان دریافتند افرادی که به موسیقی های "منعکس کننده و پیچیده " گوش می دهند، می خواهند تجربیات جدیدی داشته باشند و از لحاظ سیاسی لیبرال هستند. افرادی که به اجراهای "شاد و معمولی" گوش می دهند، به احتمال بیشتری برون گرا و دوستدار ورزش هستند.
 
 ارتباط چشمی شما

مونجه می گوید دست دادن سست و شل، و عدم ثبات در ارتباط چشمی "نشان دهنده عدم کنترل خود بوده و فرد برای حرکت به هدایت و تحریک شدن از سوی دیگران نیاز دارد و اراده اش ضعیف است".
 
آدریان فارنهام، دارای مدرک دکترای تخصصی روانشناسی نظر دیگری دارد. او در نشریه "روانشناسی امروز" می نویسد افراد برون گرا تمایل دارند به دفعات بیشتر و برای مدت طولانی تری به طرف مقابل خود در حین مکالمه نگاه کنند، تا افراد درون گرا. و به طور کلی، افرادی که به طرف مقابل به تعداد دفعات بیشتر نگاه می کنند، افرادی با اعتماد بیشتر و از لحاظ اجتماعی غالب هستند.

 حیوان خانگی که انتخاب می کنید

مردم بر اساس حیوان خانگی شما در مورد شما نتیجه گیری می کنند. افرادی که گربه ها را دوست ندارند، مسائل را بهتر کنترل می کنند. در مورد ملاقات و دوستی با زنانی که سگ های بزرگ نگه داری می کنند، هشدار داده شده است که این زنان در روابط طولانی مدت جذاب نخواهند بود.
 
 در عین حال، یکی از تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان داد افرادی که سگ ها را ترجیح می دهند، اساسا پرانرژی تر و برون گرا تر هستند، در حالی که افرادی که گربه ها را ترجیح می دهند، تمایل دارند بیشتر درون گرا باشند و حساس تر هستند. همین تحقیق نشان داد  افرادی که گربه نگه می دارند، تمایل دارند آگاهی های بیشتری کسب کنند.

شیوه سوال پرسیدن شما

در یک مکالمه، حتی اگر فرد مقابل چیزی در مورد خودش نگوید، باز هم می توانید در مورد شخصیت او چیزهایی یاد بگیرید.

وقتی با شخصی برای اولین بار ملاقات می کنید ... ببینید چه مدت طول می کشد تا او نیز از شما سوالی بپرسد. نتیجه دقت به این امر برای شما شگفت آور خواهد بود. این مدت زمان نشان می دهد که او شخصی "دهنده" است یا "گیرنده". به این ترتیب می توانید میان "افرادی که شما را دوست دارند" و افرادی که "آنچه می توانید برایشان فراهم کنید را دوست دارند" ، تمایز قائل شوید.

 اینکه آیا ناخن هایتان را می جوید یا خیر
 
 تحقیقات مختلف نشان می دهند افرادی که ناخن می جوند – یا با موها و پوست خود بازی می کنند – تمایل به کمال گرایی دارند ، اما در رسیدن به آرامش کامل ناتوانند.

تو زندگی ات هدف داری؟

🔴چرا اشخاص هدف گذاری نمی کنند؟

⚜زندگی کردن بدون هدف شبیه رانندگی در مه غلیظ است. موتور اتومبیلتان هرقدر قوی و قدرتمند باشد، شما به آرامی رانندگی می کنید، مردد هستید و حتی روی جاده صاف حرکت به جلو اندک دارید. با تصمیم گیری درباره هدفهایتان، که بلافاصله از بین می رود و شما در موقعیتی قرار می گیرید که از توانمندیهای خود استفاده کنید.

❇️ داشتن هدفهای روشن و شفاف به شما امکان می دهد پابر پدال گاز زندگی خود بفشارید و شتابان در راستای تحقق بخشیدن به خواسته هایتان به حرکت درآیید.
‌اگر هدف جوی حالت خود به خود و اتوماتیک داشته باشد، چرا تنها شمار اندکی از مردم هدفهای روشن، مکتوب و قابل اندازه گیری دارند؟ این یکی از بزرگ ترین اسرار زندگی است. به اعتقاد اکثر روانشناسان مردم به چهار دلیل هدف گذاری نمی کنند.

⛔️  فکر می کنند هدف گذاری مهم نیست.

🔆نخست، اغلب اشخاص به اهمیت هدف گذاری واقف نیستند. اگر شما در خانه ای بزرگ شوید که کسی هدفی را دنبال نمی کند و یا با کسانی معاشرت کنید که درباره هدف هرگز بحث نمی شود و یا کسی برای آن بها و ارزشی قائل نیست، شما در شرایطی بزرگ می شوید و به بلوغ می رسید که نمی دانید هدف گذاری بیش از هر عامل دیگری در موفقیت زندگی شما سهم دارد.

⏹به اطراف خود نگاه کنید. چند نفر از افراد خانواده و یا دوستان شما به هدفهایشان معتقدند؟

⏫  راه آن را نمی دانند.

🔵علت دوم نداشتن هدف این است که اشخاص اصولا نمی دانند چگونه باید هدف گذاری کنند. از آن بدتر، خیلی ها فکر می کنند که دارای هدف هستند و حال آنکه آنها در نهایت چند میل و رؤیا دارند. مثلا می خواهند خوشبخت شوند، پول زیادی درآورند و یا زندگی خانوادگی خوبی داشته باشند.
اما اینها ابدا هدف نیستند.

📢اینها صرفا خیال و رؤیا هستند که همه آنها را دارند. اما هدف با آرزو و میل تفاوت دارد. هدف روشن، مکتوب و خاص است. می توان آن را به سادگی و سهولت به کسی توضیح داد. می توانید آن را اندازه بگیرید و می توانید بفهمید که آیا به این هدف رسیده یا نرسیده اید.

♦️کاملا امکان پذیر است که از یک دانشگاه برجسته مدرک تحصیلی بگیرید و با این حال حتی یک ساعت کسی درباره هدف برایتان حرف نزده باشد. انگار کسانی که محتوای درس مدارس و دانشگاهها را می نویسند به کلی از اهمیت هدف گذاری بی اطلاعند و نمی دانند برای دسترسی به موفقیتهای آتی تا چه اندازه به آن احتیاج است. و البته اگر قرار باشد قبل از رسیدن به بلوغ هیچ اطلاعی از نقش مهم هدف گذاری نداشته باشید، نمی دانید درهر کاری که می کنید این هدف گذاری چه سهم عمده ای ایفا می کند.

🌀  ترس از شکست خوردن دارند.

🌐علت سومی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از شکست است. شکست انسان را رنج می دهد. هم به لحاظ احساسی و هم مالی دردناک است. همه گهگاه شکست را تجربه کرده اند. هربار که شکست می خوریم با خودعهد می کنیم که دقیق تر باشیم و از شکست های آتی اجتناب کنیم. با این حال، اغلب مردم دچار اشتباه می شوند، هدفی در زندگی برای خود درنظر نمی گیرند و درنتیجه موفقیتی نصیب آنها نمی شود.

⏬  ترس از رد شدن دارند.

↘️چهارمین دلیلی که مردم هدف گذاری نمی کنند ترس از رد شدن است. اشخاص می ترسند اگر هدفی را تعیین کنند و موفق نشوند، دیگران از آنها انتقاد می کنند و به باد تمسخر می گیرند. به همین دلیل است که باید به هنگام هدف گذاری آن را محرمانه تلقی کنید.

⚫️ با هیچ کسی درباره آن حرف نزنید. بگذارید دیگران موفقیتهای شما را ببینند، اما پیشاپیش به آنها حرفی نزنید. آنچه را که آنها از آن اطلاع ندارند، نمی تواند به شما آسیبی برساند.

مرغابی هستی یا عقاب ؟  

⚜وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است. اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده اید. اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید. خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید.

♻️هاروی مک کی می گوید: «روزی پس از خروج از هواپیما، در محوطه ای به انتظار تاکسی ایستاده بودم که ناگهان راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.»

📣سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: «لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.»

🔵بر روی کارت نوشته شده بود: «در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.»

🌀من چنان شگفت زده شدم که گفتم نکند هواپیما به جای نیویورک در کره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آنکه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت: «پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و فلاسک دیگری از قهوه مخصوص برای کسانیکه رژیم تغذیه دارند، هست.»

📣گفتم: «خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم».

🔊راننده پرسید: «در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه.»

🔔سپس با دادن یک بطری نوشابه، حرکت کرد و گفت: «اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.»

🔘آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: «این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سکوت کنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم.»

✔️از او پرسیدم: «چند سال است که به این شیوه کار می کنید؟»

⏺پاسخ داد: « دو سال.»

🔻پرسیدم: «چند سال است که به این کار مشغولید؟»

🔺جواب داد: «هفت سال.»

🔲پرسیدم: «پنج سال اول را چگونه کار می کردی؟»

◾️گفت: «از همه چیز و همه کس،از اتوبوسها و تاکسی های زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم. روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد. مضمون حرفش این بود که مانند مرغابیها که مدام واک واک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید. پس از شنیدن آن گفتار رادیویی، به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند.

💭 سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم.»

◾️پرسیدم: « چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟»

🔁گفت: «سال اول، درآمدم دوبرابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید. نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاکسی در میان گذاشتم اما فقط دو نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند. بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند.»

🔍شرح حکایت
شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانیهای خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.

🖇دنیا مانند پژواک اعمال و خواسته های ماست.

🔓اگر به جهان بگویی: «سهم منو بده...»

📌دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: «سهم منو بده...» و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی.

💈اما اگر به دنیا بگویی: «چه خدمتی برایتان انجام دهم؟»، دنیا هم به تو خواهد گفت: «چه خدمتی برایتان انجام دهم؟»

راه های جلوگیری از انتشار شایعه

 زمانی که شایعه ای را می شنوید و قصد انتقال آن به دیگری را دارید بحث کوتاه فلسفی زیر را در ذهن خود مرور کنید:

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.

روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش *” سه پرسش ” *است پاسخ دهی.

مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش *” حقیقت “* است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد پاسخ داد : نه، فقط در موردش شنیده ام.

سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعاً نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.

حالا پرسش دوم: پرسش *” خوبی و بدی “* آیا آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟

مرد پاسخ داد: نه، بر عکس…

سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم* ” سودمند بودن ” *است. آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟

مرد پاسخ داد: نه، واقعا…

سقراط نتیجه گیری کرد: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

گاهی دلتنگ میشوم

گاهی دلتنگ میشوم...

گاهی دلم فریاد می طلبد از سر شادی ، از سر غم از سر دلتنگی!

گاهی چشمانم را هدیه میکنم به...

گاهی سرمای دستانم ، گرما را تمنا میکند.

گاهی بغزهای مداوم مسیر زندگی را پر پیچ و خم میکند و دشوار

...گاهی دلتنگ میشوم

دلتنگ بی دقدغگی ... دلتنگ تمام روزهای کودکی ... دلتنگ لحظه های ناب عاشقی

...دلتنگ دلتنگی

آموزگار سر کلاس گفت

آموزگار سر کلاس گفت:
 
"کشتی مسافران را بر عرشه داشت؛در حال گردش و سیاحت بودند.قصد تفریح داشتند.
 
امّا، همه چیز همیشه بر وفق مراد آدمی نیست!کشتی با حادثه روبرو شدو نزدیک به غرق شدن
 
و به زیر آب فرو رفتن!روی عرشه زن و شوهری بودند .هراسان به سوی قایق نجات دویدند
 
امّا وقتی رسیدند،فهمیدند که فقط برای یک نفر دیگر جا مانده است!در آن لحظه، مرد همسرش را 
 
پشت سر گذاشت و خودش به درون قایق نجات پرید.و  زن، بر عرشۀ کشتی باقی ماند!
کشتی در حال فرو رفتن بودزن، در حالی که سعی می‌کرد،در میان غرّش امواج دریا،
 
صدای خود را به گوش همسرش برساند،فریاد زد و کلامی بر زبان راند."
 
آموزگار دم فرو بست و دیگر هیچ نگفت.از شاگردان پرسید:
 
به نظر شما زن چه گفت؟؟؟
 
هر کسی چیزی گفتبیشتر دانش‌آموزان حدس زدند که زن گفت:
 
"بیزارم از توچقدر کور بودم و تو را نمی‌شناختم!"آموزگار خشنود نگشت.
 
متوجّه شد یکی از پسرها در تمام این مدّت ساکت بوده و هیچ سخن نمی‌گوید!
 
از او خواست که جواب گوید و اگر مطلبی به ذهنش میرسد بیان کند.پسر اندکی خاموش ماند و سپس گفت:
 
"خانم معلّم!
 
من فکر می کنم که زن فریاد زده :مراقب فرزندمان باش!"
 
آموزگار در شگفت ماند و پرسید:"مگر تو قبلاً این داستان را شنیده بودی؟ "
 
پسر سرش را تکان داد و گفت:
 
"خیر؛ امّا مادر من هم قبل از آن که به خاطر بیماری ترکمان کند؛
 
به پدرم همین را گفت."آموزگار با ندایی حزین گفت:
 
"آری!  ,  پاسخ تو درست است."
 
بعد، ادامه داد:
کشتی به زیر آب فرو رفت.مرد به خانه رسید و دخترشان را به تنهایی بزرگ کرد و پرورش داد.
 
سال‌ها گذشت.مرد به همسرش پیوست!روزی دخترشان،
 
هنگامی که به مرتّب کردن اوراق و آنچه که از پدرش باقی مانده مشغول بود،
 
دفتر خاطرات پدر را یافت!دریافت که قبل از آن که پدر و مادرش به مسافرت دریایی بروند،
 
معلوم شده بود که مادرش به بیماری بی‌درمانی دچار شده بود که با وجود آن زندگیش چندان به درازا نمی‌کشید!
 
پس در آن لحظه ی حسّاس،در حقیقتپدر از تنها فرصت زنده ماندن برای پرورش دخترشان سود جُسته بود!
 
پدر در دفتر خاطراتش نوشته بود:«چقدر مشتاق بودم که با تو در اعماق اقیانوس مقرّ گیرم،
 
امّا به خاطر دخترمان،گذاشتم که تو به تنهایی به ژرفنای آبهای دریا بروی.»"
 
داستان خاتمه یافت.کلاس در خاموشی فرو رفت.
 
آموزگار می‌دانست که دانش‌آموزانش درس اخلاقی این داستان را دریافته بودند؛درس مربوط به خیر و شرّ،
 
خوبی و بدی، در این جهان را.در ورای هر کاری،هر فریادی،هر سخنی،
 
پیچیدگی‎‌بسیاری وجود داردکه درک آنها گاهی مشکل است.
 
 
به همین علّت است که هرگز نباید سطحی بیاندیشیم و دیگران را بدون
آن که ابتدا آنها را درک کرده باشیم،محلّ داوری خود قرار دهیم.
 
کسی که مایل است صورت حساب را پرداخت کند،بدان علّت نیست که جیبی مملو از پول دارد،
 
بلکه دوستی و رفاقت را بیش از پول ارج می‌نهد.کسانی که در محلّ کار،
 
ابتکار عمل را به دست می‌گیرند،نه بدان علّت است که احمقندبلکه چون مفهوم مسئولیت را نیک می‌دانند!
کسانی که بعد از هر جنگ و دعوایی،زبان به پوزش باز می‌کنندو از در اعتذار وارد می‌شوند،
 
نه بدان علّت است که خود را مدیون می‌دانند؛بلکه از آن روی است که شما را دوست واقعی خود می‌دانند.
 
کسانی که برایتان متنی را می‌فرستند،نه بدان سبب است که کار بهتری ندارند که انجام دهند،
 
بلکه از آن روی است که مهر شما را در دل و جان دارند!یک روز، همۀ ما از یکدیگر جدا خواهیم شد!
 
دلمان برای گفتگوهای خویش دربارۀ همه چیز و هیچ چیز تنگ خواهد شد!
 
رویا هایمان را به یاد خواهیم آورد.روزها و ماه‌ها و سالها از پی هم خواهد گذشت
 
تا بدانجا که دیگر هیچ تماسی برقرار نخواهد بود.
 
یک روز فرزندان ما نگاهی به  عکس‌های ما خواهند افکند و خواهند پرسید:
 
"اینها چه کسانند؟"و ما با اشکی پنهان،در چشم لبخندی خواهیم زد
 
زیرا سخنی بس مؤثّر قلب ما را متأثّر می‌ کند؛ پس خواهیم گفت:
 
"اینها همان کسانند
 
که من بهترین روزهای زندگی‌ام را باآنها گذرانده‌ام."
 

ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ

ﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽ
ﻣﺎﻧﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ...
ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ ....
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ
ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ....
ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ !

سعی کن

             سعی کن آنچه را که دوست داری بدست آوری، و گر نه مجبور می شوی
                           آنچه را بدست می آوری دوست داشته باشی.

کدام ویژگی افراد خلاق را دارید

جهان ما را یا اتفاقات ساخته، یا افراد خلاق؛ و یا همراهی این دو.
به گزارش روزگارنو، برای سازندگان دنیای ما ویژگی هایی بر شمرده اند که برخی از آنها را مرور می کنیم:
 ۱-کنج کاوی در مورد چیزهایی که درک نمی کنند پرس و جو  می نمایند. افراد خلاق چیزها را آن گونه که به نظر می رسد نمی پذیرند؛ آنها به طور طبیعی کنجکاو هستند و به طور مداوم در حال تحقیق درباره چیزهایی هستند که درک نمی کنند. همچنین، آنها اشیا را در ساختاری کلان تر مورد تجزیه و تحلیل دقیق قرار می دهند.
 ۲ -شورش: آنان به قواعد موجود پشت پا می زنند؛ زیرا به آنچه که ثابت و جا افتاده است اعتقادی ندارند. آنان اصول خود را می آفرینند.
 ۳ -شور و شوق: فرد خلاق علاقمند به در افتادن با مسائل دشوار است. او اهل کار بیهوده نیست؛ بلکه به دنبال رسیدن به یک موفقیت است.
 ۴ -بلندپروازی : خلاقیت، صاحبش را به تاثیر گذاری بر بر محیطش تشویق می کند.
۵ -انعطاف پذیری :در افراد خلاق توانایی پیدا کردن راه حل ها و روش های جدید برای یک مشکل وجود دارد؛ و این امر به لطف توانایی آنان برای انطباق با هر موقعیت جدید است.
 ۶ – توجیه: اکثریت افراد خلاق تمایل خود به دروغ را انکار می کنند؛ زیرا درک آنها از خودشان متفاوت از دیگران است.
 ۷ – بی ثباتی روانی : خلق و خوی افراد خلاق ثابت نیست و این امر آنان را دچار دردسرها و درگیری هایی در زمینه های اجتماعی می کند. آنان به سرعت اشتباهات دیگران را کشف و نسبت به آنان احساسات منفی پیدا می کنند. من سعی کردم بسیاری از مطالعات ارتباط خلاقیت، اختلالات روانی ، اما آنها در آن موفق نیست.
۸ – گذشت: افراد خلاق، در صورت ضرورت،  از تغییر استراتژی، تاکتیک یا حتی پروژه های خود نمی ترسند.

نيكى‏ها و بديها

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيرا(7اسرا)
اگر نيكى و احسان كرديد به خود كرده‏ايد و اگر بدى و ستم كرديد باز به خود كرده‏ايد. و آن گاه كه وقت (انتقام ظلم) ديگر شما (كه كشتن يحيى و زكرياست يا عزم قتل عيسى) فرا رسيد (باز بندگانى قوى و جنگ آور را بر شما مسلط مى‏كنيم) تا اثر بيچارگى و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بيت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآيند و به هر چه رسند نابود سازند
اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود بدى كرده‏ايد" (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها).
اين يك سنت هميشگى است نيكى‏ها و بديها سرانجام به خود انسان باز مى‏گردد، هر ضربه‏اى كه انسان مى‏زند بر پيكر خويشتن زده است، و هر خدمتى به ديگرى مى‏كند در حقيقت به خود خدمت كرده است.

صبر و الصلاة

اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ 

منظور از الصبر و الصلاة در اين آيه چيست ؟

 از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»


امام علی علیه‌السلام در حدیث معروف به «حدیث نورانیت»، به سلمان و ابوذر می‌فرماید: در آیه مبارکه «وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ - از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»، مراد از صبر حضرت محمد صلوات الله علیه و آله است و مراد از نماز من هستم و می‌افزایند: «بدين خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آينه آن (نماز) بزرگ و سنگين است و نفرمود هر آينه آن دو بزرگ و سنگين می‌باشند زيرا هر آينه ولايت حملش جز بر خاشعان بزرگ و سنگين است. و خاشعان همان شيعيان روشن بين و اهل بصيرت می‌باشند».

به پاس یادمان شهدای کربلا

 
ما رژيم صهيونيستى را يك رژيم نامشروع و حرام‌زاده ميدانيم

یوم الله 13 آبان ماه گرامی باد

سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛
لبخند فریب‌گرانه دشمن نباید کسی را دچار خطا کند/ ملت متکی به قدرت درونی از اخم و تحریم دشمن متلاطم نمی‌شود/ دولت و کنگره امریکا تحت تسلط سرمایه‌داران و کمپانی‌های رژیم نامشروع صهیونیستی هستند (۱۳۹۲/۰۸/۱۲ - ۱۱:۲۲)
يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است
2/7/1388

رزمندگان امروز سه دسته مي‌شوند

دعا كنيد كه خداوند شهادت را نصيب شما كند، در غير اين صورت زماني فرا مي‌رسد كه جنگ تمام مي‌شود و رزمندگان امروز سه دسته مي‌شوند: يك: دسته‌اي كه به مخالفت با گذشته خود برمي‌خيزند و از گذشته خود پشيمان مي‌شوند. دو: دسته‌اي كه راه بي‌تفاوت را بر مي‌گزينند و در زندگي مادي غرق مي‌شوند. سوم: دسته‌اي كه به گذشته خود وفادار مي‌مانند و احساس مسئوليت مي‌كنند كه از شدت مصايب و غصه‌ها دق خواهند كرد. پس از خداوند بخواهيد با رسيدن به شهادت از عواقب زندگي پس از جنگ در امان بمانيد، چون عاقبت دو دسته اول ختم به خير نخواهد شد و جزو دسته سوم ماندن هم بسيار سخت و دشوار خواهد بود

ھشدار که رشته ھای بقای دنیا بریده شد

 « ھشدار که رشته ھای بقای دنیا بریده شد . دنیا با اھلش وداع نموده ، نشانه ھای خیرش مفقود گشته و با شتاب اھل خود را به نابودی می برد و حتی ھمسایگانش را تباه می کند . آنچه از دنیا در کام شیرین می نمود تلخ گردید و آنچه صاف می نمود آلوده شد . از دنیا جز ته دیگی مسموم و آبی زھرآگین باقی نمانده است که جز بر گرسنگی و عطش نمی آفزاید . ای بندگان خدا مصمم شوید و از چنین خانه ایی که نابودی اش حتمی است کوچ کنید . مبادا که آرزو بر شما غلبه کند . تأخیر مکنید مبادا که مکثی شما را مشغول سازد . آمرزش طلبید و بسوی خدای خود باز گردید که برای شما امیدوارم وگرنه از عاقبت سرنوشتی که در پیشدارید بس بیمناک و متأسفم».


امام علی (ع) – نھج البلاغه

ایرانی های سپاه حضرت مهدی(عج)








طبق روایات، تعداد قابل ملاحظه ای از سپاهیان مخصوص و ارتش حضرت مهدی(عج) از ایرانیان هستند.

تعداد یاران اصلی حضرت مهدی(عج) 313 نفر هستند، که طبق روایات، 82 نفر از آنها ایرانی هستند. (1)

در خطبه ای، حضرت علی(علیه السلام)، به نقل از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، اسامی و ملّیت یاران حضرت مهدی(عج) که همراه حضرت قیام می کنند را برشمرد و فرمود:



از طالقان: 24 نفر
از قم: 18 نفر (در حدیثی دیگر، 10 نفر ذکر شد)
از خراسان: 6 نفر
از اصفهان: 4 نفر
از شیراز: 3 نفر
از آبادان: 3 نفر
از همدان: 3 نفر
از مراغه: 3 نفر
از قزوین: 2 نفر

از هر کدام از شهرهای اهواز، شوشتر، بروجرد، نهاوند، شیروان، آمل، جرجان، دامغان، سرخس، ساوه، فارس، ابهر، اردبیل، خوی، سلماس، کازرون: 1 نفر



سپس فرمود: ...و خداوند آنان را در کمتر از یک چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب زمین، در کنار کعبه گرد می آورد. (2)







امام باقر(علیه السلام) فرمود:

هنگامی که مهدی(عج) ظهور کند، نیروهایی با پرچم های سیاه ، از خراسان(3) قیام می کنند و با حضرت بیعت می کنند. (4)






منابع:

1- در برخی احادیث، 74 نفر، و در برخی منابع (مثل منتخب التواريخ، ص 1119 و...) تعداد دیگری ذکر شده است.

2- ملاحم ابن طاووس، ص146

3- در صدر اسلام، منظور از خراسان، مشرق زمین بود، که شامل ایرانِ آن زمان و هچنین مناطق ماوراءالنهر می شد.

4- فتن ابن حمّاد، ص85 – عقدالدّرر، ص129


برگرفته از کتاب الفبای مهدویت (موعودنامه)، ص 147







نکته: برخی از این مناطق، زمان پیامبر(ص) و ائمه(ع) دقیقا با این اسم نبودند، و اسم دیگری داشتند. لذا این شهرها، به صورت حدودی، با موقعیت جغرافیایی حال حاضر، تطبیق داده شد. (برخی مناطق، علاوه بر تغییر نام، وسعت جغرافیایی آنها نیز کم یا زیاد شد)



نماز اول وقت « شاه کلید » است !

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت : سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.


 

نماز اول وقت « شاه کلید » است !

 

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :

سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.

قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!
شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !

 

حکمت ۴۵۰ نهج البلاغه

شیوه ساده مطالعه

بنام خدای دانا و توانا

در اینجا یکی از روشهای بسیار مهم ، ساده و  علمی مطالعه که در فراگیران نتایج بسیار خوبی داشته تقدیم میشود :

  روش PQ5R  :    این روش یک روش بسیار جالب و موثر در درس خواندن است که شما با توجه به مراحل آن، اگر تمام مراحل آن را در مطالعه یک کتاب اجرا کرده  به بیشترین بازدهی و موفقیت میرسید.

 1-  Preview    (P)   :   ارزیابی کردن " پیش مطالعه "

یعنی اولین اقدام شما در مطالعه بررسی مقدماتی و مرور سطحی و پیش مطالعه است که عبارت است از ورق زدن و بررسی کلی کتاب یا فصل مورد مطالعه . در این مرحله شما باید تیتر ها ، مثالها ، نمودارها و... را از نظر بگذرانید .

2- Question    ( Q )  :    سوال و پرسش

در این مرحله با توجه به آگاهی مختصر قبلی خود ، برای خود سوال درست کنید . برای این منظور میتوانید تیترها و ... را به عنوان سوال در نظر بگیرید .

 3-  Read   ( R )   :    مطالعه و خواندن 

تا این مرحله شما در حدود 20% فصل یا کتاب را یاد گرفته اید یعنی کلید در دست شماست در مرحله خواندن شما باید با توجه به اطلاعات قبلی و با سرعت متن را سریع بخوانید و اگر جایی را متوجه نشدید آن را چند بار بخوانید .

 4-  Record   ( R )  :  ثبت کردن و یادداشت برداری

در این مرحله خلاصه نکات مهم را به صورت جملات کوتاه بنویسید و در معرض دید و مطالعه خود قرار دهید .

5- Recite   ( R )   :  بازگو کردن یا تعریف کردن

یعنی تکنیک تعریف مطلب برای خود ،  وقتی مطالعه یک بخش یا یک پاراگراف را تمام کردید از خود بپرسید دقیقا چه چیزی را یاد گرفتم ؟

 6- Review   ( R )   :  مرور کردن یا دوره نمودن

این مرور باید طبق اصول علمی صورت بگیرد یعنی بعد ازمطالعه ده دقیقه مرور کنید . بعد 24 ساعت ده دقیقه و بعد از 2 روز ده دقیقه و بعد از یک هفته ده دقیقه و بعد از دو هفته و تا شب امتحان این تکرار ده دقیقه ای را ادامه دهید .

 7-  Reflect   ( R )    :    تعمق و تفکر و تامل کردن

این مرحله آخرین مرحله از یک مطالعه خوب است سعی کنید به همراه تفکر روی موضوع به تصویر سازی و تصور خلاق نیز بپردازید .

سه گروه از زنها هستند که خداوند ایشان را عذاب نمى‏کند

امام صادق(ع)  فرمود: سه گروه از زنها هستند که خداوند ایشان را عذاب نمى‏کند و با حضرت فاطمه علیه السّلام محشور مى‏گرداند؛ و به هر کدام ثواب هزار شهید و ثواب یک سال عبادت مى‏دهند، (اول) زنى که بر غیرت شوهرش صبر کند، و (دوم) زنى که بد خلقى شوهر را تحمّل نماید (و سوم) زنى که مهریه خود را به شوهر ببخشد.

منبع:دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب/ ترجمه سلگى - قم، چاپ: اول، 1376ش

چگونه می شود دعای خود را اجابت شده ببینیم؟

دعای والدین جایگاه بالای نزد خداوند دارد و یکی از راه هایی که می شود دعای خود را اجابت شده ببینیم این است که از والدین خود بخواهیم تا این دعا را در حق ما انجام دهند. و این کار جز با رضایت قلبی آنها از فرزندشان صورت نمی گیرد.

در همین باب از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) این‌طور وارد شده است که: «کُلُّ شَیْئٍ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ تَعَالَی حِجَابٌ إلَّا شَهَادَةَ أنْ لا إلَهَ إلَّا اللهِ وَ دُعَاءَ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ». میان هر چیز و خدای‌تعالی ممکن است حجابی وجود داشته باشد، مگر شهادت به وحدانیت او و دعای پدر برای فرزندش. اینجا دیگر هیچ حجابی در کار نیست.

آنقدر خدای متعال دعای پدر را در حق فرزندش تحقق یافته می بیند که آن را برابری می دهد با شهادت با وحدانیت خودش ؛ پس باید از این میان بری که پروردگارمان به ما نشان داده استفاده کرد وبا کسب رضایت پدر و مادر _ که اگر تحقق یابد بهترین دعاها را در حقمان خواهد کرد_ به کمال سعادت خواهیم رسید.

در روایت دیگری از پیغمبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) آمده است: «دُعَاءُ الْوَالِدِ یَفْضِی إلَی الْحِجَابِ». دعای پدر از حجاب می‌گذرد و دیگر مانعی بر سر راه خود ندارد. یعنی اگر پدر برای فرزندش دعا کند، این دعا بدون حجاب خواهد بود و از تمام حجاب‌ها می‌گذرد.

اگر با دقت در احوال اطرافیان خود بنگریم می بینیم که هر کس به توصیه صریح و البته همراه با امر حق تعالی که در قرآن آورده است : “به پدر و مادر خود احسان کنید.”؛ عمل کرده است عاقبتش به خیر شده و زندگی بسیار زیبایی دارد و هر کس این امر الهی را نادیده گرفته است در ظلمات فرو رفته و ذلیل گردیده است. در همین راستا کمیل بن زیاد نقل می کند که امیر المؤمنین (ع) همواره به نیکى بر پدر و مادر تشویق می کرد و می ‏فرمود : “فرزندان من! بر شما باد به نیکى بر پدر و مادر که در دعاى آنها هم بهبودى است و هم نابودى”

منبع: فرهنگ نیوز

شخصیت شناسی انسان در قرآن

در تعریف «شخصیت» این گونه بیان شده است: خصوصیاتی که در روح هر کس شکل می‌گیرد و او را از دیگران جدا می‌کند و وسیله تشخیص او از دیگران می‌شود.

قرآن کریم این حقیقت را چنین ترسیم می‌فرماید: « ای مردم ما شما را از نر و ماده‌ای خلق نمودیم و شما را به صورت شعبه‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم، برای اینکه یکدیگر را بشناسید (امّا این را بدانید که) همانا گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. به درستی که خداوند دانا و آگاه است. »
قرآن کریم اگر چه با عنوان خاص در رابطه با «شخصیت» انسان سخن نگفته است، امّا از مجموع آیات که در مورد انسان نازل شده است به خوبی می‌توان «روان‌شناسی شخصیت» انسان را مورد بررسی قرار داد.

«شخصیت» از ماده «شخص» به معنای مابه الامتیاز و مابه الاختیار است و چیزی است که یک شیئی را از اشیاء دیگر جدا می‌کند.

به عبارت دیگر ویژگی هایی که در روح آدمی وحدت پیدا کرده و شکل گرفته و در رفتار فرد ظاهر می‌گردد را شخصیت می گویند.[۱]

مناسب‌ترین واژه‌ای که قرآن کریم برای شخصیت (منش و خوی) به کار می‌برد، واژه «شاکلة»است.

آنجا که می‌فرماید:«قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاً »[۲]

بگو: هر کس بر حال و هوا و ساختار نفسانى خود عمل مى‏کند (زیرا منشأ اعمال اقتضاى مزاج، یا ملکات است)، اما پروردگار شما به حال کسى که (روى شاکله صالحه) رهیافته‏تر است داناتر مى‏باشد.

نکات مهمی که در آیه یاد شده وجود دارد عبارت است از:

۱٫ اعمال انسان معلول صفات و خصوصیات ثابت روانی است و به عبارت دیگر، رفتار آدمی حکایت از شخصیت درونی او می‌کند. (از کوزه همان تراود که در اوست)

۲٫ تلاش دیگران (هر چند در شناخت مسائل روان تخصص داشته باشند) برای شناخت شخصیت افراد کافی نیست، زیرا شخصیت انسان در زیر صدها حجاب رفتار تصنّعی و تکلّف‌آمیز پنهان بوده و پی بردن به کنه شخصیت افراد کار آسانی نیست و لذا فرمود: «فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلاً»[۳]

در تعریف «شخصیت» گفته شد خصوصیاتی که در روح هر کس شکل می‌گیرد و او را از دیگران جدا می‌کند و وسیله تشخیص او از دیگران می‌شود.

ادامه نوشته

راهکارهايي براي مبارزه با قساوت قلب

1- توبه: امام صادق عليه السلام مي فرمايد براي قلوب زنگار است مانند زنگاري که بر مس است پس آن را با استغفار جلا دهيد.
توبه سه رکن دارد 1- پشيماني از انجام گناه 2- تصميم بر ترک گناه 3- جبران گذشته
2- کم کردن آرزوهاي دنيايي
3- عبادت خداوند: در زندگي جايي براي عبادت باز کنيم.
4- صدقه دادن و با فقرا رفت و آمد کردن و ديدن محيط زندگي آنان نيز در رفع قساوت و زنگار دل مفيد است.
5- معاشرت با انسان هاي مؤمن و با ايمان
6- ترک مخاصمه و جدل و دعوا
7- ترک جدي گناهان که از همه مهم تر است.
8- شنيدن موعظه ها، خصوصاً سخنان حکمت آميز ائمه معصومين عليهم السلام ( مانند نهج البلاغه خصوصاً بخش حکمت ها و مباحث دنيا
9- پيامبر فرمود: اين قلوب را زنگار مي گيرد هم چنان که آهن را زنگار مي گيرد وقتي آب به آن رسد. گفته شد جلاء آن چيست؟ حضرت فرمود: زيادي ياد مرگ و تلاوت قرآن. (7)
10- رفتن به مجالس علم. زيرا خداوند قلب ها را با نور حکمت زنده مي گرداند هم چنان که زمين مرده را به باران زنده مي کند.(8)
11- اطعام به مساکين و رسيدگي به يتيمان، قلب انسان را نرم مي کند.(9)
12- امام علي عليه السلام مي فرمايد: قلبت را با موعظه زنده کن ... و او را با ياد مرگ ذليل گردان[ و خاشع کن]..... و اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما.(10)
13- براي قلب جلائي غير قرآن نيست.(11)
14- تفکر، حيات و زندگي قلب است. (12)
15- روزه گرفتن نيز انسان را به خود آورده و در رفع زنگار قلب مفيد است.
16- خواندن ادعيه اي که از معصومين عليهم السلام رسيده و توجه به معاني بلند آنها بسيار مؤثر است. مناجات خمسة عشر که در مفاتيح الجنان آمده، بسيار زيباست. (اين مناجات مشتمل بر پانزده دعاست با نام هاي مناجات التائبين، مناجات الشاکرين، مناجات الخائفين، مناجات المفتقرين و ... که مناسب حال هر انساني در اين دعاها ، مضامين زيادي آمده است.)
17- عبادت با توجه: به عنوان مثال وقتي مي خواهيم نماز بخوانيم فکر کنيم آخرين نمازمان است.

ادامه نوشته

آب و سنگ

بستگی دارد با چه دیدگاهی به قضیه نگاه کنی!!!
آب برای رسیدن به هدفش وسیله را توجیه میکند به هر قالبی در میآید و خیلی وقت ها برای رسیدن به هدفش آرامش دیگران را به هم میزند در حالی که صبر سنگ الگوست و مثال زدنی آرام آرام از وجودش کم میشود کوچک میشود تا شایسته تراشیدن تندیس یادبودی شود ... باز آرام آرام کوچکتر میشود و شن و ماسه میگردد برای ساخت سرپناه و ساختمان و.... همینگونه آرام آرام ریز تر میشود تا خاک میگردد این صبر میلیونها سال طول میکشد اما نتیجه اش درخت است و گیاه و سبزه و جسم و حیوان و انسان و... حیات این را نوشتم که فقط یادمان باشد میشود به هر قضیه ای متفاوت نگاه کرد، آب مهم است، سنگ هم همینطور، نباید برای روحیه دادن بخودمان خوبی های وجودشان را فراموش کنیم!!!
دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...
اما دوتكه هيچگاه با هم يكی نمی شوند
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم، فهم ديگران برايمان مشكل تر و در نتيجه امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد
آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ به مراتب سر سخت تر و در رسيدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد. اما آب راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما می توان چشمان را بست و عبور کرد.
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت…
از خودمان آغاز کنیم

١٠ قانون طلایی برای این که دوستی واقعی باشیم

١) صداقت

یک دوست واقعی همیشه صادق است، تحت هر شرایطی که باشد. این وظیفه شماست که همیشه راست بگویید حتی وقتی می‌دانید که حقیقت می‌تواند آسیب بزند و به قیمت دوستی‌تان تمام شود (که اگر ٩ اصل دیگر را رعایت کنید این اتفاق نخواهد افتاد).

هیچوقت چیزی را بدون اجازه برندارید، حتی اگر می‌دانید که دوست‌تان با این کار شما مشکلی نخواهد داشت. حتماً اول اجازه بگیرید.

 ٢) اعتماد‌پذیری

یک دوست واقعی کسی است که بتوانید به او اعتماد کنید. وقتی قولی می‌دهید باید حتماً سر آن بایستید و اگر می‌دانید نمی‌توانید از عهده آن برآیید بهترین کار این است که صادق باشید و به دوست‌تان بگویید که نمی‌توانید قول‌تان را نگه دارید.

اگر می‌گویید که در یک تاریخ و ساعت مشخص جایی خواهید بود یا کاری خواهید کرد، به هر قیمتی شده باید آن را انجام دهید.

 ٣) احترام

یک دوست واقعی به زمان، اموال و اعتقادات احترام می‌گذارد.

به زمان با تلف نکردن آن احترام می‌گذارد. سر قرارهای ملاقات به موقع می‌آید و اگر احتمال تاخیر بود به دوست خود اطلاع می‌دهد.

به اموال با آسیب نرساندن به آن احترام می‌گذارد. با اموال و متعلقات دیگران با مراقبت و دوستی رفتار می‌کند.

به اعتقادات با قضاوت نکردن آنها احترام می‌گذارد. اگر بدانید که دوست‌تان یکسری اعتقادات و اخلاقیات خاص دارد، به آنها احترام می‌گذارید، حتی اگر با آنها موافق نباشید.

ادامه نوشته

4 ذکر کوتاه قرآنی برای رهایی از 4 چیز

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند:

1ـ در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ» (آل‌عمران/173) پناه نمی‌برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: «پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید.»

2ـ در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ‏ مِنَ الظَّالِمِینَ» (انبیاء/87) پناه نمی برد. زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: «پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.»

3ـ در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر «اُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ» (غافر/44) پناه نمی‌برد. زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: «پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.»

4ـ در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» (کهف/39) پناه نمی‌برد، زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: «مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.»

 

منبع: بحارالانوار، ج90، ص184 و 185، به نقل از کتاب خصال شیخ صدوق

احادیثی برای بانوان متأهل

«ان من خیر نسآءکم . . . المتبرجة من زوجها الحصان عن غیره (20) ; بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرش آرایش و زینت می کند، اما از بیگانگان خود را می پوشاند .»
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر زنی که در حج و جهاد و دانش اندوزی به شوهرش کمک کند، خداوند آن پاداشی را که به زن حضرت ایوب علیه السلام داده است، به او می دهد.

در مقاله ای که در پایگاه اطلاع رسانی حوزه درج شده است، پیرامون «آیین همسرداری» در احادیث اسلامی آمده است :
 
زیور اطاعت به گردن آویز
 
1- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
 
«ان للرجل حقا علی امراته اذا دعاها ترضیه واذا امرها (1) لا تعصیه ولا تجاوبه بالخلاف ولا تخالفه (2) ; مرد حقی بر زنش دارد [و آن حق این است که] چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد، و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و پاسخ مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد .»
 
باران عشق و محبت
 

2- امام رضا علیه السلام می فرمایند:
 
«اعلم ان النسآء شتی فمنهن الغنیمة والغرامة و هی المتحببة لزوجها والعاشقة له ...(3) ; بدان که زنان گوناگونند، برخی از آنان دستاوردی گرانبها و تاوان [رنج های آدمی] هستند و این زن کسی است که به شوهرش محبت می کند و عاشق اوست .»
ادامه نوشته

مرا همان گونه که هستم

یک روز، زنی با یک مجله در دست پیش شوهرش می‌آید و می‌گوید؛ "عزیزم، این مقاله فوق‌العاده است. یک فعالیتی را توضیح می‌دهد که هر دوی ما می‌توانیم برای بهتر کردن ازدواجمان آن را انجام دهیم. موافقی امتحانش کنیم؟"

همسرش می‌گوید؛ حتماً

زن توضیح می‌دهد، این مقاله می‌گوید که یک روز هر کدام از ما یک لیست جداگانه از چیزهایی در مورد همدیگر که دوست داریم تغییر دهیم تهیه کنیم. چیزهایی که اذیت‌مان می‌کنند، اشکالات کوچک و از این قبیل. و بعد فردای آن روز این لیست را به همدیگر بدهیم، موافقی؟

شوهر لبخند زده می‌گوید؛ موافقم

آن روز مرد کاغذی برداشته و در اتاق نشیمن نشست. زن به اتاق خواب رفت و همان کار را کرد.

روز بعد، سر میز صبحانه، زن گفت؛ شروع کنیم؟ اشکالی ندارد اگر من اول شروع کنم؟

مرد گفت؛ شروع کن.

زن سه ورق درآورد. لیست بلندبالایی بود. شروع به خواندن لیستش کرد. "عزیزم اصلاً دوست ندارم وقتی ....." و همین طور لیست را که از کارهای کوچکی در مورد همسرش که او را اذیت می‌کرد تشکیل شده بود، ادامه داد.

ادامه نوشته

داستان پروانه

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. 

شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده درپیله نگاه کرد.

سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد. 

آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک کند و با قیچی پیله را باز کرد.

پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما بدنش ضعیف و بال هایش چروک بود.

آن شخص باز هم به تماشای پروانه ادامه داد.

چون انتظار داشت که بال های پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت کنند. 
ادامه نوشته

اهمیّت کمک به همسر

امیرالمؤمنین(ع) می‌‌فرماید: روزى حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) مشغول پختن غذا بود، من نیز در تمیز کردن مقدارى عدس به او کمک مى‌‌کردم.

در همین حال پیامبر اسلام(صلّى الله علیه و آله) وارد منزل شد؛ و پس از آن که فاطمه زهرا(س) را کنار اجاق آتش مشغول پختن غذا دید؛ و نیز مرا در حال کمک به او مشاهده کرد، فرمود:

اى ابوالحسن! سخنم را گوش کن؛ و توجّه داشته باش که من سخنى نمى‌‌گویم مگر آن که خداوند مرا به آن دستور داده باشد.

سپس افزود: هر مردى که همسرش را در اداره امور منزل، یارى و کمک نماید، به تعداد هر موئى که در بدن دارد، ثواب یکسال عبادت نماز و روزه برایش ثبت مى‌‌گردد؛ و همچنین خداوند ثواب صابرین را به او عطا مى‌‌نماید.

و هرکس همسر و عیال خود را در کارهاى مربوط به منزل کمک و مساعدت نماید و بر او منّت نگذارد، خداوند نام او را در لیست شهداء و صدّیقین ثبت مى‌‌نماید و....

ادامه نوشته

پندهایی بسیار زیبا از مولا علی(ع)

«نوف بکائى» که یکى از اصحاب و علاقمندان حضرت امیرالمؤمنین علىّ(صلوات الله علیه) است، حکایت کند:

در آن هنگامى که حضرت علىّ(ع) در حوالى کوفه در محلّى به نام رَحبه اقامت داشت، به دیدارش رفتم و پس از احوالپرسى، به ایشان گفتم: مرا پندى ده.

مولاى متّقیان، علىّ(ع) فرمود: اى نوف! به هم نوعان و دوستان خود محبّت و مهرورزى کن، تا آنان نیز به تو مهر ورزند.

به حضرتش گفتم:اى سرورم! بر نصایح خود بیفزاى.

فرمود: به همگان نیکى و احسان کن، تا احسان ببینى.

گفتم: باز هم پندى دیگر بیفزاى تا بیشتر بهرمند گردم؟

حضرت فرمود: از مذمّت و بدگوئى نسبت به دیگران دورى کن وگرنه طُعمه سگ‌‌هاى دوزخ خواهى گشت.

ادامه نوشته

نشانه‌هاى منافقان چیست؟

جواب: در آیات قرآن نشانه‌هاى متعددى براى منافقان ذکر شده است که در یک جمع بندى مى توان، آن را در ده نشانه خلاصه کرد که همه این موارد در آیات ابتدائى سوره «منافقون» آمده شده است:

۱ ـ دروغ گوئى صریح و آشکار (وَ اللّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِینَ لَکاذِبُونَ).

۲ ـ استفاده از سوگندهاى دروغین براى گمراه ساختن مردم (اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً).

۳ ـ عدم درک واقعیات، بر اثر رها کردن آئین حق، بعد از شناخت آن (لایَفْقَهُونَ).

۴ ـ داشتن ظاهرى آراسته و زبانى چرب، على رغم تهى بودن درون و باطن (وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ).

۵ ـ بیهودگى در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون یک قطعه چوب خشک (کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ).

۶ ـ بدگمانى، ترس و وحشت از هر حادثه و هر چیز، به خاطر خائن بودن (یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَة عَلَیْهِمْ).

۷ ـ حق را به باد سخریه و استهزاء گرفتن (لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ).

۸ ـ فسق و گناه (إِنَّ اللّهَ لایَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ).

۹ ـ خود را مالک همه چیز دانستن، و دیگران را محتاج به خود پنداشتن (هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لاتُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّهِ حَتّى یَنْفَضُّوا).

۱۰ ـ خود را عزیز و دیگران را ذلیل، تصور کردن (لَیُخْرِجَنَّ الاْ َعَزُّ مِنْهَا الاْ َذَلَّ).

در «نهج البلاغه» خطبه اى مخصوص توصیف منافقان است، در قسمتى از آن خطبه چنین آمده است:
«هر روز به رنگ تازه اى درمى آیند، و به قیافه‌ها و زبان‌هاى مختلف خودنمائى مى کنند.
از هر وسیله اى براى فریفتن و درهم شکستن شما بهره مى گیرند و در هر کمین گاهى به کمین شما نشسته اند.
بدباطن و خوش ظاهرند، پیوسته، مخفیانه براى فریب مردم گام برمى دارند، و از بیراهه‌ها حرکت مى کنند.
گفتارشان به ظاهر شفابخش، اما کردارشان، دردى است درمان ناپذیر.
بر رفاه و آسایش مردم، حسد مىورزند، و اگر کسى گرفتار بلائى شود خوشحالند.
همواره امیدواران را مأیوس مى کنند و همه جا آیه یأس مى خوانند.
آنها در هر راهى، کشته اى دارند! و براى نفوذ در هر دلى، راهى! و براى هر مصیبتى، اشک ساختگى مى ریزند!
مدح و ثنا به یکدیگر، قرض مى دهند، و از یکدیگر انتظار پاداش دارند.
در تقاضاهاى خود اصرار مىورزند، و در ملامت، پرده درى مى کنند، و هر گاه حکمى کنند، از حدّ تجاوز مى نمایند.
در برابر هر حقى، باطلى ساخته، و در مقابل هر دلیلى، شبهه اى، براى هر زنده اى، عامل مرگى، براى هر درى، کلیدى، و براى هر شبى، چراغى تهیه دیده اند!
باطل خود را شبیه حق جلوه مى دهند، و در توصیف‌ها، راه فریب پیش مى گیرند.
طریق وصول به خواسته خود را آسان، و طریق خروج از دامشان را تنگ و پر پیچ و خم جلوه مى دهند.

آنها دار و دسته شیطان و شراره‌هاى آتش دوزخند! همان گونه که خداوند فرموده: أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ: «آنها حزب شیطانند، بدانید حزب شیطان زیانکارند»!(۱)

منبع: وبلاگ رب أدخلنی مدخل صدقِ و أخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطناْ نصیراْ

اگر بی قراری بدان یار یاری...

 اگر فنجانی کوچک زیر باران نگه دارید

،به اندازه همان فنجان به شما میرسد

اگر کاسه بزرگی نگاه دارید بهمان اندازه در آن آب جمع می شود!

شما چه ظرفی زیر باران الهی قرار داده اید؟

باران رحمت خدا همیشه می بارد,

این تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم

 

6 اصل لازم برای زیبائی واقعی

 

1- برای داشتن لب های جذاب کلام محبت آمیز به زبان آورید.

 

2 - برای داشتن چشمان زیبا به زیبایی های مردم و خوبیهای آنها توجه کنید.

 

3 - برای خوش اندام ماندن غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید.

 

4 - برای داشتن موهای زیبا بگذارید کودکی هر روز آن را نوازش کند.

 

5 ـ برای داشتن فرم مناسب در حالی راه بروید که میدانید هرگز تنها نیستید.

 

6 - انسانها بیشتر از اشیا احتیاج به تعمیر نو شدن احیا شدن مرمت شدن و رهاشدن دارند هیچ وقت هیچ کدام را دور نریزید.

6 قدمی که برای فراموش کردن گذشته وجود دارد

 
6 قدمی که برای فراموش کردن گذشته وجود دارد شامل موارد زیر است:
 
۱ - درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.
 
2 - با دور ریختن احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان ، آنها را فراموش کنید. خواهید دید که بعد از آن چقدر احساس آرامش می کنید.
 
۳ - درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.
 
۴ - احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید.
 
۵ - معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید آسیب پذیر باشید.
 
۶ - برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان به خاطر گذشته دردناکتان کمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید.
 
ادامه نوشته

بصیرت


امام خامنه ای(مدظله): هدف دشمن اینست که مردم احساس کنند راه حل

مشکلات ، سازش با غرب است و از درون ، نظام را برای سازش تحت فشار قرار دهند

همه باید هوشیار باشند فتنه جدیدی در راه است.



شرایط دوست خوب

امام صادق علیه السلام فرمود دوستی ورفاقت حدود وشرایطی دارد، کسی که به بعضی از این شرایط را نداشته باشد دوست کاملی نیست و نباید او را به عنوان یک دوست برگزید. و اما شرایط دوست خوب:
۱٫ ظاهر و باطنش یکسان باشد و آنچه نسبت به تو ابراز می دارد، در درون نیز همان گونه باشد.
۲٫ خوبی تو را خوبی خودش بداند و بدی تو را بدی خود، آبروی تو را آبروی خودش بداند و رسوایی تو را رسوایی خود.
۳٫ اگر در وضع مالی اش بهبود حاصل شد و به ثروتی دست یافت یا به مقام و قدرتی رسید، با تو تغییر روش ندهد.
۴٫ به اندازه توانایی و قدرتش از مساعدت و همراهی با تو مضایقه نکند.
۵٫ آن که تو را در روز گرفتاری و بدبختی به دست فراموشی نسپارد و تنهایت نگذارد.

8نکته برای فهمیدن دروغگو

 

 1 - گاهی حرکات صورت و بدن مشخص می کند که یک نفر در حال دروغ گفتن است .فرد دروغگو معمولا" در هنگام دروغ گفتن به چشمان شما نگاه نمی کند ، کمی بی قرار است و مثل کسانی که استرس دارند و ناراحت هستند رفتار می کند.
 
2 - حرفهای فرد دروغگو معمولا" پر از تناقض است برای مثال او در زمانهای داستانهایی که تعریف کرده است دچار اشتباه می شود و یا در به یاد آوری جزئیات دچار مشکل می شود . او حتی ممکن است برخی جزئیات را که قبلا" تعریف کرده بیاد نیاورد و یا باهم اشتباه بگیرد.

 3 - اگر فرد مقابل سعی می کند همه سئوالات شما را بدون کم و کاست پاسخ دهد و روی پاسخ هایش پافشاری می کند ، به او شک کنید .این حالت دفاعی افراطی نشان دهنده آن است او سعی دارد چیزی را پنهان کند.

4 - اگر این فرد بدون دلیل شما را به دورغگویی و فریبکاری متهم می کند باز هم باید به او شک کنید . در واقع فرد دروغگو همه را مثل خودش می بیند.

5 - به ندای درونی خودتان گوش دهید . گاهی انگار به ما الهام می شود که فرد مقابل در حال دروغ گفتن است . اما تا وقتی مطمئن نشدید قضاوت و نتیجه گیری نکنید در عوض سعی کنید برای حدستان شواهد محکمی پیدا کنید.

6 - می توانید مستقیما" از طرف مقابلتان سئوال کنید که آیا دروغ می گوید ؟ معمولا" فردی که در حال دروغ گفتن است وقتی متوجه می شود دروغش فاش شده ، احساس بدی به اودست می دهد وحتی ممکن است تصمیم بگیرد حقیقت را بگوید.

  7 - وقتی کسی سعی می کند علت دروغ گفتنش را به شما توضیح دهد صبور باشید و با دقت به حرفهای او گوش کنید . شاید او به خاطر ناراحت نکردن شما و یا ترس از عصبانیت شما ، دروغ گفته باشد.


8 - شاید خود شما طوری رفتار کرده باشید که آن شخص مجبور شده به شما دروغ بگوید. آیا شما معمولا" از شنیدن حقیقت ناراحت می شوید و اطرافیانتان معمولا" نمی توانند حقیقت را به شما بگویند؟

7 عادتی که افراد موفق ندارند!

۱. انجام چندکار همزمان
شاید به نظر هوشمندانه باشد که چند کار را به طور همزمان انجام دهید اما مساله اینجاست که همه آن کار‌ها نتیجه ضعیفی خواهند داشت. مغز هم محدودیت‌هایی برای انجام کار‌ها دارد. درست است که از عهده انجام چندکار همزمان بر می‌آید اما باعث ایجاد استرس می‌شود و نتیجه کار نیز مفید و مناسب نیست.
راهکار: برای مفید بودن و درست انجام دادن کار‌ها، فقط یک کار را در زمانی واحد انجام دهید. این باعث می‌شود تا مغز آرام باشد و با تمرکز و دقت بیشتری کار خود را انجام خواهید داد. روند پیشرفت آن نیز لذت بخش است. پس از اتمام یک کار، سراغ کار بعدی بروید.

۲. صرف زمان زیاد برای کارهای غیرضروری
آیا صبح زود از خواب بیدار می‌شوید؟ پس احتمالا انرژی و زمان زیادی را در فیس بوک، مرتب کردن کمد‌ها یا چت و تماس با دوستان خود هدر می‌دهید.
راهکار: هر شب فهرستی از کارهایی که فردا باید انجام دهید را بنویسید. البته بیشتر از دو یا سه کار مهم را در این لیست نگنجانید. هنگام برنامه ریزی‌های خود، ساعاتی که بیش از همه انرژی دارید (صبح، نیمه شب، ظهر یا...) را برای انجام کار‌ها اختصاص دهید. پس از برنامه ریزی برای انجام کارهای مفید اگر زمانی باقی ماند می‌توانید به کارهای غیرضروری رسیدگی کنید.

۳. میز کار شلوغ داشتن
افرادی که میزهای شلوغ و نامرتب دارند اصولا می‌گویند دقیقا می‌دانند هر چیزی کجاست! اما این مساله صحت ندارد. به هم ریختگی‌های فیزیکی برابر است با به هم ریختگی‌های ذهنی. اگر فردی ذهن شلخته و نامرتی داشته باشد نمی‌تواند کار‌ها را درست و دقیق پیش ببرد.
راهکار: دو ساعت زمان بگذارید و میز کار خود را مرتب کنید. کاغذ‌ها و وسایل بی‌مصرف را دور بریزید. برای خود سه دسته درست کنید. آنهایی که باید یکراست به سطل زباله بروند. آنهایی که باید در پوشه یا جعبه‌ای نگهداری شوند و آنهایی که باید در فهرست کارهای مهم قرار بگیرند.

۴. شروع، توقف و شروع دوباره
عدم تداوم، دشمن ابتکار و موفقیت است. در دست داشتن پروژه‌ای که بیش از حد نرمال زمان برده، مایوس کننده است.
راهکار: لازم نیست باهوش‌ترین یا با استعداد‌ترین فرد در محل کار خود باشید، فقط باید در انجام کارهای خود ثبات و تداوم داشته باشید. کارهای خود را روزانه و بر اساس برنامه ریزی انجام دهید. حتی اگر نتیجه کار موفقیت آمیز نبود هم نهراسید و ناامید نشوید. همچون ادیسون فکر کنید؛ او گفته است: «من هیچ‌گاه شکست نخوردم فقط ۱۰ هزار راهی پیدا کردم که کار نمی‌کنند.»

۵. اعتراف به ترس
ترس کاملا طبیعی است. ترس، یعنی شما با خود چالش دارید. اما صرف اینکه از چیزی می‌ترسید دلیل نمی‌شود از آن اجتناب کنید. شاید آن کار برای شما بهترین باشد.
راهکار: از چیزهایی که خیلی می‌ترسید فیلم نامه بنویسید و در عالم خیال بازی کنید. آیا آن کار شما را می‌کشد؟ نه؟ خوب است. به طور واقع گرایانه ببینید نتیجه انجام آن کار چیست. سناریوی ذهنی خود را مجسم و تصور کنید در حال انجام آن کار هستید. مطمئن باشید اتفاق‌های بدی که فکر می‌کنید هرگز رخ نمی‌دهند. بنابراین، ترس‌های خود را فراموش کنید.

۶. تعیین اهداف نامعلوم
شما دوست دارید «درآمد بیشتر» یا «سلامت بیشتر» داشته باشید. اما این اهداف چه مفهومی دارند؟ این اهداف بسیار مبهم و نامعلوم هستند و نمی‌توان مسیری برای رسیدن به آن‌ها تعیین کرد. همین باعث می‌شود هرگز به آن‌ها دست پیدا نکنید.
راهکار: اهداف مشخص تعیین کنید و رنگ واقعیت به آن‌ها ببخشید: خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع گرا و زمان دار. به جای گفتن «هدف من درآمد بیشتر است» سعی کنید مثلا در هر ماه یک مشتری بیشتر به مشتری‌های خود اضافه کنید. یا برای سلامتی بیشتر، ۳۰ دقیقه در روز و ۵ روز در هفته را به ورزش یا پیاده روی اختصاص دهید.

۷. مقصر دانستن دیگران برای نرسیدن به اهداف خود
مقصر دانستن دیگران بد‌ترین طرز فکری است که کسی می‌تواند در راستای تحقق اهداف خود داشته باشد. شاید درآمد کم یا مدیری با درک پایین داشته باشید، اما این زندگی شماست. همیشه ناله و شکایت کردن باعث می‌شود در برزخ «منِ بیچاره» باقی بمانید. این دودلی‌ها شما را از اهدافتان بسیار دور می‌کند.
راهکار: از این حالت بیرون بیایید و مسوولیت پذیر باشید. شما مسوول همه شرایط زندگی خود هستید. این شما هستید که مالک گذشته، حال و آینده خود هستید. بنابراین، از شکایت و مقصر دانستن دیگران برای عدم کارایی و ناموفق بودن خود دست بردارید.

چهاردلیل برای این مشکل ها که چرا آدم‌ها خط خطی می‌کنند؟

1. بیان بی‌قراری:  
ممكن است شكلی از بیان بی‌قراری و ناراحتی باشد یا كاری كه وقتی رنجیده خاطر و خسته یا منتظر اتفاقات مهیج‌تری هستیم، انجام می‌دهیم.
2. رهایی از تنش:  
تزیین كاغذ با خطوط مارپیچ، نوشته‌های بدخط و نقاشی‌های كوچك ممكن است كمكی برای رها شدن از تنش‌ها باشد.اگر این فرض درست باشد، حداقل این كار به نسبت روش‌های دیگر تسكین استرس مثل كشیدن سیگار، عادت مثبت‌تری است.
3. بی‌جهت: 
برخی روانشناسان معتقدند، این اشكال شامل مجموعه‌ای از علائم، خطوط و نقوش هستند كه بی‌هدف  بی‌جهت ترسیم می‌شوند اما حاوی مطالب زیادی در مورد شخصیت افراد هستند.و این نقش‌هارامی‌توان به‌صورت یك فعالیت خلاق سمت راست مغز هم ارزیابی كرد.
 4. آزادسازی مغز از فعالیت‌های ذهنی: 
شواهدی وجود دارد كه رسم این شكل‌ها و خطوط، مغز را از فعالیت‌های ذهنی آزاد است.

چرا هدف گذاری نمی کنیم ؟

همۀ عمر به ما گفته اند که باید تعیین هدف کنیم. اما چرا فقط تعداد انگشت شماری از مردم تهیین هدف می کنند؟

1- نخست اینکه مردم هنوز به اهمیت تعیین هدف پی نبرده اند. پژوهش های انجام شده آشکار ساخته اند که زنان و مردان جوانی که به تعیین هدف می پردازند، بدون استثنا از خانواده هایی هستند که اهمیت تعیین هدف را از اغاز مورد تأکید قرار داده اند.

گفتگوهایی که روی میز شام صورت می گیرد، بعدها روی زندگی ما اثرات تعیین کننده ای باقی می گذارند. اگر در خانواده هایی پرورش یافته باشیم که پدر و مادر برای خود هدفی تعیین نمی کنند، درباره ی هدف حرفی نمی زنند و ما را به تعیین هدف تشویق نمی کنند و درباره کسانی که دارای هدف هستند و هر روز به موفقیت های بیشتری دست می یابند صحبتی نمی کنند، ما هم با این اندیشه بزرگ می شویم که اصولا داشتن هدف بخشی از زندگی عادی نیست.

2- مردم نمی دانند چگونه تعیین هدف کنند. یکی از کمبود های نظام آموزشی ما این است که دانش اموزان بین 15 تا 18 سال در این نظام اموزشی به تحصیل می پردازند ولی هیچ وقت آموزشی در زمینه ی تعیین هدف دریافت نمی کنند. دلیل این امر آن است که کسانی که تصمیم می گیرند چه مطالبی در مدارس تدریس شود، خود با تعیین هدف اشنایی ندارند.

کاملا امکان پذیر است که از یک دانشگاه برجسته مدرک تحصیلی بگیرید و با این حال حتی یک ساعت کسی دربارۀ هدف برای تان حرف نزده باشد، انگار کسانی که محتوای دروس دانشگاه ها را می نویسد به کلی از اهمیت هدف گذاری بی اطلاعند.

3- ترس از طرد شدن. افراد زیادی از تعیین هدف سر باز می زنند زیرا هر بار که برای خود هدفی معین کرده اند کسی از راه رسیده و به آنها گفته است نمی توانند به هدف خود برسند، بیهوده پول و وقت خود را تلف می کنند، زحمت بیهوده می کشند و سرمایۀ خود را هدر می دهند.

اگر نمی دانید به کجا می روید می توانید از هر مسیری که می خواهید حرکت کنید و به همان جایی که نمی دانید کجاست برسید.

4- ترس از شکست. ترس از شکست بیش از هر نگرانی روانی، بیش از هر مشکل دیگری ما را از تعیین هدفی که موجب رشد ما می شود و باعث می شود ما نسبت به گذشته به موفقیت های بیشتری دست بیابیم، باز می دارد. اکثر افراد هنوز به اهمیت شکست خوردن در راه کسب موفقیت پی نبرده اند. واقعیت این است که بدون تحمل شکست، موفقیت امکان پذیر نیست. شکست جزء جدایی ناپذیر موفقیت است. مقدمه همۀ موفقیت های بزرگ، شکست است. اگر می خواهیم به عنوان یک انسان به موفقیت کامل برسیم باید حاضر باشیم خطر شکست های پی در پی را بپذیریم. زیرا لازمه کسب موفقیت، افتادن و برخواستن های بسیار است تا عاقبت درس هایی که لازمه کسب موفقیت کامل است، بیاموزیم.

5- راحت طلبی. انسان به طور طبیعی مایل است در ساحل امن و آسایش باقی بماند. تمایل طبیعی انسان است که وضع موجود را حفظ کند و خطر نکند. تمایل طبیعی انسان است که به آنچه دارد راضی و قانع باشد و کوشش بیشتری به عمل نیاورد.

با این وجود، همه انسان های موفق، تمامی زنان و مردان پیروزمند، انداخته اند و به طور دائم کوشش کرده اند تا از سطح موفقیت های پیشین پا را فراتر بگذارند. دائما سعی کرده اند به سوی منطقه خطر پیشروی کنند و کاری بزرگ تر، بهتر و مهم تر انجام دهند.

یک به یک موفقیت هایی که در تاریخ زندگی بشر آمده است، دسترنج مردان و زنانی است که با وجود آنکه هیچ گونه تضمین و اطمینانی به موفقیت خود نداشته اند، شجاعت خطر کردن و قدم به پیش گذاشتن را دارا بوده اند.

برگرفته از کتاب حکایت انکه قورباغه اش را قورت داد / نشر بخشایش

نکات زیبا برای زندگی زیبا

•  آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

•  وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

•  سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

•  اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

•  افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

•  پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر

•  کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم

ادامه نوشته

ورود این انسانها به بهشت ممنوع!

هر انسان منصف و عاقلی ،وجدانش حکم می کند تا پدر و مادر خود را مورد تکریم قرار دهد.

عقیق: براساس دستورات موکد الهی در قرآن کریم پاسداشت پدر و مادر واحترام گذاشتن به آنها بسیار مورد توجه قرار گرفته و برای خاطیان مجازات های سختی در نظر گرفته شده است.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نیز در روایت های متعددی به این موضوع عنایت فرموده اند و در روایتی می فرمایند:

دیدم بر در بهشت نوشته شده است تو (بر چهار گروه)حرام هستی

بر انسان بخیل - ریاکار - اذیت کننده پدر و مادر - و سخن چین.

پی نوشت:  ارشاد القلوب ج 1ص139)

زندگیتان را به سادگی شیرین کنید

آرامش و پایداری صمیمیت بین زوجین مانند نهالی است که مدام به آبیاری و محافظت احتیاج دارد که به برخی از مهم ترین آن ها می پردازیم:

احترام به یکدیگر
لازم تداوم زندگی مشترک، ارج نهادن به شخصیت یکدیگر است. در همه حال احترام یکدیگر داشته باشید زیرا با بذل محبت و احسان بدون قید و شرط و حفظ حرمت یکدیگر، احترام و اطاعت پذیری را در همسرتان نیز به وجود می آورید.

آراستگی
آراستگی و پاکیزگی ظاهر، ریشه های ازدواج را استحکام می بخشد و این اگر مختص یک جنس نیست.

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: بر شوهر ضروری است که در قابل با همسرش سه چیز را رعایت کند: موافقت با وی تا موافقت و محبت و میل او را به خود جلب کند، خوش اخلاقی با وی و دلبری از او با آراستگی ظاهر در نگاهش و گشایش زندگی برای او.1

ادامه نوشته

لیوانی پراز آب

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:

50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

استاد گفت:

من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید:

خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد..

حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
..
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

سفارش ائمه به عطر زدن

 موضوع: آداب زندگی

کلمات کليدي: بوی خوش، عطر، یهودی

یکی از ویژگی هایی که طبق احادیث در پیامبران وجود داشته، استفاده آنان از بوی خوش است.

امام رضا علیه السّلام می فرماید:

«شایسته نيست که مرد، روزانه از بوی خوش استفاده نکند، و اگر نتوانست حداقل جمعه بوی خوش را ترک نکند.»

امام جعفر صادق عليه السلام هم می فرماید:

«هر كه در هر روز بوی خوش استفاده کند، تا شب عقلش با او باشد.»

 ایشان در جمله ای دیگر نیز فرمود:

« نماز كسيكه خوشبو باشد بهتر است از هفتاد نماز كه بى بوى خوش باشد.»

اميرالمؤمنين می فرماید:

«بايد زن مسلمان پيوسته براى شوهرش، خود را خوشبو كند.»

روزى عثمان بن مظعون به  حضرت عرض كرد:مي خواهم بوى خوش و چند مورد از لذتها را ترك كنم؛ حضرت فرمود كه ترك بوى خوش نکن، كه ملائكه بوى خوش مؤمن را مي بويند. و البته در هر جمعه آن را ترك نكن و  همچنین فرمود كه هر چه در بوى خوش خرج نمائى اسراف نيست!

نقل شده است که حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله برای تهیه عطر بیشتر خرج می کردند تا برای تهیه غذا.

برخی از فواید استفاده از بوی خوش

امام رضا می فرماید:

« چهار چيز است كه دل را باز می کند و غم را از بین می برد:عطر زدن، عسل خوردن، سوارى كردن و به سبزه نظر كردن!»

از حضرت صادق  نقل شده است كه بوى خوش دل را قوى مي كند و قوّت جماع را افزایش می دهد.

استفاده زنان از عطر در بیرون از خانه

از حضرت رسول نقل شده است:

«هر زنى كه عطر بزند و از خانه بيرون آيد[1] پيوسته لعنت الهى بر او باشد تا به خانه برگردد.»

-------------------

[1] البته بدیهی است که منظور، در معرض نامحرم قرار گرفتن است.

به تصرف و تلخیص از حلیة المتّقین علامه مجلسی

 

 

نوشته شده توسط گروه آداب زندگی

26 راز آرامش درون

۱- راز آرامش درون خویشتنداری است، انرژیهای خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.
 
۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
 
۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، ...گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
 
۴- راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی ، عاطفی ذهنی و معنوی.
 
۵- راز آرامش درون در دل نبستن است،  این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.
 
۶- راز آرامش درون در شادی است،  افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.
 
۷- راز آرامش درون در آروز نداشتن است، این را بدان که شادی در درون تو جای داردو نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو .
 
۸- راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری ، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.
 
۹- راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی، اما می توانی خودت را تغییر دهی.

ادامه نوشته

چه كنيم كه معصيت نكنيم؟

آيت‌الله العظمي بهجت(ره):

انجام طاعت و ترك معصيت به حسب ظاهر مشكل است و مسلمان شدن مشكل، بلكه كالمحال [مانند محال] است و بنابراين غير از معصومان(ع) همه به ترك طاعت و فعل معصيت مبتلا هستيم و معصوم بودن مثل اينكه نشدني است، ولي در افراد بشر، شمر هم بسيار است؛ امّا آيا چيزي هست كه مطلب را آسان كند؟ 


از اموري كه خيلي سهل المؤونه و آسان است ـ اگرچه عمل بر خلاف قول باشد ـ اين است كه انسان ملاحظه كند و ببيند اگر ملتزم به طاعت و ترك معصيت باشد، آيا حال او مثل صورتي است كه ترك طاعت و فعل معصيت مي‌كند و آيا اين حال، مثل حالت اوّل است؟

فرض كنيد اگر انسان نزد رئيس‌جمهور يا هر رئيس مطلق، مقرّب باشد، اين براي او بهتر است يا اينكه نزد فقير تهيدست و محروم؟! آيا خوب است به ذاتي كه موت، حيات، مرض، صحّت، غنا و فقر به دست اوست، مراجعه كنيم و رابطة دوستي داشته باشيم، يا با كسي كه خود محتاج، ناتوان و بيچاره است؟! در اطاعت اوامر الهي و نيز در معصيت و به فرمان شيطان و نفس بودن، امر داير است بين اينكه با كسي كه حيات و ممات، غنا و فقر، مرض و صحّت، مريض‌خانه و دكتر، خزانه و ثروت و... به دست اوست؛ مجالست كنيم يا با كسي كه هيچ ندارد؟! انسان كدام را اختيار مي‌كند و محبّت وجدانيّه (نه به حسب خوف نار يا شوق بهشت) با كدام طرف است؟

به حسب ظاهر، بندة مطيع، پشتيبانش مثل كوه، محكم و استوار و منبع همة خيرات است و بندة عاصي پشتيبانش، محتاج‌تر از او و دشمن دانايي (شيطان) است كه از دوست نادان، بدتر است و صلاحديدش تمام به زيان او است. نظير شخصي كه نزد كسي رفت تا او را از فقر، فشار و ناراحتي روزگار نجات دهد، او گفت: شايسته‌ترين كار براي شما، اقدام به مرگ و خودكشي است! صلاحديدش از اين قبيل است كه بگويد: صلاح و نجات شما در اين است كه قرص مرگ‌آور يا خواب‌آور بخوريد تا راحت شويد! بنابراين، ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت، دوستي و هم‌نشيني با غنيّ قادر و داناي كريم هستيم و در عزم بر معصيت، عازم به رفاقت و هم‌نشيني با فقير عاجز جاهل و لئيم.

اگر اين معنا را درست تشخيص دهيم و بفهميم و به طور واضح و روشن باور كنيم، خواهيم فهميد كه در اطاعت سود برده‌ايم، نه زيان و خسارت؛ به دليل اينكه ديده‌ايم افرادي «و اُحي الموتي بإذن الله؛1 مردگان را به اذن خدا زنده مي‌كنند» و كراماتي از اين قبيل را داشته‌اند و شدني است و محال نيست و اختصاص به انبيا(ع) هم ندارد، بلكه هر كه از آنها متابعت كند، مي‌تواند از اين راه به مقامات، كمالات و كرامات آنها دست يابد، البتّه بدون تحدّي نبوّت و كذّابيت مدّعي آن.

پس اگر انسان يقين كند و براي او واضح و آشكار شود كه در طاعت، با غني، قادر، كريم و... رفاقت كرده و در معصيت با عاجزتر و محتاج‌تر از خود، طبعاً هيچ‌گاه به معصيت تمايل پيدا نمي‌كند و از قصر شاهنشاهي و از كنار هرگونه ناز، نعمت، آبادي و آسايش، به كاروانسراي خرابه و ويرانه نمي رود و با صاحب آن رفيق و همنشين نمي‌شود، در حالي كه خود آن صاحبخانه هم راضي نيست كه رفيق او و همراهش باشيم و از هر چيز محروم گرديم!
بنابراين، براي تسهيل طاعت و اجتناب از معصيت، راهي جز اين نداريم كه متوجّه شويم و يقين [پيدا] كنيم كه طاعت، نزديكي به تمام نعمت‌ها، خوشي‌ها، دارايي‌ها، عزّت‌ها و... است و معصيت، عبارت است از محروميّت، ناخوشي، نداري، ذلّت و... .
پیامبر أعظم


ماهنامه موعود شماره 118