آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم

از اشتباهات خود و ديگران عبرت بگير

بدون شرح

نایت اسکین

 

مژده ای دل كه مسیحا نفسی می آید
                                 كه ز انفاس خوشش بوی كسی می آید
از غم هجر نكن ناله و فریاد كه من
                                          زده ام فالی و فریادرسی می آید
كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست
                                  این قدر هست كه بانگ جرسی می آید
از ظهور بركاتش نه من خرم و بس
                                      عیسی اینجا به امید نفسی می آید
همه اعیان جهان چشم به راهش دارند
                                         هر عزیزی ز پی ملتمسی می آید
فیض دارد سر آن كه به رهت جان بازد
                                    هر كس اینجا به امید هوسی می آید
دوست را گر سر پرسیدن بیمار غم است
                                    گو بیا خوش كه هنوزم نفسی می آید

تصميم شبيه به ماهي است، گرفتنش آسان و نگه داشتنش دشوار است

« نکاتی در مورد مصادف شدن نوروز و فاطمیه »

1.مصیبت شهادت حضرت فاطمه (س) برای اهل بیت (ع) بسیار سنگین بوده و هست .

امام علی (ع) هنگام دفن حضرت فاطمه (س) خطاب به پیامبر (ص) فرمودند : «وأما حزنی فسرمد و أما لیلی فمسهّد» پس از این اندوهم ابدی است و شبم ، با بیداری خواهد گذشت .

نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282

توجه کنید که اغراق در کلام امام راه ندارد ؛ پس معلوم می شود حضرت بعد از این قضیه هیچ شبی نخوابیده است .

اما علت چیست ؟ علت گفتنی نیست ! «ستنبئک ابنتک بتظافر أمتک علی هضمها» به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امتت در ستم کردن به وی اجتماع کرده بودند

نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282

2.امام صادق (ع) می فرمایند : خداوند شیعیان ما را رحمت کند ... در ایام حزن و اندوه ما اندوهگین اند و در ایام شادی ما مسرور اند .

همچنین فرمودند : ناراحتی ما آنان را اندوهگین ساخته و شادمانی ما آنان را شادمان می سازد .

امالی طوسی/229

3.در ایام نوروز امسال ، امام زمان (عج) در عزای مادر بزرگوارشان فاطمه زهراء (س) اند . آیا صحیح است که ما شیعیان بجای آنکه با اماممان هم ناله شویم ، به شادی بپردازیم ؟ براستی امام زمان (عج) از ما چه انتظاری دارند ؟ آیا صحیح است که شعیان در نوروز لباس مشکی از تن بیرون کنند ؟ و آیا صحیح است هفت سین پهن کنند ؟ و با این کار بر غم های مولایشان بیافزایند ؟

ادامه نوشته

۷ دلیل اصلی بود که موجب می‌شوند شما شاد نباشید

نگاهی به اطراف خود بیندازید.

                                                  چند نفر از افراد دور و بر شما، شاد نیستند؟

                                                  چند نفر از آن‌ها لبخند بر لب دارند و واقعاً شاد هستند؟

                                                  اکثر افراد پیرامون ما شاد نیستند. چرا این‌گونه است؟

                                                  کجای راه را اشتباه رفته‌ایم که به اینجا رسیده‌ایم؟

من در محله ای بزرگ شدم که در آن هر روز صبح انسان‌ها با چهره ای غمگین از خانه های خود بیرون می آمدند و به سمت ایستگاه اتوبوس می‌رفتند. در ایستگاه به راحتی می‌توانستید جمع زیادی از این افراد را ببینید. بودن در کنار این افراد به من نکات ارزشمندی را آموخت. آموختم که چرا مردم شاد نیستند.

 ۱-نگران بودن.

مادر، با چهره ای درهم روی صندلی نشسته است و نگران امتحان آخر هفتهٔ پسرش است. این امتحان تعیین می‌کند آیا پسرش به یک مدرسهٔ خوب خواهد رفت یا خیر. او همچنین در فکر این است که به محله ای که نزدیک مدرسهٔ پسرش است نقل مکان کنند. او در فکر این است که نکند پسرش با دوستان بدی قاطی شود و کار سطح پایینی گیرش بیاید.

مارک تواین یک‌بار گفت “من سن زیادی دارم و بسیاری از مشکلات بزرگ را می‌شناسم، اما اکثر آن‌ها هیچ گاه اتفاق نمی‌افتند”. وقتی شما نگران هستید، یک تصور غیر واقعی از آینده را در ذهن خود ایجاد می‌کنید؛ و اعتقاد به این تصور، موجب ایجاد احساس منفی در شما می‌شود. به عبارت ساده تر، شما بدون هیچ دلیل قابل قبولی، خودتان را از آینده می‌ترسانید.
 

راه حل:شاد باشید، نگرانی را رها کنید. نگرانی برای شما هیچ سودی ندارد. اگر برای مشکل شما هیچ راه حلی وجود ندارد، نگرانی هم کمکی نمی‌کند. اگر راه حلی برای مشکل وجود دارد، پس باید با تمام قدرت به سمت آن بروید.

 ۲-از دست دادن کنترل.

مرد میان‌سالی با ناراحتی بر روی یکی از صندلی‌های مترو نشسته بود. رئیسش او را به خاطر ضرر مالی که پروژهٔ او به شرکت وارد کرده بود، توبیخ کرده و به جایگاه شغلی پایین‌تری تنزل داده بود. او شغلش را برای پرداخت اجاره خانه نیاز دارد، بنابراین چاره ای جز ماندن در این شغل ندارد.

شاد بودن زمانی که شما تصور می‌کنید که همهٔ دنیا علیه شما هستند کار سختی است!! افرادی که همیشه خود را شکست خورده می‌بینند هیچ‌گاه شاد نخواهند بود. دلیل این امر نیز واضح است. آن‌ها هیچ‌گاه نخواسته‌اند تا کنترل زندگی خود را به دست بگیرند. آن‌ها معتقدند دلیل ناراحتیشان شخص دیگر یا چیز دیگری است؛ و همچنین فکر می‌کنند که این ناراحتی را شخص دیگری به جز خودشان می‌تواند بر طرف کند. آن‌ها در دنیای (بهتر است بگوییم جهنم) “ای کاش” زندگی می‌کنند.
 

راه حل:قدرت این را در خود ایجاد کنید که هر اتفاقی در زندگی‌تان می‌افتد شما مسئول آن هستید. شما همیشه قدرت تصمیم گیری را در زندگی دارید. هیچ‌گاه این اجازه را به کسی ندهید که برای شما تصمیم بگیرد.

 ۳-کینه‌توزی.

 یک دانش آموز دبیرستانی در اتوبوس ایستاده است. یک دستش به میله و دست دیگرش به موبایلش است. با خشم دندان‌هایش را به هم می سایید. دوست او یک ویدئوی خجالت آور از او را در فیس‌بوک منتشر کرده است. او در فکر انتقام گرفتن از او است.

شما چقدر کینه‌توز هستید؟

با اعضای فامیل؟ با دوستان؟ با افراد دیگر؟

زمانی که شما کینه‌توزی می‌کنید، تنها فردی که تحت تأثیر قرار می‌گیرد خود شمایید. طرف مقابل شما معمولاً به هیچ وجه در جریان نیست که شما چه نفرتی از او دارید و یا چه بلایی می‌خواهید سر او بیاورید. در این وضعیت شما عصبانی، غمگین و ناراحت هستید، طوری که این ذهنیت منفی کل ذهنیت شما را، منفی می‌کند. در این حال شما واقعاً چه چیزی بدست می‌آورید؟

راه حل : ببخش و فراموش کن. به یاد داشته باشید که اگر این قضیه را فراموش نکنید، شما آن فرد را واقعاً نبخشیده اید. هرچه سریع‌تر این کار را انجام دهید. چون وقتی شما به کسی اجازه داده‌اید تا شما را عصبانی کند، کنترل خود را به دست او داده‌اید (مورد شمارهٔ ۲) با این کار شما بسیار شاد تر خواهید بود.

 ۴-داشتن قوانین بی مورد شخصی.

زن ناگهان بر سر زنی دیگری فریاد کشید فقط به این دلیل که نگذاشت آن زن اول از اتوبوس پیاده شود و بعد وی سوار شود. با این مشاجره مشخص است که هر دو زن با ناراحتی ایستگاه را ترک کردنند.

یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای اینکه خوشحال نباشید (!) این باور است که همهٔ اطرافیان شما باید بر طبق قوانین شما رفتار کنند. آخرین باری که عصبانی شدید را به خاطر بیاورید. آیا دلیل عصبانیت شما این نبود که کسی یکی از قوانین شما را زیر سؤال برده بود؟

راه حل:به خاطر داشته باشید که قوانین شما فقط مخصوص خود شماست، دیگران مجبور نیستند با آن قوانین زندگی کنند. اینکه در قانون شخصی شما این‌گونه است که اول باید افراد از اتوبوس پیاده شوند و بعد مسافران سوار شوند دلیل بر این نیست که شخص دیگر هم این گونه فکر کند. قبول کنید که قوانین و استاندارد های شما ربطی به دیگران ندارد.

 ۵-مقایسه با دیگران.

مهندس جوانی در ایستگاه مترو ایستاده بود و عمیقاً در فکر فرو رفته بود. از چهره‌اش می‌شد فهمید که از مسئله ای ناراحت است. ساعتی قبل دوستان دانشگاهی‌اش را دیده بود. آنها پیشرفته خوبی در زمینهٔ شغلی داشتند و به سرعت در حال پیشرفت بودند. او به زندگی خود فکر می‌کند و از خود می‌پرسد کجای راه را اشتباه رفته است.

مقایسهٔ خود با دیگران در صورتی که شما اعتماد به نفس بالایی داشته باشید می‌تواند در شما ایجاد انگیزهٔ قوی بکند، اما متأسفانه بیشتر انسان‌ها این توانایی را ندارند و در نهایت پس از مقایسه دچار نا‌امیدی و احساس حقارت می‌شوند. دلیل این مشکل هم اینجاست که اکثراً در هنگام مقایسه ما فقط خود را با یکی از ویژگی‌های فرد دیگر مقایسه می‌کنیم و اغلب با بهترین ویژگی آن فرد.

راه حل:از مقایسهٔ خود با دیگران دست بکشید. اگر می‌خواهید با کسی خود را مقایسه کنید، با خودتان مقایسه کنید. آیا امروز از دیروز بهتر بوده‌اید؟ اگر می‌خواهید خود را با دیگران مقایسه کنید، در تمام جنبه های زندگی مقایسه کنید و نه فقط در یک ویژگی.

 ۶-زندگی را برای خود سخت می‌کنید.

کارآفرینی در گوشه ای از اتوبوس نشسته بود و به رشد کسب و کار خود فکر می‌کرد. او تلاش بسیاری انجام داده بود تا همه چیز درست پیش برود اما رشد کسب و کار او کند بود. او از پیشرفت کارش ناامید شده بود.

«زمانی من خوشحالم که ۱۰ میلیارد تومان پول داشته باشم» یا «من زمانی خوشحال می‌شوم که غذای خوشمزه ای امشب درست کنم» کدامیک از این دو شانس بیشتری برای خوشحالی دارند؟ من در مورد پولداری و یا بی پولی صحبت نمی‌کنم، من در مورد انتظار شما برای خوشحالی صحبت می‌کنم. شادی و خوشحالی را خود شما ایجاد می‌کنید. بسیاری از ما زندگی را برای خود بیش از حد سخت می‌کنیم.

راه حل: چرا رسیدن به هدف را برای خود سخت می‌کنید؟ تعریف خود را از موفقیت بگویید و کاری کنید که هر روز به قسمتی از آن برسید. زندگی کوتاه است پس وقت خود را بر سر چیزی بگذارید که از آن لذت می‌برید.

تعریف من از موفقیت این است : مادامی که کاری را که دوست دارم انجام بدهم موفق هستم.

 ۷-بدبین بودن.

زن: طلاها را در خانه بزاریم؟

مرد: نه ممکن است دزد بیاید.

زن:باشه پس همراه خود ببریم مسافرت؟

مرد:نه ممکن است گم شود.

زن:می‌خواهی ان‌ها را در بانک بگذاریم؟

مرد نه ممکن است زلزله بیاید و بانک خراب شود. زن … و این داستان ادامه دارد.

خیلی ساده است، زمانی که ما عمیقاً در فکر چیزی هستیم و یا بر آن تمرکز می‌کنیم، بیشتر آن را می‌بینیم. اگر بخواهیم یک ماشین ۲۰۶ سفید بخریم، خیلی زود متوجه می‌شویم که اکثر ماشین‌هایی که می‌بینید ۲۰۶ سفید است.

این همان چیزی است که در زمان بد بینی برای شما اتفاق می‌افتد. اگر شما فکر می‌کنید بد شانس هستید، در حال جذب این بد شانسی هستید. شاد بودن در حالی که تفکرات شما منفی است بسیار سخت هست.
 راه حل:نیمهٔ پر لیوان را ببینید. خوش بین باشید. حس شوخ طبعی بسیار به شما در خوش بینی کمک می‌کند. اتفاقات خوبی که برای شما می‌افتد را ثبت کنید؛ و به خود بگویید «عالی است. همیشه اتفاقات خوب برای من می‌افتد.».

بسیار خوب. این ۷ دلیل اصلی بود که موجب می‌شوند شما شاد نباشید. البته همراه با ۷ راه حل کوچک برای ان‌ها.

شادی و خوشحالی اهمیت زیادی دارد.

شادی کیفیت زندگی شما را بالا می‌برد.

این حق شماست که کیفیت زندگی‌تان بالا باشد.

اگر شاد نیستید، کدامیک از دلایل بالا موجب این حالت در شما شده است؟

اگر شاد هستید، چگونه به آن رسیده‌اید؟ برای شادی چه راه های دیگری شما پیشنهاد می‌کنید ؟

حتماً شما هم راه های دیگری می‌دانید. آن‌ها را به ما بگویید.

حكايتي از مولانا

پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد.
از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای.
پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت :
من تو را کی گفتم ای یار عزیز
کاین گره بگشای و گندم را بریز

آن گره را چون نیارستی گشود
این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟

 
پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !
پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود...
 
نتيجه گيري  مولانا از بيان اين حكايت:‌

 
تو مبین اندر درختی یا به چاه
تو مرا بین که منم مفتاح راه

 
تنها راه تغییر عادتها، تكرار رفتارهای تازه است

20 راه جالـب برای تشخیـص عشـق واقـعی

در تنهایی و با صداقت کامل با خود به نکات زیر توجه کنید. مطمئنا" در آخر می توانید به این سوال پاسخ دهید که آیا شما واقعا" عاشق هستید یا... ؟!
و دیگر اینکه اصلا نشانه های یک تمایل و گرایش مفید چیست ؟
چطور می توانید بفهمید که شخص مورد علاقه شما همان کسی است که می خواهید ؟!

1.
 با او بسیار راحت هستید، گویی که سالهاست او را می شناسید.

2. 
در بسیاری از موارد با یکدیگر هم عقیده هستید مثل باورهای فردی، ارزشها، اهداف و فلسفه ی زندگی.

3.
 وجود حس تساوی با هم، به طوری که هیچ کدام از شما دو نفر، خود را برتر از دیگری نمی داند.

4. 
از امور روزمره یکدیگر آگاه هستید و در این روابط برای هم حس سرزندگی و شادابی روحی را به ارمغان می آورید.

5. 
با یکدیگر راحت هستید و احساس غریبی نمی کنید، روز به روز شادی و صمیمیت بین شما بیشتر می شود.

6. 
روح و روان یکدیگر را با توجهات متقابل، تحسین، تایید و تمجیدها زنده می کنید و به این صورت است که زندگی رمانتیکی را تجربه خواهید کرد.

7. از اینکه اوقات بیشتری را در کنار هم باشید لذت می برید و از هم خسته نمی شوید !

8. همیشه نسبت به او گرایش دارید و این حس با هم بودن بیشتر و بیشتر می شود.

9.
 در همه حال برای پیشرفت یکدیگر تلاش می کنید ولی نه در آن حد که هر یک از شما احیانا" استقلال شخصی خود را از دست داده باشید! 

10. 
در حفظ صمیمیت بیشتر رابطه و حل مشکلات زندگیتان در مقایسه با زوج هایی که بدون این حس و تنها بطور رسمی با هم ازدواج کرده اند، موفق تر هستید.

11.
 با هم گرم، قابل انعطاف، صمیمی، رئوف و دلسوز یکدیگر هستید و هر دو بر آنید تا این عواطف هر روز افزون شود.

12. 
براحتی از اشتباهات هم چشم پوشی می کنید و دوباره روابط شما به همان نزدیکی قبل باقی است.

13.
 احساس می کنید که متعلق به هم هستید (البته این حالت نباید با احساس تحت کنترل بودن یا مالکیت همراه باشد) و دیگران شما را زوجی خوشبخت و جدانشدنی می دانند.

14. 
با گذشت، فداکاری و بزرگ نکردن اشتباهات یکدیگر، در کنار هم احساس امنیت می کنید و هیچ ترسی بابت از دست دادن هم ندارید.

15. 
عواطف و امیال جنسی شما نسبت به هم بسیار قوی و غیر قابل اجتناب است.

16.
 ناخود آگاه احساسات و عواطف جنسی خود را نسبت به هم نشان می دهید و نه از روی عادت، در این حالت است که امنیت روحی ایجاد می شود و خیال هر دو طرف بابت عدم وجود انحرافات اخلاقی در یکدیگر راحت است.

17.
 همیشه در دسترس هم هستید و می توانید روی وجود هم حساب کنید.

18.
 بین شما انرژی های مثبت زیادی است که حس اشتیاق به زندگی را افزون می کند.

19.
 با گذشت زمان روابط شما مستحکم تر شده است.

20. روابط شما طوری بر یکدیگر تاثیر داشته که اگر با خودتان رو راست باشید می بینید که شما شخصی بهتر و متفاوت نسبت به گذشته هستید.

نقش معنوى و تكوینى حضرت مهدى(عج)

اگر در جهان به پدیده‏ها توجه نمائیم، به روشنى درمى‏یابیم، كه همه آنها به اشیاى دیگر وابسته بوده واز خود استقلالى ندارند. به عنوان مثال نورى كه در لامپها مشاهده مى‏كنیم، و از آنها بهره مى‏بریم، و نیروى برق كه تمام جهان از بركت وجود آن بهره برده و چرخ حیات را به گردش در مى‏آورد، به وجود نیروگاه مركزى مولد برق بستگى داشته، و بدون آن كسى از نعمت روشنایى و فوائد گوناگون دیگر آن برخوردار نخواهد شد. و همچنین اگر به انسان نظر كنیم، خواهیم دید كه روح در وجود او به عنوان اساس و ریشه وجودى او نقش دارد. و پیكر بدون روح، مجسمه‏اى بى‏جان و بى‏تحرك است كه كارى از او ساخته نیست، بلكه وجود روح است كه به انسان كمك مى‏كند تا به همراه اعضاى و جوارح كارها را از پیش ببرد، یعنى وجود انسان به وجود و تحقق روح او معنا پیدا مى‏كند.


حال اگر به مجموع جهان و انسان نظرى آگاهانه و همراه با جهان‏بینى الهى بیفكنیم، خواهیم دید كه براى خداوند تبارك و تعالى بندگانى است كه علاوه بر نقش و هدایت تشریعى و راهنمائى بشر به سوى خدا، داراى نقش معنوى و تكوینى خاصى هستند.


همه امامان معصوم: در این ویژگى مشترك هستند، لكن ممكن است تصور شود این خاصیت و ویژگى مربوط به آنانى است كه در بین مردم حاضرند و در پشت پرده غیبت‏ به سر نمى‏برند. اما امام زمان(ع) كه در پشت پرده غیبت ‏به سر مى‏برند، چگونه این نقش را ایفا مى‏كند؟


در پاسخ مى‏گوئیم ما گرچه از دیدار وجود مبارك حضرت ولى عصر(عج) محروم هستیم، ولى پیوسته از وجود او منتفع مى‏شویم. اساسا زمین و آسمان به وجود او برپاست كه این مطلب به خوبى از سخنان معصومین(ع) استفاده مى‏شود و ما به گوشه‏اى از این بیانات اشاره مى‏كنیم كه مى‏گویند اگر امام در زمین نباشد، زمین اهل خویش را تحمل نمى‏كند و از خود سركشى ویران‏كننده‏اى بروز مى‏دهد. و آسمان و زمین به وجود او برپاست.


«عن ابى حمزه قال: قلت لابى عبدالله(ع): ا تبقى الارض بغیر امام؟ قال: لو بقیت الارض بغیر امام لساخت‏».[1]
«ابى حمزه مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم زمین بدون امام مى‏ماند؟ فرمود: اگر زمین بدون امام باشد، فرو مى‏ریزد».
«عن ابى جعفر(ع) قال: لو ان الامام رفع من الارض ساعه لماجت ‏باهلها كما یموج البحر باهله‏».[2]
«امام باقر(ع) مى‏فرماید: اگر لحظه‏اى امام از زمین برداشته شود، زمین متلاطم مى‏شود و همراه اهلش اضطراب پیدا مى‏كند آنچنان كه دریا با اهلش طوفانى و متلاطم مى‏شود».


ابى العلاء مى‏گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم آیا زمین بدون امام مى‏ماند؟ حضرت فرمودند: خیر و به این كلام معروف توجه كنیم كه مى‏فرماید:


«بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الارض و السماء».[3]


«از بركت وجود او (یعنى حجت و نماینده الهى) مردم روزى مى‏خورند و به خاطر هستى او آسمان و زمین برپاست‏».


«و بكم یمسك‏السماء ان تقع على الارض الا باذنه‏».[4]


«و به خاطر شماست كه خداوند آسمان را از سقوط كردن بر روى زمین (مگر به اذن خویش) نگه مى‏دارد».


«بالاخره مى‏گوئیم ارتباط وجود سایر ممكنات با وجود ولى و قطب جهان به حكم خبر صادق و مصدق; یعنى پیامبر اكرم(ص) و ائمه طاهرین: ثابت است گرچه ارتباط غیر ارادى باشد، مثل ارتباط منظومه شمسى با شمس و اجزاى اتم با هسته مركزى و هزاران هزار روابط تكوینى كه در عالم جماد و نبات و حیوان و انسان و بین اعضا و اجزاى آنها برقرار است‏».[5]


این از فایده‏هاى بسیار حیاتى است كه از ناحیه وجود مبارك حضرت ولى عصر ارواحنا له‏الفداء به دیگران مى‏رسد.


سر را بسان حلقه بر باب عطایت مى‏زنم
بوسه اگر بینم ترا بر خاك پایت مى‏زنم[6]

 

--------------------------
[1] . اصول كافى، ج‏17 ص‏179، ح‏10 - بحارالانوار، ج‏13، ص 338 و ج‏23، ص 24 - وافى، ج‏2، ص 64.
[2] . اصول كافى، ج‏1، ح 12، ص‏179. - غیبت نعمانى، باب 8، ح‏10، ص‏139 - وافى، ج‏2، ص‏66.
[3] . مهدى انقلابى بزرگ، ص 268، مكارم شیرازى - بحار، ج‏23، ص‏19 با عبارت بهم یرزق الله عباده.
[4] . مفاتیح الجنان، زیارت جامعه كبیره.
[5] . وابستگى جهان به امام زمان(ع) لطف الله صافى، ص 20.
[6] . شعر از ملتجى.
يد الله دادجو - فصلنامه مكتب اسلام،ش9

سعادت آن است كه انسان دنيا را همان طور كه آرزو مي كند ببيند

علم و دانش كليدي است كه تمام درها با آن باز مي شوند

كوشش اولين وظيفه انسان است

شجاعت بزرگ ترين معرفت انسانيت است

پست ثابت

 

این پست تا پایان فروردین ماه سال۱۳۹۲ ثابت خواهد بود و

 

پستهای جدید در پایین آن ارائه خواهد شد

 

 

با توجه به گرانی شدید تنقلات مرسوم عید مانند قیمت ۴۰تا۵۰ هزار تومانی پسته و بادام و .....

 

جمعی از ایرانیان پایبند به اصول انسان دوستی تصمیم گرفته اند

 

برای حفظ آبروی خانواده های کم در آمد و مبارزه با گران فروشی سال نو را بدون خرید و

 

مصرف آجیل جشن بگیرند.

 

اگر موافق هستید آن را در وبلاگ خود قرار دهید.

 

تنها سكوت است كه مي تواند ما را به معرفت برساند

راز موفقيت، در ثبات قدم نهفته است

شیطان

 

امروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان مانند قبل بساطش را پهن کرده بود؛فریب می‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هیاهو شان از قبل بیشتر شده بودوجمعیت گرداگردش هم بیشتر.توی بساطش همه چیزبود غرور،حرص،‌دروغوخیانت،‌جاه طلبی با رنگ لعاب بیشتر حتی فریب خورده ها و ورشکسته ها هم دوباره گول می خوردند: هر کس چیزی می‌خرید و در ازایش چیزی می‌داد. آنهایی که درخریدقبلی تکه ای ازقلبشان را داده بودند حال تکه ای ازروحشان رامی دادند.وآنهایی که روحشان را قبلا ناقص کرده بودن حال به ایمان فروشی مشغول بودند.وآنها که ایمان خود را از دست داده بودندآزادیشان را به حراج گذاشته بودند .آنهاکه حتی آزادی نداشتند در ازای چیزی که از شیطان می خریدند برای اوشاگردی می کردند و ور دست او به فروشندگی مشغول بودن تعداد شیطانک ها زیاد شده بود.شیطان همچنان می‌خندید و دهانش بوی گند جهنم می‌داد. حالم را به هم می‌زد. دلم می‌خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.چون من توبه کرده بودم وهنوزاین زشتی را می توانستم ببینم و درک کنم.باز هم ذهنم را خواند ولی این بارنتوانست مرا گول بزند و قلبم را برای خودش نگهدارد. چون همینکه خواستم با عبادتی که در بساطش بودخودم رابه خدا نزدیک کنم یادم آمد که باید برای عبادت نیتی پاک داشت باشم وفقط به او اعتماد کنم لذا از خیر عبادت در بساط شیطان گذشتم .ناگهان دیدم خنده اش تبدیل به عصبانیت شد علتش را جویا شدم که خودش گفت : کسی که توکل بر خدا داشته باشد را نمی توانم فریب دهم. وکسانی دیگرهم بودند که خنده او رابه گریه تبدیل می کردند. پی نوشت:امام صادق علیه السلام فرمودند:ابلیس گفت:پنچ چیز است که نیرنگ من در آن بی اثر است ، ولی در غیر این پنچ مورد ، انسانها در چنگال من هستند.
1- کسی که از روی نیت پاک به خدا تکیه کند و در همه امور به او توکل نماید.

2- کسی که در شبانه روز تسبیح بسیار بگوید.

3- کسی که آنچه را که برای خود می پسندد برای مومن دیگری نیز بپسندد.

4- کسی که در گرفتاری بی تابی نکند.

5- کسی که به آنچه خداوند برای او مقدر نموده راضی باشد و برای رزق و روزی غصه نخورد

حاصل من از فضل فقط اين شد كه بر جهل خود دانا شوم

شخصیت شناسی با چند سوال کوتاه

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و شخصیت خودتان را محک بزنید.

۱٫ دریا را با کدام یک از تیره، شفاف، سبزویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی ، گل آلود

۲٫ کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

۳٫ فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر

۴٫ این رنگ ها را ترجیح می دهید چگونه اولویت بندی شوند؟
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

،دوست داریدازنظر ارتفاع درکدام قسمت کوه باشید؟

۶٫ در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای، سیاه یا سفید

۷٫ طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه

ادامه نوشته

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا

 ما همه آفتاب گردانیم. اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی؛ دیگر آفتاب گردان نیست.

آفتاب گردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد .

اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین و هر گلبرگش شعله بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت .

آفتابگردان به من گفت: "وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد" .

آفتابگردان هیچ چیز را با خورشید اشتباه نمی گیرد؛ اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد .

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد .

او همه زندگی اش را وقف نور می کند، در نور به دنیا می آید و در نور می میرد. نور می خورد و نور می زاید .

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است. آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا. بدون آفتاب، آفتابگردان می میرد؛ بدون خدا انسان. "

آفتابگردان گفت: "روز که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد، دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی، دیگر" تویی" نمی ماند. و گفت من فاصله هایم را با نور پر می کنم،

 تو فاصله ها را چطور پر می کنی؟ "

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد. گفتگوی من و آفتابگردان نا تمام ماند. زیرا که او در آفتاب غرق شده بود.

جلو رفتم بوییدمش، بوی خورشید می داد. تب داشت و عاشق بود. خداحافظی کردم، داشتم می رفتم که نسیمی رد شد و گفت: "نام آفتابگردان همه را یاد آفتاب می اندازد، نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت؟"

٩ نشانه عجيب استرس

آخرين باري كه در يك دوره استرس بوده‌ايد، چه موقع بود؟ آيا مي‌توانيد نحوه واكنش بدنتان را در آن دوره به خاطر بياوريد؟

كارشناسان بهداشتي در اين باره مي‌گويند: استرس مي‌تواند با علائم بسيار عجيبي از فراموشي گرفته تا تهوع يا خارش‌هاي پوستي همراه باشد. آيا بدن شما اكنون در حال درخواست كمك است كه نبايد از آن غفلت كنيد؟ با مطالعه اين مقاله مي‌توانيد دريابيد كه چه مواقعي بدن شما تحت استرس قرار دارد و چگونه مي‌توانيد تاثيرات اين استرس را متوقف سازيد.

علائم عجيبي كه مي‌توانند نشانه استرس باشند،‌عبارتند از:

 ١) تير كشيدن ماهيچه‌ها:

درد پشت گردن كه ممكن است ساعت‌ها هنگام كار با رايانه شما را درگير و كلافه كند در واقع مي‌تواند نشانه‌اي از استرس باشد. استرس قطعا روي سيستم عضلاني اسكلتي بدن تاثير مي‌گذارد و باعث گرفتگي و انقباض و يا اسپاسم ماهيچه‌اي مي‌شود.

دكتر اليزابت لومباردو متخصص و روانپزشك پنسيلوانيا در اين باره مي‌گويد: استرس ما را براي مواجه با خطرهاي ناگهاني آماده مي‌سازد هرچند مثل اجداد نخستين خود واقعا نيازي به چنين واكنشي نداريم. اگر دچار حالت خاص عضلاني مي‌شويد كه معتقديد مربوط به علائم ماهيچه‌اي ناشي از استرس است، اين تمرين را انجام دهيد. ٥ تا ١٠ دقيقه نفس عميق بكشيد و روي آرام سازي قسمت‌هايي از بدن‌تان كه تحت استرس قرار گرفته تمركز كنيد. مثلا مي‌توانيد براي درد عضله گردن از كسي خواهش كنيد كه شانه‌هايتان را ماساژ دهد.

 ٢) تيك چشم:

آيا تا به حال دچار تيك يا حركت غير ارادي چشم شده‌ايد؟ اين اغلب يك حالت موقتي است كه مي‌تواند آزار دهنده و نگران كننده باشد و براي برخي افراد در اثر استرس بروز مي‌كند. محققان مي‌گويند؛ در اين حالت اگر چشم‌هاي خود را ببنديد و شادترين جايي كه تاكنون رفته‌ايد در مقابل چشمان خود تجسم كنيد، مي‌تواند به شما در رفع اين تيك غيرارادي كمك كند. اگر چشم‌هايتان در اثر مشاهده زياد رايانه دچار استرس شده‌اند، به چشم‌هايتان استراحت دهيد، براي اين كار ٢٠ دقيقه از پنجره به يك منظره بزرگ‌تر در دورست نگاه كنيد. اگر تصويري براي ديدن نداريد، چشم‌هايتان را ببنديد و يك منظره را تجسم كنيد.

 ٣) پوست پوست شدن و كنده شدن مكرر پوست دور ناخن:

آيا پوست دور ناخن‌هاي دست‌تان كنده شده و بريده بريده است؟ اين حالت مي‌تواند نتيجه يك عادت عصبي ناشي از استرس باشد. عادت‌هاي عصبي مثل خوردن ناخن نحوه عملكرد ما براي گريز از استرس با پرت كردن حواس‌مان با اين اقدام است. بعلاوه خوردن ناخن يا كندن پوست اطراف آن روشي معمول براي زنان به منظور غلبه بر احساسات، اضطراب و استرس است. براي رهايي از اين اقدام مي‌توانيد مثلا اگر در حال گفت وگوي تلفني با يك مشتري سرسخت هستيد از يك توپ استرس روي ميزكارتان استفاده كنيد تا با استفاده از آن بتوانيد استرس را بدون آسيب رساندن به خود، از بدن‌تان خارج كنيد.

 ٤) پوسيدگي‌هاي دنداني:

كارشناسان مي‌گويند؛ استرس هم مي‌تواند باعث پوسيدگي دندان‌ها شود بويژه وقتي كه فرد به هنگام شب يا در طول روز دندان‌هاي خود را روي هم فشار دهد و يا به اصطلاح دندان قروچه كند. اين عادت بد مي‌تواند به دندان‌ها آسيب برساند و احتمال پوسيدگي را در آنها تشديد كند. متخصصان مي‌گويند در وهله اول مي‌توانيد مشكلات خود را روي يك كاغذ بنويسيد تا آنها را به طور مجزا از هم مشاهده كنيد و سپس چند راه حل براي آن پيدا كنيد. اما اگر ميزان دندان قروچه شديد باشد حتما بايد به دندانپزشك مراجعه شود و از گاردهاي محافظ دندان استفاده شود.

 ٥) خارش پوست:

هر چند ممكن است عجيب به نظر برسد اما پوست مي‌تواند كه دستگاه سنجش مناسب براي اندازه‌گيري سطح استرس باشد. استرس مي‌تواند باعث خارش و معمولا همراه با لكه‌هاي قرمز رنگ روي پوست ناحيه معده، كمر، بازوها و صورت شود. در حالي كه محققان هنوز مكانيسم اين تاثير را نمي‌دانند اما برخي از كارشناسان معتقدند كه اين واكنش در واقع عوارض شديد استرس روي آزاد شدن هيستامين سيستم ايمني بدن است كه سبب بروز كه اين لكه‌هاي خارش دار مي‌شود. محققان مي‌گويند؛ تنفس عميق مي‌تواند خارش پوستي را از بين ببرد. تنفس عميق را به طور دوره‌اي 5 تا 10 دقيقه در روز تكرار كنيد.

 ٦) حالت تهوع:

آيا تا به حال پيش آمده كه از وضعيت سلامت كسي كه دوستش داريد، نگران باشيد و در حالي كه به اين موضوع فكر مي‌كنيد، ناگهان احساس تهوع كنيد؟ استرس مي‌تواند باعث دل بهم خوردگي شود و حالت تهوع مي‌تواند پيامد نگراني باشد. نگراني از سلامتي خود يا محبوبات امري طبيعي است اما اگر اين نگراني تبديل به وسواس فكري آزار دهنده شود، نشانه عدم سلامت و بيماري است. اگر اضطراب شما باعث حالت تهوع شد، مي‌توانيد از اين ترفند استفاده كنيد. اجازه دهيد آب ولرم از روي انگشت‌تان عبور كند، اين كار باعث دور شدن تهوع ناشي از استرس مي‌شود.

 ٧) خواب آلودگي:

آيا احساس وارفتگي و تنبلي داريد؟ اين حالت هم مي‌تواند نتيجه استرس باشد. هورمون‌هاي استرس باعث افزايش آدرنالين در بدن مي‌شود كه حاصل آن ايجاد خواب آلودگي است. استرس هم چنين كيفيت خواب را تحريك مي‌كند بنابراين خسته و تحريك پذير از خواب بيدار مي‌شويد. براي حل اين مشكل متخصصان توصيه مي‌كنند كه زودتر به رختخواب برويد. يا در ميان روز ٣٠ دقيقه چرت بزنيد و از اين كار احساس گناه نكنيد. در استراحت، ثمره زيادي كسب خواهيد كرد از جمله اين كه قدرت تمركزتان افزايش پيدا مي‌كند.

 ٨) فراموشي:

تحقيقات نشان مي‌دهد كه استرس مزمن مي‌تواند واقعا اندازه هيپوكامپ را در مغز كاهش دهد و اين بخش از مغز در برخي از عملكردهاي حافظه نقش دارد. خوشبختانه وقتي كه سطح استرس كاهش يابد دوباره اين عنصر به اندازه اوليه باز مي‌گردد. براي اين كه عملكرد مغز را به شرايط مطلوب بازگردانيد، مي‌توانيد با ورزش كردن علائم اوليه استرس را برطرف كرده، پياده روي كنيد يا از پله‌ها عبور كنيد. ورزش مغز را هوشيار نگه مي‌دارد و شما را براي لحظه‌هاي استرس زا در آينده آماده مي‌سازد.

 ٩) سردرگمي:

زماني كه شما نمي‌توانيد تصميم بگيريد شام چه چيزي بخوريد، چه لباسي بپوشيد و يا چه كاري انجام دهيد، درگير استرس هستيد. استرس سبب آشفتگي و فقدان تمركز مي‌شود. هورمون‌هاي استرس مدت طولاني در مغز باقي مي‌مانند. براي بازگرداندن تمركز پياده روي كنيد. در نور روز پياده روي كنيد تا ريتم طبيعي بدن خود را دوباره بدست آوريد و استرس را از خود برانيد. نور خورشيد سبب آزاد شدن هورمون سروتونين شده كه حاصل آن افزايش خلق و بهبود روحيه است و در نتيجه تماس با نور خورشيد ويتامين D هم در بدن توليد مي‌شود كه در نتيجه سيستم ايمني بدن تقويت مي‌شود.

10 قانون کلی برای زندگی

قانون یکم
به شما جسمی داده شده. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.

قانون دوم
در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی کنید.

قانون سوم
اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

قانون چهارم
درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود. درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

قانون پنجم
آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

قانون ششم
قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید، سرزنش نکنید، تحقیر و مسخره نکنید، وگرنه سرتان می آید. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند شما چکار می‌کنید.

قانون هفتم
دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید یا از آن بدتان می‌آید.

قانون هشتم
انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.

قانون نهم
جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و اعتماد کنید.

قانون دهم
خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

چطور با همکارانی که مسئولیت‌ها را به گردن شما می‌اندازند، کنار بیایید

بعضی از همکاران مسئولیت‌هایشان را به گردن همکاران دیگر خود می‌اندازند، دیگران را بخاطر اشتباهات خودشان مقصر می‌کنند یا برای انجام کارها بسیار کم تلاش می‌کنند و تکمیل کردن کارها را به گردن دیگران می‌اندازند. این افراد فرهنگ «متهم‌سازی» ایجاد می‌کنند که می‌تواند کل یک سازمان یا شرکت را آلوده کند. اما نگران نباشید، راه‌هایی برای محافظت از خودتان درمقابل ایندسته از همکارانتان وجود دارد.

مشکل اصلی را مشخص کنید

همه مواردی که همکارانتان مسئولیت و تقصیرها را به گردن کسی می‌اندازند را در یک ماه یادداشت کنید. ازآن جا که این رفتار معمولاً با سایر رفتارهای سمی همکاران در محیط کار همراه است، می‌توانید با مدیریت سازمان برای پیدا کردن مشکلات خاص در محل‌کار که منجر به چنین رفتارهایی می‌شود، مشورت کنید.

بمانید یا بروید؟

زمانیکه فهمیدید این رفتار در سازمان تا چه میزان گسترش یافته است، می‌توانید تصمیم بگیرید که بهترین استراتژی برایتان پیدا کردن یک کار تازه است یا خیر. ممکن است محیط‌کارتان به هیچ وجه قابل تغییر نباشد. اگر دوست دارید در کار کنونی‌تان بمانید، می‌توانید با همکارانتان صحبت کنید و برای آنها مرز تعیین کنید.

با همکارتان صحبت کنید

با همکاری که این رفتار را دارد و مدام کار زیادی را از سر خود باز کرده و به گردن شما می‌اندازد یک گپ خصوصی ترتیب دهید. ممکن است همکارتان آدم تنبلی نباشد اما درگیر کارها و مشکلات خانوادگی و شخصی دیگری است و همین مسئله منجر به چنین رفتاری در او شده است و خودش متوجه نیست که کار زیادی را به گردن شما می‌اندازد. شما می‌توانید خیلی محترمانه این مسئله را به او گوشزد کنید و حد و حدود او را مشخص نمایید.

مرز تعیین کنید و همه چیز را مستند کنید

از انجام کارهای مربوط به آن همکارتان خودداری کنید. محترمانه طی یک ایمیل عنوان کنید که  دوست دارید به او کمک کنید اما وقتتان پر است. فعالیت‌هایتان روی پروژه‌های مشترک را جمع‌بندی کرده و یادداشت و تبادلات کاری خود با آن همکار را برایش ایمیل کنید و هرگونه اشتباه یا تاخیری که توسط او انجام می‌شود را گوشزد کنید. گزارش منظم کارهایتان را به اطلاع مدیرتان برسانید تا برای او مشخص باشد که سهم کاری‌‌تان را انجام داده‌اید.

سروده عارفانه از استاد الهی قمشه ای

 
پرسند الهی کیستی من عاشقی بی حوصله
آواره‌ای بی خانمان دیوانه ای بی سلسله
 
پروانه ای پر سوخته شمع وفــا افــروخته
زاهل صفا آموخته عشق و جنون و ولوله
 
مشتاق یار خویشتن حیران به کار خویشتن
دور از دیار خویــشتن یاران هــزاران مرحله
 
در راه آن دیر آشنا من شمع جان کردم فنا
گه سوختم گه ساختم گریان و خندان بی گله
 
خندیم ما دیوانگان بر قصر خاک و خاکیان
آنسان که می خندد فلک بر آشیان چلچــله
ادامه نوشته

ترساندن مؤمن

پیامبر اکرم (صلی­ الله­ علیه­ وآله) در روایتی می­فرماید: «کسی که به مؤمنی نگاهی اندازد تا او را بترساند، خداوند متعال وی را در روزی که سایه و پناه­گاهی جز او نیست، در ترس و وحشت اندازد؛ مَنْ نَظَرَ إِلى‏ مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِیُخِیفَهُ بِهَا، أَخَافَهُ اللَّهُ- عَزَّوَجَلَّ- یَوْمَ لَاظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ‏».[۱]

ترساندن مؤمن، در نزد خدای متعال گناه بزرگی محسوب می­شود و موجب می­شود تا خداوند هم در روز قیامت هراس بزرگی در دل او ایجاد نماید. گاهی اوقات یک بوق نابه­جا، یک سخن نسنجیده و یک نگاه خاص و  یا حتی یک شوخی نا به جا، هراسی در دل مؤمن ایجاد می­کند که جز عذر خواهی و پوزش طلبلی از وی، چیز دیگری نمی­تواند جبران کننده­ی خشم خداوند باشد.

به راستی چقدر تفاوت است میان رفتار و منش ما و آن­چه که اولیای صالح خداوند بودند؟

سفیان ثوری می­گوید روزی خدمت امام صادق (علیه­ السلام) رسیدم که دیدم رنگ چهره­ی مبارک آن حضرت تغییر کرده است. از آن حضرت پرسیدم که چرا رنگ از چهره­ی مبارکتان پریده. آن حضرت فرمود: «من اهل خانه را نهی کرده بودم که به پشت بام بروند. روزی داخل خانه شدم و دیدم که یکی از خانم­های خدمت­کار که مربی فرزندم بود، فرزند کوچکم را در آغوش گرفته و از نردبان بالا می­رود! وقتی آن کنیز مرا دید ـ از ترس ـ به خود لرزید، دست و پای خود را گم کرد و در این حال فرزندم به زمین افتاد و مرد.

رنگ چهره­ی من به خاطر مرگ فرزندم تغییر نکرده، بلکه رنگ چهره­ام بدان جهت تغییر کرده که در دل آن کنیز ترس و وحشت انداختم.فَمَا تَغَیَّرَ لَوْنِی لِمَوْتِ الصَّبِیِّ- وَ إِنَّمَا تَغَیَّرَ لَوْنِی لِمَا أَدْخَلْتُ عَلَیْهَا مِنَ الرُّعْبِ

آن حضرت در برابر این حادثه به کنیز فرمودند: تو را در راه خدا آزاد کردم و به خاطر مرگ فرزندم هیچ ایرادی و سرزنشی نسبت به تو ندارم. أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَیْکِ مَرَّتَیْنِ.[۲]

توجه: اگر ترساندن مؤمن به خاطر مصلحت مهمتری باشد، اشکالی ندارد. به عنوان مثال گاهی اوقات لازم است که مربّی، دانش آموز خود را بترساند تا از تنبلی و یا رفتار بد خود دست بردارد. فقط باید دقت کند که در این امر زیاده روی ننماید.  همانند جایی که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) با گرمای آهن گداخته، برادرشان عقیل را به هراس انداختند، تا فکر دست اندازی به بیت المال را از سر خود بیرون نماید.  

 پی نوشت ها:

[۱]   . الکافی، جلد۴، صفحه­ی۱۰۷.

[۲]   . مناقب ابن شهر آشوب، جلد۴، صفحه­ی۲۷۵ ـ بحارالآنوار، جلد۴۷، صفحه­ی۲۴.

سعادتمند كسي است كه به مشكلات و مصائب زندگي لبخند بزند