هر كس مرتكب اشتباهي نشده، اكتشافي هم نكرده است


انسان فقط نباید خداشناس باشد؛ بلکه دشمن شناس هم باید باشد تا بتواند مسیر سعات و تکامل را طی کند.
یکی از نکات بسیار مهم در زندگی، دشمن شناسی است، به طوری که قرآن کریم بر این مسئله تأکید می کند که مواظب باشید دشمن را دوست خود قرار ندهید، همچنین از امام علی(علیه السلام) نقل شده که دشمن را کوچک نشماریم؛ ولو اینکه ضعیف باشد.
دشمن را شناسایی کنید!
با توجه به آیات و روایات، ما دو نوع دشمن داریم؛ دشمن درونی و دشمن بیرونی .
هرگاه انسان دشمن خود را رودرروی خود ببیند، طبعا از خود دفاع میکند و مواظب است تا کمترین ضربه را از ناحیه دشمن متحمل شود. اما دشمن پنهان درونی بدترین دشمنان است، چرا که انسان از آن غافل میشود و از نقشههای او کمتر آگاهی مییابد. دشمن خانگی ضربات مهلکتری را به ما وارد میکند، لذا بر ماست ابتدا دشمن درون را شناخته و از نقشههای او آگاهی پیدا کنیم و پس از سرکوبی او با عزمی استوار بر دشمن بیرون بتازیم.
دشمن درونی در درون ما وجود دارد و در همه جا با ماست و می توان هوای نفس، غضب و شهوت را نام برد.
انسان فقط نباید خداشناس باشد؛ بلکه دشمن شناس هم باید باشد تا بتوانند مسیر سعات و تکامل را طی کند، چرا که در قرآن کریم این مطلب را بیان داشته و بیان می کند که شیطان دشمن بیرونی انسان هاست:آیا ما با شما عهد نکردیم که از شیطان اطاعت نکنید؛ زیرا شیطان دشمن آشکار شماست.
«إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا ؛ همانا شیطان برای انسان دشمنی آشکار است. » (اسراء: ۵۳)
شیطان موجودی شرور و گمراهکننده است که با نفوذ به درون انسان به وسوسه و اغواگری میپردازد. او همراهی شوم و همدمی نامیمون است که انسان را به کارهای زشت تشویق و بدیهای او را نیز زیبا جلوه میدهد تا به توبه موفق نگردد. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند: ” لاعدو یحاربه اعدی کن ابلیس ؛ انسان در جنگ، با دشمنی کینهتوزتر از شیطان روبهرو نیست.”قرآن کریم نیز تصریح میکند که شیطان را دشمن خود بگیریم.
اهمیت و ضرورت دشمنشناسی
” من نام لم ینم عنه ؛ هر کس از دشمن خود غفلت کند (دشمنان) از او غافل نخواهند بود. ” (نهجالبلاغه، کتاب ۲۶)
موضوع دشمنشناسی در اسلام، از اهمیت والایی برخوردار است و از همین رو واژه عدو و اعداء در قرآن بارها تکرار شده و آیات متعدد، چهره دشمنان اسلام و راههای مقابله با شیوههای نفوذ آنان را به خوبی تبیین نموده است این آموزههای قرآنی هم دشمنان ما را به ما میشناساند و هم شیوههای مبارزه با آنان را.
روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که می فرمایند : اگر کسی پنج ویژگی چون نیت صادق، ذکر تسبیح زیاد، صبر در مصیبت، رضایت به تقدیر الهی و پسندیدن برای مردم هرآنچه را که برای خود می پسندد را دارا باشد، هیچ گاه شیطان حریفش نمی شود و نمی تواند او را از راه راست منحرف کند
شکایت کردن از شیطان را فراموش کن !
انسان نمی تواند از شیطان شکایت کند؛ چون شیطان اعلام کرده بود که من برای منحرف و جهنمی کردن شما به دنیا آمدهام، همچنین در سخنرانی که در روز قیامت می کند خطاب به انسان ها می گوید: من را ملامت نکنید؛ بلکه باید خودتان را ملامت کنید.من تنها شما را دعوت کردم ، خداوند نیز راه را ه شما نشان داد و دعوتتان کرد ، این خود شما بودید که با اختیار و انتخاب به دنبال من آمدید .
راه های فرار از شیطان
روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که می فرمایند : اگر کسی پنج ویژگی چون نیت صادق، ذکر تسبیح زیاد، صبر در مصیبت، رضایت به تقدیر الهی و پسندیدن برای مردم هرآنچه را که برای خود می پسندد را دارا باشد، هیچ گاه شیطان حریفش نمی شود و نمی تواند او را از راه راست منحرف کند.
پوشش عیبها با لباس تقوا
« یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ (۲۶/ اعراف)
اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستادیم که اندام شما را مىپوشاند و مایه زینت شماست اما لباس پرهیزگارى بهتر است! اینها (همه) از آیات خداست، تا متذکّر (نعمتهاى او) شوید! »
شیطان همانگونه که لباس از تن پدر ما آدم بیرون آورد تا عیبش آشکار شود، مىخواهد لباس تقوا را از پیکر ما فرزندان آدم نیز برکند.
خدا ،انسان ،تقوا ،خودسازی
لباسى که عیبهاى معنوى انسان را مىپوشاند لباس تقوا است که بهترین لباسها می باشد و نباید انسان تنها به آن لباسی که بدنش را مىپوشاند اکتفاء کند : « وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِکَ خَیْرٌ و لباس پرهیزگارى از هر لباسی بهتر است.» مراد از هر لباسی، لباسهایی است که بدن را مىپوشاند، هر چند به آن لباسها نیز باید توجه داشت.
پس می توان بیان کرد که نیاز بدن به لباس، آن قدرها نیاز به تفکّر و تعمق ندارد که نیاز روح به جامه تقوا .
بدن را سم زدایی کنید !
کار شیطان صدور «سم» به درون انسان است. اگر کسی که میخواهد دیگری را با سم از پای درآورد، آن را در جیب شخص بگذارد، تأثیری در وی ندارد یا اگر سم را به او بخوراند و او بالا بیاورد، باز هم اثری ندارد. دستگاه گوارش باید سم را بپذیرد و آن را جذب کند تا پس از ورود به خون، اثر زیانبار خود را به جای بگذارد.
وسوسهها نیز چنین است: هوا، هوس و شهوت رانیهای گوناگون که رقیقترین و سبکترین آن در جوان ها و سنگینترین آن در سالمندان، بهصورت حبّ جاه و مقام مشاهده میشود، نشانه تأثیر سم است.
اگر کسی از تعاریف و القابی که به او میدهند، لذت ببرد، معلوم میشود که سم در او اثر کرده است. وجود مبارک امیرمومنان علیهالسلام در عهدنامه مالک اشتر فرمود: شیطان همواره در پی حیله است؛ وقتی کسی از تو تعریف میکند، باید مواظب باشی، چون در خط مقدم آتش شیطان قرار گرفتهای.
منابع:
سایت خبر نیوز سایت شیعه آنلاین
سایت آیت ا لله مجتهدی آیت الله جوادی آملی،
نسیم اندیشه، ج۱، ص۱۲۴
انیشتین شمرد 97, 98, 99..100…
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده.
انیشتین فریاد زد نیوتون بیرون( سک سک)
نیوتون بیرون( سک سک)
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم. او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم !!!
... تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست ...
. . . . . . . . . . نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام ...
که من رو،نیوتون بر متر مربع میکنه .........
و از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر "یک پاسکال" می باشد
بنابراین من "پاسکالم" پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال سک سک)

به یارانم بگو وقتی مرا به ظاهر مرده دیدند
اگر اندوهگین بودم برایم بگریند
گمان نکنید که من مرده ام
به خدا سوگند که من نمرده ام
من پرنده ام و این قفس تن من است
از قفس پریده ام از بند آن آزاد شده ام
با مرگ نجات یافتم و اکنون خدارا به عیان می بینم
جان ها را از قفس تن ها برهانید تا خدا را آشکارا ببینید
شربت مرگ شما را نترساند مرگ انتقال از دنیاست
عنصر جان و تن نیز در همه ما یکسان و همگون است
خود را جز شما نمی بینم و معتقدم که شما هم من هستید
به من رحم کنید تا به خود رحمت آورید
و بدانید که شما در پیِ ما آمده اید
هر کس مرا می بیند خود را تقویت کند
دنیا بر شاخ فنا استوار است
همه ی سخنم با شما این است
که سلام خدا ستایش و نیایش اوست
امام سجاد (ع) فرمودند : با پنج طبقه از مردم مصاحبت نکن :
1- با فاسق یار مشو ؛ بلکه تو را به یک خوراک یا به یک لقمه بلکه کمتر از آن میفروشد .
عرض کردم کمتر از آن چیست ؟
فرمود : به طمع لقمه تو را می فروشد ؛ لکن به آن نمی رسد .
2- فرمود : با بخیل مصاحبت نکن ؛ زیرا که مجروم می نماید تو را از مالش در وقتی که نهایت احتیاج به آن داری .
3- با کذاب مصاحبت مکن ؛ زیرا که او به منزله سراب است ؛ دور میکند نزدیک را و نزدیک میکند به تو دور را ؛
4- با احمق ؛ زیرا که او میخواهد تو را نفع رساند ؛ از حمق و نادانی خود تو را ضرر میرساند .
5- مصاحبت مکن با قاطع رحم ؛ زیرا که من یافتم او را ملعون در سه موضع از کتاب خدای تعالی .


الف) سیرت دینی
مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در برابر خداوند و جلال خداوند، فروتن است، همچون عقاب، به هنگامی كه بال خویش فرو گشاید و سر به زیر انداخته، از اوج آسمان فرو د آید. مهدی، در برابر جلال خداوند اینسان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلی است، و همهی هستی او را در خود فرو برده است.[1]
مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، عادل است و خجسته و پاكیزه. او ذرّهای از حق را فرو نگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند... مهدی، همواره بیم خداوند را به دل دارد، و به مقام تقرّبی كه نزد خدا دارد مغرور نشود. او به دنیا دل نبدد، و سنگی روی سنگ نگذارد. در حكومت او، به احدی بدی نرسد، مگر آنجا كه حدّ خدایی جاری گردد.[2]
ب) سیرت خلقی
مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، صاحب حشمت و سكینه و وقار است. مهدی جامههایی درشتناك پوشد، و نان جو خورد. علم و حلم مهدی از همهی مردمان بیشتر است. مهدی، همنام پیامبر است (محمد)، و خُلق او، خُلق محمدی است.[3]
مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ، در جهان، با مشعل فروزان هدایت سیر كند، و چونان صالحان بزیَد.[4]
![761 [2] 761 2 ثواب خواندن دعای فرج امام زمان (عج)](http://berooztarinha.com/wp-content/uploads/2012/12/761-2.jpg)
۱-مایه ناراحتی شیطان لعین است.
۲-مایه استجابت دعا می شود.
۳-باعث نجات یافتن از فتنه های آخرالزمان می شود.
۴-باعث آمرزش گناهان می شود.
۵-شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود.
۶- نشانه انتظار است.
۷-فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع می شود.
۸-باعث طولانی شدن عمر است.
۹-هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.
۱۰- باعث زیاد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او می شود.
۱۱-محبوبترین افراد نزد خداوند خواهد بود.
۱۲-کردار بد او به کردار نیک مبدّل می شود.
۱۳-دعای امیرالمومنین(ع)در حق او در روز قیامت است.
۱۴-بی حساب داخل بهشت می شود.
۱۵-فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند.
۱۶-در امان است از تشنگی روز قیامت.
۱۷-این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود.
۱۸-باعث دوری غصّه ها می شود.
۱۹-این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است.
۲۰-در روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می کند.
۲۱-سبب کامل شدن دین است.
۲۲-ثواب کسی را دارد که زیر پرچم حضرت مهدی (ع) شهید شود.
۲۳-با ائمه اطهار(ع) محشور می شود.
۲۴-نائل شدن به بالاترین درجات شهدا در روز قیامت.
۲۵-رستگاری به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد.
صورت
موها
پوست
دهان

در روایتی که از پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» نقل شد، یکی از نداهای قبر نیز چنین است که من خانهای هستم پر از عقرب و مار، پس یک تریاقی بفرست.
به فاصله میان مرگ انسان تا وقوع قیامت کبری، برزخ گفته می شود و از نظر زمانی، ممکن است میلیونها سال طول بکشد. انسان برای طی این منزل، باید ذخیره و توشه مناسبی در دنیا تهیه کرده باشد؛ زیرا در عالم برزخ، بهشت و جهنّم وجود دارد، بهشت و جهنّمی که ساخته و پرداخته اعمال آدمیان در دنیا است. قرآن کریم می فرماید عدّهای دم مرگ پشیمان هستند که چرا برای عالم قبر و برزخ و قیامت کاری نکرده و توشهای فراهم نساختهاند و با التماس خاصی از خداوند متعال میخواهند که به دنیا برگردند.
«قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ، لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها»[۱]
آنها میگویند: خدایا ما را برگردان تا یک عمر دیگری و یک زندگی دیگری داشته باشیم و در زندگی جدید، فکری برای قبر و قیامت خود بکنیم. در پاسخ به آنان خطاب میشود: «کَلاَّ»! برگشتنی در کار نیست. سپس قرآن شربف در ادامه آیه میفرماید:
«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى یوْمِ یبْعَثُونَ»[۲]
بعد از گذر از این عالم، برزخ وجود دارد که باید انسانها تا فرا رسیدن روز قیامت و حشر، در آن بمانند. بنابراین برای طی کردن این منزل مهم، باید چارهجویی کرد تا عالم برزخ برای انسان، ملالت آور و به صورت جهنّم نباشد.
زمان برزخ
اگر به ما گفتهاند دوران فعلی، دوره آخرالزّمان است، معنایش این نیست که قیامت نزدیک است، بلکه معنایش این است که ما خاتمیت داریم. یعنی در دوران ما و بعد از ما پیغمبری مبعوث نمی شود و تا روز قیامت، دین، دین اسلام عزیز است. لذا به این دوران، دوره آخرالزّمان میگویند و معلوم نیست چند سال طول بکشد.
خیال نکنید که عالم برزخ یک سال و صد سال و هزار سال دیگر تمام می شود. بلکه شاید میلیونها سال یا بیشتر طول می کشد و از این رو باید برای آن زمان طولانی که در خانه قبر به سر میبریم، چارهای بیندیشیم و آن خانه ابدی را به باغی از باغهای بهشتی مبدّل سازیم.
علاوه بر اینکه فرزند صالح، باقیات الصّالحات برای والدین است، به تعبیر قرآن شریف و روایات اهل بیت«سلاماللهعلیهم» تربیت دینی و هدایت فرزند، به اندازه زنده کردن همه جهان ثواب دارد
مکان برزخ
اصل وجود عالم برزخ، از مسلّمات مطروحه در آیات نورانی قرآن کریم و روایات شریف اهل بیت«سلاماللهعلیهم» و بلکه یکی از ضروریات در اسلام است، امّا نکته مهم در مورد این منزل آن است که عالم برزخ کجاست؟
قرآن کریم با یک بیان شیوا، میفرماید: عالم برزخ، «عِنْدَ اللَّه» است، یعنی مانند خداوند متعال، جا نمی خواهد. به عبارت دیگر، خداوند متعال همه جا هست و فاقد زمان و مکان است، روح نیز چون مجرّد است و زمان و مکان ندارد، نزد خداست و نیازمند زمان و مکان نیست.
در برخی از روایات آمده است که انسانهای نیکوکار و خوب، در وادی السّلام گرد هم قرار میگیرند[۳] و انسانهای زشتکردار و بد، در برهوت هستند[۴]، امّا مختصّات و مشخصات دقیق این دو مکان معلوم نیست.
آنچه مشخّص است اینکه در برزخ، مۆمنین، زیر پرچم مولا امیرالمۆمنین علی«سلاماللهعلیه» هستند. همانگونه که در قیامت، زیر لوای احمد هستند و از دست امیرالمۆمنین«سلاماللهعلیه»، از آب کوثر می نوشند و با شفاعت ایشان و اهل بیت«سلاماللهعلیهم» به بهشت می روند.
افرادی که ولایت ندارند، در عالم برزخ سرگردان هستند. کسانی که برای عالم برزخ خود زاد و توشهای فراهم نساختهاند، در آنجا خانه و کاشانه ندارند و در عذاب الهی سرگردان و حیران خواهند بود.
اگر کسی بگوید عالم برزخ همین خانه قبر است، ظاهراً اشتباه نکرده است و از برخی از روایات استفاده می شود که این قبر، خانه انسانها تا وقوع قیامت است.[۵] در میان مردم هم مشهور است که به قبر، خانه آخرت می گویند و خانه آخرت، یعنی عالم برزخ.
ضرورت توجّه دائمی به خانه قبر
پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» در روایت تکان دهندهای می فرمایند:
«القبر ینادی بخمس کلمات: أنا بیت الوحدة؛ فاحملوا إلی أنیسا، و أنا بیت الحیات؛ فاحملوا إلی تریاقا، و أنا بیت الظلم، فاحملوا إلی سراجا، و أنا بیت التراب فاحملوا إلی فراشا، و أنا بیت الفقر فاحملوا إلی کنزا»[۶]
قبر هر انسان، هر روز چندین مرتبه او را صدا میزند و گوش شنوا می خواهد که آن را بشنود و چشم بینا و بصیر میخواهد که حقیقت آن را ببیند. قبر میگوید: ای صاحب من، من خانهای تاریک هستم، برای من چراغی بفرست. ای صاحب من! من خانهای وحشتناک هستم، پس مونسی بفرست. ای صاحب من! من خانهای هستم بی تجمل و بی فرش، پس برای من فرشی بفرست.
همانگونه که انسانها در دنیا به فکر خانه خود و آبادانی آن هستند، باید به فکر آبادانی خانه آخرت نیز باشند. اینکه عوام مردم، قبر را خانه مرده میدانند، حرف خوبی است و انسان باید در طول حیات خود، برای آبادانی این خانه بکوشد.
انسانهای نیکوکار، قبر خود را به باغی از باغهای بهشت تبدیل میکنند و انسانهای بدکار، آن را به حفرهای پر از عقرب و مار و سختیها مبدّل میسازند. در روایتی که از پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلّم» نقل شد، یکی از نداهای قبر نیز چنین است که من خانهای هستم پر از عقرب و مار، پس یک تریاقی بفرست: «و أنا بیت الحیات؛ فاحملوا إلی تریاقا»؛یعنی جداً توبه کن تا این مار و عقربها که از نیشها و ظلمهای تو پیدا شده، بمیرند و موجب آزار تو نشوند.
آن سخنهای چو مار و کژ دمت مار و کژدم گشت و میگیرد دُمت
در برزخ، مۆمنین، زیر پرچم مولا امیرالمۆمنین علی«سلاماللهعلیه» هستند. همانگونه که در قیامت، زیر لوای حمد هستند و از دست امیرالمۆمنین«سلاماللهعلیه»، از آب کوثر می نوشند و با شفاعت ایشان و اهل بیت«سلاماللهعلیهم» به بهشت می روند
تجسّم اعمال در برزخ
یکی از علمای بزرگ را در خواب دیدند که ناراحت است. به او گفتند: تو که نباید ناراحت باشی و با شناختی که از تو داریم، باید قبر تو باغی از باغهای بهشت باشد! ایشان جواب داده بود: قبر من یک بهشت و باغی از باغهای بهشت و توأم با رفاه است، ولی من در زمان حیات به شخصی زخم زبان زدم و از کار خود توبه نکردم و حلالیت نطلبیدم، لذا آن زخم زبان اکنون به صورت یک عقرب در آمده و بعضی از اوقات، شصت پای مرا نیش میزند و ناراحتی من از نیش آن عقرب است!
تبدیل قبر به باغی از باغهای بهشت یا حفرهای از حفرههای جهنّم، به دست خود انسان و وابسته به اعمال او است و آنچه در قبر و عالم برزخ میبیند، تجسّم اعمال خودش است.
نقش باقیات الصّالحات در آبادانی برزخ
از تعالیم دینی استفاده می شود که باقیات الصّالحات و اعمال نیک ماندگار، مانند یک جوی روان، تا وقتی باقی است، برای صاحب آن اثر بخش است و به مثابه یک باران نعمت همیشگی، بر سر عاملین و بانیان آن میبارد.
عکس این قضیه نیز صادق است و کسانی که به جای عمل نیک، کار بدی را پایه ریزی کنند و باقی بگذارند، اثر آن عمل، مانند یک جوی کثیف و پر از اشیای خبیث، همیشه به سوی آنان، جاری خواهد شد.
پیغمبر اکرم «صلّی الله علیه و آله و سلّم» می فرمایند:
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیئَةً کَانَ عَلَیهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَة»[۷]؛اگر کسی در تربیت فرزندان خود کوشا باشد و اولاد صالح و شایستهای پس از خود بگذارد و آن فرد، مۆمن بوده و برای جامعه و مردم، مفید باشد، هر کار نیکی که فرزند انجام میدهد، به همان اندازه پدر و مادر او نیز از ثواب آن بهرهمند هستند، بدون آنکه چیزی از پاداش عامل آن، کم شود.
لذا توجّه به این مطلب، بسیار حائز اهمیت است که انسان باید مواظب باشد برای خود، باقیات صالحات برجا بگذارد، نه اینکه باقیات طالحات بگذارد.
علاوه بر اینکه فرزند صالح، باقیات الصّالحات برای والدین است، به تعبیر قرآن شریف و روایات اهل بیت«سلاماللهعلیهم» تربیت دینی و هدایت فرزند، به اندازه زنده کردن همه جهان ثواب دارد.
قبر هر انسان، هر روز چندین مرتبه او را صدا میزند و گوش شنوا می خواهد که آن را بشنود و چشم بینا و بصیر میخواهد که حقیقت آن را ببیند. قبر میگوید: ای صاحب من، من خانهای تاریک هستم، برای من چراغی بفرست. ای صاحب من! من خانهای وحشتناک هستم، پس مونسی بفرست. ای صاحب من! من خانهای هستم بی تجمل و بی فرش، پس برای من فرشی بفرست
«وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیا النَّاسَ جَمیعاً»[۸]
از طرف دیگر، اگر کسی یک اولاد ناصالح و زشتکرداری به جامعه تحویل دهد، مانند آن است که جهان را کشته باشد:
«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً»[۹]
تربیت اولاد صالح و شایسته، در وضع فعلی، بسیار سخت و مشکل است، امّا اگر کسی با تلاش و کوشش بتواند فرزند صالحی تحویل اجتماع دهد، یک نهر رحمت دایمی به سوی خود جاری و روان ساخته است: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ».
آثار شوم حقّ الناس در عالم برزخ
حقّ الناس در عالم برزخ قابل گذشت نیست و اگر چه انسان، نیکوکار باشد، ولی وجود حقّ الناس در نامه اعمال، موجب ناراحتی او خواهد شد.
یکی از علمای وارسته پس از مرگ، به خواب فرزندش که او هم از علمای گرانقدر بود، آمده بود. آن عالم نقل میکرد که پدرم را در خواب نگران و مضطرب دیدم. گفتم: چرا نگران و ناراحت هستید؟! شما که باید جای عالی و روضهای از ریاض الجنه را داشته باشید! پدرم گفت: من هیجده تومان به یکی از کسبه بازار بدهکار هستم و این بدهی را در دفترم ننوشتهام. الان در برزخ به من می گویند که چرا در دفترت ننوشتی که این بدهکاری را ورثه تو بپردازند؟ لذا آن هیجده تومان موجب عذاب من شده است! در حالی که در باغ و بهشت هستم و وضعیت من خوب است و ملائکه مونس من هستند، اما این حقّ الناس مرا اذیت میکند.
واقعاً حقّ الناس در عالم برزخ مشکل زاست و در روز قیامت، رسیدگی به آن بسیار سخت و حسّاس است.[۹]
آقایان و خانمها! مواظب باشید حقّالناس به گردن شما نباشد که عالم برزخ سخت و بدی برای شما رقم خواهد زد. حتی اگر به خاطر نیکی های فراوان، بهشت برزخی برای کسی فراهم شود، ولی حقّ الناس موجب زجر و غم و غصّه او خواهد شد.
پی نوشتها :
۱٫ مۆمنون / ۱۰۰-۹۹
۲٫ مۆمنون / ۱۰۰
۳٫ الکافی، ج ۳، ص ۲۴۳
۴٫ الکافی، ج ۸، ص ۲۶۱ ؛ بحار الأنوار، ج ۲۵، ص ۳۸۲
۵٫ الکافی، ج ۳، ص ۲۴۲:
۶٫ تحریر مواعظ العددیه، ص ۳۹۰
۷٫ الفصوال مختاره، ص ۱۳۶
۸٫ مائده / ۳۲
۹٫ مائده / ۳۲
منابع : تبیان / پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری
برای این كار به چند توصیه عمل كنید:
- شنونده خوبی باشید.
ـ او را نصیحت نكنید، بویژه در حضور دیگران.
ـ شوهر خود را با دیگری مقایسه نكنید، از او ایراد نگیرید و تحقیرش نكنید.
ـ چارچوب فكری و ذهنی شوهر خود را بشناسید و او را آنچنان كه هست درك كنید.
ـ نسبت به وضعیت روحی شوهرتان دقیق و حساس باشید.
ـ در مورد مسائل مورد علاقه همسرتان اطلاعات كسب كنید و به آن احترام بگذارید.
1. همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.
2. همسر خود را به چشم یک شیء مسئول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.
3. جنبه یا بخشهایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین میشود را مورد توجه و تحسین قرار دهید.
4. برای اینکه همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرفها و گفتههای او مطابق میل شما نیست از خود
واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بیاعتمادی را در زندگی خود میکارید.

محیط خود را انتخاب کنید:محیط کاری نقش مهمی در بهبود تمرکز دارد. محیط های راحت و دلچسب برای تمرکز کامل هنگام کار مناسب است. هرچه زمینه های حواس پرتی کمتر باشد کارکردن با تمرکز کامل راحت تر است.
کنترل افکار: بعضی معتقدند کلید تمرکز این است که ذهن خود را با فکرهای سطحی مشغول نکنید.
هنگامی که فکرهای نامربوط به ذهن خطور می کند به آن ها بی توجهی کنید و به طور فعال روی کاری که می خواهید انجام دهید تمرکز کنید.
برنامه زمان بندی شده: برای کارهایی که باید انجام دهید، برنامه ریزی کنید. برای انجام کارها اولویت بندی داشته باشید و زمان انجام کارهای جدی و تفریحات را مشخص کنید.
هرگز منفی نباشید: هرگز به خود نگویید که قادر به تمرکز نیستید؛ زیرا در این شرایط تمرکز کردن سخت تر می شود.
هر از گاهی که نیاز به تمرکز کردن پیدا کردید، چندین بار با خود تکرار کنید که می توانید تمرکز کنید تا به آسانی این توانایی را به دست بیاورید.
از انجام چند کار باهم بپرهیزید: انجام دادن چند کار با هم باعث می شود تا نتوانید روی تمام کارها به طور کامل تمرکز کنید. بنابراین، روی یک کار تمرکز کنید و پس از اتمام آن به کار بعدی بپردازید.
صداهای مزاحم را حذف کنید: حذف صداهای مزاحم نقش مهمی در انجام درست کارها دارد ، زیرا سروصدا مانع تمرکز می شود. به عنوان مثال، صدای دریافت ایمیل و پیام های تلفن مانع تمرکز در انجام کار می شود.
ورزش و رژیم غذایی: توانایی تمرکز با رژیم غذایی و برنامه ورزشی ارتباط دارد. دریافت ناکافی مواد مغذی، می تواند خستگی مفرط ایجاد کند.
به انجام کار یقین داشته باشید: شک و شبهه یا سرگردان بودن درباره کاری که انجام می دهید، تمرکز کردن را سخت تر می کند.
هنگامی که کار دشوار باشد، ذهن دنبال کارهای آسان تر می رود؛ بنابراین قبل از شروع، به انجام و عاقبت آن امیدوار باشید، یک مفهوم اساسی و معیار صحیح را برای خود درنظر بگیرید.
پشتکار داشته باشید: حس تمرکز کردن را ندارید؟ از انجام دادن کاری طفره می روید؟ با این حس مقابله کنید و تا به اتمام رساندن کارتان آرام ننشینید.
توان خود را مشخص کنید: هر فرد توان مشخصی دارد و زمانی از روز می تواند کارهای دشوار را به بهترین نحو انجام دهد بنابراین زمان مناسب برای انجام کار را مشخص کنید و کارهای سخت و دشوار را در آن ساعت انجام دهید.
کارها را تقسیم بندی کنید:کارهایی که آغاز و پایان ندارد، تمرکز فرد را از بین می برد اگر مشغول کار یا پروژه بزرگی هستید بهتر است زمان و روشی برای شروع و به اتمام رساندن آن اتخاذ کنید.
ورزش های ذهنی انجام دهید: ورزش با بهبود هماهنگی ذهن و بدن، تمرکز از دست رفته را باز می گرداند. با ورزش های ذهنی و یادگیری چگونگی کنترل ذهن قدرت تمرکزتان را افزایش دهید.
گام های کوچک بردارید: با کارهای کوچک شروع کنید، به آن ها پای بند باشید و از وقت خود به طور موثر استفاده کنید.
زمانی را برای اتمام کار خود تعیین کنید: برای تقویت تمرکز، زمانی را برای اتمام کار در نظر بگیرید این کار باعث می شود تا کارهای غیرضروری را فراموش کنید و از ساعت کاری خود بهترین استفاده را بکنید.
خواب کافی داشته باشید: ساعت خوابتان منظم باشد. خستگی و کمبود خواب شب باعث کاهش تمرکز می شود.
به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، طبق عادت فکر میکردم که باید تنها دو روز در مسیر میبود اما میگوید خیلی بیش از اینها و حدود 20 روز در جادهها است. هم خسته و هم خوشحال است. با اینکه سختی مسیر رمقی برایش نگذاشته بود، به جای استراحت، دائم دور و بر کامیونش بود. مرتب سرکشی میکند. همه جا را ورانداز میکند تا مبادا ماشینش مشکلی فنی داشته باشد.
محمدرضا قنبری، راننده ضریح مطهر امام حسین (ع) متولد 1344 در محله خاک فرج قم است. محمدرضا حدود 30 سال است که در جادههای سخت و خطرناک رانندگی میکند. جادههایی که این روزها دائم شاهد حوادث ناگوار و جبران ناپذیر است. او حدود 18 سال است که در شهرداری قم در بخش موتوری این نهاد مشغول کار است.
در حالی که همگان در انتظار رسیدن ضریح بودند، اما کمتر کسی به راننده زحمتکش کامیون منتقل کننده ضریح توجه میکرد. در انتظار بودم. برای اینکه زودتر بتوانم با او گفتوگویی داشته باشم، صبح زود در ابتدای منطقه «زرگان» منتظر ماندم. بالاخره بعد از مدتها انتظار، ضریح رسید. مردم با بیرقها و یزله به استقبال ضریح مطهر امام حسین (ع) رفتند. هر چقدر میخواستم نزدیک شوم، خیل جمعیت به سمت ضریح نمیگذاشت به ماشین نزدیک شوم. در این میان ناگهان زنی شتاب زده با «ثوب» (ردای مشکی) و مردی با «دشداشه» و «چفیه» بر سر در حالی که گوسفندی برای قربانی در دست داشتند با هزار تقلا و زور خود را به جلوی کامیون رساندند. کامیون میایستد و گوسفند را قربانی میکنند. در این فرصت بود که خود را به بالای ماشین کشاندم. درست در کنار درب راننده. پسر جوانی بود و گفت راننده عصر در مصلا است و حالا در حال استراحت. در نهایت او را در مصلی دیدم و گفتوگویی با او انجام دادم.
فارس: چطور شد که شما را به عنوان راننده انتخاب کردند؟
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او
پرسید:می گویند فردا شما مرا به زمین می
فرستید ، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی
چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟خداوند
پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من
یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو
نگهداری خواهد کرداما کودک هنوزاطمینان
نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا
در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز
خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی
هستند.خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت
آوازخواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد
منبع:سما
سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.


|
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به کنگره بزرگداشت میرزاکوچک خان جنگلی با اشاره به اینکه منشاء حرکت میرزا کوچک خان یک منشاء صددرصد دینی و اعتقادی است تاکید کردند: ایشان یک واحد مینیاتوری از نظام اسلامی را در همان محدوده خاص خود-گیلان- ایجاد کرد.
متن پیام مقام معظم رهبری که صبح امروز از سوی آیتالله قربانی، نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت، قرائت شد به شرح زیر است: بسماللّهالرّحمنالرّحيم
قضيّهى مرحوم ميرزا كوچك جنگلى يك قضيّهى ويژه است؛ اگرچه كه در آن دوره ى خاص - يعنى در دورهى فاصلهى بين مشروطيّت و سرِ كار آمدن رضاخان - حوادث گوناگونى در كشور بهوجود آمده و همزمان با نهضت جنگل، چند كار بزرگ ديگر هم در گوشه و كنار كشور - مثل مرحوم شيخ محمّد خيابانى در تبريز، يا كلنل محمّدتقى خان پسيان در مشهد - اتّفاق افتاده كه اينها همه تقريباً همزمان است، لكن قضيّهى جنگل يك قضيّهى ويژه است. خب ما قضاياى تبريز را و حضور مرحوم شيخ محمّد خيابانى و اينها را خوب ميدانيم ديگر، هم در تاريخ نوشته شده و هم قضاياى خصوصى و اطّلاعات زيادى داريم، امّا آن صبغهى مردمى و نجابتى كه در كار مرحوم ميرزا كوچك خان جنگلى هست، |
موز: منبع غنی از کربوهیدرات ها است.
هندوانه: طراوت و شادابی ایجاد می کند.
سیب: سرشار از ویتامین ث ب و پتاسیم که انرژی مورد نیاز بدن را تامین میکند.
پرتقال: منبع ویتامین ث فسفر مواد معدنی و فیبر خوراکی است که به بهبود فعالیتهای سالم بدن کمک میکند.
انبه: این میوه اصطلاحا شاه میوه ها نامیده شده است و سرشار از وییتامینهای ب و ث کلسیوم پتاسیم – روی – فولیت و پروتئین است.
آووکادو: هر چند حاوی ذخایر قابل توجه چربی است اما چربی آن از نوع خوب است و از جمله میوه هایی است که به عنوان یک تقویت کننده انرژی میتوان روی آن حساب کرد.
فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند ؛ یک روز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند ناگهان فرهاد خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت. هوشنگ فورا به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید. وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد ، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند. هوشنگ را صدا زد و به او گفت : من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر ، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست. و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد خود را با کمر بند حوله حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.
هوشنگ که به دقت به صحبت هاى دکتر گوش مىکرد گفت : او خودش را دار نزد ، من آویزونش کردم تا خشک بشه
در اوایل فصل بهار روزی ملک الشّعراء بهار و دیبا و شهریار با شخصی به نام علمداری از تهران به سوی کرج عازم شدند مرحوم بهار در کرج دوستی داشت به منزل او وارد شدند. چون میزبان خواست با همراهان بهار آشنائی حاصل کند مرحوم بهار بالبدیهه این دو بیتی را ساخته بر او خواند:
ای کرج سویت سه تن از شهر، یار آورده ام
با (علـمـداری ) و (دیبـا ) (شهـریار) آورده ام
خلق می گویند از یک گل نمی گردد بهـار
زین سبب سویت سه گل با یک (بهار) آورده ام!
بااینکه درست است که همه انسانها محترم به دنیا آمدهاند اما کسانی هستند که از این قاعده مستثنی می باشند و احترام بیشتری را به خود جلب میکنند. دلیل آن میتواند موفقیتهای آنها، تواناییهای ذاتی، زیبایی و یا قهرمان بودنشان باشد.برای اینکه احترام دیگران را جلب کنید در زیر به چند راه برای آن اشاره میکنیم:
• با اعتمادبهنفس راه بروید. درست است. وقتی دیگران اعتمادبهنفس ما را ببینند تصور خواهند کرد که افراد موفقی هستیم.
• با همه با مهربانی و درستی رفتار کنید.
• اما مرزهایی بگذارید و اجازه ندهید دیگران هر رفتاری با شما داشته باشند.
• با درستی و صداقت رفتار کنید.
• یاد بگیرید چطور با خونسردی با استرس برخورد کنید.
• همیشه بخندید و لبخند بزنید.
• سخاوتمند باشید.
• افکارتان را مطرح کنید.
• به کمک محرومان و نیازمندان بروید.
• قاطع اما عادل باشید.
• با روشنفکری انتقاد را بپذیرید.
• دربرابر میل به گارد گرفتن در برابر دیگران مقاومت کنید.
• ضعفهایتان را بپذیرید.
• به موفقیتهایتان افتخار کنید.
• هر کاری که میکنید را با عشق و علاقه قلبی انجام دهید.
جنگ جهانی اول
درسال ۱۹۱۴ آغاز جنگ جهانی اول این سرباز پیش از آنکه به جنگ برود برای پیشگیری از دزدی، دو چرخه خودرا به درخت کوچک خانه قفل میکند. سرباز هیچگاه به خانه باز نگشت. خانواده او برای یاد بود فرزند دوچرخه را از درخت جدا نکردند. ۹۵ سال پس از آن این تندیس بوجود آمد
جنگ جهانی دوم
جنگ جهانی دوم بین سال های 1939 تا 1945 در گرفت. در این جنگ بیش از 100 میلیون نفر شرکت داشتند و نزدیک به 70 میلیون نفر جان خودشان را از دست دادند.
بیش از 65 سال از جنگ جهانی دوم می گذرد اما وسعت این نبرد به اندازه ای بود که همچنان نیز خبر ساز می شود.
در دوره جنگ جهانی دوم، ساحل "ماپلتون" در انگلستان به عنوان یک منطقه آموزشی برای نیروهای این کشور شناخته می شد. پس از جنگ این منطقه پاکسازی شد و مورد استفاده مردم قرار گرفت.
چند روز پیش بر اثر رانش زمین در این منطقه یک انبار مخفی در زیر صخره ها نمایان شد. نکته جالب این جاست که این انبار محل برای نگهداری نارنجک و موشک بوده است.
در این انبار مخفی که بیش از 60 سال پنهان مانده بود نزدیک به هزار نارنجک و راکت عمل نکرده وجود داشت و مسئولین اعلام کرده اند که برخی از این راکت ها همچنان قابلیت انفجار دارند.
در تحقیقات بیشتر مشخص شد این مواد منفجره بیشتر برای آموزش نیروها بوده است اما قدرت انفجاری آن ها همچنان می تواند تلفاتی را به جای گذارد و از همین رو این منطقه بار دیگر بسته شده است تا به ایمنی کامل برسد.
به گفته برخی از مسئولین این منطقه برای انتقال دادن این مهمات بیش ار یک هفته زمان لازم است چرا که باید در نهایت دقت آن ها را به یک مکان امن منتقل کنند./ ق پ
جنگهای داخلی و اثرات مخرب آن
جنگ همواره از تلخ ترین رویداد های تاریخ بشر شناخته شده است. بیان تلخی ها و مصائب جنگ یکی از رسالت های اهل هنر بوده و در همین مورد آثار معروفی خلق شده است. یکی از معروف ترین آثار هنری ضد جنگ، تابلوی «گرانیکا»ی پیکاسو می باشد. این نوشتار معرفی این نقاشی جهانی است.
تابلوی گرانیکای پیکاسو در تمام جهان به عنوان یکی از مهمترین قطعات هنری ضد جنگ شناخته شده است ، این تابلو اعتراض صریحی به بمباران روستای گرانیکا در اسپانیا توسط هواپیماهای جنگنده آلمانی و ایتالیایی است . پس از اتمام نقاشی در سال 1937 پیکاسو اجازه داد تا این تابلو به یک تور کوتاه دور دنیا برود . هدف او این بود که مطمئن شود تمام مردم دنیا از ترس و وحشتی که اسپانیا را فراگرفته آگاه شوند . پیکاسو در جنگ های داخلی سرسختانه مخالف فاشیست ها بود و گرانیکا نه تنها به عنوان آشکارترین بیانیه ضد جنگ او بلکه به عنوان یکی از مشهورترین بیانه های ضد جنگ در طول تاریخ باقی مانده است .
درخواست بمباران گرانیکا توسط ملی گراهای اسپانیا در طول جنگ داخلی آن کشور صورت گرفت و یکی از مخوف ترین تهدیدهای وحشیانه در این مناقشه بود . گرانیکا روستای کوچکی بود با جمعیت هزار نفر ، بیشتر این جمعیت زنان و کودکان بودند و مردها روستا را برای جنگ ترک کرده بودند . بمباران روستا بیشتر به خاطر ارعاب و تهدید انجام گرفت تا یک حرکت استراتژیک جنگی و آمار کشتگان بین 400-500 تا 1600 نفر تخمین زده شده است .
صرف نظر از تعداد تلفات – هر چند که تاثیرات بمباران گرانیکا قابل توجه و اساسی است – این بمباران یک بار برای همیشه همکاری بین فاشیست های آلمان ، ایتالیا و اسپانیا را اثبات کرد و همچنین نشان داد که نیروی هوایی آلمان متعهد شده بود که بمباران را به این طرز وحشیانه انجام دهد . این تاثیر در جنگ جهانی دوم قابل توجه است ، چرا که گرانیکا یکی از اتفاقات کلیدی بود که تاکتیک های مبارزه نیروی هوایی آلمان را شکل داد .
تابلوی گرانیکا به طرز مهیبی بزرگ است ؛ 3 متر و نیم در 7 متر و 80 ، یک نقاشی دیواری با رنگ روغن روی بوم نقاشی . در نقاشی از رنگ های خاموش طوسی ، مشکی و سفید استفاده شده است . تابلو از قسمت های مختلفی تشکیل شده که به طور کلی مخالفت در برابر بمباران گرانیکا را نشان میدهد . سبک انتزاعی پیکاسو تماشاگران را گیج میکند به خصوص در قسمت میانی تابلو ، جایی که پس از تحلیل های دقیق می توان شکل های بسیاری از دل آن بیرون کشید . اما بیشتر دیده ها به سمت چپ تابلو جذب میشود ؛ جایی که یک گاو نر به زنی که بر سر جنازه کودکش مویه می کند خیره شده است . این قسمت از نقاشی تفسیرهای زیادی را به خود اختصاص داده است .
در قسمت میانی نقاشی یک اسب و تعدادی تصاویر دیگر مثل جمجمه انسان و گاو نر دیگری دیده می شود . نیزه ای از میان اسب رد شده و درد بسیاری را برای او ایجاد کرده است ، زخمی دردناک که بر تمام صحنه غالب است .
بسیار جالب است که تمام این وحشیگری ها در یک اتاق اتفاق می افتد و در سمت راست صحنه ساختمانی در حال سوختن مشاهده میشود . نیت پیکاسو احتمالا آن بوده که قتل عام را هم از نمای بیرونی و هم درونی نشان دهد و بگوید که چگونه انسان را در حد یک حیوان تنزل می دهد . از آنجا که گاو سمت چپ بر عکس دیگران که خون اسب را بر زمین می ریزند ایستاده و به ضجه زن فکر می کند میتواند حلقه زنجیری بین نمود انسانی و حیوانی جنگ باشد.
چراغی که در بالای نقاشی میان خورشید تعبیه شده سمبلی ست از ناامیدی انسان نسبت به تلاش برای به دست آوردن یاری پروردگار و هیچ تضمینی برای رستگاری از این صحنه وحشیانه وجود ندارد . سمت راست تابلو زنی در میان پنجره شناور است و دستی شعله ای را بالا نگه داشته ، نگاه پر از ترس زن نشان میدهد که برای دیدن این صحنه ها آماده نشده است . پیکاسو دوباره کمبود امید را از طریق این تصویر نشان می دهد . واضح است که نقاشی زمانی به پایان رسیده که او هنوز مطمئن نبوده است که اسپانیا روزی از وحشت جنگ نجات خواهد یافت یا نه ؟
قسمت راست تابلو شاید این امر را برجسته می کند که انسان ها موجب ویرانی توسط درد و آتش می شوند . این قسمت از تابلو واقع گرایانه تر از قسمت قبل است ، شعله هایی که اشیاء را دربرمی گیرند و در سیاهی که باز می شود ، دری که تفسیر های متفاوتی از آن ارائه شده است . بعضی ها این در را امیدی برای آنهایی که در نقاشی به دام افتاده اند می دانند ؛ آنها هنوز می توانند فرار کنند . دیگران می گویند این در نشانه ای شوم است ؛ دری به سوی هیچ و نشانه ای برای آنکه پیکاسو نتیجه این جنگ را چیزی جز ویرانی نمی داند . همچنین می توان این در را همزمان نماد هر دو فکر دانست . دری که هم نسیان و فراموشی و هم رهایی را عرضه می کند . سردی نمای خارج از در نشان می دهد پیکاسو آن را دروازه ای به سوی سرنوشت می داند .
گرانیکا جنایات نظامی را به تصویر می کشد برای همین گاهی از جنایات دیگری که در سطح جهان اتفاق می افتد به گرانیکای نو تعبیر می شود . کمی بعد از حمله به عراق دستور داده شد تا کپی گرانیکا که بر سر در پنتاگون آویزان شده بود پوشانده شود این امر بیانگر تاثیر این تابلو در نظامیان برای فهم وحشت و ترسی ست که ایجاد می کنند . 70 سال پس از بمباران گرانیکا این قصه توسط تابلوی پیکاسو زنده ماند تا دیگران مروری بر تاثیرات رفتار خود داشته باشند .
گرانیکا؛ روایتی تلخ از ماجرای جنگ
ترجمه: ریحانه حاجی محمد پور
دلم سخت از همه دنیا کبودست
جوانی چون درخت پای رودست
اگر روزت غنیمت بس شماری
به ریشه آب پاکی را گماری
تن و جانت شود چون آب سالم
دل و عقلت کند حکمی چو عالم
خدا داند که از روی جهالت
بکردم پشت ... بر روی رسالت
خیانت کرده بر دین محمد
برفتم سمت آن جهلم مجدد
چو آن چشم خدارا دور دیدم
به کفر و شرک و بتهایی رسیدم
چو غفلت کردم از چشمان الله
سرم خوردش به سنگ سخت .. والله
نماز بی ولی شرک جلی است
ولی و سرورم سید علی است
بسم الله الرحمن الرحیم

استجابت دعا مانند هر پدیدهی دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت میرسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابة ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.[۱]
به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره میشود:
۱, دعای توسل:
محمد ابنبابویه دعای توسل را از ائمه (علیه السلام) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شبهای چهارشنبه خوانده میشود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (علیه السلام) و واسطه قرار دادن آنها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست میکنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: ”اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة…”؛ خدایا من از تو میخواهم و روی میآورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت… ”یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله”؛ ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا.[۲]
اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او ”الله” و اختتام او ”هو” است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمیگیرد
۲, دعای فرج:
کفعمی در کتاب بلد الامین دعایی از حضرت علی (علیه السلام) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد مینماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:
”یا عماد من لا عماد له…”؛ ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد… ”و افعل بی ما انت اهله”؛ با من چنان کن که تو اهل آنی[۳]. و آن گاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.
۳, دعای اسم اعظم:
سید علیخان شیرازی در کتاب کلم طیب مینویسد: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او ”الله” و اختتام او ”هو” است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمیگیرد:
الف. ”الله لا إله إلا هو الحی القیوم … ” تا آخر آیةالکرسی.
ب.”الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …”.

ابلیس از آفریدگان خداوند واز جنیان است و مدتهاى طولانى خداوند را عبادت کرده بود، و به واسطه نافرمانى خداوند، از درگاه او رانده شد و از این پس به نام شیطان شناخته مىشود. شیطان به هر موجودى گفته مىشود که انسان را فریب دهد، خواه از جنیان باشد یا از انسانها، بنابراین، شیطان از ابتدا شیطان آفریده نشد. او در ابتدا پاک بود. او مخلوقى چون سایر مخلوقات خدا در اطاعت پروردگار و از مقربین درگاه ربوبى بود، اما در مقابل یک دستور الهى که سجده و تعظیم در مقابل انسان بود ، لغزید (۱) و از درگاه الهى رانده شد.(۲) شیطان در برابر آن همه عبادت، از خداوند تقاضاى زنده ماندن تا روز قیامت را نمود و خداوند او را تا آن روز مهلت داد . شیطان آفریده نشد تا خلایق را بفریبد. او فریب نفس خویش را خورد و از خداوند مهلت خواست تا دنیا هست، او نیز باشد، و از آن پس قسم خورد تا انسانها را بفریبد مگر کسانى را که مۆمن باشند.(۳) و خداوند نیز این مهلت را به شیطان داد .
گفتم: مگه نگفتی به حرفم گوش کن تا خوشبخت شوی؟
گفت: بله!
مگه نگفتی او را بکش تا ثروتمند شوی؟ بله!
خب، من که به حرفت گوش کردم، پس چرا خوشبخت نشدم؟ تو از نظر من خوشبختی!
گفتم مگه تو کی هستی؟ گفت: من ابلیسم.
سعی کنید این سوالات را در انتهای هر روز از خودتان بپرسید. اینکار به شما کمک میکند فردی بهتر و موفقتر شوید.
1. بهترین اتفاقی که امروز برایم افتاد چه بود؟
چه اتفاقی باعث شد احساس غرور، شادی، یا قدرشناسی کنید؟ آیا امروز حتی برای لحظهای احساس لذت و موفقیت کردید؟
برای لحظهای دوباره آن احساس را در خودتان زنده کنید. ما لحظات اینچنینی بیشتری در زندگیمان نیاز داریم، به همین خاطر بهتر است که به چیزهای مثبت فکر کنیم. خیلی وقتها اتفاقات خوب را نادیده میگیریم. اما نباید اینطور باشد، باید از آنها نهایت لذت را برده و قدردانشان باشیم. این سوال کمک میکند، مثبت، شاد و قدرشناس باشیم.
2. چه کاری را میتوانستم بهتر انجام دهم؟
از تجربیات امروزتان چه درسی میتوانید بگیرید؟ چه اشتباهی مرتکب شدید که باید در آینده از آن جلوگیری کنید؟ چطور میتوانستید یک موقعیت گفتگو را بهتر انجام دهید؟ به راههایی فکر کنید که این مسئله را در آینده بهبود بخشید.
3. مهمترین کاری که فردا باید انجام دهم چیست؟
کدام کار است که به تنهایی اهمیت زیادی دارد و تفاوت زیادی در روز من ایجاد خواهد کرد؟ اگر برنامه روزانه دارید، مطمئناً این کار باید در آن نوشته شده باشد--و احتمالاً در راس آن لیست. به این فکر کنید که چطور اول صبح آن کار را به اتمام برسانید. این سوال کمکتان میکند روی کارهای مهم روزانه خود متمرکز شوید.
4. چه کار جدیدی را فردا میتوانم امتحان کنم؟
زندگی سفری اکتشافی است. در هر سنی هم که باشیم، باید هر روز یک کار جدید را امتحان کنیم. فردا چه تجربه جدیدی میتوانید داشته باشید؟
5. مهمترین فردی که در زندگی من وجود دارد کیست و چه کاری برای او انجام میدهم؟
روی کسی که دوست دارید—همسرتان، فرزندتان، والدین یا هر کس دیگر—متمرکز شوید. آیا به آنها گفتهاید یا نشان دادهاید که چقدر برایتان اهمیت دارند؟ فردا چه کاری میتوانید برای کمک کردن، شاد کردن و یا غافلگیر کردن آنها انجام دهید؟ ما خیلی وقتها آنقدر مشغول میشویم که عزیزانمان را فراموش میکنیم. این سوال باعث میشود دوباره به آنها بپردازید.
همین. 5 سوال ساده اما مهم که میتواند کمکتان کند زندگیتان را بهتر کنید. سعی کنید هر شب قبل از خواب این سوالات را از خودتان بپرسید.
بهترین مدیر كسی است كه قادر است افرادی خوب را برای كارهایی كه میخواهد انجام شود انتخاب كند و آن قدر خوددار باشد تا از مداخله در كارهایی كه آنها انجام میدهند پرهیز كند.
1- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانهنویس یونانی)
2- برنامههای توسعه مدیریتی ما در محل كار صورت میگیرد نه در كلاسهای مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)
3- ترجیح میدهم كه ملتم به سیاستهای اقتصادی من بخندند تا اینكه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)
4- برای آنكه مدیر شوید باید از پایین شروع كنید، استثناء هم وجود ندارد. (هنری بلاك)
5- با هشت ساعت كار صادقانه در روز میتوانید به ریاست برسید و روزی 12 ساعت كار كنید. (رابرت فراست)
6- برای بهبود ارتباطات كامپیوتری باید كمر بوروكراسی ایجاد شده را شكست. (مایكل آلبرشت)
7- مدیران نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین كسی كه با او صحبت مینماید گوش میكند. (وارن بنیس)
8- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد كه گاهی برخلاف رأی متخصصان عمل كند. (جیمز كالاگان)
9- هیچ چیز برای كارمندان ارزشمندتر از سهیم كردن آنها در چرخه تصمیمگیری نیست. (جودیت باردویك)
10- مدیریت مشاركتی این است كه افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیمگیری وارد كنیم. (واین بارلو)
آورده اند روزی شیخ و مریدان در
کوهستان سفر می کردندی و به ریل
قطاری رسیدندی،که ریزش کوه آن را
بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری
از دور شنیده شد.شیخ فریاد برآورد که
جامه ها بدرید و آتش بزنید که این
داستان را قبلن بدجوری شنیده ام،و
مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را
آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت
قطار حرکت کردندی.مریدی گفت: یا
شیخ! نباید انگشت مان را در سوراخی
فرو ببریم؟...شیخ گفت: نه! حیف نان!
آن یک داستان دیگر است.راننده ی قطار
که از دور گروهی را لخت دید که فریاد
میزنند،فکر کرد که به دزدان زمینی
سومالی برخورد کرده و تخت گاز دادن،و
قطار به سرعت به کوه خوردی و همه
ی سرنشینان جانبه جان آفرین مردند.
شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به
مریدان گفت: قاعدتن نباید این طور می
شد!سپس رو به پخمه کردی و گفت: تو
چرا لباست را در نیاوردی و آتش
نزدی؟پخمه گفت: آخر الان سر ظهر
است! گفتم شاید همین طوری هم ما را
ببینند و نیازی نباشد.
منبع:سما


در احادیث رسول اكرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه معصومین(علیهم السلام) القاب متعددى براى امام مهدى (عجل الله فرجه الشریف) ذكر شده است در این میان، مى توان به القابى مانند القائم، المنتظر، المهدى، الحجه، المنصور، الخلف الصالح، صاحب الزمان، بقیه الله، ... اشاره كرد.
در برخى از روایات، ضمن ذكر برخى از القاب، به وجه تسمیه ى آن ها نیز اشاره شده است:
1- از امام جواد(علیه السلام) پرسیده شد كه چرا به امام مهدى (عج) «منتظر» گفته مى شود؟ امام(علیه السلام)فرمود: «لأنّ له غیبه تكثر أیّامها و یطول أمدها، فینتظر خروجه المخلصون و ینكره المرتابون...;[1]
2- ابو سعید خراسانى مى گوید:
به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم: «آیا مهدى و قائم یكى هستند؟» فرمود: «آرى». گفتم: «به چه علت او را مهدى مى نامند؟». فرمود: «چون به هر امر مخفى هدایت مى كند. و قائم نامیده مى شود، چون بعد از آن كه از یادها رفت كه او به كار عظیمى قیام مى كند، قیام خواهد كرد».[2]
1- دسته نخست، روایاتى هستند كه از طریق اهل سنّت و یا از طریق اصحاب ائمه(علیهم السلام) نقل شده اند.
این روایات، دو گونه است:
ب) برخى دیگر از روایات نیز به صورت صریح، به نام خاص امام مهدى (عج) اشاره كرده اند. مفضل بن عمر از امام صادق(علیه السلام) نقل مى كند كه فرمود:«الإمام من بعدی ابنی موسى و الخلف المأمون المنتظر م ح م د بن الحسن بن على بن محمّد بن على بن موسى;[7] امام بعد از من، پسرم موسى است و جانشینى كه مورد امید و انتظار است، م ح م د بن حسن بن على بن محمد بن على بن موسى است.».
2- دسته ى دوم، روایاتى هستند كه نه تنها نام خاص امام مهدى (عج) را به صورت صریح ذكر نكرده اند، بل كه از ذكر نام خاص آن حضرت، به شدّت نهى كرده اند:
عن موسى به جعفر(علیه السلام) أنّه قال عند ذكر القائم(علیه السلام): «یخفى على الناس ولادته ولایحل لهم تسمیتهُ حتّى یظهره الله عزّوجل فیملَأ به الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت جوراً و ظلماً;[8] ولادت او، از مردم پوشیده خواهد بود و بر آنان جایز نیست كه نام او را ذكر كنند تا این كه خداوند او را ظاهر كند و زمین را پر از قسط و عدل كند، آن گونه كه پر از جور و ظلم شده بود.».
نیز یكى از توقیع هاى امام زمان (عج) آمده است: «هر كس در بین مردم، اسم خاص مرا ذكر كند، بر او لعنت خدا باد.».[9]
در برخى از این احادیث، علت این نهى نیز ذكر شده است:
1- نام امام مهدى (عج) ودیعه اى الهى است و پیامبر(صلى الله علیه وآله) اجازه ى ذكر آن را نداده اند.[10]
2- شما را از تصریح به اسم آن حضرت نهى كرده ایم تا اسمش بر دشمنان ما مخفى بماند و آنان او را نشناسند.[11]
علماى شیعه نیز با توجّه به احادیث نهى، از ذكر اسم خاص آن حضرت، پرهیز كرده اند، ولى در مورد زمان و مدّت این نهى، اختلاف دارند و به دو گروه تقسیم مى شوند:
[1]. بحارالأنوار، ج 51، ص 30.
[2]. همان.
[3]. تفسیر صافى، ج 2، ص 59، المكتبه الإسلامیه، چاپ ششم، 1362.
[4]. آل عمران: 7.
[5]. تفسیر صافى، ج 1، ص 247.
[6]. بحارالأنوار، ج 51، ص 71.
[7]. همان، ج 48، ص 15.
[8]. همان، ج 51، ص 32.
[9]. بحارالأنوار، ج 51، ص 33.
[10]. بحارالأنوار، ج 51، ص 33.
[11]. مستدرك الوسایل، ج 12، ص 285.
[12]. بحارالأنوار، ج 5، ص 32.
[13]. كشف الغمه، ج 3، ص 326.
[14]. المجالس السنیه، ج 5، ص 678.
رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
تهیه و تنظيم از منتظر ظهور
در خزان زندگي، آنچه را كه روزها كاشته اي مي دروي
روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای
آنها نگاه می کند.
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان
را دید که سخت مشغول کارند و تند تند
نامه هایی را که توسط پیکها از زمین
می رسند، باز می کنند و آنها را داخل
جعبه هایی می گذارند.
مرد از فرشته ای پرسید: شما دارید
چکار می کنید ؟
فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز
می کرد،
گفت : اینجا بخش دریافت است و ما
دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را
تحویل می گیریم .
مرد کمی جلوتر رفت.
باز دسته بزرگی
از فرشتگان را دید که کاغذهایی را
داخل پاکت می کنند و آنها را توسط پیک
هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می کنید؟
یکی از فرشتگان با عجله گفت: اینجا
بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت
های خداوند را برای بندگان به زمین
می فرستیم.مرد کمی جلوتر رفت و یک
فرشته را دید که بیکار نشسته.
مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما اینجا
چه می کنید و چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد:اینجا بخش تصدیق جواب
است. مردمی که دعاهایشان مستجاب
شده، باید جواب بفرستند ولی فقط عده
بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می
توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد:
بسیار ساده،
فقط کافیست بگویند:
خدایا شکر

چرا امام حسین خانواده خود را به کربلا برد؟
عمل امام حسین (علیه السلام) نیاز به تفسیر و تبیین دارد همان گونه که قرآن نیاز به آن دارد، نیاز به تفسیر و تحلیل داشتن یک عمل نشانگر رمز و رازدار بودن و پیچیده بودن آن می باشد به گونه ای که وقتی به آن نگاه می شود سۆال های متعددی برای ناظر به وجود می آید. کثرت سۆال از نیاز به تفسیر حکایت می کند و هر گونه پاسخ به آنها نوعی تفسیر و تبیین می باشد.
علل همراهی خانواده امام از مکه تا کربلا
چه ضرورتی داشت امام حسین (علیه السلام) در این سفر، خانواده را همراه خود ببرد؟ چه اشکالی پیش می آمد که آنان را در مکه باقی گذارد تا در جوار خانه خدا عبادت کنند یا آنان را به همراه عبدالله بن عباس به مدینه بفرستد؟
آمدن زن و بچه همراه امام حسین (علیه السلام) هیچ گونه نقش منفی در نهضت امام و به پیروزی رسیدن آن نداشته است. آنچه مهم است اینکه آیا همراهی آنان با امام تأثیر مثبتی برای اسلام یا برای خود آنان داشته است یا خیر؟
اگر فرض شود همراهی خانواده امام با وی هیچ نقش مثبتی در اسلام، نهضت و… نداشته باشد باز بردن آنان به همراه خود، قابل توجیه است، زیرا که آنان خودشان خواستار همراهی با حضرت بودند و چندین بار که در طول مسیر اعلام کرد که هرکس می خواهد برگردد هیچ یک از آنان چنین خواسته ای را مطرح نکرد بلکه اگر در جاهایی امام می فرمود که همراهی آنان لازم نیست و می توانند برگردند آنان ناراحت می شدند. و حتی در کربلا و پس از آن هیچ یک نمی گفتند ای کاش به چنین سفری نمی رفتیم.
بنابراین بر فرضی که همراهی آنان با امام حسین (علیه السلام) هیچ نفع و ضرری نداشته باشد، باز رفتن آنان به همراه امام خواست شخصی آنان بوده و خودشان بر چنین مسافرت و چنین رنج و درد کشیدن هایی راضی و بلکه خوشحال بوده اند و ما نباید افراد را بر کاری که به دلخواه خود انجام داده اند و پدر به عنوان رئیس خانواده آنان را در خواستشان آزاد گذاشته و ضرر و زیانی برای دیگران نداشته، توبیخ یا محاکمه کنیم. بلکه باید از امام حسین (علیه السلام) درس مهربانی و مدیریت بیاموزیم که چنان با خانواده و کودکان مهربانی کرده که حتی در سخت ترین شرایط، حاضر نیستند او را تنها بگذارند.
اوج عشق خانواده به امام حسین (علیه السلام) را می توان از کلام «جون» غلام ابوذر فهمید. او که غلامی سیاه و هدیه ابوذر به امام حسین (علیه السلام) بود وقتی حضرت او را مرخص کرد تا برود و زنده بماند و به جای اینکه از آزادی خود خوشحال شود گریه افتاد و گفت: … سوگند به خدا شما را رها نمی سازم تا خون سیاهم به خون های شما در آمیزد.( موسوعه کلمات الامام الحسین، ۴۵۲)
وقتی که یک غلام که همیشه خواستار آزادی است این چنین باشد، حساب دیگران و عشق و علاقه شان به امام روشن است. چنانکه عبدالله بن حسن که نوجوان بود و برای دفاع از عمویش از خیمه فرار کرد و وقتی شمشیری حواله امام حسین (علیه السلام) شد دست خود را جلو برد تا به این وسیله از امام دفاع کند و دستش قطع شد(همان، ص ۵۰۷)
فواید همراهی خانواده با امام
۱- مسلم است که اگر امام بدون زن و فرزند بلکه با هفتاد یا صد یا پانصد مرد جنگی از مکه به سوی کوفه رهسپار می شد، به راحتی ممکن بود که به آنان برچسب یاغی، مفسد، خارجی و… بزنند و در همان اولین برخورد در بیرون کوفه آنان را به عنوان خارجی و حَروُری از بین ببرند که در این صورت کشته می شدند و اثری از آنان در صفحه آن روز یا هر روز تاریخ باقی نمی ماند.
۲- بعید نبود که حکومتیان به عنوان لشکر فاتح به مکه یا مدینه حمله کنند و برای درس عبرت گرفتن به دیگران هر جنایتی فجیعی را درباره زن و فرزند امام مرتکب شوند، همان گونه که در واقعه حره با اهل مدینه چنین کردند.
امام حسین (ع)
۳- خانواده امام حسین (علیه السلام) توانستند پیام رسان حادثه کربلا باشند و در کوفه، شام، مدینه و بین راه، تنها کافی بود که خود را معرفی سازند که نوه ها و فرزندان نوه های پیامبرند و لااقل شامیان بفهمند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، خویشاوندانی نزدیک تر از معاویه و یزید دارد که به فرمان یزید کشته و اسیر گشته اند.
۴- مقاومت خانواده امام بر انجام واجبات الهی درباره احکامی را که می رفت تا مندرس شود، زنده ساخت که از جمله آنها می توان اصرار آنان بر حفظ حجاب، حفظ خود از نامحرمان، جلوگیری از مورد دید واقع شدن، جلوگیری از اختلاط زن و مرد نام برد.( ر.ک: تاریخ الطبری، ۴/۳۶۷ تا ۳۷۹)
۵- نشان دادن راه مبارزه به تمامی مبارزان، که اگر خانواده خوب تربیت شد و خوب آموزش دید، در بحبوحه کار، همراه، همگام و هماهنگ با نهضت است، سخنان زنان در تقویت مردان برای دفاع از امام حسین (علیه السلام) و برای دفاع از اهل بیت، نشان می دهد که کار کردن بر روی خانواده و تربیت آنان اثر مهمی در پیشرفت کار دارد.
بی جهت نبوده که خداوند به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «و انذر عشیرتک الاقربین»( سوره شعراء، آیه ۲۱۴٫ و خویشان نزدیکت را هشدار ده) و به اهل ایمان دستور داده است: «قوا انفسک و اهلیکم ناراً وقودها الناس و الحجارة».( سوره تحریم، آیه ۶، خود و خانواده تان را از آتشی که سوخت آن مردم و سنگ است حفظ کنید)
به هر حال امام(علیه السلام) نشان داد که در دوران فراغت باید به انسان سازی پرداخت تا در روز حادثه آن انسان ها با مقاومت و فداکاری انسان را در راه هدف یاری دهند.
۶- نشان دادن قدرت روحی امام که حتی در بحبوحه جنگ، فشار دشمن، جراحت های زیاد، تشنگی و… از زن و فرزند خود غافل نمی شود و این نشانگر اوج روحی و کمال روحی امام است، که باید در چنان صحنه هایی بروز کند.
زیاد دیده شده که در تصادفات و غیره، فرد از خانواده و فرزندانش غافل می-شود و در لحظاتی تمام فکرش به خودش و نجات خودش معطوف است و گاهی حتی با نابودی آنان به دست خود، راه نجات خود را می پوید نشان دادن روحیه ای برعکس، حتی در آخرین لحظات آن گونه که در رجزهای امام حسین (علیه السلام) و کلماتش ظاهر است اوج روحیه او را می رساند نظیر: «من حسین بن علی هستم، سوگند خورده ام که سر تسلیم فرو نیاورم، از خانواده پدرم دفاع کنم، بر دین پیامبر حرکت می نمایم.»( ر.ک: موسوعه کلمات الامام الحسین، ۴۹۹٫ انا الحسین بن علی آلیت ان لا أنثنی احمی عیالات ابی امضی علی دین النبی)
یا کلام معروف امام حسین (علیه السلام) که خطاب به آن فرمود: اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید در این دنیایتان آزادمرد باشید … من با شما می جنگم و شما با من می جنگید و زنان گناهی ندارند، تا من زنده ام سرکشان، یاغیان و جاهلانتان را از تعرض به خانواده ام باز دارید. با این کلمات نشان داد که غیرت و مردانگی در هر حالی ولو آخرین لحظه حیات باشد، خوب است، اگر زن و فرزند همراه او نبودند چنین پیامی را نمی توانست به این زیبایی بیان کند.
۷- آموزش اینکه دفاع از کیان اسلام و دفاع از عقیده و آرمان زن و مرد نمی شناسد و هرکس در حد توان خود می تواند در این امر مهم شریک باشد.
۸- نمایاندن چهره واقعی دشمن، که در راه رسیدن به مقام، حتی ناجوانمردانه ترین شیوه ها را به کار می برد و زن و کودکان که از تعرض مصونند و در جنگ ها نباید مورد آزار و اذیت یا کمبود امکانات قرار گیرند را در معرض شدیدترین تضییقات قرار داد و حتی آنان را از آب منع کرد و علاوه بر مردان که تشنه جان دادند زنان نیز در حالت تشنگی شدید به سر می بردند.
«آزادی یعنی فرصت تصمیم گیری ، همانند امام حسین (ع).»
سال ها قبل این سوال برایم مطرح شد: «چرا بعضی ها از دیگران موفق تر هستند؟» این سوال سببی شد تا عمری را درباره آن بررسی کنم. به تدریج به جوابی که می خواستم دست پیدا کردم و در پایان به یک تصور و توضیح ساده رسیدم:
هر جایی که هستید و هر کاری که می کنید برای خودتان است. امروز شما هر چه باشید و یا هر چه در آینده به آن تبدیل گردید، موضوعی مربوط به خودتان است.
زندگی امروز شما مجموعه انتخاب ها، تصمیمات و اقداماتی است که تا به حال کرده اید.
می توانید با تغییر دادن رفتار خود آینده تان را تغییر بدهید. می توانید تصمیمات جدید بگیرید، انتخاب های جدید بکنید، تا به کسی که می خواهید بشوید تبدیل گردید و به انچه در زندگی می خواهید دست پیدا کنید.
آنچه هم اکنون هستید یا می خواهید بشوید بستگی به خود شما دارد. تنها محدودیت هایی که ممکن است پیش روی شما قرار داشته باشند، آن هایی هستند که خودتان وضع می کنید. می توانید با کنترل اندیشه، افکار، گفتار و کردار خود به طور کامل سرنوشت تان را به دست بگیرید.