بچه های جنگلی؛ کودکان عجیبی که که به جای پدر و مادر توسط حیوانات بزرگ شدند

فرزندان، عزیزترین و دوست داشتنی ترین دارایی تمام پدر و مادرها در دنیا هستند. به همین دلیل، والدین همواره سعی می کنند بهترین امکانات را برای فرزند خود فراهم آورند تا وی کمبودی در زندگی احساس نکند. اما گاهی اوقات، شرایط به گونه ای پیش می رود و اتفاقاتی رخ می دهد که نمی توان جلویش را گرفت. در برخی موارد نیز پدر و مادرها خودشان سرنوشت بچه ها را تغییر می دهند.

موضوعی که قصد داریم به آن بپردازیم، مقداری عجیب و دلهره آور است. بارها و بارها خبرهایی مبنی بر گم شدن بچه ها و یا ناپدید شدن آن ها را شنیده ایم. در برخی موارد، آن ها به درون جنگل ها راه می یابند و با شرایط ترسناکی بزرگ می شوند. این که با وجود خطرات بسیار زیاد و حیوانات درنده، آن ها چطور توانسته اند با طبیعت خو بگیرند، یکی از سوالات بحث برانگیز در این زمینه است.

آن ها برای مدت ها از جامعه دور مانده اند. در ادامه همراه ما باشید تا ۱۰ مورد از عجیب ترین بچه هایی که در جنگل بزرگ شده اند را با یکدیگر بررسی کنیم.

کامالا و آمالا

b3f0200000000000-w700

کامالا و آمالا، ۹۵ سال پیش توسط یک مبلغ مذهبی به نام «رورند جوزف سینگ» در جنگل های میدناپور هند یافت شدند. وی این دو دختر هشت و دو ساله را از یک گرگ گرفت. آن ها چهار دست و پا فرار می کردند، زوزه می کشیدند و هیچ علاقه ای به تعامل با انسان ها نداشتند.

آمالا بعد از یک سال  و کامالا نیز پنج سال بعد، توانستند ۵۰ کلمه را یاد بگیرند. سرگی آرولز محقق فرانسوی، حدس می زند که بسیاری از جنبه های داستان آقای سینگ، احتمالا ساختگی بوده است. ظاهرا وی با این کار قصد داشته برای یتیم خانه اش سرمایه جذب کند.

ادامه نوشته

راه های جلوگیری از انتشار شایعه

 زمانی که شایعه ای را می شنوید و قصد انتقال آن به دیگری را دارید بحث کوتاه فلسفی زیر را در ذهن خود مرور کنید:

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.

روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش *” سه پرسش ” *است پاسخ دهی.

مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش *” حقیقت “* است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد پاسخ داد : نه، فقط در موردش شنیده ام.

سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعاً نمیدانی که خبر درست است یا نادرست.

حالا پرسش دوم: پرسش *” خوبی و بدی “* آیا آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟

مرد پاسخ داد: نه، بر عکس…

سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم* ” سودمند بودن ” *است. آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟

مرد پاسخ داد: نه، واقعا…

سقراط نتیجه گیری کرد: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

هرگاه ؛  دلت با دینت نباشد ،

واقعه ی کربلا اتفاق می افتد ...

هرگاه ؛

دلت با دینت نباشد ،

 قدمت با قلمت نباشد ،

و عملت به قولت نباشد ...

آری بدون شک اتفاق می افتد ؛

هرگاه ... هرگاه ... هرگاه ...

ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ

ﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽ
ﻣﺎﻧﺪ ...
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ...
ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ ....
ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ
ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ....
ﺍﻫﺪﺍﻓﺘﺎﻥ ﺯﯾﺒﺎ !

نيكى‏ها و بديها

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبيرا(7اسرا)
اگر نيكى و احسان كرديد به خود كرده‏ايد و اگر بدى و ستم كرديد باز به خود كرده‏ايد. و آن گاه كه وقت (انتقام ظلم) ديگر شما (كه كشتن يحيى و زكرياست يا عزم قتل عيسى) فرا رسيد (باز بندگانى قوى و جنگ آور را بر شما مسلط مى‏كنيم) تا اثر بيچارگى و خوف و اندوه بر رخسار شما نشانند و به مسجد بيت المقدس (معبد بزرگ شما) مانند بار اول درآيند و به هر چه رسند نابود سازند
اگر نيكى كنيد به خود نيكى كرده‏ايد و اگر بدى كنيد به خود بدى كرده‏ايد" (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها).
اين يك سنت هميشگى است نيكى‏ها و بديها سرانجام به خود انسان باز مى‏گردد، هر ضربه‏اى كه انسان مى‏زند بر پيكر خويشتن زده است، و هر خدمتى به ديگرى مى‏كند در حقيقت به خود خدمت كرده است.

صبر و الصلاة

اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ 

منظور از الصبر و الصلاة در اين آيه چيست ؟

 از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»


امام علی علیه‌السلام در حدیث معروف به «حدیث نورانیت»، به سلمان و ابوذر می‌فرماید: در آیه مبارکه «وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ - از شكيبايى و نماز يارى جوييد و به راستى اين [كار] گران است مگر بر فروتنان (البقره، 45)»، مراد از صبر حضرت محمد صلوات الله علیه و آله است و مراد از نماز من هستم و می‌افزایند: «بدين خاطر خداوند متعال فرمود: و هر آينه آن (نماز) بزرگ و سنگين است و نفرمود هر آينه آن دو بزرگ و سنگين می‌باشند زيرا هر آينه ولايت حملش جز بر خاشعان بزرگ و سنگين است. و خاشعان همان شيعيان روشن بين و اهل بصيرت می‌باشند».

یوم الله 13 آبان ماه گرامی باد

سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در آستانه روز ملی مبارزه با استکبار جهانی؛
لبخند فریب‌گرانه دشمن نباید کسی را دچار خطا کند/ ملت متکی به قدرت درونی از اخم و تحریم دشمن متلاطم نمی‌شود/ دولت و کنگره امریکا تحت تسلط سرمایه‌داران و کمپانی‌های رژیم نامشروع صهیونیستی هستند (۱۳۹۲/۰۸/۱۲ - ۱۱:۲۲)
يكي از خطوط دشمن منصرف كردن ذهن مردم از دشمني دشمن است
2/7/1388

داشتن دخترنعمت است

پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:

«چه خوب فرزندانی هستند دخترانِ با حجاب. هر کس یکی از آنها را داشته باشد، خداوند آن را برای وی پوششی از آتش دوزخ قرار می‌دهد و هر کس دو تا داشته باشد، خداوند به خاطر آنان، او را وارد بهشت می‌سازد و اگر سه دختر یا مانند آن خواهر داشته باشد، جهاد و صدقه‌ای استحبابی از او بر می‌دارد.»

2ـ رسول خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند: دختران، دلسوز و مددکار و بابرکت هستند.

3ـ پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله می‌فرمایند:

هر کس وارد بازار شود و چیزی بخرد و آن را برای خانواده‌اش ببرد، مانند کسی است که صدقه‌ای را برای گروهی نیازمند می‌برد و باید پیش از پسران، از دختران آغاز کند؛ چرا که هر کس دخترکی (از فرزندان خود) را شاد کند، گویا برده‌ای از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است و هر کس چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خداوند گریسته است و هر کس از ترس خداوند بگرید، خداوند او را وارد بهشت‌های پرنعمت می‌سازد.

4ـ شخصی فرزندی در راه داشت؛ نامه‌ای به امام هادی علیه السّلام نوشت: من فرزندی در راه دارم. از خدا بخواه که پسری روزی‌ام کند. امام علیه السّلام در پاسخ نوشت:

«چه بسا دختری که از پسری بهتر باشد» [و برای او دختری زاده شد.]

 

 

منبع: خانه خوبان، ش ۴۲، ص۵۷.

 

سلام بر آل ياسين

سلام بر آل ياسين، سلام بر مهدي امتها و جامع تمام کلمات وحي الهي.
سلام بر آنکه شمشير برکشيده و ماه تابان و نور درخشان است.
سلام بر آفتاب شب ظلماني جهان و قرص ماه ايمان.
سلام بر بهار مردمان و نشاط آفرين روزگار.

«شب هجرانت اي دلبر، شب يلداست پنداري رخت نوروز و ديدار تو، عيد ماست پنداري »
 
اي بهار دلها و اميدبخش انسانها و سرور و شادي روزها، اي خورشيد ظلمتها و ماه تمام نماي جمال خدا. اي حقيقت عشق و مظهر پرستش، اي شکوفه طه و غنچه شکفته زهرا، عليهاالسلام. اي سرو خوش قد و رعنا، اي چهره ات چون آفتاب، روشن و دلربا، اي در رهت، جانها فدا و نشان غمت، اشکها. اي عصاره زمان و زيباييها، اي هماره با ما و ناپيدا، اي سوخته در فراغت عاشق و شيدا، اي مونس و همدم اوليا، اي خمار نگاهت راز هستي ها، اي طاووس خوش خرام بهشت اعلي، اي شراب عشقت، نوش جانها، اي خزينه علم و نهايت حلم، اي مسکن برکت و معدن حکمت، اي تمام محبت، اي گرد و غبار مقدمت توتياي چشم ما، اي شمع جهان افروز، بيا! اي شاهد عالم سوز بيا! اي کعبه اميد عيان شو. اي درخشش هستي بتاب! اي خورشيد جان و جهان جلوه گر شو!، اي فروغ فضليت بتاب! اي راز عظيم تجلي چهره بنماي، اي پاکترين خونها نثار عشقت، به پا خيز! اي دشت و دمن در انتظارت با دم عيسايي ات، زنده گردان! اي کشتي نجات، رهايي بخش و اي مرهم سينه ها درمان کن.
 
اي عصمت بي کران فرياد کن! اي فريادرس بيدار کن! اي صاحب شمشير بران آغاز کن! اي ساحل پيروزي ظاهر شو! اي مشعل علم و عقل نور باران کن! اي قبله عشق آشکار شو! اي يوسف جمال، رخ از مشتاقان دريغ مدار! اي حامي قرآن و نداي عترت، بيا! اي رهبر و دلبر و دلبند، مهدي بيا! بيا و منتظران تشنه را درياب و عاشقان بي قرارت را آرامش جان باش.
 
مهديا! مي خواهيم به قله کوه انسانيت برسيم، دستمان را بگير، مگر نه اينکه تو باقي مانده جود خدا و از تبار حسين و دودمان کريماني و احسان و دستگيري توست.
 
ما به افق تابناک فروغ ازلي خيره مي شويم و به اميد آمدن روزهاي شادي و لحظه هاي نوراني، خود را از مهر تو سرمست مي سازيم و دست طلب و ادب به دامان تو در مي آويزيم و به تولاي تو چنگ مي زنيم. ما همچو گدايان سر راهت مي نشينيم تا با طلعت رشيده خويش، بر زمين و زمان عطر ولايت بپاشي و ما در فضاي عطرآگين کرامت تو، جان تازه بگيريم و نماز شکر را به امامت تو برپا کنيم و در برابر رب کعبه خاضع شويم و ويراني ظلم و آزادي انسان را جشن بگيريم و سرود حمد را با آهنگ عشق دمساز کنيم و بدين گونه نشان خواهيم داد که پيرو خط سرخ شهادتيم و تو مظهر قهاريت و جباريت خدايي و انتقامخواه خون حسين و رهروان عاشورايي. پس بر کافران بتاز و با آنان بستيز و ارکان ستم را ويران ساز و وعده الهي را تحقق بخش که فرمود:
 
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين.
اراده کرديم بر آنان که در روي زمين ضعيف شمرده شدند، منت گذاريم و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم.
 
مژده حسيني

بااین سه مرد دنیا می لرزد

خوشبختی در سه عبارت

خوشبختی ما در سه عبارت خلاصه می شود

تجربه از دیروز، استفاده از امروز، امید به فردا

ولی ما با سه عبارت دیگر زندگی مان را تباه می کنیم

حسرت دیروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

فرهنگ حجاب و عفاف اسلامي چگونه غرب را احاطه كرده است

شکوفایی اسلام در غرب نمادهای مختلفی دارد که ازجمله آنها - گسترش حجاب در میان دختران و زنان غیر مسلمانانی که به اسلام روی می‌آورند، آنها به حجاب به عنوان یک عامل مهم در ایجاد امنیت روحی و روانی می‌نگرند، امنیتی که با پدیده برهنگی و بی بند و باری در غرب مورد تهدید قرار گرفته است.

از سوي ديگر، جريان رو به جلوي بيداري اسلامي نه تنها در كشورهاي اسلامي و عرب منطقه و آفريقا همچون تونس، ليبي، آذربايجان و ... در احياي سنت‌هاي اسلامي همچون عفاف و حجاب تأثيرات قابل توجهي داشته است، بلكه سبب توجه ديگر كشورها از جمله كشورهاي غربي به خصوص نخبگان علمي اين كشورها به سمت فرهنگ اسلامي از جمله حجاب و عفاف شده است.

اگر چه ماجراي روند گسترش حجاب از سال‌ها قبل در غرب اتفاق افتاده است، لكن با توجه به بيداري اسلامي، افزايش پيشرفت كشورهاي اسلامي در مسائل مختلف علمي اجتماعي و ...، پيروزي حزب‌الله لبنان در جنگ 33 روزه، افزايش اسلام هراسي، قوانين ضد اسلامي و ... گسترش فرهنگ عفاف حجاب از روند قابل توجهي برخوردار شده است كه در اين نوشتار به قسمتي از آن اشاره مي‌شود.

ادامه نوشته

ایرانی های سپاه حضرت مهدی(عج)








طبق روایات، تعداد قابل ملاحظه ای از سپاهیان مخصوص و ارتش حضرت مهدی(عج) از ایرانیان هستند.

تعداد یاران اصلی حضرت مهدی(عج) 313 نفر هستند، که طبق روایات، 82 نفر از آنها ایرانی هستند. (1)

در خطبه ای، حضرت علی(علیه السلام)، به نقل از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، اسامی و ملّیت یاران حضرت مهدی(عج) که همراه حضرت قیام می کنند را برشمرد و فرمود:



از طالقان: 24 نفر
از قم: 18 نفر (در حدیثی دیگر، 10 نفر ذکر شد)
از خراسان: 6 نفر
از اصفهان: 4 نفر
از شیراز: 3 نفر
از آبادان: 3 نفر
از همدان: 3 نفر
از مراغه: 3 نفر
از قزوین: 2 نفر

از هر کدام از شهرهای اهواز، شوشتر، بروجرد، نهاوند، شیروان، آمل، جرجان، دامغان، سرخس، ساوه، فارس، ابهر، اردبیل، خوی، سلماس، کازرون: 1 نفر



سپس فرمود: ...و خداوند آنان را در کمتر از یک چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب زمین، در کنار کعبه گرد می آورد. (2)







امام باقر(علیه السلام) فرمود:

هنگامی که مهدی(عج) ظهور کند، نیروهایی با پرچم های سیاه ، از خراسان(3) قیام می کنند و با حضرت بیعت می کنند. (4)






منابع:

1- در برخی احادیث، 74 نفر، و در برخی منابع (مثل منتخب التواريخ، ص 1119 و...) تعداد دیگری ذکر شده است.

2- ملاحم ابن طاووس، ص146

3- در صدر اسلام، منظور از خراسان، مشرق زمین بود، که شامل ایرانِ آن زمان و هچنین مناطق ماوراءالنهر می شد.

4- فتن ابن حمّاد، ص85 – عقدالدّرر، ص129


برگرفته از کتاب الفبای مهدویت (موعودنامه)، ص 147







نکته: برخی از این مناطق، زمان پیامبر(ص) و ائمه(ع) دقیقا با این اسم نبودند، و اسم دیگری داشتند. لذا این شهرها، به صورت حدودی، با موقعیت جغرافیایی حال حاضر، تطبیق داده شد. (برخی مناطق، علاوه بر تغییر نام، وسعت جغرافیایی آنها نیز کم یا زیاد شد)



سه گروه از زنها هستند که خداوند ایشان را عذاب نمى‏کند

امام صادق(ع)  فرمود: سه گروه از زنها هستند که خداوند ایشان را عذاب نمى‏کند و با حضرت فاطمه علیه السّلام محشور مى‏گرداند؛ و به هر کدام ثواب هزار شهید و ثواب یک سال عبادت مى‏دهند، (اول) زنى که بر غیرت شوهرش صبر کند، و (دوم) زنى که بد خلقى شوهر را تحمّل نماید (و سوم) زنى که مهریه خود را به شوهر ببخشد.

منبع:دیلمى، حسن بن محمد، إرشاد القلوب/ ترجمه سلگى - قم، چاپ: اول، 1376ش

مناظره جالب جلیلی با اوباما

احادیثی برای بانوان متأهل

«ان من خیر نسآءکم . . . المتبرجة من زوجها الحصان عن غیره (20) ; بهترین زنان شما آن زنی است که برای شوهرش آرایش و زینت می کند، اما از بیگانگان خود را می پوشاند .»
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر زنی که در حج و جهاد و دانش اندوزی به شوهرش کمک کند، خداوند آن پاداشی را که به زن حضرت ایوب علیه السلام داده است، به او می دهد.

در مقاله ای که در پایگاه اطلاع رسانی حوزه درج شده است، پیرامون «آیین همسرداری» در احادیث اسلامی آمده است :
 
زیور اطاعت به گردن آویز
 
1- پیامبر عزیز خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:
 
«ان للرجل حقا علی امراته اذا دعاها ترضیه واذا امرها (1) لا تعصیه ولا تجاوبه بالخلاف ولا تخالفه (2) ; مرد حقی بر زنش دارد [و آن حق این است که] چنانچه او را صدا زند پاسخ دهد، و هنگامی که او را دستوری دهد سرپیچی نکند و پاسخ مخالف ندهد و با او مخالفت نورزد .»
 
باران عشق و محبت
 

2- امام رضا علیه السلام می فرمایند:
 
«اعلم ان النسآء شتی فمنهن الغنیمة والغرامة و هی المتحببة لزوجها والعاشقة له ...(3) ; بدان که زنان گوناگونند، برخی از آنان دستاوردی گرانبها و تاوان [رنج های آدمی] هستند و این زن کسی است که به شوهرش محبت می کند و عاشق اوست .»
ادامه نوشته

پندهایی بسیار زیبا از مولا علی(ع)

«نوف بکائى» که یکى از اصحاب و علاقمندان حضرت امیرالمؤمنین علىّ(صلوات الله علیه) است، حکایت کند:

در آن هنگامى که حضرت علىّ(ع) در حوالى کوفه در محلّى به نام رَحبه اقامت داشت، به دیدارش رفتم و پس از احوالپرسى، به ایشان گفتم: مرا پندى ده.

مولاى متّقیان، علىّ(ع) فرمود: اى نوف! به هم نوعان و دوستان خود محبّت و مهرورزى کن، تا آنان نیز به تو مهر ورزند.

به حضرتش گفتم:اى سرورم! بر نصایح خود بیفزاى.

فرمود: به همگان نیکى و احسان کن، تا احسان ببینى.

گفتم: باز هم پندى دیگر بیفزاى تا بیشتر بهرمند گردم؟

حضرت فرمود: از مذمّت و بدگوئى نسبت به دیگران دورى کن وگرنه طُعمه سگ‌‌هاى دوزخ خواهى گشت.

ادامه نوشته

اگر بی قراری بدان یار یاری...

 اگر فنجانی کوچک زیر باران نگه دارید

،به اندازه همان فنجان به شما میرسد

اگر کاسه بزرگی نگاه دارید بهمان اندازه در آن آب جمع می شود!

شما چه ظرفی زیر باران الهی قرار داده اید؟

باران رحمت خدا همیشه می بارد,

این تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم

 

آرایش سیاسی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم

برای پاسخ به این سوال می بایست آرایش سیاسی جدید را ترسیم نمود.

از نظر نگارنده سناریو ها زیر در خصوص انتخابات آتی متصور است:

الف. به وجود آمدن فضای چهار قطبی (1. جریان اصولگرایی با کاندیدای واحد جلیلی 2. اصلاح طلبان با کاندیداتوری هاشمی 3. دولت با کاندیداتوری مشایی (با فرض تأیید صلاحیت) 4.مستقل ها با کاندیداتوری محسن رضایی .

ب. رد صلاحیت مشایی و احتمال گرایش دولت به سوی کاندیدای جبهه پایداری و حمایت از لنکرانی و یا جلیلی در برابر کاندیداهای ائتلاف پیشرفت و هاشمی و کاندیدای مستقل(محسن رضایی) (4قطبی مستقل، دولت، پیشرفت و مستقلها)

ج. رد صلاحیت مشایی و ایجاد دوقطبی جلیلی و هاشمی

د. رد صلاحیت مشایی و جلیلی و ... ایجاد دوقطبی قالیباف و هاشمی(در این حالت احتمال گرایش طیف دولت و انحراف به سوی هاشمی محتمل است)

ه . حضور گسترده کاندیداها از طیف های مختلف و کشیده شدن انتخابات به دور دوم.

نتیجه

البته ترسیم آرایش سیاسی انتخابات در چنین شرایطی بسی غامض است و موارد فوق می تواند از سوی صاحب نظران مورد انتقاد جدی قرار گیرد اما آنچه که در این میان حائز اهمیت است، ذکر این مهم است که عملکرد دولت در سالهای اخیر باعث شده در صورت ایجاد فضای دوقطبی نتیجه رقابت به ضررش تمام شود مگر اینکه آقای احمدی نژاد ، مانند همیشه در دقیقه نود باز هم یک کار فرصت طلبانه و یا غیر قانونی دیگری انجام دهد.

سینا ربیعی

منبع: وبلاگ "نقطه سر خط"

بصیرت


امام خامنه ای(مدظله): هدف دشمن اینست که مردم احساس کنند راه حل

مشکلات ، سازش با غرب است و از درون ، نظام را برای سازش تحت فشار قرار دهند

همه باید هوشیار باشند فتنه جدیدی در راه است.



ورود این انسانها به بهشت ممنوع!

هر انسان منصف و عاقلی ،وجدانش حکم می کند تا پدر و مادر خود را مورد تکریم قرار دهد.

عقیق: براساس دستورات موکد الهی در قرآن کریم پاسداشت پدر و مادر واحترام گذاشتن به آنها بسیار مورد توجه قرار گرفته و برای خاطیان مجازات های سختی در نظر گرفته شده است.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم نیز در روایت های متعددی به این موضوع عنایت فرموده اند و در روایتی می فرمایند:

دیدم بر در بهشت نوشته شده است تو (بر چهار گروه)حرام هستی

بر انسان بخیل - ریاکار - اذیت کننده پدر و مادر - و سخن چین.

پی نوشت:  ارشاد القلوب ج 1ص139)

جایگاه حضرت زهرا(س) از زبان ائمه اطهار(ع)

شکوه بانوی بزرگ دو عالم حضرت زهرا (س) چنان دل و جان را لبریز می سازد که توان سخن گفتن را از انسان می گیرد و تنها جایگاه رفیع فاطمه(س) را می توان از زبان ائمه اطهار علیهم السلام جویا شد.

در شناختن و شناساندن این بانو، که مادر عصمت و آینه عفاف است باید دست به دامن روایات و آیات قرآنی شد که اینها زبان گویا و شیوای مقام و شان والای آن حضرت هستند.

در شان فاطمه(س) آیات بسیاری نازل شده و روایات نیز همچون دریایی مواج و متلاطم طراوت بخش ساحل اندیشه ها و کرانه های معرفت است که در این مطلب به برخی از این روایات و احادیث اشاره می شود.

ارزش شناخت حضرت فاطمه (س)

امام صادق (ع) می فرماید: ˈهر کس به شناخت حقیقی فاطمه(س) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است.

 آثار محبت به فاطمه(س)

 پیامبر اکرم (ص) می فرماید:

ˈهر کس فاطمه(س) دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است، و هر کس با او دشمنی ورزد، در آتش [دوزخ] است.

ادامه نوشته

«آتش در خانه وحی»

اسامی حاضران در خانه حضرت زهرا(س) هنگام تعرض مهاجمان

حجت‌الاسلام احمد عابدی رئیس دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم به مناسبت ایام فاطمیه یادداشتی را با عنوان «آتش در خانه وحی» نوشته و طی آن اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س) و حاضران در این خانه را نام برده است.

خانه امیرالمؤمنین(ع) و فاطمه زهرا(س) تنها خانه‌ای بود که یک درب به داخل مسجد النبی(ص) و یک درب به بیرون داشت.(و سدّ الابواب الّا بابه)

این خانه چند بار مورد تعدّی و حرمت‌شکنی قرار گرفت، عبدالملک مروان این خانه را تخریب کرد (مناقب ابن شهر آشوب، جلد 2، صفحه 211) و در موقع اخذ بیعت برای خلافت خلیفه اول و برای تثبیت موقعیت او این خانه مورد هجوم واقع شده و به آتش کشیده شد.

مسعودی در «اثبات الوصیة» صفحه 123 گوید: فهجموا علیه و اُحرقوا بابه.

* مشهور بودن آتش زدن خانه فاطمه(س) و استناد عبدالله‌بن زیبر به آن

ادامه نوشته

لیوانی پراز آب

استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟

شاگردان جواب دادند:

50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

استاد گفت:

من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.

استاد پرسید:

خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟

یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد..

حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟

شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.

استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟

شاگردان جواب دادند: نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟

شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.

اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.
..
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.

به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!

از میان صدوبیست و چهار هزار پیامبر، چند تن از آن ها عرب بوده اند؟

از میان صدوبیست و چهار هزار پیامبر، فقط چهار تن از آن ها عرب بوده اند.

 به گزارش دیساپ به نقل از خبرانلاین به نقل از کتاب بحار الانوار، جلد 74، حدیثی از رسول خدا آمده است که: حضرت محمد مصطفی( سلام خدا بر او باد) به ابوذر غفاری فرمودند: «از میان پیامبران چهار تن، عرب بودند:  هود،صالح، شیث و پیامبر تو محمّد»
همچنین در جلد 70 بحار الانوار درباره آخرین پیامبری که وارد بهشت می شود، امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «آخرین پیامبری که وارد بهشت می‏شود؛ سلیمان بن داود علیه السلام است و این به دلیل مال و ثروت و سلطنتی است که در دنیا به او داده شد»

« نکاتی در مورد مصادف شدن نوروز و فاطمیه »

1.مصیبت شهادت حضرت فاطمه (س) برای اهل بیت (ع) بسیار سنگین بوده و هست .

امام علی (ع) هنگام دفن حضرت فاطمه (س) خطاب به پیامبر (ص) فرمودند : «وأما حزنی فسرمد و أما لیلی فمسهّد» پس از این اندوهم ابدی است و شبم ، با بیداری خواهد گذشت .

نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282

توجه کنید که اغراق در کلام امام راه ندارد ؛ پس معلوم می شود حضرت بعد از این قضیه هیچ شبی نخوابیده است .

اما علت چیست ؟ علت گفتنی نیست ! «ستنبئک ابنتک بتظافر أمتک علی هضمها» به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امتت در ستم کردن به وی اجتماع کرده بودند

نهج البلاغه/خطبه202 ؛ کافی/1/459 ؛ امالی طوسی/109 ؛ بحار/43/193و211 ؛ امالی مفید/282

2.امام صادق (ع) می فرمایند : خداوند شیعیان ما را رحمت کند ... در ایام حزن و اندوه ما اندوهگین اند و در ایام شادی ما مسرور اند .

همچنین فرمودند : ناراحتی ما آنان را اندوهگین ساخته و شادمانی ما آنان را شادمان می سازد .

امالی طوسی/229

3.در ایام نوروز امسال ، امام زمان (عج) در عزای مادر بزرگوارشان فاطمه زهراء (س) اند . آیا صحیح است که ما شیعیان بجای آنکه با اماممان هم ناله شویم ، به شادی بپردازیم ؟ براستی امام زمان (عج) از ما چه انتظاری دارند ؟ آیا صحیح است که شعیان در نوروز لباس مشکی از تن بیرون کنند ؟ و آیا صحیح است هفت سین پهن کنند ؟ و با این کار بر غم های مولایشان بیافزایند ؟

ادامه نوشته

برای آنکه در زندگی صادق باشید

زمانی که بخواهید دروغ گفتن را از زندگی خود حذف کنید باید ابتدا در خودتان تغییر به وجود آورید و برای تغییر باید موارد زیر را به خاطر بسپارید:
بالا بردن سطح آگاهی: باید به این شناخت برسید که در چه موقعیت ها و به چه تیپ شخصیت هایی دروغ می گویید.
باور به آگاهی: با شناخت نسبت به اطلاعات بالا این مسئله را متوجه می شوید که درصد خطر دروغ گفتن به همسرتان چه آسیب های جدی ای را به زندگی زناشویی می زند.
خواستن: اینکه واقعا بخواهید تغییر کنید، این خواستن مستلزم داشتن هدف است و چه هدفی بهتر از داشتن یک رابطه زناشویی سالم و استوار.
تمرین، تمرین، تمرین و...: این واقعیت را بپذیرید که شما سال های طولانی به این عادت زشت خود گرفتارید و برای این تغییر تفکر احتیاج به رفتار درمانی دارید و این مسئله نیازمند تمرین رفتار جایگزین است.
فعلا از من نپرس: بعد از شناخت یکدیگر و داشتن یک رابطه دوستانه برحسب اطمینان، امنیت، احترام، گذشت و بخشش بین زن و شوهر، هر زمان که موضوعی پیش آید که در آن شرایط قادر به گفتن حقیقت نیستید، وقتی با پرسش همسرتان روبه رو می شوید، بهترین پاسخ آن است که بگویید «فعلا از من نپرس، هر وقت شرایط و موقعیت فراهم شود حقیقیت را می گویم.» این عبارت یک کد ارتباطی است که باید پسر و دختر در دوران آشنایی و مراحل پیش از ازدواج آن را قبول داشته باشند و مورد توافق هر دو طرف باشد.

به آغـوش کوچـک مـن بیـا ...

وقتی آسمان این همه بخیل است

وقتی ابرها ناخن‌خشكی می‌كنند



وقتی دست‌هایی كه باید سایبان مهربانی‌ات باشند، اینهمه كوتاهند



وقتی شاخه‌های بهار تا دیوار خانه تو نمی‌رسند

وقتی گردبادهای گریز در چشم‌هایت قدم می‌زنند



به سراغ دست‌های من بیا

به آغوش من كه برایت همیشه گرم است ...

عزیز من! این آغوش هر چند كوچك، ولی برای تو یك دنیا جا دارد.



این آغوش هرچند كوچك،
ادامه نوشته

انیشتین و همسرش

او همچنان یکی از پر آوازه ترین دانشمندان دنیاست اما علی رغم موفقیتهایش در عالم علم و دانش در زندگی مشترک و عاشقانه اش همیشه یک شکست خورده بوده است….

او بعد از ۱۱ زندگی مشترکش با “میلوا ماریک” که او هم یک زن دانشمند بوده است و یکی از اولین زنانی است که در اروپا توانست در رشته ریاضی مدرک بگیرد جدا شد.او به همسرش پیشنهاد کرد به جای جدا شدن به خاطر بچه ها تن به قبول قوانینی دهد که وی طرح کرده بود. در این قوانین او به همسرش به دید یک خدمتکار نگاه کرده و بدترین خواسته ها را از او خواسته بود.
در این لیست آمده است اگر قرار است زندگی کنیم تو باید اتاق مرا تمییز کنی و سه وعده غذا برایم آماده کنی تا در اتاقم بخورم.
لباسهای مرا شسته و اتو بکشی  و اتاق خواب مرا مرتب کنی به وسایلم سامان بدهی اما حق دست زدن به میز تحریرم را نداری.
حق حرف زدن با مرا نداری و هرزمان بخواهم بدون هیچ واکنشی باید اتاقم را ترک کنی.
حق درخواست چیزی از من نداری و در مسافرت ها و بیرون از منزل نباید همراه من باشی.
این لیست در نوع خود عجیب و باورنکردنی است اما حقیقت دارد .

ام البنین

مادر آمده بود عمره. یک روز که از مسجدالنبی(ص)، خسته به هتل بازگشت، دلش گرفت. چشمان معصوم اصغر، محسن، جواد و رضا را مدام مقابل چشمانش می‌دید و بغض می‌کرد. سال‌ها از شهادت آنان می‌گذشت، ولی آن شب مادر بدجور هوایی شده بود. کمی اشک ریخت و خوابش برد.

ناگهان دید  که در باز شد و بچه‌ها یکی، یکی وارد اتاق شدند. هر چهار نفر، شانه به شانه ایستادند، مادر سلام کرد و گفت: خوش اومدین  مادر به فداتون

 کجا بودین؟ رضا لبخندی زد و گفت: سلام مامان جون! اومدیم تبریک بگیم.

مادر گفت : تبریک چرا؟

 بچه‌ها گفتند: شما یادت رفته، ولی ما یادمون مونده که فردا روز مادره، هر چهار نفر قرار گذاشتیم بیاییم، دستت رو ببوسیم و روزت رو تبریک بگیم. بچه‌ها دست مادر را بوسیدند و مادر روی ماهشان را.

همان لحظه از خواب پرید، رو کرد به مسجدالنبی و گفت: قربان میهمان نوازی‌ات یا رسول‌الله..

یادش بخیر

نقل ازیک دخترشهید:

من وبابام بهم یه قولی  داده بودیم..

من برای اینکه بابام به آرزوش برسه دعاکنم....

بابایی هم برام یه عروسک قشنگ درست کنه......

من دعاکردم....

پیکربابام ووقتی اوردن همراه ساکش یه عروسک  دست سازهم بود..........

یادهمه شهداصلوات

یادش بخیر

۱۰ درس مهم زندگی که آدم‌ ها خیلی دیر یاد می ‌گیرند

 

قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید، «چطور اینقدر زود دیر شد؟» پس برای فکر کردن به زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید. برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن، خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید. زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.

اینها ۱۰ چیزی هستند که قبل از اینکه خیلی دیر شود باید یاد بگیرید:
 


این لحظه، زندگی شماست!


زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید نیست. زندگی شما بین الان و نفس بعدی است. زمان حال - همین حالا و همین جا - تنها چیزی است که زندگی به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید، بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها چیزی است که می‌توانید از کسی انتظار داشته باشید، ازجمله خودتان.
 


زندگی طولانی نیست!


این زندگی شماست و باید برای آن بجنگید. برای آنچه درست است بجنگید. برای اعتقاداتتان بجنگید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای کسانی که دوستشان دارید بجنگید و هیچوقت فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع کنید. فردا دیر است.

 


فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان سودآور خواهد بود!


وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف می‌رسد--چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان و تعهد دارد--باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که بقیه نمی توانند؟»

 


هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!


اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست مهربانی برای شماست که  کمکتان می‌کند باری از روی دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.
 


شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!


اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند. پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که  می‌توانید از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

 


خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تایید کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید. قبل از اینکه  بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید احساس ارزش کنید و  در چشم خودتان، خودتان را قبول داشته باشید تا بتوانید با اعتماد‌به‌نفس به چشمان اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.
 


عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!


در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را درمورد آنها به شما خواهد گفت.
 


مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد، فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید، حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که می‌دانند چیزی ندارند.
 


پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!


می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید.     ضربه خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن، نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد.



گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!


چیزی که باید یاد بگیری این است که  یک اتفاق بد و بسیار ناراحت‌کننده که الان در زندگیت وجود دارد، یک روز بخشی از گذشته بزرگتر تو خواهد شد و دیگر اینقدر مهم به نظر نخواهد رسید.

28 جمله زیبا از دکتر حسابی

 

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.
 


زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.
 


عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.
 


کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.
 


احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.
 


انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.
 


تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.
 


یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.
ادامه نوشته

تصاویر دیدنی اماکن متبرکه پیامبران

پیامبر اعظم (ص):انما بعثتُ معلما:من برای معلمی مبعوث شدم.

 

مسجد النبی(ص)

 

ادامه نوشته

دو فرشته

روزی روزگاری دو فرشته کوچک در سفر بودند .
یک شب به منزل فردی ثروتمند رسیدند و از صاحبخانه اجازه خواستند تا شب را در آنجا سپری کنند . آن خانواده بسیار بی ادبانه برخورد کردند و اجازه نداند تا آن دو فرشته در اتاق میهمانان شب را سپری کنند و در عوض آنها را به زیرزمین سرد و تاریکی منتقل کردند . آن دو فرشته کوچک همانطور که مشغول آماده کردن جای خود بودند ناگهان فرشته بزرگتر چشمش به سوراخی در درون دیوار افتاد و سریعا به سمت سوراخ رفت و آنرا تعمیر و درست کرد.
فرشته کوچکتر پرسید : چرا سوراخ دیوار را تعمیر کردی .
فرشته بزرگتر پاسخ داد : همیشه چیزهایی را که می بینیم آنچه نیست که به نظر می آید .
فرشته کوچکتر از این سخن سر در نیاورد .
فردا صبح آن دو فرشته به راه خود ادامه دادند تا شب به نزدیکی یک کلبه متعلق به یک زوج  کشاورز رسیدند . و از صاحبخانه خواستند تا اجازه دهند شب را آنجا سپری کنند.
زن و مرد کشاورز که سنی از آنها گذشته بود با مهربانی کامل جواب مثبت دادند و پس از پذیرایی اجازه دادند تا آن دو فرشته در اتاق آنها و روی تخت انها بخوابند و خودشان روی زمین سرد خوابیدند .
صبح هنگام فرشته کوچک با صدای گریه مرد و زن کشاورز از خواب بیدار شد و دید آندو غرق در گریه می باشند . جلوتر رفت و دید تنها گاو شیرده آن زوج که محل درآمد آنها نیز بود در روی زمین افتاده و مرده .
فرشته کوچک برآشفت و به فرشته بزرگتر فریاد زد : چرا اجازه دادی چنین اتفاقی بیفتد . تو به خانواده اول که همه چیز داشتند کمک کردی و دیوار سوراخ آنها را تعمیر کردی ولی این خانواده که غیر از این گاو چیز دیگری نداشتند کمک نکردی و اجازه دادی این گاو بمیرد.
فرشته بزرگتر به آرامی و نرمی پاسخ داد : چیزها آنطور که دیده می شوند به نظر نمی آید.
فرشته کوچک فریاد زد : یعنی چه من نمی فهمم.
فرشته بزرگ گفت : هنگامی که در زیر زمین منزل آن مرد ثروتمند اقامت  داشتیم دیدم که در سوراخ آن دیوار گنچی وجود دارد و چون دیدم که آن مرد به دیگران کمک نمی کند و از آنجه دارد در راه کمک استفاده نمی کند پس سوراخ دیوار را ترمیم و تعمیر کردم تا آنها گنج را پیدا نکنند .
دیشب که در اتاق خواب این زوج خوابیده بودم فرشته مرگ آمد و قصد گرفتن جان زن کشاورز را داشت و من بجای زن گاو را پیشنهاد و قربانی کردم .
چیزها آنطور که دیده می شوند به نظر نمی آیند.

پیام رهبر معظم انقلاب به کنگره میرزاکوچک خان جنگلی (1391/09/11)

 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به کنگره بزرگداشت میرزاکوچک خان جنگلی با اشاره به اینکه منشاء حرکت میرزا کوچک خان یک منشاء صددرصد دینی و اعتقادی است تاکید کردند: ایشان یک واحد مینیاتوری از نظام اسلامی را در همان محدوده خاص خود-گیلان- ایجاد کرد.
متن پیام مقام معظم رهبری که صبح امروز از سوی آیت‌الله قربانی، نماینده ولی فقیه در استان گیلان و امام جمعه رشت، قرائت شد به شرح زیر است:

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
قضيّه‌ى مرحوم ميرزا كوچك جنگلى يك قضيّه‌ى ويژه است؛ اگرچه كه در آن دوره‌ ى خاص - يعنى در دوره‌ى فاصله‌ى بين مشروطيّت و سرِ كار آمدن رضاخان - حوادث گوناگونى در كشور به‌وجود آمده و هم‌زمان با نهضت جنگل، چند كار بزرگ ديگر هم در گوشه و كنار كشور - مثل مرحوم شيخ محمّد خيابانى در تبريز، يا كلنل محمّدتقى خان پسيان در مشهد - اتّفاق افتاده كه اينها همه تقريباً هم‌زمان است، لكن قضيّه‌ى جنگل يك قضيّه‌ى ويژه است. خب ما قضاياى تبريز را و حضور مرحوم شيخ محمّد خيابانى و اينها را خوب ميدانيم ديگر، هم در تاريخ نوشته شده و هم قضاياى خصوصى و اطّلاعات زيادى داريم، امّا آن صبغه‌ى مردمى و نجابتى كه در كار مرحوم ميرزا كوچك خان جنگلى هست،
 
ادامه نوشته

5 سوال مهم که هر روز باید از خودتان بپرسید

سعی کنید این سوالات را در انتهای هر روز از خودتان بپرسید. اینکار به شما کمک می‌کند فردی بهتر و موفق‌تر شوید.
 


1. بهترین اتفاقی که امروز برایم افتاد چه بود؟

چه اتفاقی باعث شد احساس غرور، شادی، یا قدرشناسی کنید؟ آیا امروز حتی برای لحظه‌ای احساس لذت و موفقیت کردید؟
 


برای لحظه‌ای دوباره آن احساس را در خودتان زنده کنید. ما لحظات اینچنینی بیشتری در زندگیمان نیاز داریم، به همین خاطر بهتر است که به چیزهای مثبت فکر کنیم. خیلی وقت‌ها اتفاقات خوب را نادیده می‌گیریم. اما نباید اینطور باشد، باید از آنها نهایت لذت را برده و قدردانشان باشیم. این سوال کمک می‌کند، مثبت، شاد و قدرشناس باشیم.
 


2. چه کاری را می‌توانستم بهتر انجام دهم؟

از تجربیات امروزتان چه درسی می‌توانید بگیرید؟ چه اشتباهی مرتکب شدید که باید در آینده از آن جلوگیری کنید؟ چطور می‌توانستید یک موقعیت گفتگو را بهتر انجام دهید؟ به راه‌هایی فکر کنید که این مسئله را در آینده بهبود بخشید.
 


3. مهمترین کاری که فردا باید انجام دهم چیست؟

کدام کار است که به تنهایی اهمیت زیادی دارد و تفاوت زیادی در روز من ایجاد خواهد کرد؟ اگر برنامه روزانه دارید، مطمئناً این کار باید در آن نوشته شده باشد--و احتمالاً در راس آن لیست. به این فکر کنید که چطور اول صبح آن کار را به اتمام برسانید. این سوال کمکتان می‌کند روی کارهای مهم روزانه خود متمرکز شوید.
 


4. چه کار جدیدی را فردا می‌توانم امتحان کنم؟

زندگی سفری اکتشافی است. در هر سنی هم که باشیم، باید هر روز یک کار جدید را امتحان کنیم. فردا چه تجربه جدیدی می‌توانید داشته باشید؟
 


5. مهمترین فردی که در زندگی من وجود دارد کیست و چه کاری برای او انجام می‌دهم؟

روی کسی که دوست دارید—همسرتان، فرزندتان، والدین یا هر کس دیگر—متمرکز شوید. آیا به آنها گفته‌اید یا نشان داده‌اید که چقدر برایتان اهمیت دارند؟ فردا چه کاری می‌توانید برای کمک کردن، شاد کردن و یا غافلگیر کردن آنها انجام دهید؟ ما خیلی وقت‌ها آنقدر مشغول می‌شویم که عزیزانمان را فراموش می‌کنیم. این سوال باعث می‌شود دوباره به آنها بپردازید.
 


همین. 5 سوال ساده اما مهم که می‌تواند کمکتان کند زندگیتان را بهتر کنید. سعی کنید هر شب قبل از خواب این سوالات را از خودتان بپرسید.

50 نکته خواندنی از زبان مدیران مطرح جهان

بهترین مدیر كسی است كه قادر است افرادی خوب را برای كارهایی كه می‌خواهد انجام شود انتخاب كند و آن قدر خوددار باشد تا از مداخله در كارهایی كه آنها انجام می‌دهند پرهیز كند.


1- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانه‌نویس یونانی)

2- برنامه‌های توسعه مدیریتی ما در محل كار صورت می‌گیرد نه در كلاس‌های مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن)

3- ترجیح می‌دهم كه ملتم به سیاست‌های اقتصادی من بخندند تا اینكه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد)

4- برای آنكه مدیر شوید باید از پایین شروع كنید، استثناء هم وجود ندارد. (هنری بلاك)

5- با هشت ساعت كار صادقانه در روز می‌توانید به ریاست برسید و روزی 12 ساعت كار كنید. (رابرت فراست) 

6- برای بهبود ارتباطات كامپیوتری باید كمر بوروكراسی ایجاد شده را شكست. (مایكل آلبرشت)

7- مدیران نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین كسی كه با او صحبت می‌نماید گوش می‌كند. (وارن بنیس)

8- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد كه گاهی برخلاف رأی متخصصان عمل كند. (جیمز كالاگان)

9- هیچ چیز برای كارمندان ارزشمندتر از سهیم كردن آنها در چرخه تصمیم‌گیری نیست. (جودیت باردویك)

10-  مدیریت مشاركتی این است كه افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیم‌گیری وارد كنیم. (واین بارلو)

ادامه نوشته

محض خنده

 

آورده اند روزی شیخ و مریدان در

کوهستان سفر می کردندی و به ریل

قطاری رسیدندی،که ریزش کوه آن را

بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری

از دور شنیده شد.شیخ فریاد برآورد که

جامه ها بدرید و آتش بزنید که این

داستان را قبلن بدجوری شنیده ام،و

مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را

آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت

قطار حرکت کردندی.مریدی گفت: یا

شیخ! نباید انگشت مان را در سوراخی

فرو ببریم؟...شیخ گفت: نه! حیف نان!

آن یک داستان دیگر است.راننده ی قطار

که از دور گروهی را لخت دید که فریاد

میزنند،فکر کرد که به دزدان زمینی

سومالی برخورد کرده و تخت گاز دادن،و

قطار به سرعت به کوه خوردی و همه

ی سرنشینان جانبه جان آفرین مردند.

شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به

مریدان گفت: قاعدتن نباید این طور می

شد!سپس رو به پخمه کردی و گفت: تو

چرا لباست را در نیاوردی و آتش

نزدی؟پخمه گفت: آخر الان سر ظهر

است! گفتم شاید همین طوری هم ما را

ببینند و نیازی نباشد.

منبع:سما

دایره های روح

 

افلاطون گفته روح دایره است;
من دایره های روحم را کشف کردم
5 دایره دور روحم کشیدم

و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم
مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟
پس مرکز آن دایره ها خودم بودم
 

در دایره اول نام افردی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من میدهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی که از دنیای من فاصله دارند و بیش ترین کشمکش را با آن ها دارم


همه ی ما دلمون می خواد
که احساسی خوب در مورد خودمون داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان به تاثیری که دیگران روی
ما می گذارند بستگی دارد
اونایی که در دایره آخر هستند سعی می کنند

ادامه نوشته

دایره ای به مساحت زندگی...

مرد ملاک وارد روستا شد. آوازه اش را از ماهها پیش شنیده بودند. زمینها را میخرید. خانه ها را ویران میکرد و ساختمانهایی مدرن بر آنها بنا میکرد.

پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد. روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود. نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمینخواری...

همه میدانستند که پیشنهادهای مالی جذابش، این روستا را نیز نابود خواهد کرد.

کدخدا آمد. روبروی مرد ایستاد. مرد در حالی که به دامنه کوه خیره شده بود گفت: کدخدا! همه این املاک را با هم چند می فروشی؟

کدخدا سکوتی کرد و گفت: در ده ما زمین مجانی است. سنت این است که خریدار، محیط زمین را پیاده میرود و به نقطه اول باز میگردد. هر آنچه پیموده به او واگذار میشود.

مرد ملاک گفت: مرا مسخره میکنی؟

کدخدا گفت: ما نسلهاست به این شیوه زمین می فروشیم.

مرد ملاک به راه افتاد. چند ساعتی راه رفت. گاهی با خود فکر میکرد که زودتر دور بزند و به نقطه شروع بازگردد، اما باز وسوسه میشد که چند گامی بیشتر برود و زمینی بزرگتر را از آن خود کند.

تمام کوهپایه را پیمود...

غروب بود. روستاییان و کدخدا در انتظار بودند. سایه ای از دور نمایان شد. مرد ملاک کم کم به کدخدا و روستاییان نزدیک می شد.

زمانی که به کدخدا رسید، نمیتوانست بایستد. زانو زد. حتی نمیتوانست حرف بزند. بر روی زمین دراز کشید و جان داد.

نگاهش هنوز به دوردستها، به کوهپایه ها، خیره مانده بود.

کوهپایه هایی که دیگر از آن او نبودند...

"لف تولستوی"

آیا شما هم نیمکت ... دارید؟

 
روزی لویی شانزدهم در محوطه ي کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم می زنی و از چی نگهبانی میدی؟ سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم!
 
لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ي قرار گرفتن سربازها سر پست ها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم!
 
مادر لویی او را صدازد وگفت من علت را می دانم،زمانی که تو 3سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افس گاردگفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود !  و از آن روز 41 سال می گذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم می زند!
 
فلسفه ي عمل تمام شده ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد!
 
روزانه چه کارهای بیهوده ای را انجام می دهیم، بی آنکه بدانیم چرا؟
آیا شما هم این نیمکت را در روان خود، خانواده و جامعه مشاهده می کنید؟

امام زمان(عج) در قرآن - قسمت 3

روزگاری كه دیگر موشی كیسه ای را پاره نكند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی كه جزیه ها الغاء گردد و

صلیبها شكسته شود.آری! این معنای آیه شریفه است كه می فرماید: «لیظهره علی الدّین كلّه»
 

و آنگاه تأكید كرد كه این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل

او در جهان، تحقّق خواهد یافت.

ادامه نوشته

چرا پرده کعبه سیاه است؟!

یکی از مهمترین ویژگی‌هایی که چشم هر زائر مسلمانی را به خانه کعبه مجذوب می کند، رنگ سیاه پارچه های نصب شده در اطراف خانه خدا است...

144456 2 چرا پرده کعبه سیاه است؟!

سالانه به طور متوسط ۱۰ تا ۱۱ میلیون نفر زائر از کشورهای مختلف جهان اسلام برای زیارت مسجد نبی (ص) و بیت الله الحرام به عربستان سعودی عزیمت می‌کنند.
یکی از مهمترین ویژگی‌هایی که چشم هر زائر مسلمانی را به خانه کعبه مجذوب می کند، رنگ سیاه پارچه های نصب شده در اطراف خانه خدا است.
بر این اساس این سوال اساسی مطرح می شود که چرا پرده خانه کعبه سیاه است؟ نخستین بار چه کسى به خانه کعبه سیاه پوشاند؟
در قرآن کریم درباره رنگ پرده کعبه موضوعی نیامده است و از نظر تاریخى نیز درباره رنگ پرده کعبه آگاهى زیادى وجود ندارد.
با این وجود گفته شده که رسول خدا صلى الله علیه و آله بر کعبه پرده سیاه پوشاند. درباره پوشش و پرده کعبه بنا بر آنچه در برخى روایات‏ آمده، نخستین بار حضرت اسماعیل بر کعبه پرده انداخت‏، اما راویان اخبار (مورخان) بر این باورند که اسعد بن تبع حمیرى نخستین کسى بود که در عصر جاهلى کعبه را ابتدا با پوششى از چرم و سپس با پارچه‏هاى مخطط حریر یمنی پوشاند.

پس از آن نیز قریشیان به کمک هم پوشش کعبه را تأمین مى‏کردند و کعبه با چادرهاى خز زرنگار سبز و زرد و باکتان نازک پوشیده مى‏شد.
در همین حال به نقل از عباس بن عبدالمطلب نقل شده است: رسول خدا صلى الله علیه و آله در حج خود بر خانه کعبه جامه گران ‌بهاى سیاه پوشاند. در روایت ابن سعد، نوع پارچه مشخص نشده است، اما واقدى مى‏گوید: پارچه‏ها یمنى بود.
پرده کعبه در روایات داراى اهمیت فراوانى است و در برخى روایات از آن تعبیر به دامان خداوند متعال شده است که هر کس دست در آن دامان زند و به آن پناهنده شود در امان مى‏ماند.
تنها رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از فتح مکه مکرمه که اهل آن را بخشید در باره عبداللَّه بن خَطَل فرمود: عبداللَّه را بکُشید، گرچه به کعبه پناه برده باشد.

منبع : مهر نیوز

20 دلیل برای تفاوت افکار ثروتمندان و آدم های معمولی

1. آدم های معمولی فکر می کنند پول چرک کف دست و ریشه همه بدی هاست، در حالیکه از نظر ثروتمندان فقر ریشه همه بدی هاست.

2. آدم های معمولی توجه به خود را بد می دانند، در حالیکه از نظر ثروتمندان توجه به خود نوعی پرهیزکاری است.

3. آدم های معمولی فکر می کنند همه چیز شانسی و الله بختکی است، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی جنبش و حرکت و عمل.

4.  آدم های معمولی فکر می کنند راه ثروتمند شدن از مسیر تحصیلات رسمی و َآکادمیک می گذرد، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای ثروتمند شدن باید در دانش یا مهارت خاصی استاد بود.

5. آدم های معمولی در خاطرات گذشته درجا می زنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان آینده را باید دید.

6. آدم های معمولی می خواهند با احساسات و جوگیری به پول برسند، در حالیکه از نظر ثروتمندان بهترین راه رسیدن به پول منطقی فکر کردن است.

7. آدم های معمولی معمولا برای کسب درآمد کارهایی را انجام می دهند که دوست ندارند، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای پولدار شدن باید کاری را با عشق و علاقه انجام داد.

8. آدم های معمولی سطح توقعاتشان پایین است و در نتیجه ناامیدی به سراغشان نمی آید، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی چالش و کلنجار رفتن با مشکلات بزرگ.

9. آدم های معمولی فکر می کنند باید کار خاصی انجام داد تا به ثروت کلان رسید، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای کسب ثروت خود فرد باید چیزی در چنته داشته باشد.

10. آدم های معمولی فکر می کنند برای پولدار شدن باید سرمایه خوب اولیه داشت، در حالیکه از نظر ثروتمندان در قدم اول باید از پول دیگران استفاده کرد.

11. آدم های معمولی فکر می کنند، بازارها را استراتژی و منطق هدایت می کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان این طمع و احساس است که چرخ بازار را می چرخاند.

12. آدم های معمولی به کودکانشان یاد می دهند که چگونه تنها به زندگی ادامه دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان بچه ها باید یاد بگیرند که چگونه پولدار شوند.

13. آدم های معمولی اجازه می دهند تا داشتن یا نداشتن پول عامل ایجاد استرس شان شود، در حالیکه از نظر ثروتمندان باید میان خود و ثروت صلح برقرار کرد.

14. آدم های معمولی تفریح و سرگرمی را به یادگیری چیزهای جدید ترجیح می دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان یادگیری از تفریح اهمیت بیشتری دارد.

15. آدم های معمولی فکر می کنند، ثروتمندان آدم های افاده ای هستند، در حالیکه از نظر ثروتمندان معاشرت تنها با افراد همفکر جذاب است.

16. آدم های معمولی فکر می کنند در هر شرایطی باید تمرکز افراد روی پس انداز باشد، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی خرج کردن.

17. آدم های معمولی ترجیح می دهند برای در امان ماندن از هر خطری زندگی را بدون ریسک ادامه دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان دانستن وقت و زمان مناسب برای رفتن به دل حوادث پولشان را بیشتر می کند.

18  آدم های معمولی دوست دارند راحت باشند، در حالیکه از نظر ثروتمندان راحت بودن یعنی تردید و کنکاش.

19. آدم های معمولی هرگز ارتباطی بین پول و سلامتی پیدا نمی کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان پول می تواند زندگیشان را نجات دهد.

20. آدم های معمولی فکر می کنند باید بین پول و خانواده ای خوشبخت یکی را انتخاب کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان می توان هر دوی اینها را با هم داشت.

11 نكته‌ی خواندنی از 111 سال برگزاری نوبل ادبیات

 

http://www.8pic.ir/images/bjw2g4s6q8womwrtwij.jpg

 

شاید اغراق نباشد اگر جایزه‌ی نوبل را شناخته شده‌ترین دستاورد دنیای ادبیات بنامیم. در جریان اعطای این جایزه‌ی معتبر كه سالانه از سوی آكادمی نوبل به مجموعه آثار یك نویسنده تعلق می‌گیرد، اما‌ استثنائات و رویدادهای غیرمتعارفی نیز روی داده كه مرور برخی از آنها خالی از لطف نیست.
 نگاهی به نكات جالب و خواندنی از 111 سال برگزاری معتبرترین جایزه‌ی ادبی دنیا می‌اندازیم.

** اولین جایزه‌ی نوبل ادبیات در سال 1901 به «سولی پرودوم»، نویسنده‌ی فرانسوی اعطا شد. اگرچه مرسوم است اعضای آكادمی نوبل هرسال یك نویسنده را انتخاب كنند، اما در سال‌های 1914 و 1918،‌ 1935، 1940،‌ 1941، 1942 و 1943 هیچ نویسنده‌ای به عنوان برنده‌ی نوبل معرفی نشد. علت عدم برگزاری و اعطای این جایزه مهم ادبی درگیری جنگ‌های جهانی و گاه به اجماع نرسیدن اعضای تصمیم گیرنده بوده است.

** یكی از دلایل دشواری پیش‌بینی برنده‌ی نوبل در هر سال‌، قوانین سفت و سخت آكادمی است. طبق یكی از این قوانین، فهرست نامزدهای این جایزه تا 50 سال باید مخفی بماند. در حال حاضر تنها اسامی كاندیداهای نوبل بین سال‌های 1901 تا 1950 در دسترس است.

ادامه نوشته

۱۰ تا از مهم ترین گفته های استیو جابز

۱- کامپیوتر برای من عالی ترین و قابل توجه ترین وسیله ای است که تا به حال با آن برخورد کرده ام. کامپیوتر همانند دوچرخه برای ذهن است. (فیلم “حافظه و تخیل” سال ۱۹۹۰)

۲ – من خیلی چیزها را نمی خرم، چرا که از نظر من مضحک هستند. ( ایندیپندنت سال ۲۰۰۵)

۳ – من فکر می کنم که مرگ شگرف ترین کشف زندگی است. مرگ باعث پالایش و منسوخ شدن الگوهای قدیمی می شود. (پلی بوی ۱۹۸۵)

۴ – مردم فکر می کنند که تمرکز به معنای  آری گفتن به چیزهایی است که باید روی آنها تمرکز کرد، اما در اشتباه هستند. تمرکز به معنای نه گفتن به صدها ایده خوب دیگری است که وجود دارند. شما باید مسائلی را که می خواهید روی آن تفکر و تمرکز کنید را با دقت انتخاب کنید. نوآوری، نه گفتن به هزار مسئله قابل فکر است. (کنفرانس جهانی دولوپرهای اپل سال ۱۹۹۷)

۵ – برایم مهم نیست که زمان مرگم پولدارترین آدم باشم….
دوست دارم شب ها زمانی که به خواب فرو می روم کار خارق العاده ای کرده باشم، این برای من مهم است. (سی ان ان مانی سال ۲۰۰۸)

۶ – کار من آسان گرفتن و یا مهربان بودن با مردم نیست. کار من بهتر کردن زندگی مردم است. (سی ان ان مانی سال ۲۰۰۸)

۷ – اگر دوست دارید در زندگی همچون یک هنرمند خلاق باشید، نباید زیاد به گذشته ها فکر کنید. شما باید هرکس بودید و هرکاری کردید را به فراموشی بسپرید. (پلی بوی ۱۹۸۵)

۸ – نوآوری رئیس و مرئوس را از هم تمیز می دهد. (رازهای نوآوری استیو جابز سال ۲۰۰۱)

۹ – من الگوریتم تجاری خود را از گروه بیتلز برداشتم. آنها ۴ نفر بودند که گرایش های منفی خود را مورد ارزیابی قرار می دادند. آنها تعادل را در بین خود ایجاد می کردند، به خاطر همین هم نتیجه نهایی همیشه خوب می شد. من هم به کار و تجارت خود با این چشم نگاه می کردم: کارهای بزرگ در بیزنس و تجارت یک نفره انجام نخواهند شد. این کارها تیمی هستند. (۶۰ دقیقه سال ۲۰۰۳)

۱۰ – من حاضرم هرچه از دنیای تکنولوژی بدست آورده ام  را بدهم، در عوض یک بعدالظهر را با سقراط بگذرانم. (نیوزویک سال ۲۰۰۱)

 

امام زمان(عج) در قرآن - قسمت 2

 

با این وصف، معنا و مفهوم این نوید شكوهبار قرآنی چه می تواند باشد كه می فرماید:
«وعد الله الذّین آمنوا منكم و عملوا الصّالحات.... »
یعنی: خداوند به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته انجام دهند وعده داده است كه آنان را در روی زمین جانشین سازند.... .
 

بنظر ما، معنای واقعی این نوید قرآنی این است كه روزگاری در پیش است كه بر سراسر گیتی حاكم می گردد و مسلمانان بدون هیچ هراس و دلهره ای راه و رسم مترقی و شعائر و برنامه های انسان ساز دینی خود را برپای می دارند و در تمامی مناطق مسكونی و آباد جهان، تنها اسلام، تدبیر امور و تنظیم شئون بشریت را به دست می گیرد.

آری! این وعده شكوهبار قرآن است و این هم تاكنون، تحقّق نیافته است.
 
معنای آیه در پرتو روایات امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و آموزگاران راستین قرآن نیز در تأویل آیه مورد بحث، بر این اندیشه رهنمون هستند كه این وعده پرشكوه خدا تحقّق نیافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدی (عج) تحقّق خواهد یافت.
 
برای نمونه:
1. از چهارمین امام نور ـ علیه السلام ـ آورده اند كه آیه مورد بحث را تلاوت كرد و فرمود: «بخدای سوگند كه این مؤمنان شایسته كردار، شیعیان ما اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند و خداوند این نوید و وعده شكوهبار را به دست بزرگ مردی از ما تحقّق خواهد بخشید. او مهدی این امت است و كسی است كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در مورد او فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یك روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را آنقدر طولانی خواهد ساخت تا مردی از عترت من كه نامش نام من است بر جهان حكومت كند و زمین را همانگونه كه به هنگامه‌ او لبریز از ظلم و جور است، مالامال از عدل و داد سازد.»[1]

2. و از دو امام معصوم حضرت باقر ـ علیه السلام ـ و حضرت صادق ـ علیه السلام ـ نیز همین سخن روایت شده است و آنان نیز درست همین نوید را داده اند.
 

ادامه نوشته

از این 5 کلمه به شدت دوری کنید!

سطح موفقیت با کلماتی که به زبان می آورید مقدر می شود؛ بنابراین در مکالماتتان از این پنج کلمه « ناکام ساز » دوری کنید.

کلماتی که هر روز استفاده می شوند ساختار ذهنی را تشکیل می دهند و موفقیت یا ناکامی گوینده خود را رقم می زنند. در مشاهداتم از افراد بازنده با پنج کلمه مواجه شدم که در جملات این افراد نمود بیشتر داشت و اغلب افراد بازنده خیلی بیشتر از افراد برنده از آنها در مکالمات روزمره شان استفاده می کنند:

۱ -  شانس
با وجود این حقیقت که رخدادهای پیش بینی نشده می توانند بر نتایج کار تاثیرگذار باشند، این شانس نیست که تفاوت را در نتایج ایجاد می کند. بلکه رخدادها هستند که باعث آن می شوند. شانس هیچ کاری با آنها نمی کند. باورداشتن به  شانس افکار شما را به گونه ای ساختار می بخشد که در تصوراتتان نه شما و نه هیچ کس دیگری قادر به ایجاد تغییر یا حتی تاثیرگذاری نیست. بدتر از آن،  شانس بهانه ایست که با آن شکست ها توجیه می شوند ( این فقط بدشانس ی بود ) و موفقیت ها را لوث می کند ( این فقط خوش شانس ی بود )

۲ - دشمن

درست است که شما رقبایی دارید و برخی اوقات برای برد شما آنها باید شکست را متحمل شوند ( و برعکس ) حتی در این صورت نیز در کسب و کار دشمنی وجود ندارد. دشمن مربوط به میدان جنگ است. کسب و کار برای بهتر کردن چیزهاست نه از بین بردن افراد. وقتی که شما با گفتن دشمن به رقبایتان از آنها برای خودتان غول درست می کنید، گزینه های تجاری را روی خود می بندید. به خاطر داشته باشید که در دنیای تجارت، رقبای امروز اغلب شرکای فردا هستند.

۳ - عدم پذیرش

آیا عالی نیست اگر مردم همیشه با نظرات شما موافق باشند؟ خب! گاهی اوقات افراد نظرات شما را نمی پسندند یا حتی ممکن است خود شما هم با آن موافقت نداشته باشید.

شما می توانید این وقایع را به عنوان عدم پذیرش خودتان توسط دیگران قلمداد کنید و به ذهنیت خودتان آسیب برسانید یا این که درک کنید که واقعا چه اتفاقی افتاده که نظرات شخص دیگری با نظرات شما هماهنگی ندارد. به جای این که از کلماتی استفاده کنید که به صورت خودکار شما را ضعیف می کند، روی تغییر دیدگاه خودتان یا دیدگاه شخص دیگر تمرکز کنید.
 
۴  - نفرت

در کار معمولا با جملاتی شبیه « من از رییسم نفرت  دارم » یا « من از شغلم نفرت دارم » رو به رو می شویم. نفرت یک کلمه منفی است و در بدن انسان بیماری ایجاد می کند. هر بار شما این کلمه را به کار می برید مانند آن است که یک سلول سرطانی را در بدنتان آزاد می کنید. این قضیه کاملا جدیست. نمی گویم که همه چیز باید برای شما شیرین و دوست داشتنی باشد؛ اما چرا باید ذهن خود را با  نفرت داشتن از کسی یا چیزی آلوده کرد؟

۵ -  اما

مطمئنم که شما هم کسانی را می شناسید که نمی توانند درباره یک ایده، نقشه یا فعالیت خاص چیزی بگویند بدون اینکه جمله شان را با یک «اما» ناقص نکنند. مثلا می گویند «بله ایده عالیست، اما....» یا « من موافقم که ما باید کاری کنیم، اما......» این کلمه یاس آور است و فرصت ها را از بین می برد. از بدل های دیگری که برای « اما » وجود دارد، استفاده کنید و به جای فرصت سوزی، فرصت ایجاد کنید. کلمه « و » یکی از بهترین آنهاست. دفعه بعد که خواستید از « اما » استفاده کنید به جای آن « و » را امتحان کنید و اثر آن را ببینید.

رازهایی که هر زنی باید بداند

در این مطلب رازهایی را با شما خانم ها در میان می گذاریم که شما را در رسیدن به زندگی زناشویی ایده آلی که در ذهنتان پرورش داده اید یاری می رساند. آیا از زندگی مشترکتان رضایت کامل دارید یا احساس می کنید از بعضی جهات باید تغییراتی در روابطتان ایجاد کنید؟ در هر صورت راهکارهای زیر به شما کمک می کنند که روابط بهتر و پربارتری را با همسرتان تجربه کنید. این راهکارها حتی در روابطی که به مشکلات جدی برخورد کرده اند نیز موثر هستند. مطمئن باشید می توانید نیروی جدیدی در زندگی تان ایجاد کنید.
معمولا زنان هنگامی که شعله های عشق کم سو می شوند و زندگی زناشویی رو به سردی می گذارد شوهر خود را عامل اصلی سرد شدن زندگی مشترک می دانند و زمانی قسمتی از تقصیرها را شخصا گردن می گیرند که همسرشان از آنها فاصله گرفته و دور شده باشد اما واقعیت اینجاست که رفتار و افکار زنان موجب می شود مردان رفتاری سرد از خود نشان دهند.
عشق میان زن و شوهر هرگز نمی میرد مگر زمانیکه زوجین با رفتار نادرست خود آن را کمرنگ و خاموش کنند. معمولا اگر زن نتواند رفتار درست و بجایی با همسرش داشته باشد مرد نیز عشق خود را پنهان کرده و کم کم عشق زندگی ناپدید می شود.
آگاهی از نکات زیر به زنان کمک می کند دریابند چگونه می توانند مجددا عشق را به زندگی مشترک خود بازگردانند.

1) راز اول: همسر شما نمیتواند تمام نیازهای عاطفی شما را برآورده کند
بیشتر مواقع مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند زن فشار زیادی بر او وارد کرده و مرد را برای برآوردن نیازهای عاطفی اش تحت فشار قرار داده است. هنگامی که مرد نمی تواند انتظارات همسرش را برآورده کند احساس شکست و ناکامی می کند و چون زن عامل اصلی ایجاد این احساس است مرد ناخودآگاه از همسرش فاصله می گیرد.
جالب اینجاست که در این میان زن، شوهرش را مقصر دانسته و حتی به فکر ترک زندگی مشترک افتاده و زندگی مشترکی که به دلیل اشتباهات ناآگاهانه خودش با مشکل مواجه شده را رها می کند. گاهی زنان انتظاراتی از همسرشان دارند که نه تنها شوهرشان بلکه هیچ مرد دیگری نیز قادر به برآوردن آن انتظارات نیست و فقط خداست که می تواند چنین زنانی را قانع سازد.توجه به همین نکته ساده و کوچک بسیاری از زندگی ها را از جدایی نجات می دهد. مهمتر از همه اینکه هرگز از شوهرتان انتظار نداشته باشید مانند یک غیب گو از انتظارات و نیازهای شما مطلع شود. واقع بین و عادل باشید و انتظارات بجایی از همسرتان داشته باشید و این انتظارات را به موقع به همسرتان بگویید و هرگز او را تحت فشار نگذارید.
اجازه دهید آزادی عمل داشته باشد تا بتواند از روی میل باطنی آنچه را که می خواهید انجام دهد. هر مردی روی کره زمین هنگامیکه بیش از حد تحت فشار قرار بگیرد ناچار است سر به بیابان بگذارد.

2) راز دوم: همسرتان نیز نیازهایی دارد که درست به اندازه نیاز خود شما اهمیت دارند
توجه به این نکته بسیار مهم است. به یاد داشته باشید مردان نیز مانند زنان نیازهای احساسی دارند که به اندازه نیازهای زنان مهم هستند. معمولا تصور نادرستی وجود دارد که چون زنان در مقایسه با مردان، موجودات لطیف تر و حساس تری هستند نیازهای احساسی بیشتر و مهمتری دارند و مردان چون موجودات خشنی هستند هیچگونه نیاز عاطفی نداشته و یا اگر داشته باشند برآوردن آنها چندان اهمیتی ندارد.
زنان هنگامی که می بینند همسرشان به نیازهای آنها بی توجه بوده و نتوانسته کاری که خواسته اند را انجام دهد به او بی توجه و بی محبت میشوند. اینجاست که مردان از همسرشان فاصله می گیرند چون احساس می کنند آنگونه که باید با احترام با آنها برخورد نشده و به یاد داشته باشید حفظ ارزش و احترام از مهمترین و اساسی ترین نیازهای عاطفی مردان است.
بسیاری از مردان در گفته های خود اعتراف می کنند: وقتی همسرم با جملات سرد و ناشی از بی اعتمادی و بی محبتی اش با من صحبت می کند ناخودآگاه مرا از برقراری رابطه گرم ناامید می کند. در این مواقع من به غارم پناه می برم و ترجیح می دهم در تنهایی با خودم خلوت کنم.
زنان باید بدانند اگر همسرشان را یکی از دوستانشان تصور کنند، با این شیوه رفتاری هرگز نمی توانند همسر (دوستشان) را برای مدت طولانی در کنار خود داشته باشند. زنان در محیط کار، با دوستان، اقوام و حتی فرزندانشان روابطی گرم و صمیمانه برقرار کرده و با آنها گرم و مهربانانه صحبت می کنند اما هنگام برخورد با همسرشان ناگهان فرد دیگری می شوند. این اصلا عادلانه نیست، چگونه از کسی که با او رفتار درستی ندارید انتظار واکنشی گرم و عاشقانه و بدون اشتباه دارید؟!
یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم مردان که حتی از نیاز آنها به احترام و عشق مهمتر است این است که همسرشان را سرحال و خوشحال ببینند. زنان باید بدانند برای مردان هیچ چیز آزاردهنده تر از این نیست که ببینند همسرشان افسرده و ناامید است، چرا که مردان با دیدن این حالت احساس می کنند فردی بی لیاقت و ناتوان هستندکه نتوانسته اند همسرشان را شاداب نگه دارند. مردان خود را عامل اصلی خوشحالی و ناراحتی های همسرشان می دانند.

3) راز سوم: مردان دوست دارند رهبر خانواده باشند
راز سوم این است که زنان باید بدانند مردان ذاتا دوست دارند رهبر ومدیر خانواده باشند وهنگامی که زنی این واقعیت را نادیده می گیرد مشکل بروز می کند. برای مردان بسیار دردناک است که ببینند همسرشان آنها را نادیده گرفته و خودرا رهبر و مدیر خانه می داند.
زنان نباید طوری رفتار کنند که مردان احساس کنند آنها برتری خود را به رخ می کشند. حتی اگر از جهات مختلفی از همسرتان برتر هستید هرگز این نکته را به رخ او نکشید. گام به گام با همسرتان پیش نروید، یک قدم عقب تر از او بایستید، اجازه دهید همسرتان بداند شما به او به عنوان رهبر خانه باور دارید. این یک قدم کوچک، تاثیر بزرگی در بهبود زندگی زناشویی شما ایفا می کند.

4) راز چهارم: بیشتر مردان از صمیم قلب می خواهند زندگی موفق و پرباری داشته باشند
برخلاف تصور عموم معمولا مردان به اندازه زنان به زندگی مشترکشان احساس تعهد می کنند و به اندازه زنان به زندگی مشترکشان باور دارند اما فرهنگ جوامع، زنان را وادار می کند که تصوری خلاف واقع داشته باشند. بسیاری مواقع مردان با تمام وجود بر حفظ و نجات زندگی مشترکشان تلاش می  کنند و در این زمینه از هیچگونه تلاشی دریغ نمی کنند.
مردان دوست دارند همسرانشان را خوشحال کنند، دوست دارند اعضای خانواده را کنار یکدیگر جمع کنندو صحیح ترین کارها را انجام دهند. در چنین وضعیتی وظیفه زنان است که با ایجاد جو احساسی سالم و مناسب مردان را در انجام این کارها یاری داده و آنها را تشویق کنند تا همچنان به زندگی مشترکشان متعهد باقی بمانند.
سال هاست که جامعه، مردان را موجوداتی بی قید و بی توجه به تعهدات در زندگی مشترک معرفی کرده است و همین امر علت بروز مشکلات بسیاری در روابط زناشویی شده است. به خصوص در دهه های گذشته بسیار می شنویم که علت نارضایتی و ناراحتی زنان در زندگی زناشویی مستقیما به اشتباهات مردان بازمی گردد.
متاسفانه چنین نظریاتی مردان را به انزوا و گوشه گیری و در بسیاری مواقع بدخلقی کشانده است، اکنون زمانی است که دریابیم نتیجه چنین افکار و نظریاتی فقط سردتر شدن روابط و دور شدن زن و شوهر از یکدیگر است. البته به یاد داشته باشید که زنان نیز هرگز عمدا مرتکب چنین اشتباهاتی نشده اند و آنها هرگز نمی دانستند رفتارشان چه اثر بدی بر همسرشان می گذارد، در واقع بیشتر اشتباهات زنان کاملا ناآگاهانه و غیرعمدی بوده و هست.
باید کمی به زنان آگاهی داده شود تا دریابند رفتار و گفتار آنها چه آثار و پیامدهایی در رفتار مردان بر جای می گذارد. نتایج آزمایشات محققان بر روی هزاران زوج، نشان می دهد که ایجاد اندکی آگاهی در زوجین نتایج شگفت آوری در روابط آنها با همسرانشان ایجاد می کند.

5) نکته آخر:
زمانی که زوجین سعی دارند در طرف مقابل احساس رضایت و خوشحالی ایجاد کنند بخش اعظم مشکلات به سادگی برطرف می شود. سعی کنید برای ایجاد عشق و پایداری آن در زندگی مشترکتان از هیچ تلاشی دریغ نورزید و مطمئن باشید با ایجاد اندکی تغییر در رفتارتان می توانید همسرتان را به بهترین مرد کره زمین مبدل کنید.