یوم الله 13 آبان ماه گرامی باد


طبق روایات، تعداد قابل ملاحظه ای از سپاهیان مخصوص و ارتش حضرت مهدی(عج) از ایرانیان هستند.
تعداد یاران اصلی حضرت مهدی(عج) 313 نفر هستند، که طبق روایات، 82 نفر از آنها ایرانی هستند. (1)
در خطبه ای، حضرت علی(علیه السلام)، به نقل از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، اسامی و ملّیت یاران حضرت مهدی(عج) که همراه حضرت قیام می کنند را برشمرد و فرمود:
از طالقان: 24 نفر
از قم: 18 نفر (در حدیثی دیگر، 10 نفر ذکر شد)
از خراسان: 6 نفر
از اصفهان: 4 نفر
از شیراز: 3 نفر
از آبادان: 3 نفر
از همدان: 3 نفر
از مراغه: 3 نفر
از قزوین: 2 نفر
از هر کدام از شهرهای اهواز، شوشتر، بروجرد، نهاوند، شیروان، آمل، جرجان، دامغان، سرخس، ساوه، فارس، ابهر، اردبیل، خوی، سلماس، کازرون: 1 نفر
سپس فرمود: ...و خداوند آنان را در کمتر از یک چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب زمین، در کنار کعبه گرد می آورد. (2)
امام باقر(علیه السلام) فرمود:
هنگامی که مهدی(عج) ظهور کند، نیروهایی با پرچم های سیاه ، از خراسان(3) قیام می کنند و با حضرت بیعت می کنند. (4)
منابع:
1- در برخی احادیث، 74 نفر، و در برخی منابع (مثل منتخب التواريخ، ص 1119 و...) تعداد دیگری ذکر شده است.
2- ملاحم ابن طاووس، ص146
3- در صدر اسلام، منظور از خراسان، مشرق زمین بود، که شامل ایرانِ آن زمان و هچنین مناطق ماوراءالنهر می شد.
4- فتن ابن حمّاد، ص85 – عقدالدّرر، ص129برگرفته از کتاب الفبای مهدویت (موعودنامه)، ص 147
نکته: برخی از این مناطق، زمان پیامبر(ص) و ائمه(ع) دقیقا با این اسم نبودند، و اسم دیگری داشتند. لذا این شهرها، به صورت حدودی، با موقعیت جغرافیایی حال حاضر، تطبیق داده شد. (برخی مناطق، علاوه بر تغییر نام، وسعت جغرافیایی آنها نیز کم یا زیاد شد)
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت : سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی آمد و گفت :
سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما می خواهم.
قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.
قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.
قفل سوم اینکــه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ فرمود :
برای قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.
برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.
جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!
شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !
حکمت ۴۵۰ نهج البلاغه
امام صادق علیه السّلام می فرماید: «در شگفتم برای کسی که از چهارچیز بیم دارد، چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟
در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر حَسبُنَا الله وَ نِعمَ الوَکیل پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزّوجلّ به دنبال ذکر یاد شده فرمود: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زائد بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچ گونه بدی به آنان نرسید.
و در شگفتم برای کسی که اندوهیگن است، چگونه به ذکر لا اله الاّ اَنتَ سُبحانَکَ إنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمینَ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس ما (یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده) از اندوه نجات دادیم و همین گونه مؤمنین را نجات می بخشیم.
و در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر أُفَوِّضُ اَمری إلَی اللهِ إنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالعِبادِ پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل به دنبال ذکر فوق فرمود: پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.
و در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست، چگونه به ذکر «ما شاءَ الله لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ» پناه نمی برد؟ زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عزوجل بعد از ذکر یاد شده (از زبان مردی که فاقد نعمت های دنیوی بود، خطاب به مردی که از آن نعمت بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند کمتر از خود می دانی، پس امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد …».
منبع: داستان هایی از یاد خدا، ص۴۵-۴۶.
طرح شبهه:
شیعیان ادعا مىکنند که خلیفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضى الله عنها) حمله کردهاند؛ در حالى که همه مىدانیم علی رضى الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نامهاى خلفا ـ همانهایى که ادعا مىشود قاتل فاطمه بودهاند ـ نام گذارى کرده است. این نشان مىدهد که خلفا از این تهمتها برى هستند. آیا کسى نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مىگذارد؟
نقد و بررسی:
پاسخ اجمالی:
نام گذاری به نام ابوبکر:
اولاً: اگر قرار بود که امیر مؤمنان علیه السلام نام فرزندش را ابوبکر بگذارد، از نام اصلى او (عبد الکعبه، عتیق، عبد الله و… با اختلافى که وجود دارد) انتخاب مىکرد نه از کنیه او؛
ثانیا: ابوبکر کنیه فرزند علی علیه السلام بوده و انتخاب کنیه براى افراد در انحصار پدر فرزند نمىباشد؛ بلکه خود شخص با توجه به وقایعى که در زندگیاش اتفاق مىافتاد کنیهاش را انتخاب مىکرد.
ثالثاً: بنا بر قولى، نام این فرزند را امیر مؤمنان علیه السلام، عبد اللّه گذارد که در کربلا سنّش ۲۵ سال بوده است.
ابو الفرج اصفهانى مى نویسد:
قتل عبد الله بن علی بن أبی طالب، وهو ابن خمس وعشرین سنة ولا عقب له.
عبد الله بن علی ۲۵ ساله بود که در کربلا به شهادت رسید.
الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفای۳۵۶)، مقاتل الطالبیین، ج ۱، ص ۲۲٫
بنا براین سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علی علیه السلام بوده که حضرت در آن دوره تندترین انتقاد ها را از خلفاى پیشین داشته است.
نام گذاری به نام عمر:
اولاً: یکى از عادات عمر تغییر نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر این نام را بر او گذازد و به این نام نیز معروف شد.
بلاذرى در انساب الأشراف مىنویسد:
وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.
عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نامگذارى کرد.
البلاذری، أحمد بن یحیى بن جابر (متوفای۲۷۹هـ)، أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷٫
ذهبى در سیر اعلام النبلاء مىنویسد:
ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه.
در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب کرد.
الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.
عمر بن الخطاب، اسم افراد دیگرى را نیز در تاریخ تغییر داده است که ما فقط به سه مورد اشاره مىکنیم:
۱٫ إبراهیم بن الحارث بـ عبد الرحمن.
طولانی بودن عمر امام زمان(عج)، همواره در طول تاریخ مورد سؤال بوده است. اما عمری كه از قرنها فراتر رود از دیدگاههای گوناگون، امری شدنی و ممكن است.
در اینجا به بررسی امكان تحقق چنین امری می پردازیم :
1- امكان عقلی: مقصوداز این امكان، محال نبودن عمر طولانی از نظر عقل است از نظر عقل ، درازی عمر نیز با تناقض همراه نمیباشد. و مانعی برای تحقق آن وجود ندارد، زیرا در مفهوم زندگی، مرگ زودرس نهفته نیست. همانند عدد 3 نمیباشد كه فرد است و زوج نشود. چون در این مورد تناقض لازم میآید. بر این اساس، ممكن است كه برای انسان شرائط و محیطی پدید آید كه سلولهای بدن پیوسته بازسازی شود. و اندامهای پشین كه دچار پیری و فرسودگی شدهاند به تدریج در جریان خون حل و دفع شوند. لذا، از نظر عقل سالها زنده ماندن محال نمیباشد. [1]
2- امكان علمی: امكان علمی بدین معناست كه از نظر علم، سفر انسان به سیارات منظومه شمسی و دیگر منظومهها مردود نیست و نظریههای علمی امكان زندگی دراز مدت را برای انسان نیز محال نمیداند. امروزه در كیهانشناسی، روانشناسی و سایر رشتههای علمی هر روز نظریات استواری پدید میآید كه با دلایل وشواهد بیشتر همراه میباشد. از این رو به لحاظ علمی در امكان زیست طولانی نیز تردید نمیتوان كرد. كه در اینجا به آن اشاره میگردد:
الف) برخی از محققان میگویند، ژنهایی را كشف كردهاند كه عامل جاویدانگی سلولهاست. این ژنها میتوانند سلولهای آسیب دیده را ترمیم كنند. آزمایشها بر حشراتی كه این ژنها در آنها فعال شده بود نشان داد كه این جانداران بر اثر مرگ سلولی نمیمیرند، بلكه تحلیل فیزیكی اندامها به مرگ آنها میانجامد. امید است با شناخت مكانیسم پیری، كیفیت زندگی سالمندان بهبود یافته و روند پیری كاهش پیدا كند.[2]
ب) پژوهشگران با آزمایش به روشیاز ژن درمانی دست یافتهاند كه از تحلیل رفتن ماهیچههای بدن در اثر پیری پیشگیری میكند. و با این روش میتوان حجم و قدرت ماهیچهها را در زمان پیری و یا در بیماریهای خاص،دوباره بدست آورد.[3]
ج) تاكنون تصور میشد كه نقص در سیستم اعصاب برگشت ناپذیر است و بافتهای عصبی را نمیتوان ترمیم كرد. لیكن محققان دریافتهاند كه سلولهای مغز بیشتر نیز میتوانند با حضور خود را بازسازی كنند ولی این كار پیوسته در طول زندگی یك فرد انجام گیرد.[4]
د) تحقیق نشان داده است كه مرگها در 90 و 100 سالگی بیشتر به خاطر كهولت نیست، بدلایل مشخص و عوارضهائی همانند سكته مغزی، عفونت ریه، پوكی استخوان و ... رخ میدهد.
و همچنین، نا امیدی در سالمندان احتمال مرگ زودرس را در آنها افزایش میدهد. و تحقیق روی 795 مرد و زنِ 64 تا 75 ساله نشان دادند كه 29 درصد آنهایی كه حالت یأس داشته نسبت به دیگران مرگ زودرس داشتهاند.[5]
3- امكان عملی: امكان عملی آن است كه پدیده روزافزون علمی و تحقیقی همانند: سفینه های فضایی، دریایی، ژن شناسیها، اندامهای مصنوعی، رشد جانواران، بیرون از رحیم، و... زندگی اجتماعی را سازمان میدهد، كه یك نوع از پیشرفت علمی است، در پرتو آن میتوانیم در باره عمر مهدی (عج) به بررسی بنشینیم... دیگر هیچ انگیزهای برای شگفتیها باقی نمیماند، مگر اینكه در دانش امام مهدی(عج) شك كنیم و پیشی گرفتن علم او را بر كاروان دانش بشر بعید بشماریم... اگر همه اینها را باور داریم، چگونه برای خداوند بلند مرتبه دشوار میشماریم كه مهدی(عج) را بر دانش زمان پیشی دهد؟چگونه است كه طول عمری كه خداوند به موعود منتظر(عج) بخشیده، شگفتی میآورد، اما دگرگون كردن جهان و بنای از نوساختن بر مبنای تمدن بزرگ كه به عهده آن حضرت گذاشته شده است را چگونه باید نظر داشت؟[6]
4 - منابع دینی:
الف : منابع امامیه، امام سجاد ـ علیه السلام ـ میفرماید: سنتهائی از انبیاء گذشته در قائم به یادگار مانده است. از آدم و نوح ـ علیه السلام ـ طول عمر، از ابراهیم ـ علیه السلام ـ تولد پنهانی، از عیسی ـ علیه السلام ـ غیبت .... [7] و امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: خدای تعالی عمر بنده صالح خویش، خضر، را طولانی نكرد جز برای اینكه دلیلی بر طول عمر قائم (عج) باشد. و از این رهگذر بهانه دشمنان را خنثی و حجت ایشانرا قطع كند.[8]
ب : اهل سنت: 1. ابن جوزی كه از علمای معروف اهل تسنن و حنفی مذهب است، پس از بحث در حالت حضرت مهدی(عج) و نقل روایات رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ درباره آن حضرت میگوید: این اعتقاد امامیه صحیح است كه حضرت مهدی موجود زنده است و برای افرادی استدلال میكند كه از عمر طولانی برخوردار بودهاند. مانند: خضر، الیاس، و همچنین (ذوالقرنین) كه در تورات آمده است. 3000 سال عمر كرد. و همچنین معمّرینی در شمار عمرهای 900، 800، 700 سال نیز در تاریخ آمده است.[9] 2. عبدالوّهاب شعرانی، پس از آنكه از تولد آن حضرت در نیمه شعبان 255، صحبت دارد،میگوید: او باقی است تا آنكه حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ از آسمان نزول كند دیدار نماید. و عمر او تا زمان ما كه 958 هجری باشد 706 سال است...[10]
5 - كتب آسمانی:
الف : قرآن كریم: در قرآن كریم نیز مواردی از عمرهای طولانی آمده كه به نمونه آن اشاره میگردد: حضرت نوح ـ علیه السلام ـ (نوح را به سوی قومش فرستادیم، 950 سال در میان آنان درنگ كرد)[11] و همچنین، حضرت یونس ـ علیه السلام ـ : «اگر او از اهل تسبیح نبودی تا قیامت وی رادر شكم ماهی نگه میداشتم،»[12]
پس اگر زندگی در شكم ماهی تا قیامت امكان داشته باشد، در خشكی طبیعی است كه امكان خواهد داشت.
ب : كتب آسمانی اهل كتاب: در میان خداپرستان و پیروان ادیان آسمانی، از اینكه طول عمر ممكن است اختلافی نیست. و در تمام كتب مؤسسه از عمر طولانی بسیار سخن به میان آمده است. از جمله در تورات است كه كتاب مقدس یهودیان است از نظر مسیحیان نیز مورد اعتماد میباشد. و در آن شرح زندگی زیادی را اینگونه آورده است كه جزء كسانی كه عمرشان طولانی است اما، در ادیان گذشته سخن از طول عمر حضرت مهدی(عج) نیست. بلكه سخن در مطلق درازی عمر و كسانی است كه عمر فوق طبیعی و معمولی داشتهاند. میگوید: «آدم» 900 سال، «نوش» 905 سال، «قینان» 910، «متوشالح» 969،«المك»777 سال داشته و بعد از آن مردهاند.[13]
و همچنین در انجیل كه بعد از تورات بوده و از آن به عهد جدید یاد میكنند میگوید: ... انسانهای مادی بودهاند كه 2000 سال داشته حداقل آن 900 سال است كه موارد متعددی را نشان میدهد.[14]
6 - تاریخ:
كهنسالترین، انسانها آنچه در تاریخ آمده زیاد بودهاند كه بالا ی500 سال داشتهاند.[15] و نمونههای دیگر اینكه «فیروازای» یكی از پادشاهان 537، «ابوهبل ،قس،اسقم» هر كدام 670 سال، «مصرایم نوه نوح، ملك نوه ادریس هر كدام» 700 سال و .... داشتهاند.[16] هم چنین« ضحاك» 1200، «مهركان» 2500، «عاد و لقمان» هر كدام 3500 سال عمر كردهاند و ... [17]
نتیجه: آنچه كه به عنوان نمونه و اختصار اشاره گردید، عمر طولانی نه از نظر عقل محال بود، و نه از نظر علمی آن را نفی میكند، تاریخ، سنت و ادیان آسمانی نیز بر آن است كه انسانهایی بودهاند كه فوق عادت و عمر طبیعی همگان، عمر داشته و زندگی كردهاند، فلذا طولانی بودن عمر امام زمان(عج) از دیدگاه مسلمین از جهات مختلف امری كاملا ممكن بوده و محال نمیباشد.
[1] . سید صدر، محمدباقر. جستجو پیرامون مهدی(عج)، ص 17 و 18 ترجمه كتابخانه اسلامی، مؤسسه بناء، 1379.
[2] . ماهنامه پیام زن، شماره 92، ص 94.
[3] . ماهنامه دانشمند، شماره 432، ص 21.
[4] . ماهنامه دانشمند، شماره 4444، ص 25، مهر 1379.
[5] . همان، شماره، 459، ص 24.
[6] . سید صدر، محمدباقر، جستجو پیرامون امام مهدی(عج)، ص 19 ـ 25، ترجمه كتابخانه اسلامی، 1379.
[7] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص 217،مؤسسه الوفاء، بیروت.
[8] . همان.
[9] . ابن جوزی، سبط حنقی، تذكرهالخواص الامه، ص 365، اعلمی، بیروت.
[10] . شعرانی،عبدالوهاب، الیواقیت و الجواهر، ص 65، دارالكتب اسلامی، تهران.
[11] . سوره عنكبوت/ 14.
[12] .سوره قلم/ 48.
[13] . تورات، ترجمه فاضل خالقی، سیر پیدایش، باب 5، آیات 5 ـ 32.
[14] . انجیل، كتاب اعمال سولان، باب اول، آیات 1 ـ 12.
[15] . دخیل، علی محمد، الامام المهدی، ص 146و186، دارالمرتضی، بیروت، 1403.
[16] . دایانا، اس، ودرف، چگونه میتوان 100 سال زندگی كرد، ترجمه لیلا مهرادبی، ص 48، انتشارات حسام، 1371.
[17] . همان، ص 49.
روزگاری كه دیگر موشی كیسه ای را پاره نكند و فساد و تباهی روی ندهد. زمانی كه جزیه ها الغاء گردد و
صلیبها شكسته شود.آری! این معنای آیه شریفه است كه می فرماید: «لیظهره علی الدّین كلّه»
و آنگاه تأكید كرد كه این وعده الهی تنها با قیام حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ و استقرار دولت مهر و عدل
او در جهان، تحقّق خواهد یافت.
سالانه به طور متوسط ۱۰ تا ۱۱ میلیون نفر زائر از کشورهای مختلف جهان اسلام برای زیارت مسجد نبی (ص) و بیت الله الحرام به عربستان سعودی عزیمت میکنند.
یکی از مهمترین ویژگیهایی که چشم هر زائر مسلمانی را به خانه کعبه مجذوب می کند، رنگ سیاه پارچه های نصب شده در اطراف خانه خدا است.
بر این اساس این سوال اساسی مطرح می شود که چرا پرده خانه کعبه سیاه است؟ نخستین بار چه کسى به خانه کعبه سیاه پوشاند؟
در قرآن کریم درباره رنگ پرده کعبه موضوعی نیامده است و از نظر تاریخى نیز درباره رنگ پرده کعبه آگاهى زیادى وجود ندارد.
با این وجود گفته شده که رسول خدا صلى الله علیه و آله بر کعبه پرده سیاه پوشاند. درباره پوشش و پرده کعبه بنا بر آنچه در برخى روایات آمده، نخستین بار حضرت اسماعیل بر کعبه پرده انداخت، اما راویان اخبار (مورخان) بر این باورند که اسعد بن تبع حمیرى نخستین کسى بود که در عصر جاهلى کعبه را ابتدا با پوششى از چرم و سپس با پارچههاى مخطط حریر یمنی پوشاند.
پس از آن نیز قریشیان به کمک هم پوشش کعبه را تأمین مىکردند و کعبه با چادرهاى خز زرنگار سبز و زرد و باکتان نازک پوشیده مىشد.
در همین حال به نقل از عباس بن عبدالمطلب نقل شده است: رسول خدا صلى الله علیه و آله در حج خود بر خانه کعبه جامه گران بهاى سیاه پوشاند. در روایت ابن سعد، نوع پارچه مشخص نشده است، اما واقدى مىگوید: پارچهها یمنى بود.
پرده کعبه در روایات داراى اهمیت فراوانى است و در برخى روایات از آن تعبیر به دامان خداوند متعال شده است که هر کس دست در آن دامان زند و به آن پناهنده شود در امان مىماند.
تنها رسول خدا صلى الله علیه و آله پس از فتح مکه مکرمه که اهل آن را بخشید در باره عبداللَّه بن خَطَل فرمود: عبداللَّه را بکُشید، گرچه به کعبه پناه برده باشد.
منبع : مهر نیوز
شاید اغراق نباشد اگر جایزهی نوبل را شناخته شدهترین دستاورد دنیای ادبیات بنامیم. در جریان اعطای این جایزهی معتبر كه سالانه از سوی آكادمی نوبل به مجموعه آثار یك نویسنده تعلق میگیرد، اما استثنائات و رویدادهای غیرمتعارفی نیز روی داده كه مرور برخی از آنها خالی از لطف نیست.
نگاهی به نكات جالب و خواندنی از 111 سال برگزاری معتبرترین جایزهی ادبی دنیا میاندازیم.
** اولین جایزهی نوبل ادبیات در سال 1901 به «سولی پرودوم»، نویسندهی فرانسوی اعطا شد. اگرچه مرسوم است اعضای آكادمی نوبل هرسال یك نویسنده را انتخاب كنند، اما در سالهای 1914 و 1918، 1935، 1940، 1941، 1942 و 1943 هیچ نویسندهای به عنوان برندهی نوبل معرفی نشد. علت عدم برگزاری و اعطای این جایزه مهم ادبی درگیری جنگهای جهانی و گاه به اجماع نرسیدن اعضای تصمیم گیرنده بوده است.
** یكی از دلایل دشواری پیشبینی برندهی نوبل در هر سال، قوانین سفت و سخت آكادمی است. طبق یكی از این قوانین، فهرست نامزدهای این جایزه تا 50 سال باید مخفی بماند. در حال حاضر تنها اسامی كاندیداهای نوبل بین سالهای 1901 تا 1950 در دسترس است.
اگر بتوانید پورت USB را بر روی رایانه رومیزیتان تشخیص دهید احتمالاً دوستان و آشنایان شما را مهندس خطاب میکنند و باور دارند که شما همان خوره رایانهای هستید که همیشه خدا در انواع و اقسام فیلمهایهالیوودی دیدهاند! خب اگر میخواهید این ذهنیت آنها را از بین نبرید بهتر است این مقاله بلند بالای ما را تا به انتها بخوانید تا به یک آچار فرانسه همه فن حریف دنیای کامپیوترها بدل گردید!
احادیث و روایاتى كه از اهل بیت(علیهم السلام) به دست ما رسیده، از حیث سند و دلالت، مختلف هستند. برخى از آن ها، متواتر و برخى، مستفیض یا خبر واحد هستند و از جهتى، برخى، صحیح و برخى دیگر، حسن به شمار مى آیند و برخى نیز به دلیل مجهول بودن رواى حدیث یا غیر موثق بودن راوى، ضعیف شمرده مى شوند.
احادیث مربوط به امام مهدى (عج) نیز از این قاعده مستثنا نیستند و از دیدگاه علم حدیث، هر یك از جایگاه جداگانه اى برخوردار هستند، ولى با این همه، برخى از مطالب، در بیش تر این احادیث، مشترك هستند و در اكثر احادیث به این مطالب اشاره شده، به همین دلیل مى توان ادعا كرد كه این مطالب مشترك اگر چه متواتر لفظى نباشند، متواتر معنوى هستند. بنابراین، بدون كم ترین شبهه اى، مى توان به این مطالب استناد كرد.
در این جا تنها به مطالب مشترك اشاره مى شود و براى هر یك از این مطالب، یك حدیث به عنوان شاهد آورده مى شود:
1- امام مهدى (عج) هم نام رسول خدا(صلى الله علیه وآله) است:
قال النبى(صلى الله علیه وآله): «اسمه كاسمى و اسم أبیه كاسم ابنى و هومن ولد بنتى یظهر الله الحق بهم و یخمد الباطل باسیافهم...;[1] اسم او، مانند اسم من است و اسم پدرش، مانند اسم فرزندم است. او، از فرزندان دخترم است. خداوند، به دست آنان، حق را آشكار مى كند و با شمشیرهاى آنان، باطل را فرسوده مى كند...».
2- از اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و از فرزندان امام حسین(علیه السلام) است:
قال النبى(صلى الله علیه وآله): «لاتذهب الدنیا حتّى یقومَ بأمر أُمتّى رجل من ولدالحسین یملأها عدلا كما ملئت ظلماً و جوراً;[2] دنیا به پایان نمى رسد، مگر این كه مردى از فرزندان حسین(علیه السلام) براى اصلاح امر امّت من، قیام كند و جهان را پر از عدل كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده بود».
3- امام مهدى (عج) فرزند امام حسن عسكرى(علیه السلام) است:
امام حسن عسكرى (عج) به نرجس خاتون فرمود: «ستحملین ذكراً و اسمه م ح م د و هو القائم من بعدى; به زودى پسرى به دنیا خواهى آورد كه اسمش م ح م د است و او بعد از من قائم و امام است».[3]
4- آن حضرت قبل از ظهور به غیبت طولانى مى روند:
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «المهدی من ولدى. اسمه اسمى و كنیته كنیتى أَشبه الناس بی خَلْقاً و خُلْقاً. تكون له غیبه و...;
[4] مهدى، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و كنیه اش، كنیه ى من است. از حیث خلق و خوى و شكل و صورت، شبیه ترین مردم به من است. براى او غیبتى است...».
5- به هنگام ظهور، زمین را پر از عدل و داد مى كند و حضرت عیسى پشت آن حضرت نماز مى گذارد:
ابن عباس، از رسول خدا نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: «جانشینان و اوصیاى من و حجّت هاى خداوند بر خلق، بعد از من، دوازده نفرند. اولشان برادرم و آخرشان فرزندم است.». گفته شد: «یا رسول الله! برادر تو كیست؟». فرمود: «على بن ابى طالب.». گفته شده: «فرزندت كیست؟». فرمود: «مهدى است كه جهان را پر از قسط و عدل مى كند، همان گونه كه پر از ظلم و جور شود. قسم به آن كه مرا مبعوث كرد! اگر از دنیا، فقط یك روز بماند، خداوند آن روز را طولانى كند تا این كه در آن روز، فرزندم مهدى ظهور كند و روح الله عیسى بن مریم نزول كند و پشت سر او نماز بگزارد. و زمین به نور پروردگار او روشن شود و حكومتش شرق و غرب را فراگیرد».[5]
البته موارد و مطالب مشترك احادیث مربوط به امام مهدى (عج) بیش تر از موارد مذكور است، ولى به دلیل طولانى نشدن به همین اندازه اكتفا مى شود.
- چه مقدار روایت از اهل بیت(علیه السلام) در مورد امام مهدى(علیه السلام)به دست ما رسیده است؟
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (عج) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مى آید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است به گونه اى كه آیه الله العظمى صافى در كتاب منتخب الاثر مى نویسد:
بر هر كسى كه توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است كه بشارت هاى نقل شده از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام)و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور مهدى (عج) به تواتر رسیده است».[6]
ثانیاً، باید گفت، تاكنون استقراى كاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (عج) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مى توان به كتاب هایى اشاره كرد كه سعى كرده اند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:
1- مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در كتاب الغیبه بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (عج) را گردآورده است.
2- مرحوم نعمانى نیز در كتاب الغیبه بخشى از این احادیث را نقل كرده است.
3- علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یكم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم كتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (عج) اختصاص داده است.
4- از علماى معاصر نیز آیه الله العظمى صافى گلپایگانى در كتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (عج) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را كه در كتاب هاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذكر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مى داند و در كتاب مذكور، با حذف احادیث مكرر نهصد و بیست و نه حدیث را نقل كرده اند.
--------------------------------
[1]. بحارالأنوار، ج 51، ص 67.
[2]. همان، ج 51، ص 66.
[3]. همان، ج 51، ص 161.
[4]. بحارالأنوار، ج 51، ص 72.
[5]. همان، ج 51، ص 71.
[6]. منتخب الأثر، آیه الله العظمى صافى گلپایگانى، مقدمه، ص 2.
رسول رضوي- مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مجموعه سخنرانی های این مجموعه شامل عناوین زیر میباشد:
تحریفات عاشورا
حادثه عاشورا
استدلال ذهنی
استفهام یک مطلب یعنی نفهمیدن
فطرت خدادادی
خلقت انسان
پیروی از هوای نفس
روح مطلق انسان
شناخت انسان کامل
تغیرات تکامل در طول زمان بر انسان
تکامل بشری
تکامل فرد
توحید و خدا شناسی در خلقت انسان
وحی الهی به انسان
اخلاق انسان کامل
ارزش انسان از دیدگاه جهان بینی الهی و مادی
از خود بیگانگی
بیگانگی با خود
بیگانگی انسان از خدا
انحطاط مسلمین
انسان از دید جهان بینی الهی
انسان بودن انسان کامل

مجموعه کتاب های این مجموعه شامل عناوین زیر میباشد:
آیینه جام
احیای تفکر اسلامی
اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
استاد مطهری و روشنفکران
اسلام و مقتضیات زمان 1 و 2
آشنایی با علوم اسلامی 1 و 2 و 3
آشنایی با قرآن 1 تــا 8
اصول فلسفه و روش رئالیسم 1 تــا 5
امامت و رهبری
امدادهای غیبی در زندگی بشر
انسان در قرآن
انسان کامل
انسان و ایمان
انسان و سرنوشت
بیست گفتار
پاسخ های استاد به نقدهای کتاب مسأله حجاب
پیامبر امی
پیرامون انقلاب اسلامی
پیرامون جمهوری اسلامی
تعلیم و تربیت در اسلام
تکامل اجتماعی انسان
توحید
جاذبه و دافعه علی (ع)
جامعه و تاریخ
جهاد
جهان بینی توحیدی (جلد دوم)
حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 و 2
حق و باطل
حکمت ها و اندرزها
حماسه حسینی 1 تــا 3
خاتمیت
ختم نبوت
خدمات متقابل اسلام و ایران
داستان راستان 1
داستان راستان 2
درس های الهیات شفا 1
درس های الهیات شفا 2
ده گفتار
زندگی جاوید یا حیات اخروی
سیری در سیره ائمه اطهار
سیری در سیره نبوی
سیری در نهج البلاغه
شرح مبسوط منظومه 1 تــا 4
شرح مبسوط منظومه 2
شرح مبسوط منظومه 3
شرح مبسوط منظومه 4
شرح منظومه 1 و 2
شش مقاله (الغدیر و وحدت اسلامی)
شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی)
عدل الهی
عرفان حافظ (تماشاگه راز)
علل گرایش به مادیگری
فطرت
فلسفه اخلاق
فلسفه تاریخ 1 و 2
فلسفه ابن سینا 1 و 2
قیام و انقلاب مهدی از دیدگاه فلسفه تاریخ
گفتارهای معنوی
لمعاتی از شیخ شهید
مساله حجاب
مساله ربا به ضمیمه بیمه
مساله شناخت
معاد
مقالات فلسفی 1 تــا 3
5 مقاله
نبوت
نظام حقوق زن در اسلام
نظری به نظام اقتصادی اسلام
نقدی بر مارکسیسم
نهضت های اسلام صد ساله اخیر
وحی و نبوت
ولاء ها و ولایتها
مرتضی مطهری (۱۳ بهمن، ۱۲۹۸ فریمان - ۱۱ اردیبهشت، ۱۳۵۸ تهران) مفسر قرآن، فیلسوف، متکلم، عضو هیئت موتلفه اسلامی و از نظریهپردازان نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
وی قبل از انقلاب ۵۷ عضو انجمن سلطنتی فلسفه و استاد دانشگاه تهران بود. بعد از انقلاب به ریاست شورای انقلاب منصوب شد. سید روحالله خمینی علاقه زیادی به وی داشت، تا بدانجا که بعد از مرگش گفت: «مطهری پارهٔ تن اسلام و حاصل عمر من بود.» در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی از وی با عنوان «معلم شهید» یاد میگردد.
علما و محدثین امامیه، از جمله علامه مجلسی،[1] شیخ مفید،[2] شیخ صدوق (ره)[3] و... اتفاق بر آن دارند كه حضرت مهدی (عج) در نیمه شعبان سال 255 در سامرا چشم به جهان گشود. واز آنجا كه مسئله ولادت امام مهدی (عج) از منظرشیعه امامیه مشهور است تنها به صورت اجمالی به ذكر برخی از ادله ولادت ان حضرت می پردازیم :
الف : اخبار پیامبر اكرم (ص) وامامان معصوم (ع) ازتولد فرزندی برای امام حسن عسكری (ع) كه پس از به دنیا آمدن، از دیدگان پنهان گشته وبعد از ظهور جهان را پر از قسط وعدل خواهد نمود كه مجموع این اخبار بیش از هزارحدیث است كه در كتب روایی معتبر شیعه ازجمله الكافی ،الغیبه ،كمال الدین و...آمده است.
ب: سال ولادت امام زمان ـ علیه السلام ـ بنابر نقل اكثر مورّخین مُعتبر و و محدّثین شیعه و غیر شیعه نیمه شعبان سال 255 هـ . ق. میباشد،[4] و سال شهادت امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ سال 260 ه ـ .ق. میباشد.
[5] بنابر تصریح علمای بزرگ امامیّه مانند شیخ مفید، آن حضرت در سال شهادت پدر بزرگوارش پنج ساله بود: «وكان عمره عند وفاه ابیه خمس سنین اتاه الله تعالی فیها الحكمه كما اتاها یحی صبیاً و جعله اماماً فی حال الطفولیه . . .».
[6] این قول مشهور و دقیق بین علمای شیعه و تمام شیعیان است، بنابراین امام دوازدهم ـ علیه السلام ـ پنج سال در كنار پدر بزرگوارش و در سایه پدر مهربانش زندگی نموده است و این زندگی و حتی تولد حضرتش به نوعی در خفاء و پنهانی بوده است، علّت اختفاء مربوط به اوضاع سیاسی و اجتماعی معاصر امام عسكری ـ علیه السلام ـ و حتی ائمه پیش از او بوده است به لحاظ امنیت جانی چنانكه ولادت برخی از انبیای الهی در خفا و استتار بوده است،
[7] شرایط سیاسی حاكم بر عصر امام به علت تدابیـر سخت نظامی خلفای عباسی كه دشمن سرسخت ائمّه بودهاند اقتضاء مینمود، كه شیعیان در تقیّه كامل و اختفاء فعّالیتهای مذهبی خود را انجام دهند و ارتباط با ائمه برای شیعیان بسیار سخت انجام میگرفت، تنها وكلای شیعه در این دوره با زحمات عدیده امكان ارتباط با ائمه را داشتند، مخصوصاً دوره امام عسكری ـ علیه السلام ـ سختترین دوران سیاسی و اجتماعی برای شیعه محسوب میشود. این امام عزیز اكثر دوران خویش را در پادگآنهای نظامی به سر برد و بخشی از عمر شریفش را نیز كاملاً تحت مراقبت وكنترل شدید نیروها و جاسوسان امنیتی خلفای جائر و ستم پیشه عباسی بوده است و وظیفه سنگین الهی، امامت را انجام میداد با توجّه به این اوضاع فشار و خفقان سیاسی است كه امام زمان ـ علیه السلام ـ در كودكی برای خیلی از مردم ناشناخته بود و فقط خصیّصین از بزرگان شیعه و نزدیكان أئمه و صحابی بزرگ به زیارت حضرت توفیق یافته و او را دیدهاند و تعداد این افراد به حدّی است كه یقین آور است علاوه بر این كه این رؤیتكنندگان خودشان از فقها و از اصحاب بزرگ و كاملاً مورد اطمینان و تأیید ائمه بودهاند كه در یقین و اطمینان كامل به كلام آنها جای هیچ شبهه و شكی را باقی نمیگذارد. اسامی این افراد در كتابهای حدیثی و تاریخی علمای بزرگ شیعه و سنّی آمده است و بسیاری از این افراد خودشان به محضر امام زمان ـ علیه السلام ـ در زمان امام حسن عسكری ـ علیه السلام ـ رسیدهاند با توجّه به اینكه در مدّت پنج سال امام عسكری ـ علیه السلام ـ با خواص از شیعیان ارتباط مستمر داشت یا از طریق وكلای مخصوص در نواحی مختلف سرزمین اسلامی یا ارتباط مستقیم كه در این فرصتها امام سعی مینمود جانشین خود را به شیعیان معرفی كند و آنها را از تحیر و سر درگمی نجات دهد همان طوری كه ائمه قبل از او علاوه بر تصریح پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه وآله ـ بنام ائمه، شخصاً و عیناً او را به شیعیان معرفی میكردهاند تا هیچ كس به دروغ مدّعی مقام امامت نشود كه منجر به انحراف شیعه از مسیر حق گردد لذا در سیره تمام ائمه ما میبینیم كه آنها علاوه بر معرفی جانشین خود از آخرین امام معصوم نیز با القاب و اسم خاص آن حضرت به تصریح سخن گفتهاند و او را به مردم با علائم مخصوص و منحصر بهفرد معرفی نمودهاند.
با این اهتمام به مقام امامت، امام عسكری ـ علیه السلام ـ هم خبر از ولادت و غیبتش داده و او را شخصاً از دوران نوزادی و تولّد او را با طرق مختلف از جمله فرستادن «عقیقه»،[8] به تمام شیعیان از ولادت آن حضرت خبر داده و او را به بزرگان شیعه نشان داده و در زمان خود شناساندهاند تا حجّت بر آنها تمام شده است. در اینجا بترتیب از منابع معتبر و مختلف به تبیین برخی از افرادی كه بـه حضور حضرت صاحب الامر (عج) در زمان پدر بزرگوارش مشرّف شدهاند میپردازیم:
1. محمد بن عثمان العمری همراه چهل نفر از شیعیان آن حضرت را در كودكی دیدهاند كه امام عسكری ـ علیه السلام ـ به آنها فرموده است «هذا امامكم من بعدی و خلیفتی علیكم اطیعوه».[9]
2. كرخی به نقل از ابو هارون كه از شیعیان بوده است نقل میكند كه صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ را دیدم صورتش مانند ماه شب چهاردهم نور میداد.[10]
3. یعقوب بن منقوش هم به نقل از شیخ صدوق (ره) در كمال الدین از جمله كسانی است كه حضرت را دیده است.[11] شیخ صدوق از بزرگان شیعه است كه كتابهای گرانسنگی را در علوم مختلف از خود برجای گذاشته است كه دارای اعتبار ویژهای در پیش فُقهای شیعه هستند از جمله كتابهای بسیار معتبر او كتاب «كمال الدین و اتمام النعمه» است كه آن را درباره امام عصر ـ علیه السلام ـ نگاشته و تفصیلاً مباحث مختلفی را حول محور مهدویت طرح نموده و تمام شبهات وارده بر این جریان را در آن جواب داده است كه بسیار قابل توجّه و مناسب است لذا هیچ شبههای در كتاب و نویسنده آن وجود ندارد و از جهاتی، از جمله نزدیكی دوران حیاط صدوق به دوران غیبت صغری از نقاط قوت این كتاب است و ممتاز بودن و برخورداری نویسنده از فضائل نفسانی از موارد دیگر امتیازات این كتاب شریف است كه قابل توجّه میباشد. در حقیقت این كتاب جواب شبهاتی است كه درباره مسئله مهدویت و وجود امام عصر (عج) در عصر صدوق بر شیعه وارد شده و صدوق (رض) قاطعانه به آنها پاسخ مستند و مستدل داده است از جمله كتابهای معتبر شیعه كه به این مسئله «رویت امام در حیات پدرش» پرداخته، كتاب ارشاد شیخ مفید است (336-413)، به نقل از ارشاد محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ كه از نوادگان امام هفتم بود در عراق امام زمان را در كودكی و در حیات پدرش دیده است، حمزه بن موسی بن جعفر به نقل از حكیمه خاتون عمه امام عسكری ـ علیه السلام ـ كه از جمله روایات بسیار معتبر است او را دیده در حیات پدرش دیده است، این روایت كه حكیمه خاتون حضرت را دیده است در بسیاری از كتابهای مربوط به موضوع مهدویت كراراً آمده است كه حتّی شب ولادت حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ آن بانوی مكرّم در خانه امام عسكری ـ علیه السلام ـ حاضر بوده و افطار را در كنار برادرزادهاش بوده و شاهد ولادت آن حضرت بوده است،[12] و او را مكرراً دیده و چشمانش با دیدارش روشن گردیده است «رزقنا الله و ایاكم رؤیته» بنابر این اگر رویت كنندگان حضرت را در یك جمع بندی قرار دهیم میتوانیم چنین نتیجه بگیریم كه سه گروه حضرت را دیدهاند :
1. اهل بیت آن حضرت: مانند حكیمه خاتون عمه امام عسكری ـ علیه السلام ـ و خادمان خانه امام عسكری ـ علیه السلام ـ در ردیف اولین كسانی بودهاند كه امام را زیارت كردهاند الف. ظریف (ابونصر) خادم دودمان امام عسكری ـ علیه السلام ـ [13] ب. ابوسعید غانم خادم دیگر امام عسكری ـ علیه السلام ـ نقل كرده است كه امام زمان ـ علیه السلام ـ در گهواره بود كه به محضرش شرف یاب شدم . . . به من فرمود: «انا خاتم الاوصیاء و بی یدفع الله عن اهلی و شیعتی».[14]
ج. «و روی محمد بن یعقوب رفعه عن نسیم الخادم و خادم ابی محمد ـ علیه السلام ـ . . .» وارد شدم به حضور امام زمان ـ علیه السلام ـ بعد از اینكه ده شب از ولادتش میگذشت، در این حال عطسه نمودم به من فرمود: «یرحمك الله. . . ». فقال «الا ابشرك فی العطاس، هو امان من الموت ثلاته ایام».[15]
2. گروه دوم كه از دیدار امام در حیات پدرش مسرور شدهاند از نواب حضرتش بودند، عثمان بن سعید عمروی چنانكه قبلاً نیز گفته شد.
3. گروه سوم از زیارت كنندگان حضرت در عهد امام عسكری ـ علیه السلام ـ اصحاب خاص و شیعیان نامدار حضرت بودهاند كه به برخی از آنها اشاره كردیم و بسیاری از بزرگان شیعه از جمله علمای شهر قم و شیعیان خاص امام عسكری ـ علیه السلام ـ به زیارت حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ در زمان حیات پدرشان رسیدهاند.
چگونگی ولادت حضرت مهدی(عج)
ولادت حضرت مهدی(عج)
من عرض كردم: مادرش كیست؟
فرمود: نرجس.
گفتم: فدایت شوم، به خدا سوگند در او اثری نیست.
فرمود: همین است كه برای تو میگویم.
حكیمه گفت: پس آمدم چون سلام كردم و نشستم نرجس خواست پای افرازم را بیرون آورد، گفت: ای سیده من و سیده خاندان من، چگونه شب كردی؟
گفتم: بلكه تو سیده من و سیده خاندان منی.
گفت: ای عمه این چه سخن است؟!
گفتم: ای دخترم، خدا امشب به تو پسری كرامت فرماید كه در دنیا و آخرت آقا است؛ پس او خجلت كشید و حیا كرد، وقتی از نماز
عشا فارغ شدم افطار كردم و در بستر خوابیدم چون نیمه شب رسید برخاستم برای نماز شب، نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت بود،من نشستم برای تعقیب و سپس خوابیدم و هراسان بیدار شدم، او همچنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابید.
حكیمه فرمود: برای فحص از صبح بیرون آمدم فجر اول ظاهر شده بود، هنوز نرجس در خواب بود، در شك افتادم، امام فریاد زد، عمه شتاب مكن كه مطلب نزدیك گردیده. گفت: نشستم و سوره الم سجده و یس خواندم كه ناگاه نرجس هراسناك بیدار شد، من به بالینش شتافتم و گفتم: «بسم الله علیك» آیا چیزی احساس میكنی؟
گفت: بله، ای عمه.
گفتم: آسوده خاطر باش همان است كه به تو گفتم.
حكیمه گفت: پس مرا سستی و از خود بی خودی فرا گرفت و او نیز چنین شد، وقتی به حس آقایم بیدار شدم، جامه را از روی نرجس به یك سو زدم و آقای خود را دیدم كه در حال سجده است و مواضع سجودش را بر زمین گذارده، او را در بر گرفتم دینم نظیف و پاكیزه است، حضرت امام حسن عسكری به من صیحه زد: ای عمه پسرم را به نزد من بیاور.
او را نزد امام بردم،اما دستهایش را زیر دو ران و پشت او گذارد و پاهایش را به سینه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست بر چشمها و گوش و مفاصلش كشید.
پس فرمود: سخن بگو ای پسرم.
فرمود: «أَشْهَدُ أَنَّ لا اِله اِلاّ الله وَحْدَهُ لا شَریكَ لَهُ وَ اِنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله»
سپس بر امیر المؤمنین و امامان تا پدرش صوات فرستاد و سكوت فرمود.
امام فرمود: او را نزد مادرش ببر تا به او سلام كند و به نز من آور؛ پس او را نزد مادرش بردم، به مادرش سلام كرد، سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم. فرمود: ای عمه روز هفتم كه شد نزد ما بیا. حكیمه فرمود: بامدادان رفتم كه به امام سلام عرض كنم، پرده را بالا زدم تا از آقای خود تفقد كنم او را ندیدم گفتم: فدایت شوم چه شد آقای من؟ فرمود: ای عمه او را به آن كس سپردم كه مادر موسی او را به او سپرد.
حكیمه گفت: روز هفتم كه شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام كردم و نشستم.
امام فرمود: پسرم را به نزد من بیاور، پس من آقایم را در حالی كه در پارچهای بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار كرد، پس زبان در دهانش گذارد مثل آنكه شیر و عسل به او میدهد سپس فرمود: سخن بگو:
گفت: اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر محمد و امیر المؤمنین و امامان تا پدرش ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ فرستاد و این آیه را تلاوت كرد:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا یَحْذَروُنَ»
موسی بن محمد بن قاسم، راوی حدیث گفت: این سرگذشت را از عقید خادم پرسیدم گفت: حكیمه راست فرموده است.[16]
-------------------------------------
[1] . محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 13، فصل بشارت حضرت مهدی (عج)، مؤسسه الوفاء بیروت، 1983 م.
[2] . محمد بن نعمان (مفید)، الارشاد فی حجج الله العباد، ص 346، مؤسسه آل البیت، 1314 هـ .
[3] . ابوجعفر محمد ابن بابویه قمی (صدوق)، كمال الدین وتمام النعمه، ج 2، باب 42، ترجمه منصور پهلوان، نشر دارالحدیث قم، 1380.
[4] . محمد بن محمد، الشیخ المفید، الارشاد ج 2،چاپ اول، قم، آل البیت،1413ـ ص 339.
[5] . همان، ص 336.
[6] . همان، ص 339.
[7] . شیخ الطائفه طوسی، كتاب الغیبه، طهران (انتشارات نینوی الحدیثه، بیتا) ص 74 ـ و ـ شیخ مفید «پیشین» ص 336 علت مخفی بودن ولادت را توضیح داده است.
[8] . شیخ طوسی «غیبت»، (انتشارات نینوی)، ص 14 و 148؛ بحارالانوار مجلسی، چاپ دارالكتب، ج 51، ص 22.
[9] . محمد بن علی (شیخ صدوق) كمال الدین ج 2، چاپ سوّم، قم، جامعه مدرسین، 1416، ق، ص 434.
[10] . محمد بن علی (صدوق) كمال الدین ج 2، چاپ سوم ، (قم جامعه مدرسین 1416 ه.ق ص 434
[11] . همان، ص 437.
[12] . محمد بن محمد (شیخ مفید) الارشاد ج 2- چاپ اول (قم،آل البیت)، 1413، ص 351، و كمال الدین (پیشین) ص 424.
[13] . بحار الانوار ،ج 51 ص 22 و ارشاد مفید »ج 2، ص 354، و غیبت شیخ طوسی ،ص 148.
[14] . غیبت شیخ طوسی ص 148 و منتخب الاثر، آیت الله صافی، چاپ هفتم، مكتبه الداوری، قم، ص 360.
[15] . همان، «غیبت شیخ طوسی»، ص 139.
[16] . منتخب الاثر نگارنده، ص321 تا 341.
مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
پسر بچه ای تند خو در روستایی زندگی میکرد. روزی پدرش جعبه ای میخ به او داد و گفت هربار که عصبانی میشود و کنترلش را از دست میدهد باید یک میخ در حصار بکوبد. روز نخست پسر 37 میخ در حصار کوبید. اما به تدریج تعداد میخ ها در طول روز کم شدند. او دریافت که کنترل کردن عصبانیتش آسان تر از کوبیدن آن میخها در حصار است. در نهایت روزی فرا رسید که آن پسر اصلا عصبانی نشد. او با افتخار این موضوع را به اطلاع پدرش رساند و پدر به او گفت باید هر روزی که توانست جلوی خشم خود را بگیرد یکی از میخهای کوبیده شده در حصار را بیرون بکشد. روزها سپری شدند تا اینکه پسر همه میخها را از حصار بیرون آورد. پدر دست او را گرفت و به طرف حصار برد.
"کارت را خوب انجام داری پسرم. اما به سوراخهای حصار نگاه کن. حصار هیچوقت مثل روز اولش نخواهد شد. وقتی موقع عصبانیت چیزی میگویی، حرفهایت مثل این، شکافهایی برجای میگذارند. مهم نیست چند بار عذر خواهی کنی، چون اثر زخم همیشه باقی می ماند."
مراقب حرفهایتان باشید، چون می توانند بسیار آزار دهنده باشند و اثراتشان برای سالها باقی بماند.
يا مَنْ اِذَا اسْتَعَذْتُ بِهِ اَعاذَنى وَ اِذَا اسْتَجَرْتُ بِهِ عِنْدَ الشَّدائِدِ اَجارَنى وَ
اِذَا اسْتَغَثْتُ بِهِ عِنْدَ النَّوائِبِ اَغاثَنى وَ اِذَاسْتَنْصَرْتُ بِهِ عَلى عَدُوّى نَصَرَنى
وَ اَعانَنى اِلَيْكَ الْمَفْزَعُ وَ اَنْتَ الثِّقَةُ فَاقْمَعْ عَنّى مَنْ اَرادَنى
وزیری، 68 ص.
در این کتاب مطالبی دربارة حضرت زهرا (س) با عناوین زیر آمده است: کودکی که زندگی بزرگان راداشت، همسرش امام علی (ع)، زهرا (س) به پیامبر (ص) از سایر فرزندانش شبیهتربود، ولیمة عروسی و ازدواج، مواجهه با خلیفه، فرزندان مطهرش، زهرا (س) در آخرین روزها، فصاحت وبیان موروثی زهرا (س)، وصیت فاطمه (س)قبل از وفات، از دعاهای فاطمه (س)، فضایل ومناقب اهل بیت (ع) در شعر.